تاریخ انتشار : ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۱  ، 
شناسه خبر : ۸۹۹۴۳

والنتین بارسیویچ باگاتیرف: اکنون 15سال است که منطقه اى بودن آسیاى مرکزى از موجودیت افتاده است. منطقه اى که در چارچوب اتحاد شوروى شکل گرفته بود. با این وجود ما و جهانیان هنوز هم از آسیاى مرکزى به عنوان هویتى واحد صحبت مى کنیم. به رغم این مسأله، غیر از تاریخ مشترک در چارچوب حکومت شوروى، هیچ دلیلى وجود ندارد که با استناد به آن از موجودیت آسیاى مرکزى به عنوان یک منطقه نام برده شود.
امروزه، تنها عامل منطقه گرایى عبارت است از همکارى استراتژیک در محدوده امنیت در چارچوب پیمان امنیت دسته جمعى روسیه از یک طرف و از طرف دیگر سازمان همکارى شانگهاى چین؛ یعنى کشورهاى داراى تفوق. بااین وجود ترکمنستان وارد آن نمى شود و ازبکستان دائماً در مرز چنین فضایى قرار دارد و به طور واقعى در تشکیل آن شرکت نمى کند.
لازم است این مطلب را نیز اضافه کنیم که علاوه بر آنچه گفته شد، خصوصیت همکارى این سیستم هاى امنیتى منطقه اى سوالات مهمى را پیش مى آورد. خود مکانیزم امنیت در این چارچوب یا شکل مبرمى به خود نمى گیرد و یا تا به آخر ادامه نمى یابد. در کلامى دیگر، امروزه هیچ کس نمى پرسد که چگونه و با چه تأثیرى پیمان امنیت دسته جمعى و سازمان همکارى شانگهاى در صورت بروز مناقشه مثلاً در دره فرغان واکنش نشان خواهند داد یا در مرزهاى افغانستان و تاجیکستان، چگونه عمل خواهد کرد؟
البته چنین احساسى وجود دارد که سیستم هاى امنیتى فرا ملیتى با تفوق روسیه در آن بر مؤلفه هایى در آسیاى مرکزى تأثیر مى گذارند. اما پایه مهمترى وجود دارد تا تأکید کنیم که امنیت منطقه اى در حال حاضر در حالتى تعیین کننده تر، مشکل روابط دو جانبه کشورهاى این بخش از قاره اوراسیایى است. این بدان معنى است که آرامش در آسیاى مرکزى نتیجه تأثیر مبارزه علایق کشورهایى خواهد بود که در این منطقه قرار گرفته اند.
رابطه اساسى میان کشورهاى آسیاى مرکزى در آینده نزدیک نه همیارى و همکارى بلکه رقابت خواهد بود. اگر توقعات اساسى اقتصادى و سیاسى این کشورها حفظ شود در سه تا پنج سال آینده باید منتظر افزایش تقابل و تشنج میان منطقه باشیم.
عناصر عمده اى که بر اساس آن ها افزایش مشکلات بروز خواهند کرد عبارتند از:
- منازعات مربوط به انرژى که به افزایش قیمت حامل هاى انرژى و قیمت گذارى بر محصولات نفت، الکتریسیته و گاز به قیمت هاى بین المللى مرتبط هستند؛
- مناقشاتى که بر سر آب وجود دارد و با تلاش هایى براى قیمت گذارى روى آب براى مصرف کننده و کشورهاى دریافت کننده آن همراه است؛
- نبرد کالاها که در نتیجه تلاش کشورهاى منطقه براى حمایت از بازار داخلى و جلوگیرى از افزایش قیمت ها بروز خواهد کرد. همینطور جلوگیرى از افزایش جنایات سازمان یافته که مربوط به قاچاق کالا مى شود.
- منازعات مربوط به جذب سرمایه و تلاش براى حمایت از پول ملى
- منازعات مربوط به افزایش مهاجرت از کشورهاى با درآمد کمتر به کشورهاى با درآمد بیشتر
- منازعات مربوط به رژیم هاى سیاسى کشورها
باید انتظار داشت که با مبرم تر شدن این تناقضات و توسعه منازعات افزایش چشمگیر مهاجرت به فدراسیون روسیه و در مقیاس وسیع تر به اروپا رخ دهد.
افزایش نفوذ مراکز قدرت موجود بر شرایط کشورهاى آسیاى مرکزى از طرف روسیه، چین و ایالات متحده امریکا را باید مدنظر داشت. مخصوصاً که ما شاهد افزایش نفوذ چین و روسیه در بخش انرژى هستیم.
همچنین شاهدیم که ایالات متحده امریکا با گرفتن نتایج جدى از اشتباهات ناشى از راهبردهاى قبلى خود و با تصحیح آن در جهت افزایش حضور اقتصادى در منطقه از جمله اجراى طرح هاى بزرگ مربوط به انرژى و گسترش سرمایه گذارى گام گذارده است.
از چنین تحلیلى مى توان سه نتیجه گرفت:
نتیجه اول عبارت است از این که کشورهاى آسیاى مرکزى پس از بازى هاى مربوط به استقلال طلبى ممکن است دوباره به حوزه تسلط روسیه باز گردند و به عنوان گروه منطقه اى ادامه حیات داده و گسترش یابند. این گسترش در دو جهت اصلى صورت مى گیرد. منابع مواد خام از جمله ماده خام انسانى در نقش سپر امنیتى براى روسیه با توجه به خطرى که از جنوب روسیه را تهدید مى کند.
نتیجه دوم که برخى از کشورها به آن رسیده اند جذابیت هاى موجود در آسیاى مرکزى است. این ها تلاش براى ارزش گذارى نوین منطقه است که گویا خروج منطقه از بن بست تاریخى که نتیجه ورود به امپراتورى روسیه بوده است را درپى دارد. در یک طرف این قضیه سناریوى راهبردى است که توسط دستگاه ادارى در حال حاضر ایالات متحده امریکا تدوین شده است و در طرف دیگر مطلوب بودن آن براى چین است. در چنین شرایطى سرنوشت یک منطقه تحت سلطه منتظر ما است.
و بالاخره راه سومى نیز امکانپذیر است؛ رشد بر اساس سناریوى تدوین شده توسط کشورهاى منطقه، این راه کمتر امکانپذیر است اما مطلوب تر است. تجربه منفى پانزده ساله به معناى آن نیست که نباید بیشتر از این، روى این مسأله کار کرد. برعکس با احتساب گرایش هاى گریز از مرکز باید تلاشى دوچندان براى سازمان دادن همیارى در منطقه به عمل آورد. در غیر این صورت این مسأله باعث عوارض سنگین و رشد رقابت و رودر رویى کشورها مى شود.