تاریخ انتشار : ۳۱ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۱:۴۸  ، 
شناسه خبر : ۸۹۳۲۲
تحلیلی پیرامون سخنان اخیر رهبر معظم انقلاب
قاسم روان‌بخش

در آستانه سالگرد رحلت بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران، مقام معظم رهبری در دیدار اعضای ستاد بزرگداشت امام (ره) با بیان ویژگی‌های خط امام پرده از چهره مدعیان دروغین راه امام (ره) برداشتند و فرمودند: «نمی‌توان از یک طرف ادعای دنباله روی از امام را کرد ولی از طرف دیگر با سرمایه‌داری جهانی موافق بود و یا در پی کسب منافع شخصی بود و برای عدالت اجتماعی ارزشی قائل نبود. نمی‌توان شعار طرفداری از امام داد اما به دنبال جداسازی ایدئولوژی از سیاست بود و در مسیر ایدئولوژی زدایی آمریکایی‌ها حرکت کرد.» (1)
سخنان حکیمانه رهبر فرزانه انقلاب درباره انقلاب درباره «خط و راه امام (ره)» حقیقتی است که سال‌های اول انقلاب نیز از سوی برخی افراد و گروه‌ها به عمد مورد غفلت قرار می‌گرفت و حتی می‌توان گفت مشابه آن در صدر اسلام نیز جریان داشته است.
الف: صدر اسلام؛ از آن جایی که شخصیت منحصر به فرد پیامبر (ص) در میان مسلمانان از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بود هیچ کس را یارای مخالفت صریح با ایشان نبود به همین دلیل مخالفان پیامبر‌ (ص) چه در زمان حیات آن حضرت و چه پس از رحلت آن بزرگوار، به صورت رسمی و صریح به مخالفت با پیامبر نمی‌پرداختند. بلکه در سخن و نوشتار از آن بزرگوار تجلیل می‌کردند ولی در عمل نه تنها هیچ التزامی به پایبندی به آموزه‌های آن حضرت نداشتند که نابودی پیامبر و راه و رسم ایشان را استراتژی خود قرار می‌دادند و گاهی به بهانه «حسبنا کتاب الله» از نقل فرمایشات پیامبر (ص) نیز جلوگیری می‌کردند!! قرآن کریم از این گونه افراد و گروه‌ها به «منافقین» تعبیر می‌کند و می‌فرماید: منافقین نزد تو می‌آیند و شهادت می‌دهد که تو پیامبر خدا هستی و خدا می‌داند که تو پیامبر خدا هستی ولی شهادت می‌دهد که منافقان در ادعای خود صادق نیستند. البته تاریخ شاهد است که منافقان با این گونه استراتژی، چه ضربات کوبنده‌ای به اسلام و مسلمانان وارد ساختند و قرآن مجید نسبت به ضرورت شناخت آن‌ها تأکید و دستور مبارزه سخت و بی‌امان را صادر کرده و می‌فرماید: «جاهد الکفار و المنافقین و اغلظ علیهم.»
ب: در آغاز انقلاب اسلامی نیز همین ماجرا تکرار شد. مخالفان امام (ره) به دلیل شخصیت استثنایی و مقبولیت فراگیر ایشان جرأت مخالفت آشکار و صریح با معظم له را نداشتند. از این رو آن‌ها نیز همانند مخالفان پیامبر (ص) در صدر اسلام به ظاهر به تجلیل از امام (ره) می‌پرداختند و حتی عنوان «خط امام» را برای خود و گروهشان بر می‌گزیدند. ولی در عمل نه تنها هیچ یک از مواضعشان با مواضع امام (ره) مشابهتی نداشت که همه توان و نیروی خود را برای نابودی امام (ره) و راه امام(ره) به کار می‌گرفتند! با مروری بر مواضع سازمان منافقین (مجاهدین خلق!) و نهضت آزادی، برخی از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب پس از انشقاق، و مطالعه روزنامه‌های مجاهد، میزان و بیانیه‌های آنان می‌توان به این حقیقت دست یافت؛ برخی از آن‌ها ادعای راه امام می‌کردند و گاه در سخنرانی عمومی مدعی می‌شدند «خط امام در جیب من است!» ولی در عمل با صدور بیانیه دفاع مقدس را محکوم و برای دشمن جاسوسی می‌کردند! آن‌ها مدعی راه امام (ره) بودند ولی حرکت دانشجویان پیرو خط امام (ره) را در تسخیر لانه جاسوسی محکوم می‌کردند! مدعی خط امام (ره) بودند و تجاوز شوروی سابق به کشور افغانستان را می‌ستودند! از راه امام سخن می‌گفتند ولی از فرمان امام (ره) مبنی بر وجوب تحویل کلیه سلاح‌های غارت شده از پادگان‌ها سرباز می‌زدند.
مدعی راه امام بودند ولی از مارکسیسم لننیسم و نظریه التقاطی اسلام و مارکسیسم دفاع می‌کردند مدعی راه امام بودند ولی با قانون اساسی و مترقی‌ترین اصول آن یعنی اصول مربوط به ولایت فقیه مبارزه کرده و آن را دیکتاتوری معرفی می‌کردند! مدعی راه امام بودند و احکام ضروری اسلام را مثل لایحه قصاص و ... زیر سؤال می‌بردند! مدعی راه امام بودند ولی یاران امام را با گلوله و بمب به شهادت می‌رساندند! آری دقیقا به همین دلیل بود که مردم واژه «منافقین» را برای آنها برگزیدند و بر اساس آموزه قرآن- جاهد الکفار و المنافقین و اغلط علیهم- پس از حادثه هفتم تیر و هشت شهریور با‌ آنها با شدت عمل برخورد شد و بسیاری از آنها به جهنم واصل و بقیه به آغوش استکبار جهانی و دشمنان نظام اسلامی پناهنده شدند!
ج: پس از جریان هفتم تیر و هشت شهریور و به شهادت رساندن شهید بهشتی و یارانش و رجایی و باهنر، حقایق روشن شد و چهره کریه آنها از پس پرده نفاق بیرون افتاد و آنها دیگر شعار خط امام نمی‌دادند بلکه به محاربه با نظام اسلامی برخاستند.
از آنجایی که به فرموده مقام معظم رهبری «این انقلاب بی‌نام خمینی در هیچ کجای جهان شناخته شده نیست» و امام خمینی از مرزهای خاکی فراتر رفته و میلیون‌ها نفر مسلمان و غیر مسلمان در سراسر جهان به راه امام می‌اندیشند- استقبال بی‌نظیر مردم اندونزی از دکتر احمدی‌نژاد بهترین گواه بر این مدعاست- دشمنان داخلی امام (ره) و یا مدعیان غیرواقعی خط امام هنوز هم در داخل جرأت اظهار مخالفت با امام (ره) را ندارند چرا که می‌دانند قطعا اظهارات‌شان مورد توجه مردم قرار نمی‌گیرد و از سوی دیگر از خشم ملت ایران در هراسند. از این رو، این گونه افراد و گروه‌ها نیز بسان گذشته همان استراتژی را برگزیده‌اند: از امام (ره) مایه می‌گذارند و مدعی راه او می‌شوند ولی در عمل مواضع و عملکردشان 180 درجه با راه امام در تعارض است!
براستی چگونه می‌توان خود را مرید و پیرو امام(ره) دانست و با اصل مترقی ولایت فقیه به مبارزه برخاست و یا آن را یک امر زمینی دانست؟! چگونه می‌توان خود را پیرو امام دانست و از سکولاریسم و جدایی دین از سیاست دفاع کرد و حکومت دینی را در عصر حاضر ناکارآمد خواند؟! گونه می‌توان خود را یار امام دانست و در عین حال با سرمایه‌داری جهانی موافق بود و برای کسب منافع شخصی، حزبی، گروهی و خانوادگی خود سر از پا نشناخت و با سیاست‌های اقتصادی از نوع سرمایه‌داری عده‌ای از مردم فقیر یا متوسط جامعه برخاست؟ و چگونه می‌توان شعار دنباله روی از امام را داد و در همان حال در کاخ سفید و با زندگی شاهانه بر کوخ‌نشینان لبخند تلخ نزد؟ به نظر می‌رسد که این روزها هم بسان سال 1360 پرده‌ها در حال کنار رفتن است و مردم نیز بسیاری از حقایق را فهمیده‌اند، چرا که سال‌هاست عملکرد این گونه افراد و احزاب را با امام سنجیده‌اند و نتایج چند انتخابات اخیر تا حدودی این نکته را آشکار ساخت. امیدواریم در این مرحله از انقلاب اسلامی همانگونه که رهبر معظم انقلاب فرمودند «بدون تعارف و همانند امام(ره) در حفظ مرزهای اعتقادی و اصول خود صریح و نگذاریم مرزهای اعتقادی کم‌رنگ شوند».