مهجاد ایرانی: دستگاه سیاست خارجی ایران در حوزههای منطقهای و جهانی فرصتها و تهدیدهای تازهای را به تجربه نشسته است. جمهوری اسلامی در حوزه کشورهای همجوارش طی سالهای اخیر با تحولات سیاسی چشمگیری مواجه شده که بر روابط تهران با این کشورها تاثیر تعیین کنندهای داشته است. سقوط رژیم طالبان در افغانستان و سقوط با رژیم بعث صدام در عراق، به حیات سیاسی دو حکومت متعارض با جمهوری اسلامی پایان داده، اما در عین حال باعث گسترش نفوذ منطقهای ایالات متحده نیز شده است.
ایران در چارچوب مشی جدید سیاست خارجی در قبال عراق و افغانستان، با دولتهای نو پدید این سرزمینها، روابط مساعد سیاسی برقرار کرده است. وجود یک اکثریت بزرگ شیعی در عراق که نگاه مثبتی به جمهوری اسلامی دارند، فضای مساعدی برای تقویت مناسبات دو جانبه در اختیار جمهوری اسلامی قرار داده است. در افغانستان نیز با برچیده شدن پایگاه قدرت رسمی طالبان، تهران با حکومت کرزای براساس حسن همجواری دست دوستی داده و تلاش کرده از تاثیر فرهنگی و اقتصادی خود بر این کشور نهایت استفاده را ببرد. در مورد سایر همسایگان نیز، جمهوری اسلامی از سیاست حسن همجواری و به رسمیت شناختن تمامیت ارضی آنها تبعیت میکند. تنها مشکل ایران در میان کشورهای همجوار، مسئله جزایر سه گانه ابوموسی و تنب بزرگ و کوچک است که دعوای دیرینه را میان امارات و تهران دامن زده است. تهران با این حال در مورد جزایر سه گانه نیز بر سیاست مذاکره جهت حل مسئله تاکید دارد ولی در عین حال این جزایر را جزء لاینفک ایران میداند.
استراتژی جمهوری اسلامی در برقراری مناسبات با کشورهای عرب منطقه نیز طی سالهای گذشته متاثر از تز تنشزدایی بوده به طوری که شیخنشینهای خلیج فارس و قدرتهای بزرگ منطقهای مانند عربستان اکنون برخلاف سالهای ابتدایی انقلاب، نسبت به جمهوری اسلامی احساس خطر نمیکنند ایران همچنین در درگیریهای فلسطین و اسرائیل، حمایت قاطع خود را از ملت فلسطین در بهرهمندی از تمام حقوق تداوم بخشیده است. جمهوری اسلامی در مذاکرات مربوط به صلح میان اعراب و اسرائیل نیز، خواهان برقراری رفراندوم در سرزمینهای اشغالی برای روشن شدن حق آنها در تعیین سرنوشت شده است. ایران سیاست تنشزدایی خود را در سالهای اخیر تا منتهیالیه قاره سبز (اروپا) نیز گسترش داده و تلاشهای جدی را برای ترمیم رابطه با غرب به انجام رسانده است.
در حال حاضر با وجودی که اتحادیه اروپا همچنان بر سر مسائلی مانند صلح خاورمیانه و پرونده هستهای با جمهوری اسلامی اختلاف نظر دارد، اما تهران از سیاست مذاکره برای رفع سوء تفاهم دفاع میکند و غرب را به پرهیز از همسویی با ایالات متحده دعوت میکند. به واقع مشکل 27 ساله تهران- واشنگتن هنوز لاینحل مانده است. به رغم فرصتهایی که گاهی برای کوتاه کردن از دیوار بیاعتمادی میان ایران و آمریکا در سالیان گذشته وجود داشته این دو کشور همچنان ضدیتهای جدی با هم دارند و مایل به گفتوگوی مستقیم نیستند. این در حالی است که ایران با روسیه و چین پیوندها و مناسبات نزدیک اقتصادی و سیاسی برقرار کرده و این دو کشور نیز کمابیش از تهران در برابر فشارهای ایالات متحده حمایت کردهاند. در حوزه خاور دور هم جمهوری اسلامی با ایجاد فرصتهایی برای سرمایهگذران این کشورها، عملا حسن نیت خود را برای برقراری مناسبات گستردهتر به نمایش گذاشته و توانسته تا نگاه ژاپن و سایر قدرتهای منطقهای در خاور دور را به خود جلب کند.
سیاست ایران در قاره آفریقا نیز متاثر از سیاست حمایت از مستضعفان و محرومان بوده و جمهوری اسلامی برای جلب توجه این کشورها از کمکهای انسان دوستانه به ملل محروم آفریقایی دریغ نکرده است. به این ترتیب، جمهوری اسلامی در بیست و هفتمین سال حیات سیاسیاش توانسته به بخش عمدهای از استراتژی سیاست خارجی خود جامه عمل بپوشاند. مقامهای ایران با تقویت نقش خود در سازمانهای منطقهای و بینالمللی، تلاشهای ایالات متحده برای انزوای جمهوری اسلامی را با دشورای مواجه ساخته و در سطح منطقهای توانسته خود را به عنوان یک قدرت تراز اول مطرح کند.
سیاست خارجی دولت احمدینژاد
با روی کار آمدن دولت احمدینژاد از تابستان سال گذشته، برخی جهت گیریهای دیپلماتیک دستگاه سیاست خارجی دچار تغییر شد. در این میان پرونده هستهای به محور اصلی مذاکرات دیپلماتیک ایران تبدیل شد و حل و فصل این موضوع در اولویت یک دستور کار دستگاه سیاست خارجی ایران قرار گرفت.
محمود احمدینژاد که با شعار عدالت محوری برسر کار آمد، در همین راستا تاکید کرد که ایران خواستار اجرای عدالت در سراسر جهان بوده و زورگویی قدرتهای غربی را نمیپذیرد. دولت اصولگرا همچنین روابط گرمی با دولتهای چپ گرای آمریکای لاتین که عمدتا از مخالفان آمریکا هستند، برقرار کرد. از سوی دیگر مهمترین رویکردی که به طور رسمی از جانب دبیر شواری عالی امنیت اعلام شد، «سیاست نگاه به شرق» بود. در این رویکرد مذاکره با چین و هند در دستور کار قرار گرفت و دیپلماتهای ایرانی برای چانه زنی در خصوص پرونده هستهای راهی شرق آسیا شدند. دیپلماسی نگاه به شرق، در عمل سرانجام مشخصی پیدا نکرد و به ویژه وقتی هند در شورای حکام حاضر نشد تا به نفع جمهوری اسلامی رای دهد کارآیی این سیاست با تردید روبرو شد. مسئولان دیپلماسی ایران در کنار سیاستهای جدید همواره در اعلام مواضع خود از گفتو گو و مذاکره استقبال کرده و میگفتند آمادگی لازم را برای انجام مذاکره جهت حل ابهامات دارند. با این حال در روند مذاکره ایران با کشورهای غربی وقفهای پیش آمد و مشکل گفتوگو با کشورها از وضعیتی که در زمان ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی حاکم بود، خارج شد. همزمان لحن دیپلماتهای غربی نیز تندتر شد و تهدیدهای آنها علیه جمهوری اسلامی افزایش یافت. در مقابل این فشارها ایران تاکید کرد که با زورگویی و قلدری نمیشود کارها را پیش برد و لازم است برای حل مسائل موجود، گفتوگو در فضایی آرام صورت بگیرد.
محمود احمدینژاد نیز کوشید با ارسال نامههایی به سران برخی کشورهای قدرتمند غربی، مواضع جمهوری اسلامی را به اطلاع آنها رسانده و توصیههایی را نیز ارائه کند. تغییر برخی سفرای ایران در کشورهای مهم اروپایی دیگر راهبردی بود که از سوی وزارت خارجه مورد توجه قرار گرفت. به این ترتیب دولت احمدینژاد با تاکید بر مفهوم عدالت در مناسبات بینالمللی خواستار آن شد که نگاه تبعیضآمیز از معادلات جهانی حذف شده و روابط کشورها بر چارچوب عدالت استوار شود.
این تاکتیک البته با پاسخ سرد قدرتهای جهانی همراه شد چرا که به اعتقاد آنها در عرصه بینالمللی تنها میزان قدرت و توانایی یک کشور است که تاثیرگذاری آن کشور را مشخص میکند. سرانجام با ارسال پرونده ایران به شورای امنیت و ضربالاجل یک ماهه به ایران برای تعلیق غنی سازی اورانیوم، فصل جدیدی از روابط میان ایران و کشورهای آغاز شد. فصلی که پیش از گفتوگو، بر اعطای مهلت و حتی تهدید به تحریم همراه بود. اکنون در حالی که پرونده هستهای کار سیاست خارجی دولت نهم را دشوارتر از قبل ساخته است، سیاستمداران ایرانی از دستاوردهای خود در عرصه بینالمللی دفاع میکنند و معتقدند نشست و برخاستهای شورای امنیت، جز های و هوی چیز دیگری نیست و آینده حقانیت جمهوری اسلامی را روشن میسازد.