تاریخ انتشار : ۱۵ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۳:۲۶  ، 
شناسه خبر : ۸۹۳۶۸
سید محمد خاتمی مقدمه: سید محمد خاتمی در جمع خبرنگاران روزنامه آینده نو که به زودی منتشر خواهد شد، سخنانی را ایراد کرد که به لحاظ اهمیت آن به نقل از ایسنا در پی ‌می‌آید:

نهاد قدرت در جوامع غیر دموکراتیک می‌کوشد رسانه‌ها را به سوی نوعی پرده پوشی و وارونه کردن واقعیات سوق دهد و بالا بردن قدرت تبیین در یک جامعه و نیز آشکار کردن مسایلی که در عمق جامعه ما وجود دارد، مهم‌ترین وظیفه یک رسانه است. از خداوند می‌خواهم جمع خبرنگاران و اصحاب رسانه‌ ما را در کارسترگ خود توفیق دهد و از گزندها و دشواری‌ها مصون دارد. مدتی است دو تن از خبرنگاران ما در بازداشت به سر می‌برند. بنده شخصا پیگیر این ماجرا بوده‌ام و به سهم خود، اقداماتی جهت آزادی ایشان انجام داده‌ام.
برخی دوستان در دستگاه قضایی قول مساعد داده‌اند که مراحل آزادی این دو عزیز به زودی سپری شود و خبرنگاران بزرگوار ما به آغوش خانواده خود و خانواده خبر باز گردند. در دنیای امروز وجود مطبوعات و به طور کلی وسایل ارتباط جمعی نشان دهنده دو چیز است؛ یکی پیچیده شدن مناسبات اجتماعی که زندگی را در غیاب «ارتباطات» ناممکن می‌سازد؛ دوم اهمیت افکار عمومی. در دنیای مدرن، برای تامین این دو امر ساز و کاری به نام رسانه‌ها، وسایل ارتباط جمعی و مطبوعات پدیده آمده است. گاه از این سازو کار با نام‌های دیگری یاد شده است. در تاریخ معاصر ایران هم مطبوعات را به درستی رکن چهارم مشروطیت دانسته‌اند. اگر چه جوامعی انسانی همواره دارای عناصر ارتباط بوده‌اند اما جوامع پیچیده، الگوهای جدید را برای وسایل ارتباط جمعی از جمله مطبوعات پدید آورده است. وجود مطبوعات، نشان دهنده این است که دو مقوله «مردم» و «افکار عمومی» مفاهیمی کاملا جا افتاده هستند که باید به آن‌ها توجه داشت. امروز حتی دیکتاتورترین قدرت‌ها هم به نحوی باید خود را منتسب به مردم بدانند تا کارهای‌شان را توجیه کنند، اما طبیعتا دم از مردم زدن، بسته به شرایط تاریخی و اجتماعی جوامع شکل‌های مختلفی به خود می‌گیرد. گاه برخی حکومت‌ها مردم را ابزار تامین خواست‌ها و سلایق خود قرار می‌دهند؛ در واقع ایشان از مردم به عنوان ابزار یا به عنوان بستر و پایگاه قدرت استفاده می‌کنند. در چنین نظام‌هایی یک نوع پوپولیسم بر جامعه حاکم می‌شود که بیشتر از احساسات مردم استفاده می‌کند و سعی می‌شود که این احساسات در مسیر خاص هدایت شود و در واقع آن چیزی که بدون در نظر گرفتن مصلحت و نیاز مردم بنا بوده از سوی سازو کار قدرت اعمال شود، یک نوع پشتیبانی مردمی هم پیدا می‌کند.
این امر در سطوح ملی و بین‌المللی کاملا روشن است که قدرت‌ها قبل از هر اقدامی، ابتدا باید افکار عمومی را آماده کنند. این مساله یک جنبه مثبت دارد و آن این است که مردم و افکار عمومی خود را به حکومت‌ها تحمیل کرده‌اند. در دنیای ما دیگر هیچ کس نمی‌تواند جدای از مردم و بدون جلب نظر مردم، توفیقی داشته باشد. این امر یک جنبه نگران کننده هم دارد و آن این است که از مردم- بدون آن که در عمل به عنوان مبنای قدرت و منشا حاکمیت در نظر گرفته شوند و مصالح واقعی آن‌ها در نظر گرفته شود- سوء استفاده می‌شود. البته شاید در برخی کشورها اهتمام به مردم بیشتر باشد و ملاحظه مردم و پاسخگویی در مقابل آن‌ها با سازو کارهای منظم‌تر و دموکراتیک‌تری انجام شود، اما در کشورهای بدون تجربه دموکراسی این ملاحظات و سازو کارها یا وجود ندارد یا بسیار ساختگی است. متاسفانه در عرصه بین‌الملل افکار عمومی معمولا قربانی سیاست‌های صاحبان قدرت می‌شود و اداره معطوف به قدرت- نه آن چنان که «نیچه» می‌خواست- به جای اراده معطوف به حقیقت و اراده مردم و انسانیت تحقق پیدا کرده است. اگر تبیین، پرده‌برداری، روشن کردن و آشکار کردن واقعیات برای مردم است، توجیه، یک نوع پوشاندن است. نهاد قدرت در جوامع غیردموکراتیک می‌کوشد رسانه‌ها را به سوی نوعی پرده پوشی و وارونه کردن واقعیات سوق دهد. به همین دلیل در دنیای امروز، در کشورهایی که جنبه دموکراتیک ندارند، رسانه‌های عمومی یا عمده رسانه‌های عمومی، فقط توجیه کننده سیاست‌ها هستند و نه تبیین کننده و روشن کننده اذهان جامعه. به همین دلیل است که مراکز و محافلی به وجود می‌آیند که به صورت مافیایی عمل می‌کنند و سعی دارند آن چه را که به اصطلاح مراکز قدرت سیاسی و اقتصادی می‌خواهند و می‌پسندند در دنیا توجیه و به افکار عمومی جهت داده شود.
اگر چه با گرفتن و بستن و زندانی کردن و نابود کردن با مطبوعات برخورد نمی‌کنند، اما حداقل زمینه‌ای فراهم کرده‌اند که صدایی خلاف صدای قدرت شنیده نشود. نتیجه سیاست یکطرفه توجیهی، حاکمیت امنیت پادگانی در جامعه است. حاصل طبیعی چنین سیاستی تشکیل هسته‌های اعتراض و تخریب در جامعه است. اما پس از مدتی که توجیه‌ها هم ناکارآمد می‌شوند، مسایلی که می‌توانست در قالب انتقاد بیان شود و در یک گفت و گوی منطقی میان تفکرهای مختلف سبب رشد جامعه شود به صورت انفجاری به تخریب می‌انجامد. رسانه‌ای موفق است که واقعیات را به خوبی ریشه‌یابی کند تا مردم بتوانند تصمیم بگیرند و جایگاه خودشان را پیدا کنند. از سوی دیگر رسانه‌های ما باید به سوی مصلحت و منافع عمومی حرکت کنند. لازمه این کار این است که چشم بیدار مردم در مقابل قدرت و نظام و حکومت باشد. ما در کشوری به سر می‌بریم که در موقعیت فوق‌العاده حساس تاریخی، اجتماعی و جغرافیای سیاسی قرار گرفته است. ما سابقه بسیار درخشان و تجربه حرکت به سوی مردم سالاری در یکصد و پنجاه ساله گذشته را داریم که مردم ما هنوز دست از آن برنداشته‌اند. مردم سالاری که لازمه آن آزادی، استقلال، پیشرفت و نجات از عقب افتادگی است همواره مورد خواست مردم بوده است، به عبارت دیگر مردم ما خواستار آزادی و استقلال و پیشرفت بوده‌اند. آن‌ها از عقب افتادگی، استبداد و وابستگی رنج می‌برند. حداقل در مشروطیت آشکار شد مردم ایران به این نتیجه رسیده‌اند که نیازمند جامعه‌ای هستند که در آن مردم به حساب بیایند و قدرت، نمایندگی مردم را بکند و در برابر اراده مردم خاضع باشد.