تاریخ انتشار : ۱۸ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۳:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۸۹۴۹۶
اشاره: نکته قوت و مسئله ای که ضربت ذوالفقار را از دیگر رزمایش های مشابه، متمایز کرد، آزمون «رزم غیرکلاسیک» از سوی نیروهای ارتش جمهوری اسلامی ایران بود یا به عبارت دیگر توان تبدیل واحدهای زمینی و دریایی ارتش به یک نیروی «عظیم واکنش سریع» و بازگشت به حالت اولیه یک تجربه نظامی بسیار باارزش و نادر در طول تاریخ ارتش ایران است.

سابقه ایجاد ارتش منظم در مفهوم «مدرن» آن در ایران به دوره صفویه بعنی حدود 200سال قبل بازمی گردد، در این دوران بود که ارتش ایران با سازماندهی نظامی انگلیسی ها شکل گرفت، مقابله پیروزمندانه ارتش ایران در دوران صفوی با استعمارگران پرتغالی و هلندی در پهنه آبهای خلیج فارس و اخراج آنها از جزایر جنوبی کشورمان، یکی از نقاط «اوج» در تاریخ نظامی کشورمان محسوب می شود.
بی شک گستردگی پهنه حاکمیتی صفویه بر ایران و پیوند محکم «مذهب و حکومت» در این دوران به خصوص «حاکمیت مذهب تشیع به عنوان مذهب رسمی کشور» زمینه و بستر مناسبی برای بسط و نهادینه شدن مفهوم «ارتش ملی» ایجاد کرده بود اما دریغ که این دوران دوام نیافت و فساد دربار صفوی و اضمحلال تدریجی صفویه را به فراموشخانه تاریخ سپرد.
با انقراض صفویه و حمله افغانها به کشورمان، مفهوم نوپای «ارتش ملی» در ایران دچار آسیب ها و لطمات زیادی شد، چون بعد از صفویه مجدداً حاکمیت ایلی بر ایران تجدید شد و درگیری های داخلی میان طوائف و اقوام مختلف ایرانی این نهاد را به محاق فراموشی فروبرد.
شاید بتوان گفت تا دوران «نادرشاه افشار» (فتوحات نادر در شرق) این سیر نزولی ادامه یافت ولی مجدداً با اضمحلال افشاریه و روی کارآمدن «قاجار» این ضعف تاریخی در ارتش ایران باقی ماند، چراکه «ارتش ملی»نه تنها بسط نیافت و مفهومی فراگیر پیدا نکرد بلکه عملاً درخدمت طائفه و ایل حاکم بر کشور- قاجار- درآمد. آخرین تلاش ها در خصوص ارتش ملی در هنگام جنگهای اول ایران و روس، با همت ولیعهد ناکام «عباس میرزا»- که از حمایت علماء نیز برخوردار بود- انجام شد ولی به دلیل فقدان عزم و اراده از سوی حکومت قاجار و توطئه بیگانگان که ایران قدرتمند و ارتش ملی برای ایرانیان را نمی پسندیدند این تلاشها نیز ره به جایی نبرد.
البته نباید ازنظر دور داشت چون حکومتهای استبدادی همواره از ارتش و قوای قهریه برای سرکوب مردم استفاده می کردند، این مسئله خود نیز باعث تشدید فاصله تاریخی بین مردم و ارتش در طول دوران مختلف می شد.
در دوران پهلوی (1304-1357) به دلیل آنکه خاستگاه شاهان این سلسله طبقه «نظامیان» بودند؛ نقش و کارکرد ارتش جلوه ای خاص یافت؛ نوسازی و گسترش و تجدید سازمان عظیم نیروهای سه گانه ارتش ایران به دلیل نزدیکی و وابستگی رژیم پهلوی به بیگانگان و به خصوص آمریکایی ها به سرعت صورت گرفت.
پوشالی بودن این هیمنه و فاصله این ارتش از مردم و سنت های ایرانی وقتی اثبات شد که ارتش رضاخانی در شهریور 1320 به چشم برهم زدنی فروپاشید و امرای ارتش رضاشاه،سربازان را در خیابانها رها کردند و اعلام ترک مخاصمه کردند و کشورمان نیز توسط نیروهای متفقین به سرعت از شمال و جنوب اشغال شد. در دوره پهلوی دوم، مسئله مهم این بود که ارتش ایران در کنار منابع مالی عربستان سعودی دو بال دکترین خاورمیانه ای آمریکایی هابود و البته آمریکایی ها هم از هیچ کمکی برای تقویت و تسلیح ارتش ایران کوتاهی نمی کردند، راه اندازی مدرن ترین سیستم های نظامی آمریکایی در ارتش ایران به خصوص تجهیز بی سابقه نیروی هوایی ایران ازجمله پیامدهای این دوران بود.
ایرن روند فاصله تا پیروزی انقلاب اسلامی به طول انجامید، اما پیروزی انقلاب اسلامی باعث شد مفهوم «ارتش» نیز مانند بسیاری از مفاهیم مدرن و امروزی با مردم آشتی کند و فاصله تاریخی بین مردم و ارتش ازمیان برود، پیوستن ارتش شاهنشاهی به مردم و عدم اطاعت بدنه ارتش از فرماندهان طاغوتی و درنتیجه خنثی شدن طرح های متعدد کودتا توسط رده های مختلف ارتش و... ازجمله نشانه های این آشتی بود، تحولات ماههای اول انقلاب و نقش ارتش در کنترل حرکات تجزیه طلبانه در گوشه و کنار کشور و حمایت گسترده مردم از ارتش در این دوران، نشان داد تحول صورت گرفته در رابطه مردم و ارتش؛ عمیق تر از آنی است که تصور می شد.
حقیقت این است که «ارتش» در دوران استقرار جمهوری اسلامی موقعیتی نوین یافت. ارتش با پیوند با مردم و نهادهای انقلابی نظام جمهوری اسلامی تجربه ای کم نظیر یافت، تجربه هشت سال حضور در دفاع مقدس و ایستادگی در برابر ارتش بعث عراق که از سوی همه ابرقدرتهای جهان تجهیز و حمایت می شد از ارتش جمهوری اسلامی یک ماشین جنگی آبدیده و پرتجربه ساخت.
ارتش به مفهوم مدرن آن به شکل «کلاسیک» (به تعبیر بهتر کلاسیک با قرائت نیمه اول قرن بیستم) در دوره پهلوی در ایران نهادینه شد و تا پایان دوره پهلوی، این خاصیت «کلاسیک» بودن را حفظ کرد و در زمان پهلوی دوم، ارتش ایران درگیری نظامی گسترده و قابل تأملی را تجربه نکرد- جز جنگ محدود توپخانه ها در پاسگاههای مرزی ایران و عراق وجنگ ظفار در عمان. این ساختار کلاسیک و عدم استفاده از ظرفیت های بومی نیروهای مسلح، پیامدهای درازمدتی را برارتش ایران گذاشت. شاید بتوان مهمترین پیامد ساختار کلاسیک و وارداتی ارتش را عدم توان برای «تحرک لازم» و «واکنش سریع» در هنگامه شرایط بحرانی دانست.
اصطلاح جنگ «برق آسا» و توان یک سازمان رزمی برای انتقال سریع نیروهایش به نقاط مختلف و حتی پشت خطوط دشمن و پشتیبانی از نیروهای خود، از سالهای بعد ازجنگ جهانی دوم وارد ادبیات نظامی جهان شد، پیشروی سریع ارتش آلمان نازی در اروپا و آفریقا در آغاز جنگ جهانی دوم، با استفاده از استراتژی «جنگ برق آسا» که سقوط 26 روزه فرانسه وانهدام مستحکم ترین خط دفاعی کلاسیک آن روز جهان یعنی «ماژینو» و انهدام وسیع نیروهای متفقین و شکست های سنگین ارتش سرخ شوروی را به دنبال داشت، معادلات کلاسیک را از مفهوم جنگ تغییر داد.
بعد از پایان جنگ جهانی دوم، این مفهوم جدید وارد آموزش های نظامی کشورهای پیشرفته جهان شد اما همانگونه که گفته شد چون ارتش ایران در زمان پهلوی ها، قرار بود صرفاً یک نیروی دست نشانده با کارکردهای سطحی و محدود باشد، این آموزه مهم در ساختار ارتش ایران به کار گرفته نشد و به شهادت بسیاری از کارشناسان نظامی، ساختار ارتش ایران در زمان محمدرضا ازبهره گیری از این امتیاز محروم ماند. به گزارش مهر، در دوره جنگ تحمیلی هشت ساله صدام علیه کشورمان- که یکی از طولانی ترین جنگ قرن بیستم است- شاهد بودیم که در اواخر جنگ (یعنی از سال 64 به بعد) یعنی زمانی که هر دو ابرقدرت موجود جهان، آمریکا و شوروی به سیاست واحدی در مورد جنگ ایران و عراق رسیدند و تصمیم بر پایان جنگ گرفتند، ارتش بعث عراق به مدد کارشناسان و مشاوران متعدد غربی و شرقی توانست همین «آموزه مهم نظامی» را به کار گیرد و با استراتژی «دفاع متحرک» عملاً موازنه قوا را به نفع خود تغییر دهد و با کسب توان انتقال سریع نیروها و بالابردن تحرک لشگرهای مختلف زرهی و مکانیزه خود بتواند در مقابل حملات نیروهای مسلح ایران مقاومت کرده و در موقع لزوم ضدحملات مؤثری هم انجام دهد.
برگزار ی منظم و مداوم رزمایش یکی از ابزارهای مؤثر ارتش ها و سازمانهای رزمی همه کشورهای جهان برای کسب آمادگی و ارتقای توان عملیاتی خود است، رزمایش عظیم ضربت ذوالفقار که طی هفته های اخیر توسط یگانهای زمینی، دریایی و هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران برگزار شد، به اذعان کارشناسان داخلی و خارجی یکی از کم نظیرترین رزمایش های ارتش جمهوری اسلامی ایران در سالهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بود.
این رزمایش همچنین فرصتی مناسب برای آزمایش سلاح های جدید ازجمله «جنگنده شکاری صاعقه، بمب رعد، آزمایش انواع موشک آفندی و پدافندی، بهینه سازی سامانه موشک «هاگ»، موشکهای سطحی و زیرسطحی، زیردریایی های طارق، نهنگ، بهینه سازی سیستم های راداری، استفاده از بمب های هوشمند لیزری «نقطه زن»، نام برد که نشان از توان بالای صنایع داخلی نظامی در تأمین تجهیزات دفاعی کشور است که جمهوری اسلامی ایران را در زمره کشورهای تولیدکننده سلاح های پیشرفته قرار می دهد.
اما نکته قوت و مسئله ای که این مانور را از دیگر رزمایش های مشابه، جدا می کرد، آزمودن «رزم غیرکلاسیک» در رزمایش ضربت ذوالفقار ازسوی نیروهای ارتش جمهوری اسلامی ایران بود، یعنی جبران آن نقطه ضعف تاریخی نیروهای مسلح در ایران، به عبارت بهتر: توان تبدیل واحدهای زمینی ودریایی ارتش به یک نیروی «واکنش سریع عظیم» و بازگشت به حالت اولیه یک تجربه نظامی بسیار باارزش ونادر در طول تاریخ ارتش ایران است.
یکی از بخش های مهم بخش دریایی رزمایش ضربت ذوالفقار، تشکیل فوری 1400 تیم عملیات ویژه در سراسر خط ساحلی جنوب بود، نیروهایی که با فرض از کار افتادن سامانه های مخابراتی، توان «کنترل و فرماندهی» دارند. خصوصیت دیگر رزم غیرکلاسیک که در رزمایش ضربت ذوالفقار آزموده شد، این است که مستلزم بومی شدن و استفاده از ظرفیت های بومی و محلی کشور است و این نیز باعث می شود، این رزمایش از دیگر رزمایش های انجام شده، متمایز شود.
اهمیت این موضوع وقتی معلوم می شود که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، دیگر بازوی نظامی ایران اسلامی هم، استراتژی رزم نامتقارن که شباهت های زیادی با استراتژی رزم غیرکلاسیک دارد را از مدتها قبل در دستور کار خود قرار داده است، حضور و هماهنگی این دو سازمان رزم عظیم در کنار هم، فکر هرگونه تجاوز به آب و خاک ایران عزیز را از ذهن دشمنان می رباید و بی شک این بهترین نوع بازدارندگی- که از وظایف مهم نیروهای مسلح است- را برای کشور به ارمغان می آورد.
از این رو بی جهت نیست اگر رزمایش ضربت ذوالفقار در زمان برگزاری خود درصدر اخبار خبرگزاری ها و محافل خبری و رسانه ای جهان قرار گرفت، از این رو شایسته است رسانه های داخلی هرچه بیشتر درجهت شناساندن توانمندی های دفاعی جدید نیروهای مسلح کشورمان به مردم و افکار عمومی داخلی بکوشند.