* آقاى مسعود با توجه به ملاقات سه جانبه آقایان مشرف، کرزاى و بوش در امریکا، روابط افغانستان و پاکستان را چگونه ارزیابى مى کنید؟
** ممکن است آن ملاقات سازنده بوده باشد که البته جزئیات آن هنوز اعلام نشده است، اما ما از تجربه طولانى خویش از سیاست هاى پاکستان، بیاد داریم که پاکستان در حال حاضر درگیر یک جنگ فرسایشى علیه غرب در افغانستان است. از طرف دیگر آنچه که قابل مشاهده است نگرانى غرب از یک پاکستان اتمى است که حلقه هاى دهشت افکن و تندروى ایدئولوژیک از آنجا به سایر نقاط جهان در حال گسترش و سازماندهى هستند.
* در حالى که وضعیت مخصوصاً در افغانستان روبه وخامت است چگونه شما به این امید رسیده اید؟
** ما به هر حال امیدوار هستیم که نتایج این ملاقات خوب باشد، یعنى طرف پاکستانى که از دهه هاى هشتاد و نود (میلادى) به این طرف و حتى تاکنون از طریق آى اس آى شدیداً سیاست دخالت در امور داخلى افغانستان را تعقیب مى کرده تا جایگاه خود را به عنوان یک قدرت برتر منطقه اى تثبیت نماید، در این سیاست مداخله جویانه خود تجدید نظر نماید.
* اخیراً گزارش اطلاعاتى در مورد دخالت آى اس آى در حمایت از حلقه هاى تروریستى به مطبوعات راه یافته است، آیا گفته هاى شما به انتشار این گزارش ارتباط دارد؟
** اگر چه این گزارش براى افکار عمومى غرب ممکن است چیز جدیدى باشد، اما براى مردم افغانستان به هیچوجه یک پدیده نو نیست، مردم ما این را (دخالت آى اس اى در تروریسم را) دیده و تجربه کرده اند و هنوز هم (آن را حس) مى کنند.
* شما مشکل را چگونه ارزیابى مى کنید؟ مشکل بزرگى که نه تنها براى افغانستان و پاکستان بلکه براى غرب نیز وجود دارد و بوش و حامد کرزاى در مورد آن نگران هستند، زیرا اگر ائتلاف پاکستان و افغانستان در جنگ علیه تروریسم بخوبى پیش نرود، در آن صورت نه تنها براى این دو کشور بلکه براى تمام منطقه و جهان نیز ویرانگر و مخرب خواهد بود.
** با وجود اینکه غرب فعلاً بازیگر عمده در منطقه است، ولى همه ما هنوز هم با پدیده تروریسم و تندروى هاى مخرب در سرتاسر جهان مواجه هستیم، بنابر این به نظر من تا زمانى که اصول نظرى ثبات (concept of stability) از جانب غرب در مورد افغانستان و منطقه تغییر نکند، نمى توان (امید چندانى به بهبود اوضاع داشت).
* منظورتان از تغییر در نظریه ثبات چیست؟ و چه تأثیرى بر وقایع عینى روى صحنه دارد، و آیا امریکا باید سربازان بیشترى را به منطقه بفرستد؟
** باید بگویم که شما نمى توانید تروریسم را فقط از طریق نظامى شکست دهید. اگر واقعاً بخواهیم تروریسم را شکست دهیم باید خط مشى متفاوتى را از آنچه که تاکنون تعقیب مى شده، در نظر بگیریم.
مثلاً باید جنبه هاى اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و سیاسى را نیز براى کمک به افغانستان شامل این استراتژى جدید کنیم.
* وقتى راجع به کمک به افغانستان صحبت مى کنیم، یک کمربند بزرگ پشتون در مناطق سرحدى بین افغانستان و پاکستان در نظر مجسم مى شود که مردم این مناطق بسیار ناراحت هستند و سران قبایلى آن مناطق احساس مى کنند که از مزایایى که ناشى از به قدرت رسیدن رئیس جمهور کرزاى ممکن بود عاید حالشان شود، بدور مانده اند و در محدودیت قرار گرفته اند و خود حامد کرزاى نیز ادعا مى شود که در پایتخت کشورش در محاصره قرار گرفته و قادر به تحرک نیست، در مورد برقرار کردن یک گفت وگو بین پشتون ها که منجر به خنثى کردن تأثیرات طالبان و آوردن برخى عناصر شان در حاکمیت شود، چه فکر مى کنید؟
** بگذارید در این مورد صریح باشیم. من اظهارات پرویز مشرف را مبنى بر عدم حضور پشتون ها در حاکمیت افغانستان شنیده ام. کاملاً بر عکس این گفته صادق است. در حال حاضر اکثریت عناصر دولتى در افغانستان پشتون هستند. خود رئیس جمهور کرزاى پشتون است، بنابر این من فکر مى کنم این اتهاماتى است که براى ادامه وضع موجود در منطقه از طرف پاکستان بکار برده مى شود.
* ولى واقعیت هاى عینى در منطقه این است که برخى سران قبایل پشتون در مناطق سرحدى پاکستان وجود دارند که حس مى کنند به اندازه کافى دخیل نیستند و به خاطر همین است که طالبان در این مناطق دوباره تاثیرگذار شده اند.
** البته سران قبایل (مى توانند نظرات خاص خود را داشته باشند)، اما مشکل اصلى دولت پاکستان و شخص پرویز مشرف و آى اس آى است. وقتى این مساله مطرح مى شود که چه کسى مسوولیت مناطق قبایلى سرحدى را دارد، آنها مى گویند ما این مسوولیت را داریم و این مناطق جزیى از پاکستان است، اما وقتى مشکل از جانب افغانستان مطرح مى شود، آنها مى گویند که ما مسوول نیستم و ما نمى توانیم آنها (قبایل سرحدى و سران شان) را کنترل کنیم. بعد از تمام این قضایا، در حال حاضر مساله خط مرزى دیورند بین مناطق قبایلى بزرگترین مشکل بین افغانستان وپاکستان است و حالا مناسبترین زمان براى حل قضیه، خط دیورند بین دو کشور به کمک جامعه جهانى است. این دومین نکته براى یک راه حل طولانى مدت است. و (در صورت عدم توجه به حل این قضیه) من فکر مى کنم براى هر دو طرف بهانه اى فراهم است تا اهداف خاص خود را در مناطق قبایلى تعقیب کنند. این قضیه باید یکبار و براى همیشه حل گردد. زمان حل این قضیه هم اکنون است. براى هیچکس نباید جاى بهانه و مانور گذاشته شود. بنابر این صحیح نیست که کارت پشتون توسط دولت پاکستان بازى شود. آنچه که جانب پاکستانى و شخص پرویز مشرف در مورد عدم حضور پشتون ها در حاکمیت افغانستان مى گویند؛ کاملاً از بیخ و بن غلط و نادرست است و خود مشرف این واقعیت را مى داند.