تاریخ انتشار : ۱۶ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۰:۲۷  ، 
شناسه خبر : ۸۹۷۷۳
نگاهی به روابط چین و ژاپن

میلتون ازراقیی
مترجم: مهدی قلی‌زاده

رقابت بین چین و ژاپن در چند سال گذشته در حال افزایش بوده است و انتظار می‌رود این روند در سال‌های پیش‌رو نیز ادامه داشته باشد. اکنون شرایط اقتصادی و دموگرافیک ژاپن این کشور را مجبور کرده تا بیش از هر زمان دیگر پس از جنگ جهانی دوم با آسیا تبادلات داشته باشد. با وجودی که تصمیم توکیو برای فعال بودن بیشتر در آسیا آثار مشهودی روی روابط و دیپلماسی خارجی این کشور خواهد داشت با این وجود باید توجه داشت که مهمترین دلایل این تصمیم داخلی هستند. یکی از این دلایل، اوضاع اقتصادی ژاپن است. با وجود تلاش‌های دولت برای تحریک رشد اقتصادی، هنوز اقتصاد ژاپن در حال نوعی کسادی و رکود است و اصلاح‌طلبان اقتصادی این کشور معتقدند ژاپن برای پایان دادن به این اوضاع اقتصادی به یک مدل اقتصادی جدید نیاز دارد که بیشتر به سوی جهان و به ویژه آسیا باز باشد. از جمله دلایل دیگری که باعث شده ژاپن درصدد فعالیت بیشتر در عرصه جهانی و به ویژه آسیا برآید مشکلات دموگرافیک این کشور است. جمعیت این کشور به سرعت در حال پیر شدن است و در طول 10 سال آینده از هر 4 ژاپنی یک نفر بیش از 65 سال سن خواهد داشت و این کشور به ازای هر سالمند که نیاز به مراقبت دارد کمتر از 2 نفر نیروی کار خواهد داشت. این سناریو باعث می‌شود ژاپن نتواند جایگاه قبلی خود به عنوان یکی از بزرگترین صادرکنندگان و تولیدکنندگان جهان را حفظ کند. تحت این شرایط صنایع ژاپن مجبور خواهند بود که به خارج کوچ کنند و ژاپن وابسته به واردات کالاهای تولید شده در کارخانه‌های ژاپنی مستقر در کشورهایی مانند مالزی، چین، کره، تایلند و سایر کشورهای آسیایی خواهد بود. در این شرایط اقتصاد داخلی دیگر بر روی تولید و صادرات متمرکز نخواهد بود و بیشتر به یک مرکز مدیریت، طراحی و امور مالی تبدیل خواهد شد.
این تغییرات تاثیراتی فراتر از حیطه اقتصادی می‌گذارند و دگرگونی‌هایی در دیپلماسی و سیاست خارجی ژاپن ایجاد خواهند کرد. بر خلاف گسترش فعالیت‌های شرکت‌های ژاپنی در آمریکای شمالی و اروپا، گسترش فعالیت شرکت‌های ژاپنی در آسیا نیازمند حمایت رسمی کشورهای آسیایی است.
در غرب ساختار حقوقی و احترام به قراردادها به خوبی شکل گرفته است و همین امر به شرکت‌های ژاپنی این امکان را می دهد که بدون مداخله توکیو به فعالیت بپردازند ولی در کشورهای آسیایی ساختارهای حقوقی کمتر توسعه یافته‌اند و اجازه می دهند تا نفوذ سیاسی برنحوه انعقاد قراردادها حاکم باشد. در چنین شرایطی حمایت دیپلماتیک از منابع ژاپن ضروری است. هر چه قدرت تولیدی ژاپن بیشتر به خارج از کشور منتقل شود این کشور در برابر سیاست‌های اقتصادی کشورهای دیگر تاثیرپذیرتر خواهد بود. در چنین شرایطی ژاپن نمی‌تواند این همه آسیب‌پذیری را تحمل کند و از این رو درصدد تقویت تاثیرگذاری خارجی خود است تا در مواقع بحرانی بتواند به پشتوانه قدرت نظامی از منافع خود حمایت کند. این تغیبری عمده برای ژاپن و کشورهای همسایه‌اش است.
از زمان جنگ جهانی دوم توکیو همواره از حضور و مشارکت فعال در عرصه دیپلماسی پرهیز می‌کرد و در مورد اکثر مسائل سیاست خارجی دنباله روی آمریکا بود. ژاپن پشت ماده نهم قانون اساسی خود که بر صلح طلب بودن ژاپن تاکید دارد پنهان شده است. ژاپن حتی نام نیروهای مسلح خود را «نیروهای دفاع ازخود» گذاشته است. همین سیاست‌های ژاپن که تا همین اخیرا دنبال می‌شد باعث شده بود تا اعطای کمک‌های خارجی تنها ابزار ایفای نقش در عرصه دیپلماسی برای ژاپن تبدیل شود. اکنون نیمی از کمک های خارجی چین و 80 درصد کمک‌های خارجی به مالزی و کره‌جنوبی را ژاپن تامین می‌کند. ژاپن سعی می‌کند از طریق اعمال کنترل بر نحوه خرج کردن کمک‌های اعطایی‌اش، در کشور دریافت کننده کمک، تاثیرگذار باشد. بنابر اعلام سازمان توسعه و همکاری‌های اقتصادی، از بین کشورهای اهدا کننده جهان، کشور ژاپن برای کمک‌هایی که اهدا می‌کند بیشترین شرایط را در نظر می‌گیرد. با این وجود رشد اقتصادی ژاپن در آسیا باعث خواهد شد که کمک‌ها دیگر ابزار موثری در کنترل اوضاع نباشد. برای پیداکردن موضعی قدرتمندتر ژاپن اقداماتی جدی را آغاز کرده تا خود را به سخنگوی آسیا برای جهان تبدیل کند.
برای مثال در دوران بحران مالی آسیا در سال 1997 ژاپن با آمریکا و صندوق بین‌المللی پول مخالفت و پیشنهاد کرد یک صندوق ذخیره ارزی بر اساس ین تشکیل شود تا باعث ایجاد ثبات در ارزهای آسیایی شود. ژاپن این را حق خود می داند که قهرمان آسیا شناخته شود چرا که خود را تنها کشور کاملا توسعه یافته آسیا می داند و تنها کشور غیرغربی گروه 7 است. ژاپن در تلاش‌ برای ورود به عرصه روابط بین‌الملل تلاش خود را برای کسب کرسی دائم در شورای امنیت سازمان ملل متحد آغاز کرد. ژاپن برای حمایت از مواضع دیپلماتیک خود درصدد تقویت توان نظامی خود است و در همین راستا حتی مباحث و لوایحی درباره حذف ماده نهم قانون اساسی ژاپن نیز مطرح شد. اکنون ژاپن درصدد تقویت کارایی پرسنل نظامی خود است و از این طریق نقش فعالتری را درعملیات صلحبانی سازمان ملل متحد عهده‌دار می‌شود چرا که از این طریق بدون عوارض جانبی می‌تواند نیروهای نظامی خود را کار کشته‌تر کند.
ژاپن درصدد است تا به مامور صلحبانی آسیا تبدیل شود چرا که به بهانه گرفتن این مسوولیت از سازمان ملل ‌می‌تواند توان نظامی خود را با سرعت بیشتری ارتقا دهد.
رقابت چین و ژاپن
چین به طور جدی با عهده‌دار شدن نقش رهبری آسیا توسط ژاپن مخالف است . چین از هر فرصتی استفاده می‌کند تا با زنده نگه داشتن خاطرات اشغالگری‌های ژاپن در طول جنگ جهانی دوم. کشورهای آسیایی را از ژاپن دور کند. خبرگزاری رسمی چین، شیهنوا، بخش عمده‌ای از سرمقاله‌های خود را به خاطرات تلخ اشغالگری‌های ژاپن در دوران جنگ جهانی دوم اختصاص می‌دهد.
به عنوان جایگزینی برای رهبری ژاپن در آسیا، چین در پی ایجاد یک نظم نوین در آسیا بر اساس همکاری با چین است. چین این توان مالی را ندارد که با بودجه‌هایی که ژاپن برای حمایت از دیپلماسی خود اختصاص می دهد رقابت کند به همین دلیل چین در منطقه از سیاست چماق و هویج استفاده می‌کند یعنی از یک سو این امکان را برای برخی کشورها فراهم می کند که به بازار عظیم چین دسترسی داشته باشند و از سوی دیگر به طور غیر مستقیم کشورهایی که همکاری نمی‌کنند را تهدید می‌کند.
یکی از مسایلی که باعث نگرانی چین شده تقویت روزافزون روابط ژاپن و روسیه است. این دو کشور که زمانی دشمن هم محسوب می‌شدند روابط تجاری و دفاعی جدیدی منعقد کردند. چین همچنین آگاه است که ژاپن به آرامی در حال تقویت توان نظامی خود است. با وجودی که ارتش چین خیلی بزرگتر از ارتش ژاپن است با این وجود نیروهای دفاع از خود ژاپن از لحاظ تکنولوژیکی و تسلیحاتی مجهزتر است. در صورتی که مانع و یا عامل بازدارنده‌ای بین چین و ژاپن ایجاد نشود. مسابقه تسلیحاتی بین دو کشور مطمئنا به اوج خود خواهد رسید. این رقابت نیز باعث خواهد شد تا در تمام مسایل منطقه کشورهای آسیایی طرف یکی از این دو کشور را بگیرند. کشورهای کره شمالی و کره جنوبی وقتی که بر سر دو راهی بین چین و ژاپن قرار گیرند به احتمال زیاد از چین حمایت خواهند کرد چرا که به عنوان مستعمرات قدیمی ژاپن، احساسات ضد ژاپنی قوی دارند. تایوان نیز مسلما از ژاپن حمایت خواهد کرد چرا که چین اکنون بزرگترین تهدید برای تایوان است. ویتنام نیز که از سوی چین در تهدید است مطمئنا از ژاپن حمایت خواهد کرد. موضع سایر کشورهای آسیایی بر سر دو راهی‌ها چندان قابل پیش‌بینی نیست، مهمترین تهدیدی که اکنون در منطقه برای پکن وجود دارد احتمال ائتلاف بین ژاپن و هند است. این دو کشور که مشکلاتی با چین دارند، بستر لازم برای تشکیل ائتلاف را دارند. هند دلایل شناخته شد‌ه‌ای برای مخالفت با چین دارد. یکی از این دلایل تنش‌های مرزی است که گاهی اوقات منجر به تبادل آتش بین نیروهای نظامی هند و چین در مرز مشترک می‌شود. هند دارای جمعیت زیاد، وسعت پهناور، قدرت هسته‌ای و ارتشی مجرب است که بخشی از این تجارب ضد چین هستند و ژاپن دارای تکنولوژی پیشرفته و ثروت زیاد است.
یکی از مهمترین اقداماتی که می‌توان در جهت جلوگیری از تشدید تنش‌های بین دو کشور انجام داد تشکیل ائتلاف‌های بین‌المللی منطقه‌ای، با هدف قانونمندتر کردن هر چه بیشتر روابط این کشورهاست. تشکیل این سازمان‌ها و ائتلاف‌های بین‌المللی هر چقدر که با موانع و مشکلات روبه‌رو باشد ارزش این را دارد که با هدف جلوگیری از درگیری دو غول آسیایی دنبال شود. در صورتی که این ائتلاف‌ها شکل نگیرد این احتمال وجود دارد که مسابقه این دو قدرت آسیا را از لحاظ امنیتی متزلزل کند که این نه به نفع دو کشور و نه به نفع سایر کشورهای آسیایی خواهد بود.