تاریخ انتشار : ۲۷ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۹  ، 
شناسه خبر : ۸۹۷۳۲
علامه فضل‌الله:

علامه محمد حسین فضل‌الله در مقاله‌ای تحت عنوان "سؤالاتی به شیوه رییس جمهور آمریکا" آورده است: آخرین اظهاراتی که از جورج بوش مطالعه کردم این بود که گفته است "قدرت‌های تروریستی در راستای توقف پیشرفت آزادی گام بر می‌دارند و قصد دارند تا دولت‌های آزاد را به تندروی بکشانند"، "جنگ‌ در لبنان جزوی از درگیری‌های گسترده‌ای است که در منطقه میان آزادی و تروریسم ایجاد شده است و لبنان و عراق عرصه فعالیت‌های تروریستی خشونت‌بار هستند". این اظهارات رییس جمهور آمریکا در راستای سرپوش گذاشتن بر واقعیت‌های موجود و تلقین این مسأله است که مشکل سیاست‌های آمریکا در نحوه جلوگیری از پیشرفت فعالیت‌های گروه‌های تروریستی در جنگ با آزادی و دور نگه داشتن آن‌ها از انتشار فرهنگ تندروی در منطقه به ویژه عراق و لبنان است.
به گزارش دفتر اطلاع‌رسانی علامه محمد حسین فضل‌الله، مرجعیت بزرگ شیعه در لبنان، وی در ادامه این مقاله آورده است: اما سوالاتی که بوش باید به آن جواب دهد این است که عبارت "تروریست در منطقه" از کجا آمده است؟ و آیا حمایت‌های مطلق آمریکا و متحدان غربی‌اش از اسراییل علیه آزادی ملت فلسطین در طول بیش از نیم قرن، حرکت به سوی آزادی است یا سیاست ایجاد ترورسیم؟چرا بوش و دولتش جهاد ملت و گروه‌های مجاهد فلسطینی را برای ایجاد آزادی و استقلال، تروریسم می‌نامند در حالی که جنایات اسراییل و شیوه آن در کشتار ملت فلسطین از جمله زنان و کودکان را دفاع از خود عنوان می‌کنند؟ سیاست آمریکا همواره مشکل تراشی بر سر تشکیل دولت مستقل فلسطینی، حمایت از شهرک‌سازی، ساخت دیوار حائل- که به واسطه آن بخش زیادی از اراضی فلسطینی در کرانه باختری و بیت‌المقدس مصادره می‌شود- و منع صدور اجازه بازگشت پناهندگان به اراضی‌شان به رغم صدور قطعنامه 194 سازمان ملل بوده است. معتقدیم آمریکا و سازمان ملل همواره از فریب و نفاق سیاسی و امنیتی برای کشاندن مساله فلسطین به مسیر نادرستی که هدف از آن تحقق استراتژی شهرک‌سازی اسراییل و ضایع کردن حق فلسطینی‌ها و بازگشت به سرزمینشان بوده، استفاده کرده‌اند.
در ادامه این مقاله آمده است: آیا تاکنون رییس جمهور آمریکا و دولتش درباره علت پیدایش جنبش‌های تروریستی در جهان عرب و اسلام از خود پرسیده‌اند تا پاسخ را در میان اعراب و مسلمین بیابند؟ آیا بوش و دولتش به این فکر کرده‌اند که آیا اشغالگرانی که اراده ملت‌ها را مصادره کرده‌اند، می‌توانند آزادی را برای‌شان برقرار کنند؟ آیا اشغالگران می‌توانند خواست مردم را در ایجاد آزادی واقعی تحقق بخشند؟ ما می‌دانیم که اشغالگران آمریکایی و متحدان انگلیسی‌اش دیکتاتور عراق را از قدرت ساقط کرده‌اند، اما این به نفع سیاست آمریکا بود که یاقی عراقی متحدش بوده و طی ده‌ها سال به اجرای سیاست‌هایش می‌پرداخته است، اما شیوه‌ای که اکنون اشغالگران با آن عراق را اداره می‌کنند این کشور را از نظر امنیتی به تونل تاریکی کشانده که صدها هزار تن از مردم آن کشته می‌شوند بدون آن که اقدامی از سوی اشغالگران انجام شود؛ چرا که آمریکا می‌خواهد حضور طولانی‌تری در عراق داشته باشد و در واقع هرج و مرج امنیتی را توجیهی برای حضورش قرار دهد.
رییس جمهور آمریکا از برقراری دموکراسی در عراق سخن می‌گوید، اما همکاران حتی دولت و پارلمان عراق می دانند که نیرو‌های اشغالگر به مسوولان عراقی اجازه هیچ گونه آزادی را در ارایه هیچ طرح مستقلی و حتی اداره اوضاع اقتصادی نمی‌دهند تا بتوانند فعالانه در جهت حل مشکلات انسانی و خدماتی ملت گام بردارند و حتی برخی از شرکت‌های آمریکایی‌ از طریق پروژه‌های خیالی اقدام به غارت منابع طبیعی این کشور کرده‌اند حال آیا این رییس جمهور از خود نمی‌پرسد چرا گروه‌های مقاومت در عراق به مبارزه علیه اشغالگران می‌پردازند؟ آیا در این مساله دلیلی برای این مساله نمی‌یابند که جنبشی برای باز پس‌گیری آزادی ملت‌ها آغاز شده است؟
اگر اکنون تروریست‌ها و گروه‌های تکفیری جنایاتی را بر اساس مسایل مذهبی انجام می‌دهند به خاطر هرج و مرج سیاسی و امنیتی است که بوش آن را بشارت داده بود. ما در این مساله که در این جا جنگی میان آزادی و تروریسم وجود دارد، با وی هم عقیده‌ایم، اما اینجا جنگ بر سر آزادی ملت‌ها در تعیین سرنوشت‌شان و تروریسم اشغالگران در مصادره آزادی این ملت‌ها است.
در ادامه این مقاله علامه فضل‌الله به بررسی اوضاع لبنان پرداخت و افزود: و اما در لبنان، دموکراسی هدیه‌ای از سوی بوش نبود؛ بلکه دموکراسی در این کشور از بعد از استقلال این کشور ایجاد شد. آزادی که ملت لبنان در اندیشه، تبلیغات و سیاست از آن برخوردار است چیزی از سوی آمریکایی‌ها نبود بلکه لبنانی‌ها خودشان با اراده خودشان آن را به دست آوردند و اگر اختلافاتی بر سر برخی مسایل در لبنان وجود دارد به دلیل خلع سیاسی است که کشورهای بزرگ و در راس آن آمریکا آن را برای اجرای سیاست‌های‌شان در منطقه ایجاد کرده‌اند. خلایی که به دلیل سیاست تروریسم سیاسی امنیتی اسراییل و حمله آن به لبنان البته با حمایت آمریکا و اعلام موافقت آن، ایجاد شد.
اگر که بوش معتقد است لبنان به عرصه فعالیت‌های خشونت آمیز تروریست‌ها تبدیل شده ما با آن موافقیم، اما تروریسم آن چیزی است که از طریق تروریسم دولتی که آمریکا از نظر سیاسی آن را در پیش گرفته، ایجاد شده باشد. تروریستی که با طرح اسراییل همسو است. بوش از آزادی برای مردم عراق و لبنان سخن می‌گوید، اما این ملت‌ها از تروریسم آمریکایی هم پیمان و با تروریسم اسراییل و سایر قدرت‌های استکباری جهان از جمله اتحادیه اروپا سخن می‌گویند که از تخریب و نابودی لبنان و فلسطین حمایت کرد و حتی سازمان ملل نیز نتوانست با اعمال فشارهایش آتش‌بس را برقرار کند.
علامه فضل‌الله در پایان گفت: ای بوش! با نفرت و لعنت از تاریخ خارج شده‌ای و با کمک دولتت تمامی سیاست‌هایت را به کار بستی تا به عمق بیزاری از آمریکا اضافه کنی؛ چرا که تو و دولتت تحت تاثیر اسراییل سقوط کردید. تو تمام توانت را برای نابودی لبنان و کشتار ملت به کار بردی، اما نمی‌توانی اراده آزادی این ملت را از بین ببری. لبنان هم چنان مخالف استکبار و مستکبران باقی خواهد ماند. مقاومت نیز به عنوان یک جنبش آزادی خواه و مخالف با محور شرارت آمریکا باقی خواهد ماند.