بخش سیاسى خارجى: بدون شک مانور نظامى مشترک ایالات متحده آمریکا و چند کشور اروپایى و عربى در آبهاى خلیجفارس، پیامى “تهدید محور” براى جمهورى اسلامى ایران از سوى بازهاى کاخ سفید محسوب مىشود. از سوى دیگر “واشنگتن” و سه کشور اروپایى تلاش گستردهاى را براى تصویب قطعنامهاى ضدایرانى در بستر شوراى امنیت سازمان ملل انجام مىدهند. از مجموع آنچه در حال حاضر مىگذرد مىتوان اینگونه استنباط نمود که مخالفان هستهاى ایران سعى دارند از دو جبهه، یعنى شوراى امنیت سازمان ملل و آبهاى خلیجفارس، تهران را تحت فشار بگذارند. به عبارت دیگر تئوریسینهاى غرب در این مقطع دست به ابتکارى تازه زدهاند! استناد به یک “فرمول ترکیبی” که در آن عوامل نظامى در قالب مانور و عوامل دیپلماتیک در قالب مذاکرات کشورهاى 1+5 با یکدیگر تلفیق شدهاند.
قدرتها بعضا در محاسبات خود بسیار ایدهآل گرایانهتر از یک “ایدهآل” عمل مىکنند. معناى این جمله در کاخ سفید و اتحادیه اروپا عینیتى کامل یافته است. “فرمول ترکیبى اعمال فشار” بر یک کشور یا جریان در مواردى پاسخگوست که:
اولا اجزاى تشکیلدهنده ترکیب به قدرى کارآمد باشند که بتوان با استناد به جمع آنها در مقابل یک جریان قدرتمند فضاسازى و اعمال فشار نمود.
ثانیا هدایتکنندگان یک فرمول ترکیبى باید به میزانى ازتبحر و مهارت برخوردار باشند تا بتوانند در یک مقطع، اجزا و ارکان ترکیب را به صورتى مطلق با یکدیگر تطابق دهند.
ثالثا جریان مورد هدف که اعمالکنندگان فرمول ترکیبى قصد نابودى یا اعمال فشارى سخت بر آن را دارند باید در مقابل ترکیب عناصر تهدید هیچگونه قدرت مانورى نداشته باشد.
بر اساس ویژگىهاى ذکرشده به ترسیم فضاى کنونى مىپردازیم. در هر یک از ابعاد نظامى و چانهزنی، کاخ سفید بر اساس حقایق و مناسبات جارى در نظام بینالملل کاملا دست بسته عمل مىکند. تجربه نشان داده استحتى متحدان اروپایى آمریکا که در این مقطع قصد تقویت ابعاد این فرمول ترکیبى را دارند در مراحل بالاتر حالتى کاملا ساکن پیدا نموده و بر مبناى “پرهیز از تنشزایی” عمل مىکنند. از سوى دیگر شکست عراق، از جنبههاى قدرت میلیتاریستى آمریکا به اندازهاى کاسته است که دیگر تهدید نظامى واشنگتن حکم برگ برنده را براى فرزندان عمو سام ندارد.
مسئله دیگر را باید در کانون هدایت فرمول ترکیبى علیه ایران، یعنى واشنگتن و اتحادیه اروپا جستجو کرد. در این مجموعه تئوریسینهاى حامى فشار بر ایران و مجریان سیاست خارجى آمریکا و سه کشور اروپایى قدرت ایجاد گسست و فضاسازى در راستاى ثمربخشى اعمال فشارهاى مذکور را ندارند. در حقیقت عامل “انسجام” در میان لابىهاى کاخ الیزه، کاخ سفید، برلین و لندن رنگ باخته است. اگر دیدگاه مخالف پکن و مسکو را نیز به این ساختار شکننده اضافه نماییم با مجموعهاى در حال جدالهاى درونى روبهرو مىشویم که فارغ از نشستهاى صوری، حتى در اعمال سادهترین فشارها نیز قدرت کافى ندارد.
نکته مهمتر اینکه در مقابل فشارهاى آمریکا و اروپا کشورى به نام ایران قرار دارد. “تهران” در طول ماههاى اخیر در روندى چشمگیر و با سرعتى قابل تحسین به پیشرفت هستهاى خود در چارچوب قوانین آژانس بینالمللى انرژى اتمى ادامه مىدهد. ایران در مقابل تهدیدات غرب به گونهاى عمل کرده که هر لحظه نقاط و گرههاى کور را در مقابل غرب پررنگتر ساخته است.
در نهایت اینکه فرمول ترکیبى کنونى و اعمال فشارها بر ایران در چارچوب آن نیز همانند تکتک اجزاى این فرمول محکوم به شکست است. البته غرب به سبب این ناکامى ضرباتى به شدت سهمگینتر از قبل را بر پیکره خود وارد خواهد ساخت. بىسبب نیست که “ولادیمیر پوتین” رئیسجمهور روسیه در اظهارات اخیر خود از بروز فاجعه براى جهان و غرب در صورت برخورد با ایران خبر داده است.