تاریخ انتشار : ۳۰ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۹:۰۰  ، 
شناسه خبر : ۸۹۴۶۹

خوش بود گر محک تجربه آید به میان...
ابوالقاسم قاسم‌زاده

بعد از ده روز از حملات هوایی، دریایی و زمینی اسرائیلی‌ها در لبنان، آشکارا می‌توان دید که مثلث هماهنگ از دولت‌های آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی این جنگ را اداره می‌کنند و در صحنه نظامی و سیاسی و در میدان جنگ، مقاومت اسلامی لبنان با چنین مثلث شومی در نبرد است. حزب‌الله لبنان اینک تنها در جنگ محدود با نظامیان ارتش اسرائیلی نیست، از یکطرف مقاومت اسلامی لبنان و در سویی دیگر آمریکا، انگلیس و اسرائیل قرار دارند. اگر تاکنون جمله نبرد نابرابر را در جنگ‌ها شنیده‌اید، هم اکنون در جنگ لبنان و اسرائیل می‌توانید مفهوم آشکار و عملی آن را ببینید. دولت‌های آمریکا و انگلیس از یکطرف سازمان ملل و شورای امنیت آن را بایکوت کرده‌اند و با "وتو" از صدور هرگونه قطعنامه الزام‌آور برای آتش‌بس و یا پایان‌دهی موقت به کشتار و ادامه فاجعه‌های انسانی در لبنان، ممانعت بعمل می‌آورند. از سوی دیگر مجموعه سیستم‌های شناسایی ماهواره‌ای و رصد اطلاعاتی نظامی فضایی خود را که از جنگ در افغانستان و عراق در فضای هوایی خاورمیانه متمرکز کرده‌اند، در اختیار ارتش اسرائیل قرار داده‌اند. بنا برگزارش‌های خبری، اکنون فضای لبنان، سوریه و حاشیه‌های مرزهای خاکی و آبی لبنان- اسرائیل در زیر چتر رصدهای ماهواره‌های اطلاعاتی آمریکا و انگلیس قرار دارند و از این طریق بطور مستمر آمریکا و انگلیس به ارتش اسرائیل اطلاع رسانی نظامی و امنیتی می‌کنند. واقعیت این است که مقاومت اسلامی لبنان تنها در یک جبهه آنهم نیروهای ارتش رژیم صهیونیستی در جنگ نیست. آنها (مقاومت اسلامی) اکنون "عیار" نبردی نابرابر در مقابله با مثلث هماهنگ از آمریکا، انگلیس و اسرائیل علیه لبنان و فلسطین شده‌اند.
مقاومت در برابر هژمونی و سلطه اسرائیل توسط آمریکا و انگلیس بر سراسر خاورمیانه با عناوین "خاورمیانه بزرگ" یا "خاورمیانه جدید" است. دولت آمریکا، هم در صحنه سیاسی بین‌المللی و هم در میدان جنگ، چه با بودجه میلیارد دلاری و اختصاص فوری آن به اسرائیل برای تأمین سوخت هواپیماهای جنگی و یا در اختیار قرار دادن موشک‌های بسیار پیشرفته به ارتش رژیم صهیونیستی و بمب‌های ردیاب بسیار پیشرفته تخریبی، بصورت عملی وارد این جنگ شده است. دو کشور انگلیس و آمریکا در تأمین کامل نیازهای اطلاعاتی نظامی و امنیتی از طریق ماهواره‌های جاسوسی خود برای اسرائیلی‌ها اقدام می‌کنند. همچنین اداره جبهه جنگ روانی و تبلیغاتی علیه نیروهای مقاومت در لبنان و در اغلب کشورهای عربی در برابر مقاومت اسلامی در جبهه جنگ را بدست گرفته‌اند.
تهدید دولت‌های عربی و وادار ساختن آنها به سکوت یا بی‌عملی در برابر صحنه‌های فاجعه‌آمیز انسانی در لبنان، مأموریت دیگر آمریکا و انگلیس برای حمایت از اسرائیل در این جنگ است، دولت‌های عربی که خود را دوست آمریکا می‌دانند از ترس فشارهای سیاسی و امنیتی آمریکا و اسرائیل، سیاست سکوت و انتظار را پیش گرفته‌اند. در حالی که مردم سراسر کشورهای عرب، سکوت و انتظار آنها را ننگ، "غیرت عربی" می‌خوانند و شعار می‌دهند، این جنگ به سرعت مردم را در کشورهای عربی به اصطلاح سیاسی "رادیکالیزه" می‌کند تا ریشه همه رنجها از اسرائیل را در درون کشور خود و از حاکمیت‌های وابسته به آمریکا بدانند. وابستگی به آمریکا، که استقلال سیاسی اغلب کشورهای عربی را در این جنگ به زیر سؤال برده است. با چنین نگاهی تحلیلگران سیاسی بر این باورند که:‌
1. دولت "جرج بوش"‌از جنگ اسرائیل- لبنان، استقبال می‌کند و آن را "فرصت طلایی" می‌داند و می‌خواهد تا در سیاست‌های انتخاباتی آینده نزدیک در درون آمریکا که انتخابات مهم و سراسری کنگره آمریکا در آبان ماه سال جاری در آن انجام خواهد گرفت، از این جنگ بهره‌برداری کند. حزب جرج بوش (جمهوری خواه) به لحاظ شکست سیاست‌های نظامی دولت جرج بوش در افغانستان و عراق در موقعیت مناسبی قرار نداشت و فشارهای تبلیغاتی و سیاسی سختی را از حزب رقیب خود (دموکرات‌ها) تحمل می‌کرد. این جنگ در لبنان موجب می‌شود تا بازتاب حمایت همه جانبه دولت جرج بوش از اسرائیل، همراهی و همکاری گروه های صهیونیستی با او در انتخابات داخلی آمریکا گردد و به اصطلاح (لابی‌ یهودیان) در آمریکا بطور یکپارچه در اختیار جمهوری خواهان حزب، "جرج بوش" قرار خواهد گرفت. قدرت مالی و تشکیلاتی یهودیان در آمریکا، در موضوع انتخابات داخلی این کشور بسیار موثر و تعیین‌کننده است.
حمایت "بلر" نخست وزیر انگلیس از جرج بوش نیز، حمایت از پیروزی او و حزب جمهوری خواهان در انتخابات بسیار مهم کنگره در آینده نزدیک در سراسر آمریکا است که زمینه ساز ریاست جمهوری آینده نیز می‌باشد.
2. دولت آمریکا برای ترمیم طرح ترک برداشته و ضربه خورده "خاورمیانه بزرگ" که نومحافظه‌کاران حاکم بر آمریکا آن را اصلی‌ترین طراحی خویش برای خاورمیانه می‌دانند، نیازمند موفقیت اسرائیل در این جنگ است. حتی اگر این جنگ محدود در مرزهای لبنان- اسرائیل نماند و در ادامه تبدیل به یک جنگ فراگیر منطقه‌ای گردد که در آن ایران و سوریه را نیز وادار به ورود به فاز نظامی سازند.
3. یک جبهه از بسیاری از رسانه‌های بین‌المللی- اعم از رایو- تلویزیون و مطبوعاتی که بخش عمده آن از سوی کمپانی‌های صهیونیستی اداره می‌شود بصورت "جنگ روانی" تشکیل شده است و با عنوان مبارزه با "تروریسم در خاورمیانه خبرسازی می‌کنند و توجیه کننده تجاوز اسرائیل به لبنان شده‌اند. اما علیرغم این اقدام، مردم در سراسر جهان ضمن انزجار از جنگ، با محکومیت اسرائیل، آمریکا و انگلیس در گسترش جنگ در خاورمیانه، بازتاب منفی به طراحی جنگ روانی از سوی اسرائیلی‌ها داشته‌اند. پخش اطلاعیه‌ها از سوی اسرائیل در لبنان و تلاش برای ایجاد شکاف در داخل لبنان نیز نتیجه نداده است و حجم وسیع تهاجم اسرائیل، مردم و دولت این کشور را یکپارچه بسوی مقاومت در برابر دشمن خارجی کشانیده است. اینک زمان و امتداد آن در این جنگ نقش عمده پیدا کرده است. اسرائیلی‌ها سرعت در پیروزی و نابودی مقاومت لبنان در فاصله زمانی کوتاه مدت را میخواهند که هنوز موفق نشده‌اند و نگران طولانی شدن جنگ هستند. اینگونه جنگ‌ها در فاصله زمانی طولانی تبدیل به "باتلاق" خطرناک برای آمریکا و اسرائیل می‌شود. آیا چنین خواهد شد؟‌
4. سکوت دولت‌های مهم عربی در منطقه و بخصوص چگونگی موضع‌گیری های "حسنی مبارک" در مصر و روابط این کشورها با آمریکا، انگلیس و اسرائیل، بصورت عملی خشم اعراب در این کشورها را برانگیخته است و انفعال این دولت‌ها بصورت روزانه مورد اعتراض و نقد مردم قرار دارد. این جنگ تاکنون فضای مردمی را در اغلب کشورهای عربی "رادیکالیزه" تر کرده و همین گرایش‌های انفجاری، ارزیابی خطرناکی است که اغلب تحلیلگران سیاسی غربی به جرج بوش، تونی بلر و اسرائیلی‌ها از عواقب آن هشدار داده‌اند. آنها پیش بینی می‌کنند ترکش انفجارها در لبنان اکنون اغلب کشورهای عربی را فراگرفته و اعراب به شدت احساس تحقیر از سوی مثلث آمریکا، انگلیس و اسرائیل می‌کنند و دیگر تحمل شکست‌های تحقیرآمیز را ندارند.
5. مهمتر خبر سیاسی، تشکیل یک نشست یا کنفرانس در رم، مرکز ایتالیا است که دبیر کل سازمان ملل و نخست وزیر فرانسه خواهان تشکیل آن از کشورهای منطقه و دو طرف درگیر در جنگ هستند، تا مگر بجای شورای امنیت سازمان ملل که هر قطعنامه آن را آمریکا "وتو" می‌کند، راهی برای آتش بس و حل مسالمت آمیز بحران پیدا کنند. بسیاری از موفقیت این کنفرانس که قرار است روز چهارشنبه آینده در ایتالیا برگزار گردد، ناامید هستند، اما برخی کشورها نیز تلاش دارند تا از طریق این کنفرانس روزنه‌ای به آتش‌ بس و توقف حملات و ادامه کشتار و تخریب پیدا کنند.
وزیر خارجه آمریکا، رایس، امروز به اسرائیل و اردن می‌رود و او همچنان اسرائیل را تشویق به ادامه حملات و جنگ می‌کند. سیاستی که "جرج بوش" و "بلر" فرماندهی آن را دارند، سیاست تداوم جنگ است و رسیدن به موفقیت زودرس است. این سیاست تنها در امتداد زمان و طولانی شدن جنگ، منجر به پیچیدگی های جدید می‌شود که محاسبه آن برای هر قدرتی، حتی آمریکا و انگلیس غیر ممکن است.