تاریخ انتشار : ۲۵ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۲:۱۱  ، 
شناسه خبر : ۹۰۱۰۸

دکتر اردشیر سنایی، دکترای روابط بین‌المللی و استاد دانشگاه
نامه دکتر محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور ایران به جورج بوش، رئیس جمهور ایالات متحده ، یکی از خبرسازترین مسائلی بود که در چند روز گذشته توجه تمامی محافل سیاسی – خبری جهان را به خود اختصاص داد. قبل از انتشار نامه و مشخص شدن پاسخ مقامات آمریکایی، گمانه زنی های مختلفی در این خصوص صورت گرفت.
برخی از ناظران داخلی و خارجی عنوان نمودند که ارسال اولین نامه مستقیم توسط یک رئیس جمهور ایران به همتای آمریکایی اش فضای مناسبی را برای حل اختلافات دیرینه دو کشور فراهم خواهد ساخت. در این راستا همزمانی ارسال نامه فوق‌الذکر با آغاز نشست وزیران امور خارجه گروه 5+1 و نیز آغاز بررسی پرونده ایران در شورای امنیت می توانست دلیلی برای نگرش خوشبینانه و مثبت به رویداد فوق باشد. از سوی دیگر برخی نیز بر عکس معتقد بودند که قطعا با توجه به اصول مشخص جمهوری اسلامی درعرصه سیاست خارجی و به ویژه در تعامل با ایالات متحده و از آن مهمتر نوع نگرش اصولگرایان به روابط با آمریکا، این نامه تاثیر چندانی در حل مشکلات دو کشور نداشته و به طور اخص در حل مشکل هسته ای ایران مثمر ثمر نخواهد بود.
با توجه به دیدگاه های مطرح شده فوق ، ذکر چند نکته قابل توجه است:
1- به نظر می‌رسد ارسال نامه‌ای مستقیم از سوی رئیس جمهور ایران به جورج بوش هر چند در نوع خود اقدامی بدیع و قابل توجه بوده است ، اما با توجه به محتوای نامه و نیز زمان ارسال این نامه قصد آن داشته است تا اولاً موضعی فعالانه (نه واکنشی) در دیپلماسی خارجی و هسته ای خود داشته باشد و ثانیاً سعی کند تا تبلیغات گسترده غرب مبنی برعدم تمایل واقعی ایران جهت حل و فصل مسالمت‌آمیز بحران هسته ای اش را کم اثر سازد ثالثاً با ارسال این نامه روند مذاکرات کشورهای قدرتمند در خصوص نوع برخورد و نحوه تصمیم در خصوص پرونده هسته‌ای ایران را مختل ساخته و یا حداقل تاخیری در آن به وجود آورد.
2- مشکل ایران و آمریکا که ریشه‌ای دیرینه داشته و 27 سال از نمود خارجی‌اش می‌گذرد عمیق‌تر از آن است که با ارسال یک نامه برطرف گردد. برخی از ابعاد اختلافات دو کشور ریشه‌ای و مبنایی بوده و بر پایه ملاحظات ایدئولوژیکی ترسیم شده‌اند که قطعاً به آسانی برطرف نخواهند شد.
3- ابتکار عمل در سیاست خارجی اگر برای دفع الوقت نبوده و مبنایی استراتژیک (نه صرفاً تاکتیکی) داشته و اراده طرفین در جهت حل و فصل مسالمت‌آمیز مشکلات به وجود آمده باشد، قابل توجه و تأثیرگذار خواهد بود.
4- به نظر می رسد ارسال نامه به رئیس جمهور آمریکا اگر همراه با چند پیشنهاد به طور اعم در خصوص رفع مشکلات دو کشور و به طور اخص در خصوص رفع مشکل هسته‌ای ایران بود ، می توانست با جلب و کسب حمایت کشورهایی چون روسیه و چین در رفع مشکل پرونده هسته ای ایران مثمر ثمرتر واقع شود.
5-تکیه بر حق و حقوق ملت ها و تاکید بر حقایق در روابط بین الملل آنارشیک – هژمونیک فعلی کافی نبوده و به جای آن باید بر واقعیات نظام بین الملل تاکید گردد . مشکل هسته ای ایران با تلاش برای کاستن از منافع متعارض و اختلاف‌زا و افزودن بر منافع مشترک و موازی طرفین قابل رفع می باشد . نحوه عملیاتی و اجرایی کردن این مقوله نیز بر عهده دستگاه تصمیم‌گیری و دیپلماسی کشور است.