امیر سعادت
دیدار اخیر سران حزب مشارکت با سران حزب موتلفه اسلامی و همچنین دیدارهای سابق آنان با هاشمی رفسنجانی، سیدمحمد خاتمی و حسن روحانی اسبابی را فراهم آورد تا اخبار این حزب پس از مدتی دوری از رسانهها و ایامی که غوغاسالاری مطبوعاتی را رهبری میکردند، مجددا در صدر اخبار برخی مطبوعات قرار گیرند.
براساس پیش فرض محاسبه سود و زیان و اصل خردمندی بازیگران عرصه سیاست، قاعدتا دیدارهای اخیر حزب مشارکت و همچنین استجابت دعوت حزب مشارکت توسط حزب موتلفه اسلامی اقدامی برنامهریزی شده و در جهت اهداف خاصی صورت گرفته است که بخشی از آنها در رسانههای عمومی منتشر و بخشی از آنها نیز منتشر نگردیده است.
البته قصد نداریم براساس نظریه «توطئه» این اقدام و اقدامات سابق این حزب را در جهت اهداف غیرمنطقی ارزیابی کنیم، بنابراین تلاش میکنیم برخی از ابعاد گوناگون این اقدام را مورد بررسی قرار دهیم.
1- بیشک یکی از اهداف اصلی این حزب، بازگشت به عرصه افکار عمومی میباشد، اتخاذ این تاکتیک صرفا و مطلقا امری ناپسند تلقی نمیگردد بلکه از اهدافی است که ممکن است بطور طبیعی توسط افراد، گروهها و احزاب گوناگونی اتخاذ گردد. اما باید به خاطر داشت که این تاکتیک در راستای هدف نامناسبی قرار نگیرد. بنابراین احزاب اصولگرایی که دعوت حزب مشارکت را میپذیرند میبایست این موضوع را مدنظر قرار داده و با لحاظ این مولفه تصمیم نهایی خود را اتخاذ کنند.
2- یکی دیگر از اهدافی که میتواند مورد نظر حزب مشارکت باشد، تلاش در جهت اعلام نظرات و مواضع خود در خصوص مساله هستهای و دیگر موضوعات مهم کشور باشد. گرچه اعضای این حزب نظرات خود را بطور درون گروهی اعلام میدارند اما در مقیاس گسترده از چنین امکانی محرومند بنابراین جهت جلب نظر مردم میتوانند از این راه بطور غیرمستقیم مواضع و نظرات خود را به اطلاع افکار عمومی برسانند. اگر در این راستا حزب مشارکت با تجربهای که در چند سال اخیر بدست آورده است، دست به اصلاح اصول نادرست اصلاحطلبی خود بزند و مواضع خود را در جهت اصول اساسی نظام و در نظر گرفتن مطالبات مردمی تعدیل کند این هدف احتمالی آن نیز امری طبیعی قلمداد میگردد اما اگر همچنان بر اصولی اصرار ورزند که موجبات طردشان را از سوی افکار عمومی در سالهای اخیر را فراهم کرد، راه به جایی نخواهند بود.
3- از دیگر سو، تلاش برای لابی و چانهزنی با چهرههای برجسته و احزاب سرشناس گروه رقیب میتواند ابزاری جهت اعمال فشار در جهت لحاظ مواضع و نظرات آنها از سوی حاکمیت و کارگزاران اجرایی باشد.
البته بر این دیدارها آثار دیگری نیز مترتب است که میتواند مفید فایده باشد. افزایش تعامل مثبت احزاب و گروه های سیاسی می تواند اقدامی در جهت بیشینه سازی وحدت و انسجام ملی تلقی گردد. دیدار و گفتگوی اعضا و سران احزاب میتواند مواضع و نظرات گروهها و احزاب و بویژه احزاب رقیب را به یکدیگر نزدیک کرده و موجبات توافق و تفاهم ملی را فراهم کند. بنابراین انتظار میرود سران احزاب مشارکت اصول اساسی فعالیت و مشارکت سیاسی کشور را که همان رعایت اصول 4گانه نظام جمهوری اسلامی میباشد، رعایت کنند و در چهارچوب قانون اساسی حرکت کنند. بدون شک فعالیت حزب مشارکت و دیگر احزاب در این صورت عامل رشد و ترقی سیاسی کشور خواهد بود. بنظر میرسد سخنان مقام معظم رهبری در خصوص اصولگرای اصلاحطلبانه و استمرار فعالیت هر دو طیف سیاسی کشور، در همین راستا بوده باشد، زیرا همواره نقد و نقادی و رقابت سالم عامل شکوفای و ترقی بوده است. امیدواریم تلاش سیاسی اخیر حزب مشارکت بدور از هرگونه فرصتطلبی بوده و موجبات شکوفایی هرچه بیشتر نظام اسلامی را فراهم آورد.