عباس عبدی
«عقلانیت» و «امکانپذیر بودن» دو شرط هر فعالیت سیاسی است، شما میتوانید فیلسوف باشید، تنها حرف خود را بزنید و هیچ مخاطبی نداشته باشید، اما در عالم سیاست، نیاز به مخاطب وجود دارد، حرکتهایی غیر از این، معطوف به اجماع نیست و تنها به پراکندگی بیش از پیش اصلاحطلبان منجر میشود.
ما نیازمند نقد سازنده هشت سال گذشته هستیم تا نیروهای سیاسی به این اجماع برسند که در این هشت سال چه اتفاقی افتاده است، نه اینکه صرفا به این دلیل که امیدی به اجماع نیست و سیاست را از دست رفته میبینیم، از ترس مرگ، خودکشی کنیم. همان طور که تیم ملی فوتبال ایران شکست خورده از جام جهانی بازگشت و نیازمند بازسازی است، در عالم سیاست هم این بازسازی زمان قابل توجهتری را میطلبد، نیروی سیاسی شکست خورده همانند کسی است که از ضربهیی گیج شده است.
اکنون دولت به رغم آنچه آن را بیثباتی میخواند، قوی است و در مقابل، اصلاحطلبان ضعیف شدهاند.
در حقیقت بالانس قدرت به هم خورده و باید اول به فکر بازسازی این موازنه بود، چرا که در این فضا اصلاحطلبان نقطه اتکا ندارند و لازم است ضمن بازنگری منصفانه، به اجماعی دست پیدا کنند. درباره حضور نیروهای جدید در عرصه فعالیت سیاسی نیز نمیتوان این گونه ابراز عقیده کرد که یک حزب دیگر قابلیت ندارد چرا که وقتی فعالیت یک گروه سیاسی در جهت جامعه نباشد، به خودی خود حذف میشود. اگر نیروی جدید هست، منعی هم برای ظهور آن وجود ندارد، اما اگر نیست نیروهای موجود را باید فعال کرد.