تاریخ انتشار : ۲۷ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۹  ، 
شناسه خبر : ۸۹۳۶۶
همراه مشروطه

با سقوط دیکتاتوری و اختناق در ایران، دوره جدیدی از احزاب و تشکل‌های سیاسی در جامعه شروع به فعالیت کردند، فراکسیون‌های مختلف در مجلس ظاهر شدند که بنا به اهمیت و نقش این احزاب و فراکسیون در جامعه بیان می‌کردند. پس از بیست سال، رکود سیاسی و حزبی، با اشغال ایران از طرف متفقین و سقوط رضا شاه از قدرت، دومین دوره حیات احزاب و تشکیلات سیاسی شروع شد. بعد از شهریور 1320 احزاب و تشکیلات سیاسی بسیاری شروع به فعالیت کردند و خیلی سریع از بین رفتند، در ظهور و افول به دنبال هم آن‌ها، عوامل متعددی دخالت داشتند که عبارتند از: در درجه اول به علت فقدان ارتباط بین احزاب، جامعه، مجلس، مطبوعات و هواداران، دچار بحران شده یا در نتیجه متلاشی می‌شدند، بیش‌تر این بی‌ثباتی به خاطر احزابی بود که برمحور شخصیت ها، شکل می گرفتند حزب هایی که بر محور شخصیت‌هایی مانند: سید ضیاء قوام، مظفر بقایی و .... شکل گرفتند، چون چهره‌های شناخته شده و آکنده از سوء ظن سیاسی داشتند در جلب اعتماد عمومی نسبت به پدیده احزاب ناکام بودند. از جمله علل دیگر انقراض احزاب در آغاز دهه 20، از طرف حاکمیت بوده که آزادی این احزاب را تهدید می‌کرد یا تضادهای درون حاکمیت و به قدرت رسیدن جناحی علیه جناح دیگر، موجب برچیده شدن احزاب و مطبوعات وابسته به رقیب می‌شد. مهم‌ترین احزاب این دوره عبارتند از: حزب عدالت، به وسیله علی دشتی در اواخر سال 1320، همراهان در سال 1321، ملت، حزب ملی ایران، جنگل، ملیون، حزب ایران و حزبی هم به نام حزب زنان در مهر 1322 تاسیس شد. حزب استقلال در 9 مهر 1320 به وسیله عبدالقدیر سبزواری به عبدالقدیر آزاد تشکیل شد، ارگان این حزب روزنامه آزاد بود که تا مدتی پس از کودتای 1332 انتشار می یافت. از احزابی که توانست تا چندین سال به صورت سازمان یافته فعالیت کند، حزب توده بوده است. حزب توده بلافاصله پس از تبعید رضا شاه و آزادی زندانیان سیاسی ظهور کرد. 27 تن از اعضای جوان‌تر، 53 نفر مارکسیست مشهور که در سال 1316 شمسی زندانی شده بودند 7 مهر 1320 در تهران گردهم آمدند و تشکیل سازمانی سیاسی به عنوان بلند پروازان حزب توده ایران را اعلام داشتند. این حزب در مجموع مدافع مارکسیسم، لنینیسم و بنا به رسم زمان و ضعف رهبری و فقدان رهبرانی شایسته و کارآزموده، دنباله‌رو و مدافع بی‌قید و شرط دولت شوروی بود. قدرت حزب توده پس از کودتای 1332 سخت زوال یافت اما تا انقلاب اسلامی باقی ماند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی این حزب دست به اقداماتی عملی علیه کشور زد و در نهایت در سال 1362 منحل گردید. از ویژگی‌های مجلس سیزدهم، پیدایش 4 فراکسیون در مجلس بوده که در جریان تحولات سیاسی کشور بسیار موثر بودند. در طول دوره مجلس سیزدهم، مجموعه بی‌شکل نمایندگان به تدریج در 4 گروه، فراکسیون اتحاد ملی، فراکسیون میهن، فراکسیون آذربایجان (اتفاق) و فراکسیون عدالت، شکل یافتند. این 4 گروه هم در مسایل داخلی به ویژه در اداره ارتش، و هم در مسایل خارجی به خصوص مساله حیاتی نحوه حفظ استقلال ملی در زمان اشغال بیگانگان نیز اختلاف نظر داشتند. البته در کنار فراکسیون‌های چهارگانه فوق، فراکسیون منفردین نیز وجود داشت که به فراکسیون‌های چهارگانه وابستگی نداشتند، ولی اغلب با فراکسیون‌های مختلف همراهی می‌کردند، در این جا بنا به اهمیت و نقش فراکسیون‌ها در این دوره مجلس و ادوار بعدی به صورت خلاصه بیان می‌شود.
الف) فراکسیون اتحاد ملی
فراکسیون اتحاد ملی که افراد محافظه‌کار بودند، گروه بزرگ‌تر بود، اما اکثریت مجلس را در اختیار نداشتند و عناصری از اشراف را نمایندگی می‌کرد که توانسته بود در رژیم رضاشاه جا بیافتد و در برابر دو دشمن دیرین (انگلیس و اتحاد شوروی) خواهان نزدیکی به ایالات متحده بودند. شخصیت‌های اصلی این گروه مرتضی قلی خان بیات (سهام السلطان) رهبر گروه و عضو سابق حزب اعتدالیون قدیم، در 9 دوره اخیر مجلس نمایندگی اراک را داشت و همچنین حسن اسفندیاری محشتم السلطنه رییس مجلس دهم تا سیزدهم و سید احمد بهبهانی از اعضای اصلی این گروه بودند.
ب) فراکسیون میهن
گروه دوم جناح محافظه‌کار مجلس، گروه مهین بود که از تشکیلات قانون گذاری راضی نبود و از زمین داران و تجار مناطق جنوب و جنوب غربی در اشغال انگلستان تشکیل می‌شد. هاشم ملک مدنی، سخنگوی اصلی گروه و نماینده ملایر بود که 8 دوره متوالی نمایندگی مجلس را به عهده داشت. مهدی نمازی، نماینده شیراز که از بزرگ‌ترین واردکنندگان کالای انگلیسی در کشور، از دوره نهم وارد مجلس شد، هادی طاهری تاجر میلیونر ابریشم از دوره پنجم تا سیزدهم نماینده یزد بود.
ج) فراکسیون اتفاق ( آذربایجان )
گروه سوم محافظه‌کار در مجلس فراکسیون اتفاق بود که در بعضی منابع، فراکسیون آذربایجان نام گرفت، این فراکسیون را اشراف قاجار رهبری می‌کردند که در مخالفت با شاه و انگلیس می‌خواستند تا زمانی که اتحاد شوروی خواهان انقلاب اجتماعی در ایران نیست با او همکاری نزدیک داشته باشند.
اعضای اصلی این فراکسیون، محمدولی فرمانفرمایان از سراب بوده است. همچنین امیر نصرت اسکندری از تبریز، که از اعقاب مستقیم فتحعلی شاه وارث ثروتمندترین مالک سراسر آذربایجان بود.
د) فراکسیون عدالت (مستقل)
در حالی که این سه گروه شامل عناصر ناهمگنی از طبقات اعیان زمین‌دار بودند فراکسیون عدالت نمایندگی نسل قدیم روشنفکران را داشت، اعضای این گروه متشکل از کارمندان عالی رتبه تکنوکرات‌ها، روشنفکران قدیم، نخست طرفدار رضاشاه بودند، اما به تدریج از شیوه‌های مستبدانه وی به هراس افتادند درباره مسایل داخلی خواستار اداره ارتش به وسیله غیرنظامیان بودند و در مسایل خارجی برای مقابله با دو قدرت بزرگ (روس و انگلیس) امیدوار بودند آمریکا را به صحنه سیاسی ایران وارد کنند. فراکسیون مستقل از نظر مسایل خارجی با فراکسیون اتحاد ملی هماهنگ بودند، سخنگوی اصلی این گروه علی دشتی نویسنده معروف و نماینده مجلس بود که پس از سال‌ها حمایت از رضاخان ناگهان در سال 1314 شمسی به دلیل انتقادش در مجلس از عملکرد شرکت نفت ایران و انگلیس و اجحاف شرکت انگلیسی به ایران به وسیله رضاخان بازداشت شد و تا سال 1317 در زندان بود و در دوره دوازدهم و سیزدهم نماینده مجلس شد. وی اصلی‌ترین منتقد پارلمانی دربار بود. این گروه از علی سهیلی برای نامزدی نخست وزیری حمایت می‌کردند، همچنین از شخصیت‌های برجسته این حزب عبدالمجید موقر، مدیر روزنامه ایران نماینده دوره یازدهم تا سیزدهم و عباس مسعودی مدیر روزنامه اطلاعات را می‌توان نام برد. وی از دوره ده تا پانزدهم به صورت متوالی نماینده تهران بود.