تاریخ انتشار : ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۲:۳۹  ، 
شناسه خبر : ۸۹۵۲۸
عبدالله ناصری

جاحظ عالم معتزلی در قرن سوم هجری معتقد بود عوام الناس که اصولا سنتی، احساسی و زودباورند اگر در پیوند با عالمان قرار گیرند به عبارت دیگر اگر از احساسات آنها بهره برداری شود حقیقت خرد در آن زمان خواهد مرد.
در صورتی که اگر از آنها و عواطفشان سوء استفاده نشود، هیجانات کوتاه مدت آنها سپری خواهد شد. «فالعوام اذا کانت نشرا، فامرکی ایسر و مده هیجها اقصر، فاذا کان لها رئیس حاذق و مطاع مدبر و امام مقلد، فعند ذلک یموت الحق و یقتل المحق». رسائل جاحظ، ج1، ص 283در جوامع امروزی با مشخصات دینی و مذهبی، این نقش را علاوه بر عالمان، رسانه ها و تریبون های رسمی هم می توانند بازی کنند. نمونه بارز این رفتار را در پدیده ها و رخدادهای چند روز اخیر می توان مشاهده کرد. یکی گزارش تحقیق و تفحص از حوزه فرهنگ دولت اصلاحات که به خوبی از هیجانات جامعه مذهبی بهره گرفت و «اشاعه ابتذال، عادی سازی روابط محرم و نامحرم، از میان بردن قبح گناه، نمایش و تشریح صحنه های خلاف اخلاق جنسی، اشاعه روابط نامشروع، هنجارشکنی دختران و... عرضه کتب و نشریات مبتذل، تبلیغ اندیشه های الحادی و ضاله و ترویج مکاتب کفرآمیز» را ماموریت دولت اصلاح طلب خردورز معرفی کرد و مدیران این حوزه را علاوه بر بی دینی به فساد مالی متهم. به علاوه در این گزارش عموم فرهیختگان، اهل قلم، هنرمندان اعم از بازیگران، خوانندگان و نوازندگان به بی دینی و بی غیرتی و بی حمیتی ملی و فرهنگی متهم شده اند. هدف مشخص است. اینکه نوآوری های فرهنگی و هنری دوره اصلاحات که از پشتوانه ملی و اعتقادی برخوردار و با رویکرد «عصری» دولت و ملهم از تعالیم امام راحل ارائه شده اما مخالف ذائقه سنت گرایان حوزوی و فقهی بود، دیگر ادامه نیابد.
رخداد دوم، نامه دوم همسر سخنگوی محترم دولت نهم است که به پشتوانه موقعیت سیاسی نوشته و منتشر شد و در آن راس و رهبری اصلاحات نشانه رفت.
بانوی نویسنده نامه از خانواده ای است که در عین بهره مندی از تحصیل و دانش کلاسیک و آکادمیک، در مناسبات اجتماعی اساسا رفتار سنتی دارند. بدین معنا که اساسا زنان در این سطح از رفتار سیاسی اجتماعی بدون هماهنگی مردان خانه ظاهر نمی شوند. اگر نبود آشنایی بنده با خانواده پدری نویسنده نامه که می دانم همه ایشان از این باورها و از این ادبیات بیزارند و اگر نبود نوشته دلسوزانه و خردمندانه برادر عزیزم آقای محمدحسن رجبی برادر دل نگران خانم فاطمه رجبی در رد کل و جزء نامه کذایی اول، جا داشت همسویی خانه پدری را با او باور کنیم. اما سکوت سخنگوی دولت در برابر نامه همسرش این شبهه را به ذهن متبادر می کند که مبادا عدالت مورد نظر ایشان از جنس عدالت تراسیماخوسی است. «منفعت قدرت مداران و وابسته های آنان» که با رانت سیاست و اطلاع رسانی اهداف خود را تعقیب می کنند. نه عدالت سقراطی که شایستگی را مبنای دارندگی می داند. سخنگوی محترم دولت وقتی هفتگی از دستاوردهای سیاسی، اقتصادی و بین المللی سخن می گوید باید بداند تحول در ساحت اخلاق و حفظ ارزش های ملی، تاریخی و دینی توفیق بزرگتری است که دولت باید آن را پاس بدارد و اگر به آن اهتمام نورزد، حقیقت و فضیلت را به بازی گرفته است. لااقل برای حفظ حرمت آینده رئیس جمهوری که اینک سخنگوی دولتش هستیم و می دانیم سه یا هفت سال دیگر بسته به تدبیر همراهان و رای مردم رئیس جمهور نخواهد بود، سکوت نکنیم. در این جمله جرترود اشتاین نویسنده آمریکایی تامل کنیم که می گفت: «نکته مطبوع و دوست داشتنی در مورد تاریخ این است که همواره تکرار می شود.»
و به قول حافظ:
جمیله ای است عروس جهان هشدار
که این مخدره در عقد کس نمی ماند
هر چند نامه چندی پیش ایشان به دادستان محترم تهران که با واکنش های زیادی روبه رو شد بیانگر این نکته بود که دولت یا لااقل سخنگوی آن تاب نکته سنجی دیگران را ندارد و به قول اشتفان تسوایگ نویسنده پرآوازه اتریشی و همطراز گوته در ادبیات آلمانی «همواره آنانی که در تجاوز به باورهای دیگران بی پرواترین هایند در شنودن مخالفت دیگران با باورهای خود، حساس ترند». اما بدانیم و باور کنیم:
چو پرده دار به شمشیر می زند همه را
کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند
نشانه رفتن رهبری اصلاحات، چه از جانب بانویی که جز به طریق وابستگی به دولت شناخته شده نیست و چه از ناحیه تحقیق و تفحص های آنچنانی، پیامی است شفاف برای دولت مردم سالار خاتمی که افتخارش 20میلیون رای شفاف و بی ابهام بود. تا اصلاحات، رهبری و مدیرانش را در برابر جامعه مذهبی عاطفی سنتی قرار دهد تا دیگر بار رخدادی چون خرداد 76رخ ننماید. القای این پندار که اصلاحات جز سقوط ارزش ها و تباهی دین و مال مردم ارمغانی نداشته، آن هم در ایامی که رهبرش در آن سوی دنیا به علت صلح دوستی، خردورزی و رفتار هنجارآمیز حکومتی اش ستوده می شود با هدف قرار دادن جامعه دینی و مذهبی در برابر مردم سالاری خاتمی تعقیب می شود. اما همه می دانند جوهر فرهنگی حرکت خاتمی و اصلاح طلبان، دینی بود، راهش روشن، مسیرش بی ابهام اگرچه پرمانع، دینداری او و همفکرانش محرز.
راه خورشیدی او از دل شب کرد عبور