بستر سازیهای سیاسی
در مجلس پانزدهم 3 فراکسیون عمده وجود داشت که از این 3 فراکسیون، فراکسیون حزب دموکرات با داشتن 8 کرسی، بیشترین کرسی مجلس را دارا بود. حزب دموکرات به رهبری قوام تاسیس شد و با بیرون آمدن قوام از حکومت عملا متلاشی گردید. به هر حال این حزب در صحنه سیاست و در یکی از بحرانی ترین مقاطع تاریخ معاصر، توانست در مجلس نقش خوبی را به نفع آمریکا بازی کند و این مساله باعث گردید تا نفوذ شوروی در ایران با شکست سختی روبهرو شود. در مجلس شانزدهم نیز عملا چهارگروه وجود داشت که یکی از این گروهها، گروه جبهه ملی بود که تعداد نمایندگان آن اندک بود. برخی از سران جبهه ملی، مثل مظفر بقایی از طرفداران سیاست آمریکا بودند. همچنین این جبهه در رسیدن به اهداف ملی خود و مبارزه با استعمار پیر انگلیس، سعی نمود تا از رقیب تازه وارد انگلستان، یعنی آمریکا استفاده نماید که این مساله خود به خود باعث گسترش و نفوذ آمریکا در این جبهه و در کشور گردید. در ضمن بخش وسیعی از جامعه روشنفکر به دلیل سیاست ضد روسی و ضد انگلیسی آمریکا به این کشور گرایش داشتند.
در این مقطع اقدامات سیاسی آمریکا درباره ایران عبارتند از:
- مخالفت آمریکا با موافقت نامه قوام
- ساد چیکف و تشویق ایران در رد آن
- توصیه آمریکاییها به ایران و تشویق آنها جهت تجدید نظر ایران در قرارداد الفت ایران و انگلیس
- مخالفت آمریکاییها با شاه در تغییر قانون اساسی و افزایش قدرت وی و قدرت انحلال مجلس
- اعزام گریدی بعنوان سفیر جدید آمریکا در ایران
- مسافرت شاه و برادرانش به آمریکا
- پشتیبانی آمریکا در رد قرارداد الحاقی گس- گلشاییان توسط ایران
- همدردی و پشتیبانی آمریکا از نهضت ملی
- نفوذ آمریکا بر نخست وزیرانی، همچون قوام و هژیر و توافق و پشتیبانی جهت روی کار آمدن رزم آرا
بستر سازی اقتصادی
در تاریخ 24/9/1327 قراردادی بین ایران و آمریکا مبنی بر استخدام 56 نفر مستشار برای اجرای برنامههای هفت ساله به تصویب دولت آمریکا رسید. در 24 آبان 1328 محمدرضا پهلوی به آمریکا سفر کرد و یکی از اهداف مسافرت او به آمریکا جلب نظر و موافقت دولت آمریکا مبنی بر اعطای کمکهای اقتصادی به ایران بود. او میخواست هزینه اولین برنامه عمرانی خود را که بالغ بر 250میلیون دلار بود - از بانک صادرات و واردات آمریکا تامین نماید، اما دولت آمریکا چندان علاقه ای جهت همکاری با ایران در امور مالی از خود نشان نداد. مقامات آمریکایی توجه شاه را به اصلاحات اقتصادی و اجتماعی معطوف نموده و به او توصیه نمودند که ارز مورد نیاز خود را از طریق افزایش درآمد نفت تامین نماید و ترومن در مورد اعطای کمکهای اقتصادی و مالی به ایران وعدههای مبهمیداد. این دیدگاه آمریکاییها بدان جهت بود که سیاست مشابه آمریکا در چین با شکست روبرو شده و کمونیستها به قدرت رسیده بودند. طی کنفرانسهایی که در سال 1328 و 1329 در قاهره و استانبول تشکیل گردید، مساله چگونگی کمک آمریکا به ایران مورد مذاکره قرار گرفت. وزارت امور خارجه آمریکا تحت تاثیر تصمیمات این کنفرانسها به دولت ایران یادآوری کرد که ایالات متحده در صورتی آماده همکاری مالی با ایران است که:
اولا: حکومتی قدرتمند در ایران بر سر کار باشد.
ثانیا: این حکومت بتواند بیدرنگ به تغییر و تحولات اداری و سیاسی ضروری در دستگاه حکومتی اقدام ورزد. ظاهرا به قدرت رسیدن رزم آرا در 6 تیر 1329 شرایط همکاری ایران و آمریکا در زمینه مالی بیشتر از گذشته فراهم شده بود. در 27 مهر 1329 موافقت نامه ای بین رزم آرا و هنری گریدی سفیر آمریکا در ایران به امضا رسید. به موجب این قرارداد، موسسه اصل چهار در ایران به وجود آمد تا به رشد کشاورزی و بهبود وضعیت بهداشتی و فرهنگی روستاهای ایران کمک کند. علاوه بر مبلغ 500 هزار دلاری که در سالهای 1329 و 1330 در چهارچوب برنامه اصل چهارم در اختیار ایران قرار گرفت، بانک صادرات و واردات آمریکا اعلام کرد، آماده است تا وامیبه مبلغ 25 میلیون دلار در اختیار ایران قرار دهد.
در واقع ایران نخستین کشوری بود که مشمول قانون توسعه بین المللی با استفاده از کمکهای فنی به کشورهای کم رشد در خرداد 1329 در کنگره آمریکا قرار گرفت و اصل چهارم در آن به اجرا گذاشته شد. فعالیت اصل چهار، با تشکیل 3 مرکز نمونه در اصفهانک نزدیک اصفهان، شبانکار در حوالی بوشهر و کمال آباد در 50 کیلومتری تهران آغاز گردید. قرار بود تا اواسط سال 1331 در سراسر ایران 10 مرکز نمونه عمران روستایی تاسیس شود. دولت ایران متعهد شده بود، زمین زراعی، ساختمانهای مورد نیاز، وسایل کشاورزی و همچنین امکانات مالی را در اختیار اصل چهار قرار دهد. در مقابل آمریکاییها میبایست 500 هزار دلار وسایل مورد نیاز را در اختیار دولت ایران قرار دهند. در سال 1329 یک هیات بررسی کننده ویژه اقتصادی برای ارزیابی نیازهای اقتصادی کشور به ایران آمد. در ماه اکتبر یک وام بیست و پنج میلیونی دلاری بانک صادرات و واردات (گرچه عملا هرگز اعطا نشد) تصویب شد و یک برنامه کمک معتدل اصل چهار آغاز گردید. همچنین ایالات متحده از تقاضای وام ده میلیون دلاری ایران از بانک جهانی پشتیبانی نمود.
بستر سازیهای نظامی
تقاضای جدی دریافت وسایل و تجهیزات نظامیاز سوی ایران در دوره نخست وزیری احمد قوام در شهریور 1326 صورت گرفت و در نتیجه مذاکراتی که در مهرماه همان سال در زمینه همکاریهای نظامیانجام گرفت پیشرفت چشمگیری در روابط دو کشور حاصل شد؛ به طوری که در 30 خرداد 1326 یک موافقت نامه واگذاری اعتبار به مبلغ حدود 10 میلیون دلار به ایران برای خرید تجهیزات نظامیبین ایران و آمریکا به امضا رسید. دولت ایران پیش از عقد این موافقت نامه، هیاتی را به ریاست ژنرال هدایت به واشنگتن فرستاده بود تا درباره نیازهای اساسی ژاندارمری و ارتش با مقامات نظامیبین ایران و آمریکایی به مذاکره بپردازد. اعتبار این موافقت نامه همانند سایر قراردادهای دولتی، منوط به تصویب مجلس بود که در 27 بهمن 1326 مجلس شورای ملی آن را به تصویب رساند.
این مصوبه مدت خدمت ماموران نظامیو ژاندارمری آمریکایی را به مدت یک سال دیگر تمدید کرد. بر طبق این مصوبه مجلس به وزارت جنگ اجازه میدهد تا وامیبه مبلغی که از ده میلیون دلار تجاوز نکند جهت خرید تجهیزات نظامیدریافت کند تا برای تکمیل وسایل و تجهیزات نیروهای زمینی، هوایی، و هم چنین ژاندارمری بکار برد. مدت بازپرداخت وام 12 سال با اقساط سالانه و با بهره 8/3 درصد تعیین شده بود. ولی با توجه به اینکه دولت ایران ارز کافی برای پرداخت بدهی خویش را نداشت، توافق نامه جدیدی در 7 مرداد بین ایران و آمریکا به امضا رسید که بر طبق آن، دولت آمریکا یک اعتبار 10 میلیون دلاری برای خرید تجهیزات نظامیاضافی و یک اعتبار دیگر که از 16 میلیون دلار تجاوز نمیکرد، جهت تامین هزینههای دیگر در اختیار ایران قرار بدهد و این توافق نامه جایگزین توافق نامه 30 خرداد شد. در اسفند 1326 بر اساس قراردادی که در خصوص فروش جنگ افزارهای آمریکایی به ایران در 18 خرداد 1326 به امضا رسیده بود، نخستین محموله نظامیوارد ایران شد.
همچنین در 13 مهرماه 1326 قرارداد جدیدی با آمریکا به امضا رسید که این قرارداد مهم، نحوه عملیات نیروهای نظامیآمریکایی مستقر در ایران را مشخص مینمود. در این قرارداد قید شده بود که تمامیاعضای مستشار، نسبت به تمام نظامیان ایرانی هم ردیف خود حق ارشدیت خواهند داشت، آنها حق بازرسی ادارات نظامیارتش ایران را داشته و حتی میتوانستند در امور سری نیز دخالت کنند. همچنین دولت ایران متعهد گردید که از هیچ کشور دیگری برای انجام وظایفی که در ارتباط با ارتش ایران است، مستشار نظامیاستخدام نکند. مگر با موافقت دو کشور آمریکا و ایران انجام شود.
این قرارداد که در زمان قوام به امضای محمود جم وزیر جنگ و جرج آلن سفیر آمریکا در ایران رسید، تا 29 اسفند 1327 اعتبار داشت و بعدها نیز تمدید شد. در اردیبهشت 1329 یک معاهده دو جانبه کمک دفاعی بین دو کشور ایران و آمریکا به امضا رسید که میانگین 23 میلیون دلار کمک نظامیسالانه تا سال 1956 را برای ایران پیش بینی میکرد. علاوه بر این، کنگره آمریکا دو ماه بعد با افزودن اصلاحیه ای به قانون کمک به دفاع مشترک، ایران را به دلیل کسب اهمیت جهانی، در ردیف کشورهای یونان و ترکیه قرار داد و مبلغ 131 میلیون دلار برای کمهای نظامیبه این سه کشور در نظر گرفت.
در سال 1329 مقادیر زیادی تجهیزات آموزشی آمریکا در اختیار ژاندارمری قرار گرفت که باعث بهبود تحرک قدرت آتش و تواناییهای ارتباطی ژاندارمری شد و همچنین فراهم نمودن تعداد زیادی کامیون، موتور سیکلت، اتومبیل ضد گلوله، دو هواپیمای سبک و انواع سلاحهای سبک و سیستم رادیویی پیچیده و گسترش تشکیلات و نفرات ژاندارمری را در پی داشت. در مجموع، از سال 1325 تا 1330 ایالات متحده 175 میلیون دلار کمک نظامیدر اختیار ایران قرار داد. جنگ افزارهای دریافتی ایران شامل هواپیماهای جنگی، تانکهای سبک، خمپاره اندازها، مسلسلهای سبک و سنگین و دیگر سلاحهای سبک بود. نظر آمریکاییان بر این بود که ارتش ایران را به ارتش نیم میلیون نفری افزایش دهند. بنابراین با توجه به این مساله نیروهای مسلح که از 65 هزار نفر در سال 1320 به 102 هزار نفر در سال 1325 رسیده بود، در سال 1328 با کمک آمریکاییها به 120 هزار نفر رسید و این آمار مرتبادر حال افزایش بود.
بستر سازیهای فرهنگی
دراین مقطع ما شاهد مناسبات فرهنگی ایران و آمریکا هستیم که این مناسبات به ازدیاد نفوذ فرهنگی آمریکا در ایران میانجامد. در 10 شهریور 1328 قراردادی فرهنگی بین ایران و آمریکا منعقد شد که به موجب آن - که به امضای جان وایلی سفیر آمریکا و علی اصغر حکمت وزیر امور خارجه ایران رسید - کمیسیونی مرکب از شش نفر عضو - سه آمریکایی و سه ایرانی - به منظور همکاری فرهنگی به ویژه تامین هزینه تحصیل و تحقیق و تعلیم ایالات متحده آمریکا در مدارس و موسسات عالی فرهنگی ایران و اتباع ایران در مدارس و موسسات عالی فرهنگی آمریکا و سایر کشورهایی که آمریکا موسسات فرهنگی در آن دارد، تشکیل شد. دولت آمریکا در ظرف سی روز - از تاریخ امضای این موافقت نامه فرهنگی - مبلغ 10 میلیون ریالی در بانک ملی ایران به حساب کمیسیون یاد شده واریز کرد و این وجوه به منظور تامین تعهدات این موافقت نامه در اختیار کمیسیون قرار میگرفت. این موافقت نامه از جمله اقدامات ایالات متحده بود که زمینه همکاری دو جانبه فرهنگی میان دو کشور و در نتیجه امکانات نفوذ بیشتر فرهنگی و ... آمریکا در ایران را فراهم مینمود.
مهمترین فعالیتهایی که سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا در این دوره بدان دست زد، برنامه مبادلهای فوبرایت و صدای آمریکا بود. برنامه فوبرایت، پیرو یک معاهده مراوده بیفرهنگی که دربالا بدان پرداختیم کارخود را درایران آغاز نمود. این معاهده در نهایت به 1368 نفر ایرانی امکان تحصیل و تدریس در آمریکا و 293 نفر آمریکایی فرصت تدریس و تحصیل در ایران را داد. صدای آمریکا نیز طی جنگ دوم جهانی راه اندازی شد و بجز مدت کوتاهی وقفه تا سال 1960 معمولا روزی 2 تا 3 ساعت برنامه پخش کرد.
در سالهای دهه 1950 و اوایل دهه 60 دست کم نود کتاب در ایران ترجمه و توزیع گردید که کالبد شکافی کمونیسم، هفت سال در اردوگاههای زندانهای شوروی ، ایالات متحده، انقلاب مداوم، تاریخ جیبی ایالات متحده و ... از جمله آنها بود. در همین زمان تعداد زیادی کتابخانه از سوی آمریکاییها در ایران افتتاح و اداره میشد روزنامه و مجلاتی نیز به زبان فارسی منتشر میگردید و مواد خام اطلاعاتی اکثریت روزنامهها نیز از ناحیه آنان تامین میشد. قطعا موارد فوق الذکر بازتاب دهنده مراودات ایران و آمریکادر قبل از انقلاب نمیباشد؛ لیکن میتواند خط سیر کلی این روابط را نشان دهد. شاید اولین مطلبی که در ذهن خواننده این سطور تداعی گردد آن است که چرا ایالات متحده تا به این حد به ایران بها داده و این همه در امور اقتصادی، سیاسی، نظامی، فرهنگی و ... ایران سرمایه گذاری میکرد. شاید در آن مقطع هیچ کشوری به استثناء رژیم اشغالگر قدس - به اندازه ایران از ایالات متحده کمک دریافت نکرده است. به نظر نگارنده کلیدی ترین سوال در چیستی و ماهیت نظام شاهنشاهی میزان عطف توجه آمریکاییها به ایران آن زمان و هزینههایی است که در این رابطه متحمل میشدند.