تاریخ انتشار : ۲۶ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۳:۲۵  ، 
شناسه خبر : ۸۹۳۴۳

حمید لباف: مقاومت واژه‌ای بود که سال‌ها مردم منطقه خاورمیانه با آن ناآشنا بودند. حتی اسرائیل، به عنوان مهمان ناخوانده خاورمیانه هم این واژه را نمی‌شناخت.
سال 2000 میلادی برای اولین بار افسانه شکست ناپذیری اسرائیل شکست و بسیاری از سران کشورهای عربی که باور نمی‌کردند اسرائیل روزی از تنها یک وجب از مواضع خود عقب نشینی کند نتیجه مقاومت جوانان جان بر کف حزب‌الله را در جنوب لبنان دیدند، مقاومتی که الهام گرفته از انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 به رهبری زعیم عالیقدر امام خمینی (ره) و سرنگونی ژاندارم ایالات متحده در منطقه بود.
از زمانی که ناوچه جنگی اسرائیلی خانواده هدی دختر 12 ساله فلسطینی را به خاک و خون کشید و ناله و فریاد جانکاه این کودک که مادر خود را صدا می‌کرد در رسانه‌های جهان به تصویر کشیده شد، کسی نمی‌دانست که قرار است چند روز بعد غزه به خاک و خون کشیده شود. همان زمانی که کودکان غزه در خون می‌غلطیدند، مهمترین دغدغه مردم جهان نتایج مسابقات جام جهانی فوتبال بود و کسی فکر نمی‌کرد که اسرائیل سپتامبر سال 2006 را برای تجاوز همه جانبه به لبنان تعیین کرده است.
اسرائیل پس از شکست سال 2000 میلادی همیشه مترصد فرصتی بود که لبنان را چنان زمین‌گیر کند که دیگر هرگز استقلال و پویایی خود را بازیابد. از بین رفتن 53پل در روز اول حمله و نابودی تاسیسات زیربنایی لبنان نشان از چنین برنامه‌ریزی دقیقی داشت اما حزب‌الله ابتکار عمل را به دست گرفت. اسرائیل می‌دانست که هدی و کودکان غزه پیشمرگان کودکان قانایند.
یورش همه جانبه صهیونیست‌ها به لبنان باید هیمنه شکسته و پوشالی اسرائیل را بازسازی می‌کرد اما این روزها پس از گذشت بیش از یک ماه از شب و روز به خاک و خون کشیدن مردم لبنان مقاومت آنان ادامه دارد و مردم جهان نیز به یاری آنان برخاسته‌اند.
آگاهی مردم جهان، اسرائیل و هم‌پیمانانش را مستاصل و سرگردان کرده است.
شاید قطعنامه 1701 شورای امنیت سازمان ملل متحد دستاویز سیاسی و راه حلی برای همین سرگردانی باشد.
عملکرد شورای امنیت و قطعنامه‌های جانبدارانه آن‌ سال‌ها که مردم جهان را از تاثیر مثبت این شورا در تحولات جهان ناامید کرده است.
اگر چه صرف ارائه چنین قطعنامه‌ای از شورای امنیت با ساختار ویژه آن از جمله وجود «وتو» و نفوذ آمریکا خود نشان از تفوق سیاسی راهبرد مقاومت در معادلات منطقه دارد اما مفاد این قطعنامه سبب شده تا صهیونیست‌ها از آن به عنوان دستاویز سیاسی استفاده کنند. با توجه به اینکه قطعنامه 1701 براساس فصل ششم منشور تنظیم شده است ضمانت اجرایی معینی ندارد.
از سوی دیگر این قطعنامه به تجاوز صهیونیست‌ها و جنایات جنگی آنان در منطقه اشاره نکرده است و تنها سعی کرده برای توقف درگیری‌ها اقدام کند. به نظر می‌رسد این قطعنامه نخواهد توانست آتش بس کامل را برای مردم منطقه به همراه آورد.
بسیاری از سران کشورهای منطقه صدور چنین قطعنامه‌ای را کمتر از حد انتظار دانسته‌اند، چرا که درخواست‌های اساسی و حقوق طبیعی دولت و مردم لبنان مبنی بر خروج کامل متجاوزان صهیونیست از خاک لبنان، تبادل اسرا و آزادی گروگان‌های لبنانی در این قطعنامه نادیده گرفته شده است.
اگر چه سینوره نخست وزیر لبنان با توجه به مطرح شدن مزارع شعبا برای اولین بار در یک سند بین‌المللی نسبت به صدور این قطعنامه خوشبین است و آن را نشان از همراهی جهان با لبنان می‌داند اما به نظر می‌رسد که این بار هم شورای امنیت تحت فشار سیاسی آمریکا نتوانسته حافظ امنیت باشد و به وظیفه خود عمل کند.
ارتش مدرن و تا دندان مسلح صهیونیستی که همواره با شعار ما پیروزیم منطقه خاورمیانه را به خاک و خون می‌کشید این بار به اعتراف وزیر جنگ خود دریافته که هیچ ارتشی در جهان توانایی خلع سلاح حزب‌الله را ندارد. اگر چه اجرای سریع قطعنامه می‌تواند از وحشی‌گری صهیونیست‌ها بکاهد اما حملات دیروز ارتش صهیونیستی پس از صدور قطعنامه نشان می‌دهد که اسرائیل خیال خروج از لبنان را ندارد.
از سوی دیگر سید حسن نصرالله طی سخنانی که از تلویزیون المنار لبنان پخش شد اعلام کرد تا وقتی که تحرکات نظامی اسرائیل ادامه داشته باشد و تا زمانی که یک سرباز اسرائیلی در خاک لبنان حضور داشته باشد به مقاومت ادامه خواهیم داد.
به نظر می‌رسد که مقاومت تنها راهبردی است که می‌تواند موفقیت را برای مردم منطقه به همراه آورد.
اگر مقاومت جوانان حزب‌الله نبود نه تنها موجودیت سیاسی لبنان از بین می‌رفت که معادلات منطقه دچار مخاطرات جدی می‌شد.
باور مسلمانان منطقه این است که تنها مقاومت است که می‌تواند در معادلات سیاسی منطقه عزت و اعتلای آنان را به همراه آورد و زیاده‌خواهی دولتمردان کاخ سفید و رویای خاورمیانه‌ای‌شان را به رویارویی تعبیرناشدنی تبدیل کند.