تاریخ انتشار : ۱۶ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۱:۰۹  ، 
شناسه خبر : ۸۹۴۱۶

فریبا پژوه
طی چند روز گذشته خبری در خصوص مسائل ایران توجه همه رسانه‌های غربی را به خود جلب کرده است.
A Colour code for Iran s "infidels"
نشان رنگی برای اقلیت‌های مذهبی در ایران
روزنامه کانادایی «نشنال پست» در شماره روز جمعه 19 می 2006 طی یادداشتی به قلم «امیر طاهری»، اعلام کرده که مجلس ایران با تصویب قانونی، خواستار استفاده از رنگ‌های خاص در لباس‌های اقلیت‌های مذهبی برای شناسایی آنها در اماکن عمومی شده است. امیر طاهری تاکنون با بسیاری از روزنامه‌های غربی همکاری داشته و در بسیاری از آنها امانت و صداقت در قلم که لازمه حرفه روزنامه‌نگاری است را رعایت نکرده است. طاهری در مقاله اخیر خود که در روزنامه نشنال پست به چاپ رسیده حتی تلاش نکرده که اسامی مسوولان ایران را درست به مخاطبانش ارائه دهد و فهم مخاطب را به هیچ انگاشته، به طوری که وی در مقاله خود از «مصطفی پورهرندی» به عنوان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی یاد کرده است. این روزنامه‌نگار در یادداشت خود آورده است: «بر اساس مصوبه مجلس شورای اسلامی در ایران همه ایرانی‌ها باید لباس استاندارد اسلامی بپوشند. همچنین یهودی‌ها باید یک پارچه زردرنگ به لباس خود نصب کنند. مسیحی‌ها قرمز و زرتشتی‌ها هم با رنگ آبی از بقیه جامعه متمایز خواهند شد.» این یادداشت که خود بی‌نیاز از هرگونه تفسیر و نقدی به نظر می‌رسد و به خودی خود، نشان دهنده فقر قلم نگارنده از پیش پا افتاده‌ترین اطلاعات در مورد مسائل ایران است، می‌افزاید: «مجلس ایران امیدوار است که تا پنج سال آینده همه شلوارهای جین از بازارهای ایران جمع‌آوری شود و لباس‌هایی با رنگ‌های قرمز، زرد و آبی کمرنگ که رنگ‌های طاغوتی هستند نباید مورد استفاده قرار گیرند. مجلس هفتم تصمیم گرفته که قوانین را مجددا احیا کند و در لباس‌های یکدست مورد نظر خود، تنها از رنگ‌های سیاه، قهوه‌ای، آبی تیره و خاکستری تیره استفاده نماید.»
نویسنده مقاله نشنال پست پیش‌نویس این قوانین را تحت ریاست جمهوری محمد خاتمی می‌داند و در ادامه مطلب خود آورده است که اینک مجلس هفتم بر این مساله پای می‌فشارد. انتشار این یادداشت در روزنامه نشنال پست که از روزنامه‌های دست راستی و درجه سه کانادا محسوب می‌شود و حتی عده‌ای در کانادا این روزنامه 8 ساله را طرفدار فاشیسم می‌دانند و به همین دلیل طی سال‌های گذشته بسیاری از نویسندگان خود را از دست داده است، شاید توجیه‌پذیر باشد اما سوال اینجاست چگونه رسانه‌های بزرگ بین‌المللی بدون تحقیق در مورد صحت و سقم این اخبار؛ دست به انعکاس وسیع آن مقاله زده‌اند؟ بدون اینکه حتی از خبرنگاران خود در تهران بخواهند که در این خصوص از مسوولان امر پرس وجو کنند. اینجاست که به قول خبرنگاران همان رسانه‌های اروپایی در تهران، می‌توان به ژرفای نفوذ لابی‌های مختلف در رسانه‌های بین‌المللی پی‌ برد. در این میان اما آنچه باید مورد توجه وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سفارتخانه‌های ایران در کشورهایی که این مطلب در نشریات آنها منعکس شده است! قرار گیرد پیگیری حقوقی این مساله است که با توجه به اهمیت این موضوع در جهان امروز، می‌تواند چهره ایران و ایرانی را مخدوش‌تر از پیش سازد.