تاریخ انتشار : ۰۷ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۱:۰۱  ، 
شناسه خبر : ۸۹۸۸۶
مهدی علیخانی اشاره: به خاطر ظهور بازیگر قدرتمندى به نام حزب الله لبنان براى اولین بار در تاریخ نبرد اعراب و اسرائیل، افسانه شکست ناپذیرى ارتش صهیونیستى فرو ریخت و معادلات منطقه تغییر کرد. دراین راستا و به بهانه حملات اخیر اسرائیل به جنوب لبنان در این مقاله به گوشه هایى از اهمیت این سرزمین و همچنین نقش حزب الله به عنوان بازیگرى قدرتمند از زوایاى مختلف پرداخته مى شود.

در منطقه خاورمیانه لبنان کشورپیچیده اى است و اقوام، طوایف و گرایشهاى دینى گوناگون را در خود جاى داده است و با وجود آن که در زمره واحدهاى مستقل سیاسى جهان عرب به شمار مى آید تنوع زبانى در آن به وفور مشاهده مى گردد.
در واقع لبنان جزیره کوچکى است حاوى پدیده هاى متضاد و گوناگون، هم مى توان فرزانگى، فضیلت و خصایل عالى انسانى را در آن دید و هم مى توان نمودهایى از رذالت، جنایت، گمراهى و انحراف و دنائت را نظاره گر بود. بدین جهت بسیارى از کارشناسان جهان عرب کمتر موفق به بررسى اوضاع این سرزمین شده اند.
اما موقعیت خاص ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک خاص این کشور آن را در کانون توجه کشورهاى خاورمیانه و همچنین غرب قرارداده است و از طرفى مرز مشترک 70مایلى در جنوب با سرزمین هاى اشغالى و رویارویى هاى حزب الله لبنان با رژیم اشغالگر قدس باعث شده است تا همواره تحولات این منطقه با حساسیت پیگیرى شود و بحران در لبنان تاثیر بسزایى بر تحولات خاورمیانه داشته باشد چراکه به خاطر ظهور بازیگر قدرتمندى به نام حزب الله لبنان براى اولین بار در تاریخ نبرد اعراب و اسرائیل، افسانه شکست ناپذیرى ارتش صهیونیستى فرو ریخت و معادلات منطقه تغییر کرد.
دراین راستا و به بهانه حملات اخیر اسرائیل به جنوب لبنان در زیر به گوشه هایى از اهمیت نقش حزب الله به عنوان بازیگرى قدرتمند از زوایاى مختلف پرداخته مى شود.
 اشغال لبنان
پس از شکل گیرى رژیم صهیونیستى در سال 1948که منجر به آواره شدن هزاران تن از فلسطینیان شد بخشهایى از جنوب لبنان نیز توسط متجاوزان اسرائیلى به اشغال درآمد و حتى قرارداد »متارکه» که در سال 1949بین رژیم اسرائیل و دولت لبنان منعقد شد نتوانست به روند اشغالگرى این رژیم پایان بخشد.
از این رو در 1967نیز مجددا بخشهاى دیگرى از جنوب لبنان به محاصره اسرائیلى ها درآمد. به طور کلى تحولات درونى لبنان از دهه 1970مستقیما تحت الشعاع کشمکش اعراب و اسرائیل بود به گونه اى که یکى از دلایل طولانى شدن جنگ هاى داخلى لبنان (1990-1975) را نیز تداوم بحران اسرائیل فلسطین دانسته اند. رژیم صهیونیستى از دهه 70به بعد 4 عملیات بزرگ را در لبنان به اجرا درآورده است:
- عملیات صلح براى الجلیل (1982)
- عملیات لیطانى (1978)
- عملیات تسویه حساب (1993)
- عملیات خوشه هاى خشم (1996).
عملیات صلح براى الجلیل در سال 1982بزرگ ترین تهاجم ارتش اسرائیل پس از عملیات لیطانى بود. در این تهاجم که بر اساس طرح شارون از زمین، دریا و هوا پشتیبانى مى شد بخش عظیمى از جنوب لبنان اشغال شد و دومین پایتخت عربى (بیروت) به مدت 2/5 ماه در محاصره قرار گرفت. اسرائیل اعلام کرد هدفش از این عملیات - که با حمایت نظامى امریکا، انگلیس و فرانسه نیز همراه بود - دور کردن چریکهاى فلسطینى تا فاصله 40کیلومترى مرز لبنان و فلسطین است ؛ اما اسرائیلى ها اهداف دیگرى را در سر مى پروراندند.
اهداف اساسى این حمله گسترده انهدام ساختار نظامى سازمان آزادیبخش فلسطین، روى کار آوردن یک رئیس جمهور مسیحى طرفدار اسرائیل در لبنان و کاهش قدرت نظامى و سیاسى سوریه در صحنه لبنان بود. در سال 1982رژیم صهیونیستى با هدف جداکردن لبنان از دیگر سرزمین هاى اسلامى و نابودى فلسطینى هاى مقیم لبنان و تضعیف سوریه با پشتیبانى ایالات متحده و دولت هاى مرتجع عرب به لبنان حمله کرد وتا بیروت پیشروى کرد و چریکهاى فلسطینى را از لبنان بیرون رانده و هزاران نفر از مردم مسلمان و رزمندگان فلسطینى را از جمله در اردوگاههاى «صبرا و شتیلا» قتل عام کرد.
حمله اسرائیل به لبنان در ژوئن 1982 بى تردید در بسیج سیاسى و نظامى جامعه شیعیان که دچار تشتت و چند دستگى بودند تاثیر بسزایى داشته است و از این رهگذر تجارب ارزشمندى را نصیب این گروه ها کرد. جرقه هاى تشکیل مقاومت اسلامى در برابر اشغالگران از همین زمان به وجود مى آید.
در این راستا گروههاى شیعه که عمدتا در شهر «بعلبک» مستقر شده بودند توانستند تشکیلات واحدى ایجاد کنند. این سیاسى شدن و متشکل شدن مجموعه هاى مقاومت شیعى در نهایت بستر لازم را براى تولد جنبش حزب الله لبنان فراهم کرد. اولین ثمرات مقاومت3 روز پس از تهاجم اسرائیل آشکار شد.
در آن روز، عده اى از جوانان شیعه که خود را پیروان امام خمینى مى نامیدند توانستند با اسلحه هاى سبک راه را بر اسرائیلى ها در دروازه جنوبى بیروت ببندند. این پیروزى در گسترش ایده مقاومت تاثیر شگرفى گذاشت.
بى تردید پیروزى انقلاب اسلامى در ایران به رهبرى حضرت امام خمینى (ره) - که به گسترش موج بیدارى اسلامى و تقویت نهضت هاى رهایى بخش در سراسر جهان اسلام کمک کرد - نیز در زمره علل خارجى اندیشه تاسیس حزب الله است.
شهید »سیدعباس موسوى» از بنیانگذاران حزب الله در این باره مى گوید: روش جوانان مبارز ایرانى پس از انقلاب اسلامى در جنگ تحمیلى با نیروهاى بعثى و حامیان غربى آنها باعث شد جوانان مسلمان لبنانى شیفته و عاشق شهادت شوند و جاى تعجب نداشت که همزمان با مبارزات شهادت طلبانه نیروهاى ایران، یک جوان مسلمان لبنانى به مرگ لبخند زند و با 1200کیلوگرم مواد منفجره که با خود حمل مى کرد به دشمن هجوم برد.
واکنش به تجددگرایى و گرایش هاى لائیک در جامعه لبنان، وجود نظام طائفه گرى و دیرپایى اختلافات مذهبى و نقش رهبران و شخصیت هاى کاریزمایى چون امام موسى صدر، شهید سیدعباس موسوى، شهید شیخ راغب حرب، سیدحسن نصرالله و. . . در پدیدآمدن مقاومت اسلامى و بسیج شیعیان از دیگر انگیزه هاى ظهور اندیشه مقاومت اسلامى به شمار مى رود.
 شکل‌گیرى حزب‌الله
با آغاز حرکت امام موسى صدر تعداد زیادى از جوانان از احزاب ملى و چپ به حرکت المحرومین و جنبش امل پیوستند اما با از دست دادن ? رهبر اصلى این جنبش (امام موسى صدر و شهید مصطفى چمران) جنبش امل توانایى حفظ وحدت و یکپارچگى نیروهایش را از دست داد.
از طرفى چرخش ایدئولوژیک برخى عناصر سیاسى امل از مذهب شیعه به سمت حرکت سیاسى لائیک انگیزه جوانان شیعى را براى پیوستن به صفوف مجاهدین تقویت کرد.
جالب آنکه، همان جوانانى که در سال هاى اولیه مقاومت اسلامى و نیز در سال هاى بعد به صفوف مجاهدان پیوستند پس از ظهور اندیشه جدید مقاومت اسلامى حزب الله را تشکیل دادند.
این مجموعه‌هاى شیعى بر حول محورى گردآمده بودند که داراى این ویژگى‌ها بود:
1) حضور رهبران شیعه در هسته اولیه مقاومت اسلامى
2) تلاش براى رفع محرومیت از شیعیان لبنان
3) برخوردارى از حمایت هاى مرجعیت تشیع و حضرت امام خمینى (ره)
4) الگوگرفتن از نیروهاى سپاه پاسداران به عنوان نماد انقلاب اسلامى ایران
5) مبارزه با اشغالگرى و کسب استقلال سیاسى
6) مخالفت با نظام ناعادلانه طائفه گرى در لبنان
مجموعه هاى متفرق اسلامگرا که بعلبک را پایگاه خود قرار داده بودند به درستى دریافتند که در شرایط حاضر تنها راه نجات حفظ وحدت و یکپارچگى است.
آنها در تاثیرپذیرى از دیدگاه هاى سیاسى امام خمینى (ره) و در اعتقاد به ضرورت مقابله با اسرائیل با یکدیگر وحدت نظر داشتند. از این رو به این نتیجه رسیدند در شرایطى که ظرفیت لازم براى مبارزه با دشمن خارجى در دیگر احزاب و سازمان هاى سیاسى وجود ندارد باید با بهره گیرى از تجارب انقلاب اسلامى ایران به فکر ایجاد تشکیلاتى متناسب با وضعیت جارى خود باشند.
بر همین اساس کمیته اى 9 نفره در پاییز 1982براى پى ریزى چارچوب سیاسى موردنظر شکل گرفت و شروع حرکتهاى نظامى حزب الله نیز متقارن با همین ایام بود.
در 11نوامبر 1982اولین عملیات شهادت طلبانه علیه مقر فرماندهى ارتش اسرائیل در شهر «احمد قصیر» انجام و منجر به هلاکت 76 افسر و سرباز اسرائیلى شد.
پس از اتمام کار کمیته 9 نفره شوراى لبنان متشکل از 5 نفر از اعضاى کمیته قبلى به وجود آمد. این شورا نیز تا مدتها به دلیل ملاحظات امنیتى و تشکیلاتى به صورت غیرعلنى به فعالیت خود ادامه مى داد. با این وجود به تدریج چهره هایى چون سیدعباس موسوى، شیخ صبحى طفیلى، شیخ حسن کورانى سیدحسن نصرالله، حسین موسوى (ابوهشام)، محمدرعد و. . . به عنوان رهروان اسلامگرا در بعلبک و جنوب لبنان معروف شدند.
هنگامى که تشکیلات و سازماندهى حزب الله و مقاومت (شاخه نظامى آن) استحکام لازم را پیدا کرد حزب الله دریافت که باید هویت مقاومت اسلامى را اعلام کند زیرا کتمان این مساله گرچه مقاومت را از ضربه پذیرى و نابودى زودرس محفوظ مى داشت اما از نظر دستاوردهاى سیاسى حزب را در حاشیه دیگر گروههاى سیاسى قرار مى داد.
در این راستا در 6 ژانویه 1982مقاومت اسلامى در لبنان با صدور اولین بیانیه نظامى با امضاى مقاومت اسلامى اعلام موجودیت کرد. در واقع نیاز حزب الله به حضور سیاسى باعث شد مقاومت اسلامى به شکل مستقل و رسمى به فعالیت خود ادامه دهد.
با گسترش عملیات مقاومت علیه اشغالگران توسط شوراى لبنان شعارهایى با عبارت «حزب الله ظهور یافت » البته نه به عنوان رسمى یک گروه سیاسى بلکه به معناى عام آن به کار مى رفت تا این که در ماه مى 1984شوراى لبنان تصمیم گرفت نام ثابتى براى تشکیلات خود انتخاب و بیانیه هاى خود را با آن نام صادر کند. لذا نام «حزب الله لبنان» انتخاب و دفتر سیاسى حزب راه اندازى شد. در این زمان حزب الله سعى در گسترش و همه گیرکردن مقاومت داشت و مى خواست شبکه هاى کوچک مقاومت را به خود جذب کند؛ بنابراین پس از مدتى توانست بعد از بعلبک در بیروت و مناطق جنوبى لبنان حضور فعال پیدا کند.
این امر باعث شد حزب الله بدون واهمه لو رفتن حجم عملیات نظامى علیه ارتش اسرائیل در جنوب را افزایش دهد.
سرانجام فشارهاى نظامى حزب الله در طول سالهاى1983و 1984رژیم اسرائیل را واداشت تا در 14ژانویه 1985تصمیم به عقب نشینى بگیرد. این عقب نشینى به سمت باریکه کمربند امنیتى از فوریه 1985آغاز مى شود و اسرائیل اولین شکست رسمى خود را تجربه مى کند.
همزمان با شروع این عقب نشینى از شهر صیدا حزب الله در یک گردهمایى رسمى در 16فوریه 1985با صدور نامه اى سرگشاده هویت استراتژى و برنامه ایدئولوژیک خود را براى اولین بار اعلام مى کند و به فعالیت هاى پنهانى خود خاتمه مى دهد.
نقش بلامنازع حزب الله در رهبرى و سازماندهى مقاومت هاى مردمى و پرهیز از بزرگنمایى اختلافات میان احزاب رقیب در مواجهه با اسرائیل در کنار موفقیت کم نظیر این حزب در عقب راندن رژیم صهیونیستى به کمربند امنیتى موجب شد جایگاه حزب الله نه تنها در عرصه هاى داخلى بلکه در عرصه هاى بین المللى ارتقا یابد و کسب مشروعیت بین المللى براى این حزب سیر صعودى پیدا کند.
این مساله حتى در میان صحبتهاى سران رژیم صهیونیستى نیز مشهود بود . صریح ترین اعتراف از آن اسحاق رابین در زمان تصدى وزارت دفاع اسرائیل بود که گفت: حمله نظامى اسرائیل باعث شد تا غول شیعه از بطرى خارج شود.
نگرانى مقامات اسرائیل پس از این پیروزى به خاطر ترس از گسترش روش مبارزاتى حزب الله میان مسلمانان نوار غزه و کرانه غربى رود اردن روند فزاینده اى به خود گرفت. پس از صدور نامه سرگشاده فعالیت هاى رسمى و علنى حزب الله اوج گرفت و از حالت صرفا امنیتى و کاملا محرمانه خارج شد و حالت نیمه محرمانه پیدا کرد. محبوبیت روزافزون حزب الله پس از علنى شدن آن سبب شد جوانان مسلمان بیشترى به این حزب بپیوندند که این امر خود به تقویت حرکتهاى اسلامگرا در لبنان کمک مى کرد و از طرفى حساسیت سوریه را نسبتا به آنچه رشد رادیکالیزم دینى مى خواند برانگیخته بود.
در عین حال تشکیل حزب الله در بدو امر برخى گروههاى سنتى سیاسى در جنوب لبنان را متوجه خود ساخت و این مساله حتى تا مرز درگیرى هاى نظامى هم پیش رفت که البته موقتى بود. توافقنامه «دمشق «1 که با فشار ایران و سوریه در 30ژانویه 1898میان حزب الله و گروههاى سیاسى نظامى قدیمى تر امضاء شد تا حدودى از این درگیرى ها کاست اما کاملا به آن پایان نداد. اما با اصرار سوریه در اکتبر 1990توافقنامه «دمشق 2 » به امضا رسید و سرانجام به درگیرى ها پایان داد.
این درگیرى ها که در واقع فرصتى طلایى براى اسرائیل به حساب مى آمد به قدرت نظامى و ساختار تشکیلاتى امل که به خاطر چرخش هاى ایدئولوژیک رهبرانش از نظر سیاسى تضعیف شده بود ضربات سختى وارد کرد. به این ترتیب تمرکز سیاسى و نظامى براى مقاومت علیه تجاوزطلبى اسرائیل به گروه حزب الله که طرفدارانش به سرعت بیشتر مى شدند منتقل شد.
در این راستا در دهه 90میلادى اسرائیل 2 عملیات بزرگ دیگر را در لبنان با هدف سرکوب مقاومت اسلامى و ایجاد کمربند امنیتى سازماندهى کرد:
- عملیات تسویه حساب
- عملیات خوشه هاى خشم.
در عملیات تسویه حساب هدف اصلى اسراییلى ها از بین بردن رابطه شیعیان و طوائف مختلف با حزب الله بود اما نتیجه معکوس به دنبال داشت. این عملیات نه تنها رابطه شیعیان با حزب الله را از بین نبرد بلکه یک نوع همبستگى ملى میان تمام طوائف مذهبى لبنان درخصوص مشروعیت مقاومت ایجاد کرد.
عملیات خوشه هاى خشم نیز به عنوان «آخرین تلاش گسترده اسرائیل براى سرکوب حزب الله» شانزده روز به طول انجامید؛ در این تهاجم مهمترین فاجعه در روستاى «قانا» به وقوع پیوست.
انعکاس خبر این فاجعه محکومیت هاى شدید جهانى را در پى داشت. حزب الله در پاسخ به این تهاجم شهرک هاى یهودى نشین را زیر آتش موشکهاى خود قرار داد و شهرک نشینان را وادار به عقب نشینى از مواضع خود کرد.
شدت و قدرت این پاسخ، اسرائیل را مجبور کرد از حمله به مناطق مسکونى تا حد زیادى پرهیز کند. این عملیات همچنین قدرت و توان دفاعى حزب الله را بیش از پیش به نمایش گذاشت.
اما اتفاق مهمى در این زمان رخ داد و با به دست آوردن رسمیت مقاومت علیه اشغالگرى در جریان جنگ 1996حزب الله توانست با تجدید و تثبیت حضور خود در پارلمان از «جنبه سیاسى» نیز رسمیت پیدا کند.
در خلال سال هاى 85تا اواخر دهه 90میلادى حزب الله با چالشهاى دیگرى مواجه شد اما آنها را با موفقیت از سر گذراند. ترور و ربودن رهبران حزب الله از سوى عناصر اسراییلى یا هواداران آنها یکى از مهمترین چالشهاى فراروى این حزب بود.
در این سالها افرادى نظیر سیدعباس موسوى (دومین دبیرکل حزب الله ) و شیخ راغب حرب به شهادت رسیدند و برخى دیگر نظیر شیخ عبدالکریم عبید ربوده شدند. خطر دیگرى که حزب الله را تهدید مى کرد خطر تجزیه و انشعاب این حزب پس از برکنارى شیخ صبحى طفیلى « اولین دبیرکل حزب الله » بود. وى به تدریج علم مخالفت علیه حزب الله را برافراشت اما درایت حزب الله در برخورد با گروههاى انشعابى نشان داد این گروهها پایگاه محکمى در میان مردم لبنان ندارند و به زودى انشعابیون مجبور شدند به حقانیت راه حزب الله اعتراف کنند.
همانطورى که اشاره شد پس از پیروزى حزب الله در جنگ 1996و تبدیل شدن مقاومت به خواست ملى در میان کلیه طوائف مذهبى لبنان، موفقیت هاى فزاینده دیگرى در سطح داخلى و منطقه اى از آن حزب الله شد که حاکى از دوران اقتدار کامل این حزب است.
برخورد 2 بالگرد اسرائیلى حامل 73کماندو در جنوب لبنان که منجر به کشته شدن تمامى سرنشینان آن شد، افکار عمومى اسرائیل را علیه دولت خود «مبنى بر عقب نشینى هر چه سریع تر» برانگیخت و حزب الله با جنگ روانى و رسانه اى خود به این مساله شدت بیشترى بخشید.
در عملیات انصاریه در سال 1997جاسوسان اسرائیلى براى اولین بار در تله مین گذارى شده به دام افتادند و اسرائیل از لحاظ اطلاعاتى نیز براى نخستین بار شکست خورد.
یکى از فعالیت هاى مهم حزب الله در برخورد با نظامیان اشغالگر استفاده از رسانه هایى چون «تلویزیون المنار »، «رادیو النورو» و«هفته نامه العهد» براى بیان دیدگاه ها و مواضع خود بود. حزب الله با استفاده از این ابزارها یهودیان شهرکهاى اسرائیل را هدف قرار داد و با یک برنامه ریزى حساب شده روانى زمینه فرار نیروهاى اسرائیلى را فراهم کرد. علاوه بر آن حزب الله در عرصه هاى اجتماعى و سیاسى داخلى نظیر انتخابات شهر و روستا پیروزى هاى چشمگیرى به دست آورد.
خدمت رسانى در عرصه هاى اجتماعى یکى دیگر از شاخه هاى فعالیت حزب الله بود. از طرف دیگر روابط حزب الله با دولت از زمان امیل لحود روبه بهبودى گذاشت.
در پى نزدیکى دولت و حزب الله مزدوران آنتوان لحد 3 ژوئن 1999به فرمان ارتش اسرائیل از جزین در جنوب لبنان به صورت یکجانبه عقب نشینى کردند. روند عقب نشینى تحت فشار حزب الله و افکار داخلى اسرائیل به گونه اى بود که یکى از محورهاى مبارزات انتخاباتى نخست وزیران اسرائیل در سال 1999را شامل مى شد. ایهود باراک تنها رقیب نتانیاهو در مبارزه انتخاباتى وعده داده بود در صورت پیروزى ارتش اسرائیل را در خلال یک سال از جنوب لبنان خارج کند. وى پس از پیروزى خود زمان عقب نشینى را حداکثر تا پیش از هفتم ژوئیه 2000مشخص کرد.
نهایتا در بامداد 24مى 2000(مطابق با4 خرداد 1379?) ارتش اسرائیل به یکباره و به صورت کاملا ناگهانى اقدام به تخلیه کلیه مواضع خود در جنوب لبنان کرد و دولت لبنان بعد از آن 25مى 2000را روز مقاومت و آزادسازى اعلام نمود.
اما مهمترین دستاوردها و پیامد این عقب‌نشینى عبارت بود از:
- شکست ارتش اسطوره اى اسرائیل
- پذیرش حزب الله به عنوان سمبل مقاومت در داخل و خارج و به ویژه در سطح کشورهاى عربى و اسلامى و تاثیر سریع آن بر انتفاضه مردم فلسطین
از این پس حزب الله با حفظ «استراتژى مقاومت»، «استراتژیهاى سیاسى» را نیز در پیش گرفت و به بازیگرى فعال در لبنان و منطقه تبدیل شد و در پى آن با به دست گیرى بخشى از کابینه لبنان نقش سیاسى خود را تثبیت کرد.
آنچه مبرهن است حملات اخیر اسرائیل به جنوب لبنان تحت لواى به اسارت گرفتن دو نظامى این رژیم توسط حزب الله لبنان، پروسه اى بلند مدت براى جلوگیرى از رسمیت سیاسى روزافزون حزب الله است.
در این راستا اسرائیل مشخصا با حمله گسترده به تاسیسات و زیرساختهاى جنوب لبنان سعى دارد حضور و ارتباطات نظامى حزب الله را در این منطقه غیرممکن کند و از طرفى با اعمال فشار بر حزب الله از طریق رویارویى احزاب داخلى لبنان درپى کاهش قدرت و تاثیرگذارى حزب الله است.