تاریخ انتشار : ۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۳:۳۲  ، 
شناسه خبر : ۸۹۳۳۲
ماهواره چالش پیش روی جامعه دینی
امید رهگذر اشاره: ماهواره یا به اصطلاح دیشهای پشت بام یکی از چالش های عمده اجتماعی است. به این پدیده از زوایای مختلف نگاه و ارزیابی شده است. بسیاری گمان می‌کنند که مصونیت از این ابراز رسانه‌ای در شرایط موجود امکان‌پذیر نیست. توسل به اهرمهای قانونی برای رفع محدودیت استفاده از این امکان یا قانونمند کردن آن تاکنون راه به جایی نبرده است. در اینکه ماهواره می‌تواند به امکانی برای تعاملات علمی و اطلاع رسانی تبیدل شود تردیدی نیست. از سوی دیگر این گمان که می‌توان بدون هزینه کردن از ارزش های اخلاقی و دینی از این پدیده استفاده کرد ناشی از ساده‌انگاری است. به هر حال این پدیده اینک به معضلی پیش روی مسئولین تبدیل شده است. در این نوشتار تلاش می‌کنم صرفنظر از همه ارزیابی‌های موجود این پدیده را از منظر اهداف پیدا و ناپیدایی که نظریه پردازان غربی برای مهار و کنترل پدیده انقلاب اسلامی طراحی کرده‌اند به استناد اظهارات خودشان مورد بررسی قرار دهم کلیه فاکتهای این مقاله مربوط به زمانی است که این پدیده مثل امروز به عنوان یک معضل اجتماعی تیتر نشده بود.

در تبیین شرایط امروز جهانی بدون تردید ماهواره‌ها نقش عمده و تعیین کننده‌ای در سمت و سو دادن به مطالبات مردم دارند. از این‌رو که این امکان سهل‌ترین و کم‌هزینه‌ترین ابزار برای تحقق اهداف درازمدت است. دهکده جهانی مک لوهان با این امکان عملی می‌شود و شعار جهان وطنی از این بستر امکان تعامل و نزدیکی فرهنگها را فراهم می‌کند. ماهواره‌ها در حوزه سیاست، اقتصاد، فرهنگ و هنر و ... آخرین دستاوردهای روز را برای مردم اقصی نقاط جهان عرضه می‌کنند. جهان ماهواره‌ای، کره خاکی را همچون استودیوی حقیری زیر پروژکتورهای خود در محاصره دارد. به سهولت قادر است روی آنچه می‌خواهد زوم کند و آنچه را تاب نمی‌آورد در سایه قرار دهد. مرزها را به سهولت در می‌نوردد و هیچ نیرویی قادر به مهار آن نیست. برای بشر در عرصه تکنولوژی شاید این بزرگترین غنیمت ممکن برای تعامل و نزدیکی باشد. به راستی در این شرایط اجتناب ناپذیر و غیرقابل مهار سهم ما از این دستاورد در این رابطه یک سویه چیست؟ واقعیت این است که ما در این کشمکش ناگزیر و با احتساب توانمندی های محدود و محذورات اخلاقی مغبون هستیم. برای گریز از این موقعیت اجتناب ناپذیر آیا استفاده از اهرم قانون به تنهایی قادر است ما را از این تهاجم مصون دارد؟ شبیخون فرهنگی به فرموده رهبر انقلاب یک واقعیت غیرقابل انکار است. نسل امروز ما با تناسب شرایط جهانی مطالبات خاص خود را دنبال می‌کند. حذف این مطالبات نه امکان‌پذیر و نه عقلانی است. دستاوردهای تکنولوژیک در عرصه رسانه‌ای به زودی مخاطبان را از نصب دیش‌ها روی بام بی‌نیاز می‌کند. در این شرایط اهرمهای قانونی هم قادر به مهار این پدیده نخواهند بود. ابزار دریافت امواج هر لحظه و ثانیه نامریی‌تر می‌شوند. به راستی چه باید کرد؟ در طی سه دهه از گذشت انقلاب دشمنان بیرونی و داخلی راهکارهای بسیاری را برای شکست آن تجربه کرده‌اند. با این لحاظ موقعیت ما در مقایسه با کشورهای مسلمان دیگر که هر یک به نوعی در معرض استحاله فرهنگی هستند متفاوت است. انقلاب اسلامی از دو دهه پیش بطور جدی و حساب شده در معرض شبیخون فرهنگی غرب است. عناصر خودفروخته و ظاهرا فرهنگی آمریکا را متقاعد کرده‌اند که ایجاد هر گونه دگردیسی در بنیانهای ارزشی این انقلاب جز از راه توسل به تخریب ساختارهای فرهنگی در درازمدت غیر ممکن است.
رویکرد دشمن به عرصه فرهنگ نکته پنهانی نیست. با اندکی جستجو در اظهارات تئوریسین‌های آمریکایی می‌توان به فاکتهای صریحی در این رابطه دست یافت. دیوید کیو یکی از ماموران سازمان سیا با لحاظ اهمیت مقوله فرهنگ در تغییر جستارهای فرهنگی انقلاب ایران برای هر گونه تغییر و یا استحاله سیاسی می‌گوید: "مهمترین حرکت در جهت براندازی جمهوری اسلامی تغییر فرهنگ جامعه فعلی ایران است و ما مصمم به آن هستیم."(کتاب هویت، ص 18)
شجاع الدین شفا معاون فرهنگی رژیم شاه این رویکرد را تنها گزینه استراتژیک برای مقابله با انقلاب می‌داند و در حمایت از راهکارهای سیا می‌گوید: "اصولا استراتژی جدید ما مبارزه فرهنگی است. ما باید بینش و فرهنگ مردم را عوض کنیم تا جمهوری اسلامی ساقط شود."‌(همان، ص 19)
این استراتژی که ابتدا به گسیل و زمینه‌سازی بازگشت عناصر فرهنگی غرب به ایران آغاز شد. به تدریج با افشای ماهیت این جریان که عمدتا توسط نیروهای ارزشی انجام گرفت، راهکارهای کم‌هزینه‌تری برای استحاله پیش گرفتند. ایجاد شبکه‌های ماهواره‌ای در واقع عرصه‌های جدیدی شدند که از آن سوی دنیا انقلاب اسلامی را در معرض تهاجم قرار دادند. با شروع اولین برنامه‌های ماهواره‌ای رادیو و تلویزیون آمریکا به زبان فارسی جفری کان مدیر این شبکه در اهمیت این ارتباط ماهواره‌ای می‌گوید: با آنکه آنتن‌های بشقابی در ایران ممنوع اعلام شده‌اند ولی به اعتقاد ما صدها هزارآنتن بشقابی در ایران نصب شده‌اند که می‌توان به وسیله آنها برنامه‌های بخش فارسی صدای آمریکا را دریافت کرد." (صدای آمریکا، 27/7/75)
وی با اشاره به تاثیر این پدیده در سمت و سو دادن به مخاطبان می‌گوید: "در عصر کاهش منابع ما می‌توانیم به این وسیله بر تعداد شنوندگان و بینندگان خود و نیز بر اهمیت و میزان تاثیرگذاری پیامهای خود بیفزاییم. " (همان)
در ادامه روند افزایش شبکه‌های ماهواره‌ای با روشنفکران وابسته به غرب اکنون تعداد این شبکه‌ها به تعداد قابل ملاحظه‌ای افزایش یافته است. در بهمن ماه 1378 کنت نیرمن از اعضای ارشد سیا و کارشناس جنگ روانی در عرصه بین‌المللی با لحاظ اهمیت تراکم شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی زبان و شیوع آنتن‌های ماهواره‌ای در ایران می‌گوید: "هدف افزایش شبکه‌های ماهواره‌ای تغییر ماهیت و جوهره رژیم اسلامی است و در حقیقت نتیجه تغییر این ماهیت و سرنگونی این رژیم یکی است. استراتژی مقابله با ایران باید اهداف و ماهیت رژیم اسلامی ایران را دقیقا مورد بررسی قرار دهد و بعد به این بپردازد که ما چگونه می‌توانیم از نقاط قوت خود برای تضعیف این رژیم بهره‌برداری و از تناقضات درون آن استفاده کنیم و این موقعیت را به وجود بیاوریم که این رژیم با دست خودش قبر خود را بکند." (انقلاب و روشنفکران، ص 258)
با این احتساب باید پذیرفت که شبکه‌های فارسی زبان ماهواره‌ای در مقایسه با دیگر شبکه‌ها تاثیر مضاعفی بر نسل جوان ما باقی می‌گذارند. شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی زبان موسوم به لوس آنجلسی عمدتا به دو دسته تقسیم می‌شوند:
گروهی که ظاهرا بدون موضع سیاسی در رابطه با ایران صرفا فعالیت خوانندگان ایرانی خارج از کشور را پوشش می‌دهند. گروه دیگر تحت شبکه‌های موسوم به اپوزیسیون که مجموع فعالیت‌های مخالفان را در خارج از کشور پوشش می‌دهد. هر یک از این دو جریان اهداف مشخص و خاصی را در راستای استحاله و تهاجم فرهنگی و سیاسی دنبال می‌کنند. آنچه در این میان حائز اهمیت نشان می‌دهد نحوه عملکرد گروه اول یا اصطلاحا شبکه‌های بشکن و بالاانداز است. این گروه در پوشش انفعال سیاسی و بعضا حمایت تلویحی از جمهوری اسلامی و حتی احترام به باورهای اعتقادی و اخلاقی مردم می‌کوشند ابتدا به گونه‌ای برای خود در نزد خانواده‌های مذهبی کسب مشروعیت کنند. آنها از یک سو با تعدیل و یا حتی تعطیل برنامه‌های عادی خویش در مناسبت های مذهبی و گاه حتی با اظهار احترام به شعائر مذهبی تلاش می‌کنند فاصله خود را با خانواده‌های ایرانی مرتفع و با اعتمادسازی این مهم را القاء کنند که فعالیتهای آنان هیچ مغایرتی با مبانی دینی و شرعی ندارد. در این راستا بعضا اقدام به پخش فیلمها و سریالهای تولید شده در ایران می‌کنند. این شیوه ناخواسته به گونه‌ای برای نسل جوان و مسلمان این توهم ار ایجاد می‌کند که مشروعیت این عملکرد را نوعی قرائت تازه از دین صادر می‌کند که هیچ مغایرتی با اعتقادات و مبانی دینی ندارد.
گروه دیگر شبکه‌های سیاسی است که هر کدام بنا به اهداف خاصی که دنبال می‌کنند از موضع مخالفت با جمهوری اسلامی اساسی‌ترین مبانی تفکر دینی را به چالش می‌کشند. برنامه‌های این گروه آشکارا مبانی دینی را مورد استهزاء قرار می‌دهد. این اهانتها به گونه‌ای است که اخیرا مدید یکی از این شبکه‌ها با شکایت تعدادی از مسلمانان انگلیس دستگیر و روانه زندان شد. عمده این شبکه‌ها را ظاهرا طرفداران نظام مشروطه و پادشاهی تشکیل می‌دهند.
شبکه‌های موسوم به لوس آنجلسی بنا به اعتراف گردانندگان آنها هر یک به نوعی از طریق کنگره، سیا و وزارت امور خارجه آمریکا ساپورت مالی می‌شوند. آنها اگر چه در ظاهر با یکدیگر مخالف و علیه هم موضع‌گیری می‌کنند، اما در یک جمع‌بندی واقع‌بینانه می‌توان به این نتیجه رسید که این نزاعهای زرگری در واقع بخشی از استراتژی آنها برای جلب اقشار مختلف است.
ماهواره‌ها در واقع آخرین دستاورد‌های رسانه‌ای غرب برای تحقق اهدافی است که از سالها پیش و با اتخاذ دکترین آمریکا برای مقابله با انقلاب اسلامی تحت عنوان تهاجم فرهنگی تدارک شده بود. در واقع این ابزار‌ به غرب این امکان را می‌دهد تا در دراز مدت اهدافی را که قرار بود از طریق گسیل عناصر به ظاهر فرهیخته فرهنگی به درون نظارم تزریق کند و از طریق مدیریتها انقلاب را به استحاله بکشاند، اینک از مسیری سر راست‌تر و کم‌هزینه‌تر و با هدف قرار دادن باورهای دینی و مبانی اخلاقی اینبار محتوای این انقلاب را دستخوش چالشهای تدریجی و تعیین‌کننده قرار دهد.
اهداف کلان این شبکه‌ در کلیت‌ تبلیغ‌ تز جهان وطنی است، و باید اذعان کرد که بخش قابل ملاحظه‌ای از آنها در انحصار شبکه‌های صهیونیستی در تلاش هستند تا سلطه رسانه‌‌‌ای را تحت عنوان تحقق دهکده‌ جهانی محقق سازند. این دهکده فرضی در نهایت به دنبال نهادینه کردن ارزشهای فرا مرزی و القاء فرهنگ انفعال  بی تفاوتی است.
در چنین شرایطی چانه‌زنی برای اعمال محدودیت‌های قانونی برای استفاده از ماهواره، سرنوشتی مشابه ممنوعیت ویدئو در ابتدای انقلاب خواهد داشت.
واقعیت این است که ایجاد محدودیت و ممنوعیت قانونی و توسل به اهرمهای قانونی فی‌نفسه مشکلی از پی‌ آمد‌های ناگزیر ماهواره حل نخواهد کرد.
سلطه رسانه‌ای غرب و مشخصا آمریکا امروز توانسته‌ است در پرتو استیلا و القاء‌ مولفه‌های خود سلایق و گرایشهای فرهنگی را به سمت تامین منافع خویش هدایت کند.
مشکل اساسی جامعه ما برای تعدیل و مقابله با تاثیرات ماهواره فقدان رقابت سالم در تامین برنامه‌های داخلی است. ایجاد شبکه‌های خصوصی با نظارت اهل فن می‌تواند بخش عمده‌ای از گرایش به برنامه‌های ماهواره‌ای را کاهش دهد.
دکترین استکبار امروزه با توسل به آخرین دستاورد‌های رسانه‌ای از جمله ماهواره توانسته بخش عمده‌ای از اهداف استراتژیک خود را در جهان توجیه کند.
عمده‌ترین دلیل گرایش روز افزون به برنامه‌های ماهواره تنوع و پاسخگویی به طیف متنوع و وسیعی از سلایق با فرهنگها و ملیتهای مختلف است.
پذیرش این فرض که شبکه‌های ماهواره‌ای یکسره در جهت تخریب مبانی اخلاقی و فکری ما تنظیم شده‌اند به همان اندازه ساده‌نگری است که انفعال کامل در قبال آنها بخشی از تاثیرات این پدیده بر شرایط اجتماعی ما محصول ارتباط اجتناب‌ناپذیر آن و بخش دیگر محصول اهداف استراتژیک غرب و عناصر خود فروخته است.
انفعال بخشی از نیروهای متدین ما نسبت به اهمیت پدیده‌های ارتباط جمعبی از جمله ماهواره‌ها و بی‌تفاوتی نسبت به اتخاذ راهکارهای اساسی، بدون توسل به اهرمهای قانونی از جمله ممنوعیت و یا محدودیت زمینه را برای ادامه روند بلاتکلیفی مدیریت کلان اجتماعی در مقابله عقلانی با این پدیده تشدید می‌کند.