تاریخ انتشار : ۰۳ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۷:۲۵  ، 
شناسه خبر : ۸۹۳۵۳
نگاهی به پوشش خبری جنگ یک ماهه خاورمیانه

مصطفی قوانلو قاجار  ghajar@gmail.com
جنگ یک ماهه حزب الله و اسرائیل به پایان رسید اما موضوعات بسیاری هستند که بررسی آنها تازه آغاز شده است. از جمله مهمترین موضوعات مورد بحث، نحوه پوشش خبری جنگ اسرائیل و حزب الله توسط رسانه های مهم جهان است.
در طول جنگ و همچنین روزهای پس از آتش بس بسیاری از وبلاگ نویسان و مقاله نویسان از نحوه پوشش خبری جنگ انتقاد کردند. بسیاری معتقد بودند که پوشش خبری جنگ ناقص و گاهی مغرضانه است. این انتقادها بسیار مختلف و گوناگون بود. به طور مثال برخی از رسانه ها متهم بودند که از اسرائیل دفاع می کنند، برخی دیگر نیز به پشتیبانی از حزب الله متهم می شدند. اینکه چرا تصاویر مبارزان حزب الله پخش نمی شود و یا فیلمی از چگونگی شلیک موشک اندازهای حزب الله پخش نمی شود از جمله مهمترین انتقادات به رسانه هایی بود که متهم به دفاع از حزب الله می شدند. در مقابل برخی رسانه ها متهم بودند که چرا از تلفات اسرائیلی ها، از تانک های از کارافتاده شان و از مراکز دفاعی اسرائیل که با موشک های حزب الله نابود شده بود فیلمی پخش نمی شود. همه این انتقادها باعث شد تا بحثی کهنه در مورد خبرنگاری هنگام جنگ و محدودیت های رسانه ای خبرنگاران هنگام جنگ سر باز کند. بحثی که از هنگام جنگ بالکان در اوایل دهه 90آغاز شد و تا امروز نیز ادامه دارد. سئوالی که هنوز کارشناسان ارتباطات مشغول بحث و بررسی آن هستند. اینکه در هنگام جنگ خودسانسوری عامل پوشش خبری ناقص است و یا محدودیت های خبری.
محدودیت های پوشش خبری جنگ در جنوب لبنان و شمال اسرائیل
توپخانه زمینی، هوایی و دریایی اسرائیل در منطقه ضاحیه جنوب بیروت و در مناطق شیعه نشین جنوب لبنان متمرکز بود. به همین دلیل بیشتر خبرنگاران برای پوشش خبری به این مناطق می رفتند. اما این مناطق به دلیل بمب های عمل نکرده و احتمال حملات هوایی و توپخانه ای اسرائیل بسیار خطرناک بودند.
سیدمهدی شریفی یکی از خبرنگاران ایرانی که در این جنگ حاضر بوده درباره پوشش خبری جنگ می گوید: آتش سنگین حملات اسرائیل باعث می شد که بسیاری از خبرنگاران در مناطق خطرناک حضور نیابند. به طور مثال تنها ما به عنوان خبرنگاران واحد مرکزی خبر جرات کردیم که تا منطقه مارون الراس برویم و از آنجا گزارش تهیه کنیم در حالی که حتی خبرنگاران الجزیره تا منطقه بنت الجبیل جلو آمدند.
علاوه بر محدودیت های نظامی، محدودیت های امنیتی نیز باعث پوشش خبری ناقص می شد. به طور مثال چریک های حزب الله به دلیل آنکه احتمال ترور توسط اسرائیلی ها وجود دارد از مصاحبه تصویری سر باز می زدند، ضمن آنکه آنها از مناطقی که موشک به سوی اسرائیل پرتاب می کردند اجازه تصویربرداری نمی دادند، چرا که همان محل به سرعت توسط اسرائیلی ها گلوله باران می شد. به گفته یکی از خبرنگاران ایرانی مناطقی در شهر صور وجود داشت که محل استقرار نیروهای حزب الله بود، آنها به هیچ وجه اجازه تصویر برداری یا تهیه گزارش نمی دادند اما در سایر موارد حتی به تهیه تصویر و گزارش کمک می کردند.
فران آنس ورث از سردبیران بی بی سی در پاسخ به انتقادات گسترده بینندگان و خوانندگان بی بی سی می نویسد: «همه روزنامه نگاران که قصد مسافرت به اسرائیل دارند باید ورقه ای را امضا کنند، که در آن قول بدهند از قوانین سانسور در جنگ اسرائیل اطاعت می کنند. این اقدام در جنگ اخیر نیز به اجرا گذاشته شد. بر مبنای این آیین نامه کسی اجازه ندارد از مراکز نظامی که توسط موشک های حزب الله مورد اصابت موشک قرار گرفته گزارش تهیه کند، کسی حق ندارد از مراکز دولتی که در شعاع موشک های حزب الله است، گزارش یا خبر تهیه کند. ضمن آنکه هیچ مسئولیتی متوجه دولت اسرائیل نخواهد بود اگر خبرنگاری هدف گلوله یا راکت های موشک قرار بگیرد. همچنین خبرهای مربوط به کشته شدگان جنگ باید توسط مسئولین اسرائیلی مورد بازبینی یا سانسور قرار گیرد. به نوشته آن ورث اسرائیل عملا قوانین سختی را برای پوشش خبرها اعمال کرده بود در حالی که به گفته خبرنگاران ایرانی، در لبنان چنین وضعیتی حاکم نبود و دولت لبنان و حزب الله هیچ کدام از خبرهای خبرنگاران و گزارشگران را بازبینی یا سانسور نمی کردند.
جیم میور خبرنگاری که از جنوب لبنان برای بی بی سی مطلب می فرستاده می نویسد: «ما اساسا محدودیتی برای فرستادن گزارش از جنوب لبنان نداشتیم و هیچ گونه فشاری برای سانسور گزارش ها وجود نداشت، تنها محدودیت کوچکی برای پخش مستقیم از جاهایی که حزب الله موشک پرتاب می کرد وجود داشت و یا مناطقی که به طور واضح و آشکار مشخص می کرد که ما در کدام منطقه جغرافیایی هستیم. ما همواره با نمایندگان حزب الله صحبت می کردیم و آنها ما را به محل دقیق جاهایی که هدف حملات قرار گرفته بودند، می بردند.»
خبرنگار یا جاسوس نظامی
جنگ دوم خلیج فارس که تهاجم گسترده نیروهای آمریکایی و انگلیسی را در پی داشت، باعث شد تا بحث خبرنگاران همراه شکل تازه تری به خود بگیرد. این اصطلاح که هنگام جنگ بالکان مطرح شده در جنگ دوم خلیج فارس ابعاد پیچیده تری به خود گرفت. خبرنگارانی که همراه سربازان جنگی به منطقه جنگی وارد می شدند و با تایید فرمانده، خبر را به رسانه خبری متبوع ارسال می کردند. خبرهایی که این خبرنگاران ارسال می کردند مورد بررسی قرار می گرفت تا منطقه عملیاتی و وضعیت نیروهای حاضر در جنگ لو نرود و باعث دردسر نشود. بالطبع خبری که اینگونه خبرنگاران می فرستادند یا مورد سانسور قرار می گرفت و یا خود خبرنگاران یاد می گرفتند که چگونه خودسانسوری کنند. اما در جنگ میان نیروهای حزب الله و اسرائیل مسئله خبرنگاران همراه در هیچ کدام از دوسوی جبهه درگیری به وجود نیامد، اما موضوعی تازه به نام جاسوس های خبرنگارنما مطرح شد.
نحوه جنگ میان حزب الله با اسرائیل از نوع جنگ های متعارف و کلاسیک نبود. جنگ از فاصله دور و بیشتر با سلاح های از راه دور مثل توپ و موشک انجام می گرفت. بالطبع منطقه عملیاتی خاصی میان حزب الله و اسرائیل وجود نداشت که خبرنگاران در منطقه عملیاتی و در خط مقدم جنگ حاضر شوند. به همین دلیل خبرنگاران بیشتر با آمبولانس ها به مناطق جنگی می رفتند چرا که آمبولانس ها هدف گلوله باران قرار نمی گرفتند. اما برخی از خبرنگاران حاضر در جنگ می گویند که کارشناسان نظامی اسرائیلی در پوشش خبرنگار، همراه اتومبیل های آمبولانس به محل بمباران ها می رفتند تا اطلاعات جمع کنند. این مسئله هیچ گاه از سوی هیچ سازمان خبری تایید نشد اما سایت ها و وبلاگ ها به طور گسترده ای درباره این موضوع مطلب نوشتند. به گفته برخی از خبرنگاران حاضر در جنگ این موضوع آنقدر عادی بود که ساکنان محلی از دادن اطلاعات به خبرنگاران خودداری می کردند، همین موضوع باعث محدودیت های بیشتر برای مصاحبه و گزارش با شاهدان عینی شد.
خودسانسوری یا محدودیت خبری
اصولا دیگر در رسانه های دنیا صحبتی از سانسور و خودسانسوری به میان نمی آید. به طور مثال در توافقنامه ای که میان وزارت دفاع ژاپن و انجمن روزنامه نگاران ژاپن NSK امضا شد، رسانه ها موافقت کردند آن دسته از اطلاعاتی که مورد تایید وزارت دفاع ژاپن است در رسانه ها انعکاس یابد. در این توافقنامه به عقیده تاکاکی هاتوری استاد رسانه و مطالعات ارتباطی در دانشگاه توکیو هیچ نشانی از کلمه «سانسور» نبود. او می گوید: نگرانی من از این است که رسانه های ژاپنی اصلا از امضای این توافقنامه احساس شرمساری نکردند. پس وظیفه رسانه ها چیست البته همان زمان وزارت دفاع ژاپن اعلام کرد که این اقدام را برای حفظ امنیت دو هزار سرباز خود در خاک عراق انجام داده است. البته رسانه های ژاپن مشکل خود را به طریقی دیگر حل کردند. آنها برای تهیه گزارش از روزنامه نگاران آزاد freelance journalists استفاده کردند. آنها در استخدام هیچ روزنامه ای نیستند و می توانند گزارش هایی بدون سانسور برای مطبوعات بنویسند. شاید در آینده و در جاهایی که محدودیت های خبری بیداد می کند، روزنامه نگاران آزاد بتوانند حقایق را به مردم بگویند. اما آیا واقعا می توان به حرف ها و آمارهای رسانه ها در زمان جنگ اعتماد کرد. به طور مثال اگر دقت کنید هر رسانه ای تقریبا آن چیزی را از جنگ گزارش می کند که خود دوست دارد. «امروز 5 تانک دشمن زمین گیر شد. بیست نفر کشته و 10 نفرشان هم زخمی شدند.» اما رسانه ای دیگر همین آمار را به طور کاملا متفاوتی ارائه می دهد. به نظر می رسد در شرایط فعلی زیاد نمی توان به این آمارها و تصاویری که رسانه ها از جنگ می سازند دل خوش کرد. شاید در آینده راه حلی برای حل این مشکل پیدا شود، اما فعلا به گیرنده های خود دست نزنید، اشکال از جای دیگری است.