علیرضا کرمانی / سردبیر ماهنامه نامه
گیریم که آهنگری در بلخ گنه کرده باشد، گردن زدن همه اعضای یک هیات تحریریه و به برزخ فرستادن یک روزنامه چرا؟ در این سالها، دم دستی ترین راه حلی که برای برخی نابسامانیها، به ذهن گروهی از مسئولان میرسد، تعطیل کردن مطبوعات است. در جریان آنچه در تبریز روی داد، میبایست مسئولان اداره داخلی کشور پاسخگو باشند که چرا نتوانستهاند گستردگی اعتراض را پیشبینی کنند و چرا نتوانستهاند راه حل درست را بیابند و به اجرا بگذارند؟ با تکیه بر 25 سال تجربه روزنامهنگاری ، شهادت میدهم که روزنامه ایران، یکی از حرفهای ترین روزنامههای این دو سه دهه بوده است، هم به لحاظ شکل و هم به لحاظ محتوا، نه ادای حزب بودن درآورده است و نه صفحههای روزنامه را به فصلهایی از کتاب بدل کرده است که کار روزنامه، خبر است و گزارش و گفت و گو وبس. از دیگر سو، اشتباه در کار روزنامه نگاران اجتنابناپذیر است و روزنامه نگاران چو دیکته مینویسد، دیکتههایشان بدون غلط هم نخواهد بود اما آیا برای کاهش التهابهایی که بر اثر ندانم کاری یا اشتباه در یک روزنامه به وجود آمده است، راه حل ، بستن روزنامه است؟ به گمان من، هرگز. به این نکته ایمان دارم که بسته شدن هر روزنامه یا نشریه ، به دلمردگی بیشتر جامعه میانجامد و روحیه یاس و بدبینی به مسئولا را گسترش میدهد . حالا هر روزنامه یا نشریهای ، چه سپید ، چه سیاه یا زرد و چه موافق یا مخالف دیدگاههای من و برعکس، هر رسانه ای با شروع فعالیت خود درهای امید را روی مردم و اجتماع میگشاید که مردم امیدی به بازتاب دردهایشان می یابند. در کنارآن ، به این نکته هم باور دارم که هر گاه رویدادی ازجنس وقایع تبریز اتفاق افتد، اگر مسئول عالی رتبه ای، مسئولیت بپذیرد و استعفا کند، هم به کنترل اوضاع کمک کرده است و هم نام نیکوتری از خود به جا خواهد گذاشت اما چه کنیم که مدیر و وزیر و وکیل، فکر میکنند که با استعفای آنها ، نظام تضعیف میشود ولی تعطیلی رسانهها … کوتاه سخن، به عنوان یک روزنامه نگار و به سهم خودم به خاطر اشتباهی که در گوشهای هیات تحریریه یک روزنامه اتفاق افتاده است از هم میهنان آذری زبان پوزش میخواهم و خواهش میکنم که روزنامه نگاران و روشنفکران آذری. با صدور بیانیه و انجام گفت و گو با رسانهها، به مردم و مسئولان بفهمانند که تعطیل کردن یک رسانه، راه حل هیچ مسالهای نیست.