حنیف غفاری
"کالین پاول” وزیر امور خارجه سابق ایالات متحده آمریکا در اولین دوره ریاست جمهورى جرج بوش بالاخره در مقابل سیاستهاى رئیس جمهور آمریکا لب به سخن گشود و به انتقاد صریح از آنها پرداخت. پاول سیاستهاى بوش را موجب ایجاد دشمنان زیاد براى آمریکا دانسته است. پاول این سخنان را در حالى بر زبان آورده که اختلافات میان جمهورىخواهان سنتى و نومحافظهکاران به مرحله خاص خود رسیده است.
در ابتداى سال 2000 میلادى افرادى مانند پاول، رامسفلد، رایس، جرج تنت، اسکات مک کلان و ... در کنار یکدیگر وارد دستگاه سیاسى و امنیتى ایالات متحده آمریکا شدند. پس از طراحى حادثه 11 سپتامبر 2001 توسط نومحافظهکاران تندرو و افرادى مانند ایرونیک کریستول و جان بولتون، اختلافات میان طیف سنتى حزب جمهورىخواه و طیف افراطگرایان آغاز شد.
در جلسات پشت پرده محافظهکاران شاهد درگیرى مستمر میان کالین پاول و رامسفلد بودیم. در حقیقت درگیرى میان این دو، درگیرى دو نوع تفکر و دو نوع نگاه بود: یکى نگاه ایدهآلگرایانه محض که ریشه در تفکرات افراطى و خشن تئوریسینهاى نومحافظهکار داشت. آنها در اندیشه سیاسى ایدهگرا و در مناسبات بینالمللى به صورت رئال یا واقعگرا عمل مىکنند و همین تقابل از آنها انسانهایى متناقض ساخته است. چنین تفکرات و عقایدى در چهره رونالد رامسفلد وزیر دفاع آمریکا تجلى کاملى یافته است! وى از شکنجه زندانیان در گوانتانامو لذت مىبرد و با مشاهده تصاویر مربوط به زندانهاى ابوغریب و بگرام لبخندى حاکى از رضایت بر لبانش نقش مىبندند.در مقابل رامسفلد، کالین پاول براساس محاسبات نظامى خود رفتار مىکرد. وزیر امورخارجه سابق ایالات متحده آمریکا از همان ابتداى حادثه 11 سپتامبر 2001 میلادى مشاهده کرد که میان بسیارى از فرمولهاى عینى تعریف شده در سطح نظام بینالملل و تصورات بوش و همراهانش نسبت به اوضاع جهان تفاوتى اساس وجود دارد. در جریان حمله افغانستان و عراق بیشترین درگیرى میان رایس و پاول رخ داد. در این نقطه بود که کالین پاول به خوبى تفاوت طیف جمهورىخواه سنتى و طیف نومحافظهکار را درک نمود!
در برخى از مراحل اشغال عراق اصرار نومحافظه کاران افراطى به ادامه عملیات در مقابل دیدگاهها و محاسبات نظامى پاول قرار گرفت. پاول در آن برهه دریافته بود که شکاف میان او و دیگر جمهورىخواهان هر لحظه بیشتر و پررنگتر خواهد شد.
با افزایش بحران امنیت در عراق نوک پیکان انتقادها به سوى بوش پسر و کالین پاول نشانه رفت. اما اختلافات دیدگاه میان رئیس جمهور و وزیر امور خارجه وقت کاخ سفید در روندى خودکار مانع از ایجاد هماهنگى آنها در پاسخ به سوالات و ابهامات مطرح شده مىشد.
پس از پایان نخستین دوران ریاست جمهورى جرج واکر بوش “کالین پاول” از جمع نومحافظهکاران افراطى جدا شد تا کاندولیزا رایس با رویکردى خشن و ذهنیتى کوتهبینانه جایگزین وى شود. پاول در جریان بسیارى از جنایات بوش پسر در عراق و افغانستان نقشآفرینى کرد و در نهایت توسط نومحافظهکاران و بر اثر افزایش اختلاف با آنها صحنه سیاست خارجى آمریکا را ترک نمود.
هم ا کنون در آستانه برگزارى انتخابات پارلمانى ایالات متحده آمریکا شکاف میان جمهورىخواهان سنتى و نومحافظه کاران افزایش یافته است.به نظر مىرسد پس از پایان دوران قدرت بوش پسر شاهد درهم ریختن کامل معادلات درون حزبى جمهورىخواهان باشیم. در قالب نوعى نگاه نیز مىتوان پیشبینى شکلگیرى حزب جدیدى در آمریکا متشکل از افراطگرایانى مانند بوش، رایس و چنى باشیم. باید اذعان کرد که چنین آشفتگى درون حزبى هیچگاه در طول حیات سیاسى آمریکا سابقه نداشته است. به گونهاى که وزیرامور خارجه سابق بوش به انتقادات سیاستهاى وى بپردازد...!