تاریخ انتشار : ۱۸ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۲:۳۱  ، 
شناسه خبر : ۸۹۴۹۱

ناصر بهرامی راد
دربار واتیکان روز شنبه در واکنش به اعتراضات مسلمانان در برابر اظهارات نسنجیده پاپ بندیکت شانزدهم، بیانیه ای صادر کرد که در آن ادعا شده از سخنان وی درباره پیامبر اعظم اسلام(ص) سوء برداشت صورت گرفته و پاپ به هیچ وجه قصد توهین به اسلام را نداشته بلکه برای مسلمانان احترام قائل است. این بیانیه مدعی است رهبر کاتولیک ها از نحوه تفسیر اظهاراتش و این که سخنانش نادرست تعبیر گردیده، ناراحت و آشفته شده و امیدوار است پیروان اسلام مفهوم واقعی سخنانش را درک کنند.
این بیانیه را با یک نگاه خوش بینانه شاید بتوان نوعی عذرخواهی تلویحی و یا زمینه سازی برای عذرخواهی رسمی جناب پاپ از جمعیت عظیم مسلمانان جهان تلقی کرد که این بار احساسات مقدس دینی شان نه از سوی یک نویسنده یا کاریکاتوریست شهرت طلب بلکه از سوی عالی ترین مقام مذهبی کلیسای کاتولیک جریحه دار شده است. دانشمندان، دولتمردان و توده های عظیم مسلمان بسیار مایلند به جای توجیهات عوامفریبانه واتیکان یا مقامات رسمی آلمان، شاهد عذرخواهی صادقانه این رهبر مذهبی از سخنان نسنجیده اش درباره پیامبر بزرگوار اسلام(ص) باشند و بی تردید تا آن زمان اعتراضاتشان روندی صعودی خواهد داشت. این تجربه ای است که قبلاً مطبوعات و دولت دانمارک آن را آزموده اند و بعید است رهبر کاتولیک ها علاقه ای به تکرار چنان تجربه تلخی که بخش اعظم اقتصاد دانمارک را به مرز سقوط کشاند، داشته باشد.
واقعیت آن است که سخنان اهانت آمیز پاپ بندیکت شانزدهم در دانشگاه ریگنزبرگ آلمان، با هر پوشش و ادبیاتی که بیان شده باشد، تنها بر بستری از کم دانی و تعصب کور امکان ارائه داشته و سوابقی ازاین نوع در مواضع قبلی او نیز دیده شده است. این دست موضع گیری های ناشی از تعصب اعتراضاتی را نیز در جهان مسیحیت نسبت به وی برانگیخته است، چنان که حتی رئیس پارلمانی حزب سبزهای آلمان اظهارات اخیر پاپ درباره اسلام را یک جانبه و تلاش برای برتری دادن مسیحیت بر سایر ادیان دانست و این در حالی است که براساس نوشته روزنامه سعودی الوطن منابع ایتالیایی والترکاپسیر کاردینال آلمانی و از مشاوران نزدیک پاپ را عامل اصلی تحریک وی در بر زبان راندن سخنان اهانت آمیز معرفی کرده اند.
به هر حال چه تلاش برای برتر معرفی کردن مسیحیت و چه تحریک پذیری از مشاوران نادان انگیزه بیان سخنان تفرقه افکنانه رهبر کاتولیک ها باشد، توجیه قابل پذیرشی برای آن نخواهد بود. این درست است که جناب بندیکت شانزدهم پاپ تازه وارد و نسبتاً کم سنی است، که انتخاب وی به این مقام در یک پروسه مسئله دار و طولانی صورت گرفت و اتفاق نظری در شورای کلیسا نسبت به او وجود نداشت، و یکی از کارشناسان آلمانی ادیان «ولفگانگ کوپر» پیش از انتخاب کاردینال یوزف راتسینگر به عنوان پاپ جدید، صراحتاً به بی بی سی گفته بود: این کاردینال می تواند به چهره ای تفرقه انگیز بدل شود، اما در نظام سلسله مراتبی کلیسای کاتولیک علی القاعده پاپ به عنوان نماینده خداوند و شخصیتی معصوم که توسط حضرت روح القدس از هر خطایی محافظت می شود مطرح است و رفتارها و سخنان او می باید متناسب با جایگاهش باشد. در غیر این صورت جهالت و تعصب کور، مناسبترین زمینه را برای دشمن مشترک اسلام و مسیحیت یعنی صهیونیسم فراهم می کند تا از کلام یک رهبر مسیحی در جهت اهداف سیاسی نامشروع خود بهره بگیرد.
متاسفانه این استعداد در برخی رهبران مسیحی وجود دارد که به دلایل سیاسی حتی برای حفظ اعتقادات دینی پیروان خودشان هم اراده محکمی نداشته باشند، چه رسد به محترم شمردن پیروان ادیان دیگر. پیش از این پاپ فقید ژان پل دوم تحت فشار صهیونیست ها ناچار شد رسماً اعلام کند بخش هایی از کتاب مقدس مسیحیان که به نکوهش یهود به دلیل مشارکت در قتل حضرت مسیح علیه السلام می پردازد، فاقد سندیت تاریخی است. این اظهارنظر غیرمنطقی چنان از منظر جهان مسیحیت ناپسند بود که مل گیبسون در واکنش به آن فیلم معروف «مصائب مسیح» را ساخت. از این فیلمساز معروف نقل شده که پدرش هنگام مرگ به او وصیت کرد از آنجا که هالیوود حاضر نخواهد شد هزینه فیلمی را که در جواب «خیانت پاپ» ساخته می شود بپردازد، باید از هزینه شخصی خودش گام در راه تهیه آن بگذارد.
نشانه های بسیاری وجود دارد که اظهارات پاپ بندیکت شانزدهم درباره پیامبر اعظم اسلام(ص) را حلقه ای از زنجیره به هم پیوسته یک پروژه صهیونیستی- آمریکایی بدانیم؛ پروژه ای که به قصد ایجاد درگیری میان پیروان دو دین بزرگ الهی و سوء استفاده های اقلیت سلطه طلب صهیونیست طراحی و اجرا شد و جرج بوش بلافاصله پس از وقایع 11سپتامبر نیویورک با ناشی گری پرده از اهداف شوم آن برداشت. یکی از نشانه ها آن است که طی چندین روز اعتراض گسترده دانشمندان، دولتمردان و توده های مسلمان علیه سخنان پاپ- که با همراهی و همدلی بسیاری از مسیحیان نیز مواجه بود- تنها موردی که نسبت به کلیساهای مسیحیت بی احترامی شد، در مناطق تحت سلطه اشغالگران صهیونیست در کرانه باختری رود اردن رخ داد و در هیچ جای دیگر جهان اسلام شبیه چنین اتفاقی نیفتاد.
ضربه خوردن مسیحیت از پیروان دروغین حضرت موسی(ع) سابقه تاریخی درازی دارد و در دوران اخیر روندی روزافزون داشته است. توطئه گری صهیونیسم جهانی، حتی واکنش معتقدان راستین حضرت موسی(ع) را نیز برانگیخته و نهضت یهودیان ضد صهیونیست را به جنبشی رو به گسترش در جهان غرب تبدیل کرده است. در چنین شرایطی آیا رهبر کاتولیک ها می خواهد اجازه دهد صهیونیست ها همچنان او را آلت دست خود قرار دهند؟