تهاجم گسترده هوایی، زمینی و توپخانهای نظامیان صهیونیست در نوار غزه و لبنان مبتنی بر اهدافی مشخص و قابل تحلیل است آنچنان که افکار عمومی در مناطق مختلف جهان نیز ماهیت جنایتهای اسرائیل را به ویژه در سیزده روز گذشته به خوبی درک میکنند این روزها تخریب مناطق مسکونی و محل استقرار آوارگان فلسطینی در کنار انهدام کامل فرودگاه بیروت، کارخانهها، پلها، جادهها و سایر تاسیسات زیربنایی لبنان و در یک جمله ویرانی زیرساختهای غیرنظامی فلسطینیها و لبنانیها در دستور کار دولت اسرائیل قرار گرفته است به عبارتی دیگر، مردم لبنان و فلسطین، هدف اول جنگی هستند و تنها جرم آنها، صرفا داشتن ملیتی لبنانی و فلسطینی است به وضوح مشخص است آنچه اکنون در لبنان و فلسطین به وقوع میپیوندد نه تنها یک عملیات نظامی ساده نیست بلکه بخشهایی از یک استراتژی و برنامه بلندمدت است. در واقع این لشکرکشی نظامی و حملات گسترده و کور در دو جبهه غزه و لبنان از مدتها پیش طراحی شده- شاید پس از 11 سپتامبر 2001 و حذف عراق از جمع تهدیدهای منطقهای اسرائیل- و بسترهای لازم برای اجرا و عملیاتی کردن آن از مدتها پیش فراهم شده بود اما رژیم صهیونیستی با توسعه بحران چه اهدافی را جستوجو میکند؟
1- حذف یا خلع سلاح حزب الله لبنان را میتوان اولین هدف اسرائیل در کوتاهمدت برشمرد.
حزب الله از زمان شکلگیری در لبنان در سال- 1983 که برخواسته از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران بوده است- تاکنون به کرات در برابر اسرائیل قدرت نمایی کرده و از مهمترین قدرتهای مردمی منطقه و از بدو تاسیس برای رژیم اسرائیل همواره مایه نگرانی و تهدیدی واقعی بوده است از سوی دیگر حزب الله را نمیتوان یک تشکل تروریستی به حساب آورد چرا که صرفا در جهت دفاع از خاک لبنان و اعتقاداتش، آنهم از درون سرزمین خود، دست به عملیات جهادی میزند. اسرائیل اهداف و آرزوهای درازی دارد و از همین روحیات هیچ حزب و دولت و قدرت مردمی را بر نمیتابد و با هر وسیله و ترفندی مایل است هر فرد یا گروه مقابل خود ار از میان بردارد. لذا کشتن کودکان، نابودی خانوادهها، نادیده گرفتن مکرر آتش بس و قوانین و قواعد حقوق بینالملل و کشتن رهبران حماس را مشروع میداند!
2-نامشروع جلوه دادن رهبران فلسطینی و حزب الله لبنان از جمله سیاستهای رژیم صهیونیستی است این سیاست در گذشته نیز وجود داشت اما با ورود حماس به عرصه سیاسی فلسطین و افزایش چشمگیر نفوذ و هواداران حزب الله در منطقه به اوج خود رسید امروزه فشار نظامی و امنیتی و حماس به عنوان یک دولت و حزب الله به عنوان یک تشکل مردمی بانفوذ در اولویت برنامههای اسرائیل است.
3- تضعیف اراده مقاومت در بین گروه مردم فلسطین و لبنان و قدرتنمایی در برابر کشورهای منطقه از دیگر برنامههای دولت صهیونیستی است. اما تاریخ ثابت کرده است کشتار جمعی و بمباران مناطق مسکونی منجر به ارتقای وحدت ملی، عزم ملی و افزایش مقاومت عمومی میشود.
مساله اینجاست که رژیم اسرائیل میپندارد با اعمال زور و عملیات تخریبی بهتر میتواند به اهدافش نزدیک شود. بنابراین به هیچ نوع روند صلحی پاببند نبوده و نیست اساسا قدرت اراده ملی و مقاومت ملی فلسطین در قاموس صهیونیستها تعریف نشده است و کاملا در برابر آن به ستوه آمدهاند.
4- گسترش ناامنی و بیثباتی از فلسطین اشغالی به سرزمینهای دیگر، از سیاستهای کلان دولت اسرائیل است. چه با ایجاد هرج و مرج و بسط مناطق درگیر، تلآویو مایل است همه مردم و حکومتهای منطقه را با بحران روبهرو کند. مشخصا این سیاست با حمایتهای بیدریغ ایالات متحده در عرصه بینالملل، اسرائیل را بسیار گستاخ و بیپروا کرده است. گشودن جبهههای جدید و منطقه و توسعه بحران به سرزمینهای دیگر و نیز عمق بخشیدن به آن از راهبردهای اساسی اسرائیل میباشد. چنانچه تلآویو به راهبرد توسعه و تعمیق بحران نمیاندیشید هرگز به عملیاتی چنین گسترده دست نمیزد. بدیهی است نابودی لبنان و حذف حزب الله یک مرحله از مراحل اجرای همان راهبرد کلان و بلندمدتی است که در ابتدا به آن اشاره شد. پس از آن رژیم، بنا دارد پای سوریه و جمهوری اسلامی ایران را نیز به میان بکشد. کمااینکه سوریه و ایران در ده روز گذشته بارها به تجهیز و تحریک حزب الله متهم شدهاند.
5- تسلط بر اوضاع و روبه راه کرده خاورمیانه، منطبق بر اهداف و برنامههای خود، هدف غایی اسرائیل است. طرحهای بلندمدت اسرائیل با حمایتهای همهجانبه آمریکا و انگلیس را در منطقه همواره باید مورد توجه قرار داد. اسرائیل رویای تغییر کامل نقشه خاورمیانه را در سر میپروراند و در سایه حمایتهای غرب و ضعف ساختاری و کارکردی سازمانهای بینالمللی به ویژه سازمان ملل متحد، به دنبال فرصتهای بینالمللی است تا به اهداف نهایی خود برسد. از اینرو پس از حمله به فلسطین و حماس اکنون به لبنان و حزب الله پرداخته است. در نهایت آرزوی اسرائیل، تشکیل یک دولت وسیع عبری بدون مرزهای مشخص و برخوردار از قدرت برتر سیاسی و نظامی در منطقه است. اگر هم دولتی تحت عنوان دولت و سرزمین فلسطین، تشکیل شود این دولت به زعم تلآویو باید فاقد اقتدار، اختیار ارتش و جایگاه در نظام بینالملل باشد.
در این میان، درخواست دو سه روز گذشته اسرائیل برای تحویل سریع بمبهای هدایت هوشمند لیزری و ماهوارهای از واشنگتن و نیز دستور خروج فوری اتباع غربی از خاک لبنان، نشانههایی نگران کننده است بر اینکه تلآویو هنوز اهداف زیادی برای تداوم حمله به لبنان و احتمالا نقاط دیگر در نظر دارد. این دو رویداد بسیار خطرناک، بسترساز استمرار فجایع نظامیان صهیونیست در روزهای آتی خواهد بود.