تاریخ انتشار : ۳۱ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۹:۰۴  ، 
شناسه خبر : ۹۰۱۱۸

اصلاح‌گری مفاهیم بلندی دارد که از جمله آن آرایشگری سر و سبیل است، داشتیم با بچه‌های تحریریه درباره سرنوشت به محاق رفته اصلاحات، جنگ خاورمیانه و پرونده هسته‌ای گفت‌وگو می‌کردیم و این پرسش مطرح بود که آیا اصلاحات به سرانجامی خواهد رسید و دوباره در جامعه و دولت، رونق و رواج پیدا خواهد کرد؟
درباره چند و چون‌هایی که برای رونق بازار سیاست با حضور اصلاح‌طلبان مطرح بوده بحث می‌کردیم که باخبر شدیم داوود نعیمی 68 ساله که جزو هم محلی‌های قدیمی علی صالح‌آبادی بود پس از اطلاع از این که دوست قدیمی‌اش در تصادف پایش شکسته برای دیدن او به همبستگی آمده است. نعیمی متولد 1317 منطقه بلده روستای یال‌رود شهرستان نور در نزدیکی روستای «اوزکلا» زادگاه دو ناطق نوری معروف علی اکبر و احمد است. او برای این که به سربازی نرود از یال‌رود زادگاهش به تهران مهاجرت کرد و پس از 8 سال غیبت از خدمت زیر پرچم سرانجام با 200 تومان ناقابل در سال 1344 از سربازی معاف شد! پدر او به شغل شریف سلمانی اشتغال داشت. داوود نعیمی از آن پسرهایی نبود که حافظ فرمود «یاد پدر نمی‌کنند این پسران ناخلف» بلکه او به یاد پدر، سلمانی‌گری را از پدر خود آموخت و به 3 پسر خود انتقال داد. داوود که با صالح‌آبادی بسیار صمیمی صحبت می‌کرد و از دیدن خبرنگاران شگفت‌زده شده بود لب به سخن گشود و از گذشته گفت. او نخست مکثی کرد و در اندوه فرو رفت و گفت متاسفانه یکی از از پسرانم را دو سال پیش از دست داده‌ام. داوود که قامتی بلند و رشید دارد هر چند در سن 68 سالگی به سر می‌برد اما سرزنده و سرپاست هر چند به نظر می‌رسد غم از دست دادن فرزند رخسارش را دگرگون کرده است.
دو پسر دیگر داوود دیپلم آرایشگری دارند که یکی به شغل آزاد مشغول و دیگری کارمند دولت فخیمه است. داوود نعیمی سه سال در آرایشگاه زهره که آرایشگاه کوچکی در چهارراه لشگر ابتدای خیابان غفاری واقع شده است به کار سلمانی اشتغال داشته است، سپس به آرایشگاه مهرزاد خیابان سپه سابق که در مجاورت مجلس سنای سابق و مجلس شورای اسلامی پس از انقلاب واقع شده است رفت و 13 سال تمام در آن آرایشگاه کارگری کرد. اما از آن جا که اصولا اصلاح‌گران اهل رفاقت دایمی هستند با اوستای خود حاج صمد فلاحی آرزودار شریک شد و در آریشگاه مهرزاد ماندگار گردید! نعیمی می‌گوید: رفاقت او با حاج صمد فلاحی آرزودار 35سال تمام طول کشیده است و این رفاقت از مرز برادری گذشته است، زیرا چه بسیار مهربانی‌ها و برادری‌ها که از حاج صمد دیده و مرز رفاقت را چشیده است. از آنجا که داوود خون گرم و خوش برخورد بوده و از حافظه قوی برخوردار است در طول بیش از 4 دهه دوستان بسیاری را برای خود گرد آورده است. او از آدم‌های مختلفی که در تاریخ ایران نقش داشته‌اند خاطره فراوان دارد اما حاضر نیست در این باره سخن بگوید. داوود که بسیاری از سناتورها و مقامات سابق را که در حوالی باغ‌شاه زندگی می‌کرده‌اند را اصلاح‌ کرده است از آنان سخنی به میان نیاورد اما می‌گوید شعبان بی‌مخ دو منزل در مجاورت ساختمان نخست‌وزیری و ساختمان سنای سابق داشت که یکی را قبل از انقلاب به نخست‌ وزیری فروخت که در حال حاضر همان مکان مسجد سلمان نهاد ریاست جمهوری است و خانه دیگر شعبان بی‌مخ در کوچه اما جزو خانه‌های سازمانی مجلس قرار دارد.
از جمله افراد سرشناس دیگر که در این محله زندگی می‌کردند و جزو پیشکسوت‌ها بودند از حاج حسن و حاج حسین قاسمی، نجم‌آبادی (کوچه‌ای به نام وی وجود دارد)، صائب اصفهانی که به گفته او هنوز زنده است و آدم سالمی محسوب می‌شود، نام برد. به گفته داوود از پروین اعتصامی شاعره نام‌دار ایران هم که در این محل زندگی می‌کرد تنها یک کوچه بن‌بست در خیابان خورشید بر جای مانده است. هنگامی که از او درباره مقامات رژیم سابق سوال کردیم با محافظه کاری گفت دوست ندارم راجع به گذشته حرف بزنم. داوود پس از انقلاب هم شخصیت‌های بسیاری را اصلاح کرده است. مهدی بازرگان، عباس امیرانتظام، اکبر هاشمی رفسنجانی، احمد جنتی، حسن حبیبی، داودی (معاون اول فعلی رییس جمهور)، محمدرضا تابش، مجید انصاری، بیژن نامدار زنگنه، موسوی لاری، علی عبدالعلی زاده، علی صالح‌آبادی، اسحاق جهانگیری، محمدعلی ابطحی، احمد ناطق نوری، مرتضی کتیرایی، بهزاد نبوی، حمید میرزاده، غلامرضا آقازاده، محمدرضا راه چمنی، محمدعلی رجایی، محمد جواد باهنر، امیررضا خادم، محمد باقریان و ... از جمله افرادی هستند که زیردست او اصلاح شده‌اند. داوود درباره وضعیت درآمدی و زندگی خود هم عنوان کرد: با 4 تومان درماه کار را شروع کرده‌ام. یک زن، دو عروس و دو نوه دارم و از همه راضی‌ام. آرزو می‌کنم که به دوستان قدیمی و دوستان که جدید پیدا می‌کنم بتوانم خدمت کرده و آنها را از خود راضی کنم.
لابد هر که سرش زیر تیغ و قیچی داوود نعیمی برود آدم مهمی باید باشد! از داوود پرسیدیم که با توجه به فهرست طولانی افراد و شخصیت‌هایی که شما اصلاح کرده‌اید آیا دوست نداری به مقام و منصبی برسی؟ او پاسخ داد: خیر و در ادامه گفت: من شغلم را بهتر و بالاتر از وزارت و وکالت می‌دانم و حاضر نیستم این شغل را با هیچ مقام و پست و شغل دیگری عوض کنم.