علی صالح آبادی: اسرائیل در سال 1948 بر اساس قرارداد بالفور توسط غربیها در قلب خاورمیانه ایجاد شد و از آن زمان تاکنون 58 سال سپری میشود. در این مدت جنگها و درگیریهای بسیاری در منطقه رخ داده است. اسرائیل دو بار در سال 1967 و 1973 ارتشهای عربی به ویژه مصر، سوریه و اردن را زمینگیر کرد. هر چند رویکرد دولتهای عرب پس از قرارداد کمپ دیوید که انور سادات آن را امضا کرد و جانش را بر سر آن گذاشت، در 30 سال گذشته مذاکره، گفتوگو و مصالحه با اسرائیل بوده است، اما به رغم این واقعیت، مناقشه فلسطینیها و اسرائیلیها نه تنها کاهش نیافته بلکه به اوج خود رسیده است. گفتنی است، جمال عبدالناصر در جهان عرب به دلیل ایستادگیاش در برابر اسرائیل و آمریکا اسطوره بود. ناصر به دلیل خیانتهای پیدا و پنهان اتحاد جماهیر شوروی سابق در مصاف با اسرائیل شکست خورد و از غصه دق کرد و مرد. خیانتهای روسها به تدریج این فکر را بین دولتهای عرب به وجود آوردکه تکیه به غرب مطمئنتر و کمهزینهتر است تا تکیه به شرق آن هم به روسیه. در طول نیم قرن گذشته ارتشهای کلاسیک عرب به جز یک بار، هرگز قادر نبودند که حیفا، شهر بندری و مهم اسرائیل و یا تلآویو پایتخت آن را مورد اصابت موشک قرار دهند. نگارنده به خاطر دارد در سال 1991 در جریان لشگرکشی آمریکا به خاورمیانه برای بیرون راندن ارتش عراق از کویت، به اتفاق دو تن دیگر از نمایندگان مجلس از سوی رییس وقت مجلس (کروبی) به سه کشور سوریه، لبنان و اردن به ماموریت رفتیم. در آن هنگام ارتش عراق چند موشک به بندر حیفا شلیک کرد. اردنیها در امان پایتخت آن کشور یکپارچه به خیابانها ریختند و به شادمانی پرداختند و عکسهای صدام را به دلیل این که برای نخستین بار چند موشک به اسرائیل شلیک کرده بود، با خود حمل میکردند. از آن پس صدام به دلیل همین اقدام جزو رهبران محبوب عرب بین فلسطینیها محسوب میشد. عراق در آن زمان به دلیل این که یک دولت بود، توانست چنین اقدام بیسابقهای را انجام دهد، اما در روزهای اخیر سازمان سیاسی و نظامی به نام حزبالله که دولت نیست بلکه یک تشکیلات است با غرق کردن یکی از مدرنترین کشتیهای جنگی اسرائیل و از آن مهمتر شلیک چند موشک به بندر حیفا، جهان اسلام و مسلمانان خاورمیانه را بار دیگر نظیر دوران جمال عبدالناصر و یاسر عرفات به حرکت درآورد. حملات موشکی به غرب اسرائیل این امید را در دلها زنده کرد که اسطوره اسرائیل بیتردید شکستپذیر است. از نگاه صاحبنظران اصابت چند موشک به شهرهای اسرائیل هیمنه این نظام را نزد جهانیان و از آن مهمتر بین مردم اسرائیل درهم شکست. موشکهای حزبالله نخست پالایشگاه مهم نفتی حیفا را به آتش کشاند و موشکهای بعدی مرکز قطار شهری و از آن مهمتر مرکز پلیس شهر حیفا را مورد حمله قرار داد. سید حسن نصرالله، سهشنبه گذشته هنگامی که خبر غرق شدن یک شناور اسرائیلی را از تلویزیون اعلام میکرد به اسرائیل هشدار داد که توانایی حمله به حیفا را نیز دارد، هر چند اسرائیلیها و آمریکاییها این سخن نصرالله را یک بلوف سیاسی میدانستند، اما روز گذشته هنگامی که موشکهای حزبالله سومین شهر مهم اسرائیل را لرزاند و مردم این شهر فرار را برقرار ترجیح دادند، آمریکا، انگلیس و اسرائیل دریافتند که اسطوره اسرائیل درهم شکسته شده است. اقدام حزبالله بار دیگر روحیه جنگاوری در جوانان عرب و دیگر مسلمان را بیدار کرد. مشکل آمریکا و اسرائیل در این جنگ ناخواسته این است که آنها در لبنان با یک دولت طرف نیستند تا بتوانند آن را هدف قرار دهند و یا در مجامع بینالمللی علیه آن اقامه دعوا نمایند، بلکه با یک گروه سیاسی و نظامی مواجه هستند که شدیدا دارای پایگاه مردمی است. این گروه با اقداماتی که در روزهای اخیر در برابر تجاوزات اسرائیل انجام داده است، همانند عبدالناصر و یاسر عرفات به اسطوره تبدیل میشود. هر چند گروگان گیری سه سرباز اسرائیلی از سوی حزبالله و حماس زمینه برای حمله به لبنان فراهم کرد، اما به نظر میرسد که آمریکا و اسرائیل هدف اصلیشان، نابودی و خلع سلاح حزبالله بر اساس قطعنامه 1559 است. از آن جا که حزبالله حامی ایران و سوریه است، به نظر میرسد که آمریکا به اسرائیل دستور داده است تا قبل از این که فشار نظامی و یا اقتصادی علیه این دو کشور تشدید شود، حزبالله را که عقبه این دو کشور در خاورمیانه است، از سر راه خود بردارد، زیرا این گروه میتواند بالقوه به عنوان مانع برنامههای این دو کشور در لبنان، سوریه، عراق و ایران عمل کند. هر چند صاحب این قلم اصولا با جنگ و ستیزهجویی مخالف است و همواره راه گفتوگو و تعامل را مناسبترین شیوه برای همزیستی مسالمتآمیز میداند، اما زمانی که جنگ از سوی اسرائیل بر منطقه تحمیل میشود، چارهای جز ایستادگی و مقاومت وجود ندارد. حمله القاعده به برجهای دو قلو در 11 سپتامبر 2001 این واقعیت را به ایالات متحده آمریکا نشان داد که آمریکا با همه عظمتی که دارد، نمیتواند از حملات تروریستی در امان بماند و در واقع از آن زمان تاکنون مردم آمریکا کماکان احساس ناامنی میکنند. حمله القاعده به برجهای دو قلو آثار روانی بسیار ویرانگری را به مردم آمریکا، کاخ سفید و پنتاگون برجای گذاشت. همین واقعیت در مورد اسرائیلیها از سه روز پیش به این سو به وجود آمده است. دولت و مردم اسرائیل هرگز فکر نمیکردند که یک گروه سیاسی و نظامی آهسته و بدون جنجال به تواناییهای نظامی دست پیدا کند که بتواند شهرهای مهم اسرائیل را با شلیک بیش از 700 موشک مورد تهدید قرار دهد و امنیت اسرائیلیها را بیش از هر زمان دیگری به مخاطره اندازد.
نگارنده بر این باور است، اگر پس از گروگان گیری سه سرباز اسرائیلی مانند سالهای گذشته مبادله و مصالحهای صورت میگرفت، خاورمیانه در آستانه جنگ قرار نمیگرفت. حال که اسرائیل از زمین، هوا و دریا کشور کوچک لبنان را مورد حمله قرار داده و تمام زیرساختهایی را که در دو دهه گذشته در این کشور بنا شده بود، به تلی از خاک تبدیل کرده است، بر دولتهای عربی فرض است که با امکانات اقتصادی، نظامی و تحریم نفتی مشابه جنگ رمضان سال 1973 به مقابله با تجاوزهای اسرائیل بروند. استفاده از توان نظامی و تحریم نفتی، بیتردید آمریکا و انگلیس را وادار به دست کشیدن از حمایت اسرائیل خواهد کرد و فضا را برای تن دادن اسرائیل به قطعنامههای متعدد سازمان ملل از جمله قطعنامههای شورای امنیت که تاکنون اسرائیل کوچکترین بیاعتنایی به آن نکرده است، فراهم میکند. فشار نظامی و اقتصادی، مناسبترین شیوه برای عملی شدن توافقات یک دهه گذشته بین اسرائیل و فلسطینیها که تشکیل دولت مستقل فلسطینی محور آن است، به شمار میرود. چنانچه اسرائیل با تصرف لبنان و خلع سلاح حزبالله پیروز میدان شود، نوبت بعدی حمله به سوریه، ایران و دیگر کشورهای منطقه خواهد بود. در شرایط پیش آمده، فشار نظامی و اقتصادی باید به صورت مستمر بر اسرائیل وارد شود تا آن را وادار به تسلیم در برابر مقررات و مناسبات بینالمللی و از آن مهمتر افکار عمومی جهان که یکپارچه کشتار و تخریب لبنان را محکوم میکنند، نماید. نگارنده پیشبینی میکند، در صورتی که اسرائیل در جنگ کنونی پیروز شود، با داشتن سلاحهای مخرب از جمله بمب اتم، صلح و امنیت جهانی را به خطر انداخته و مردم خاورمیانه نخستین قربانیان اقدامات این رژیم خواهند بود.