تاریخ انتشار : ۰۸ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۹  ، 
شناسه خبر : ۹۰۲۷۳

مهدی محمدی
مقام های دیپلماتیک کشورهای عضو گروه 6 تایید کرده اند که امروز در پایتخت یک کشور اروپایی نشستی درباره برنامه هسته ای ایران برگزار خواهند کرد. برخلاف همیشه، این بار تا آنجا که به محتوای مذاکرات مربوط می شود همه طرف ها ساکت بوده اند و فقط روس ها زبان گشوده گفته اند که در این دیدار درباره اعمال برخی تحریم ها علیه ایران گفت وگو خواهد شد. این موضع احتمالا برای بعضی غیرمنتظره بوده است. خصوصاً آنها که با انتشار پی درپی خبر مخالفت روس ها با تحریم ایران و به بن بست خوردن جلسات متعدد گروه 6 به همین دلیل، درباره «ماهیت» و «میزان» موافقت روسیه با تحریم ایران دچار سردرگمی شده بودند.
آمریکایی ها حدود چهار ماه پیش موضوع تحریم ایران را روی میز مذاکره با گروه 6 گذاشتند و روسیه همان روز اول در پس پرده با آن موافقت کرد. روند حقوقی طی شده در شورای امنیت هم به روشنی حاکی از آن بود که آمریکا موافقت اولیه همه اعضای صاحب حق وتو در شورای امنیت را با تحریم ایران جلب کرده است؛ ابتدا یک بیانیه که با تاکید بر یک ضرب الاجل زمانی از ایران می خواست فعالیت های خود در زمینه غنی سازی و بازفرآوری را معلق کند، بعد قطعنامه ای در چارچوب ماده 40 از فصل 7 منشور ملل متحد که بنابر اختیارات حقوقی شورای امنیت از ایران درخواست می کرد تعلیق را به مثابه یک «درخواست ضروری» اجرا کند و نهایتاً تنظیم پیش نویس قطعنامه ای که در چارچوب ماده 41 منشور خواهان اعمال برخی محدودیت های اقتصادی و مالی بر ایران به منظور نافذ شدن تصمیم شورای امنیت درباره الزام ایران به تعلیق بوده است و این همان پیش نویسی است که اکنون محل بحث گروه 6 است.
موافقت اولیه روس ها و بقیه اعضا با این روند چند علت ساده داشت. اول این که بسیاری از آنها گمان می کردند با افزایش فشارها بر ایران و مانور اتحاد گروه 6 در مقابل آن، نهایتاً موضع تهران تحت فشارهای فزاینده داخلی و هراس از انزوای شدید در صحنه بین المللی ـ خصوصاً در عرصه مبادلات بازرگانی و مالی ـ خواهد شکست و تهران یک معامله بر سر غنی سازی را می پذیرد، معامله ای که فرمول های آن مانند انتقال غنی سازی به خاک روسیه یا تعلیق میان مدت (5 تا 10ساله) برنامه ایران را هم تهیه کرده بودند. در واقع اعضای گروه 6- به استثنای آمریکا- با تحریم روی کاغذ موافقت کردند به این امید که در عمل تهران کوتاه بیاید و آنها مجبور به عملی ساختن آنچه روی کاغذ نوشته اند، نشوند. این بهترین حالت برای جناح روسیه در گروه 6 بود یعنی حالتی که در مقابل آمریکا نایستاده اند و ضمناً بحران جدیدی هم در اثر تقابل ایران و آمریکا در منطقه به وجود نیامده است. این نحوه نگاه به مسئله ساده اندیشانه تر از آن بود که بتواند درست از آب درآید. اولاً اعضای گروه 6 نتوانستند حتی بر سر یک سلسله ظاهرسازی ها در مقابل ایران توافق کنند و با بالا گرفتن دعواهای مختلف میان آنها پروژه ترساندن ایران از «جامعه جهانی متحد» کلید نخورده ناکام ماند.
ثانیاً حتی آن وقت که غربی ها توانستند حداقلی از همگرایی را میان خود ایجاد کنند و قطعنامه 1696 تصویب شد، برخلاف توقع و تصور آنها نیروهای سیاسی در داخل ایران نه فقط به جان هم نیفتادند و دولت از جانب ملت تحت فشار قرار نگرفت، بلکه بنا بر آنچه رسانه های غربی خود نوشته اند دولت و ملت ایران در پافشاری بر حقوق خود مصمم تر نیز شده اند. ثالثاً اکنون غربی ها به این نکته واقف شده اند ـ و شاید تا چند ماه پیش چندان به آن توجه نداشتند ـ که جایگاه بی بدیل ایران در منطقه و نفوذ قدرتمند و فراگیر آن در گستره ای وسیع از مرزهای شرقی افغانستان تا کرانه دریای مدیترانه چنان اعتماد به نفسی به آن بخشیده است که نمی توان آن را با عملیات روانی مقهور کرد و متوقف ساخت.
علت دوم موافقت روس ها با گام نهادن در پروژه تحریم ایران شاید این بود که آنها گمان می کردند این یک موافقت «صوری» (formal) و «فاقد محتواست» و هنگامی که کار به تعیین چند و چون محتوای آن برسد می توانند آن را بدل به ابزاری قدرتمند برای چانه زنی با آمریکا و اهرمی برای امتیازگیری از آن بکنند.
در واقع روس ها در این فاز دوم استراتژی جالبی تدوین کرده اند. مقامات روسیه از روز اول اعلام کردند تمامی نگرانی آنها این است که تهران به سؤال های آژانس بین المللی انرژی اتمی دقیق و درست پاسخ ندهد و در همکاری با بازرسان آن کوتاهی و تعلل کند. معنای این نوع حرف زدن آن بود که روس ها می خواستند بگویند بابت پذیرش حقوق ایران برای فعالیت هسته ای در چارچوب NPT (حتی غنی سازی) و همکاری و اجرای پروژه های مشترک با آن هیچ مشکلی ندارند (چون به عنوان تنها شریک ایران در پروژه های پرسود هسته ای، منافع سرشار اقتصادی نصیب خود کرده است) و نگرانی های آنها صرفاً بر مسئله اشاعه سلاح های هسته ای متمرکز است و نه هیچ پروژه صلح آمیز دیگر که از قضا می تواند منطق تجاری و اقتصادی قدرتمندی هم داشته باشد. با استفاده از این نقطه عزیمت، روس ها گروه 6 را به جایی کشاندند که متقاعد شد ـ یا در واقع برای حفظ موجودیت خود مجبور شد ـ هرگونه برخورد با ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد را به طراحی مکانیسم هایی برای کنترل «آن بخش از برنامه هسته ای ایران که آژانس درباره آن سؤال هایی دارد یا می تواند به جانب فعالیت های تسلیحاتی منحرف شود» محدود کند. یعنی دقیقاً باید آن بخش از برنامه ایران از راه تحریم تحت فشار و کنترل قرار می گرفت که اصلاً وجود خارجی نداشت (بخش تسلیحاتی)!
به این ترتیب پیش نویس قطعنامه ای تدوین شد که ـ همچنانکه پیشتر در کیهان نوشته ایم ـ فقط برنامه «تسلیحات هسته ای» (؟!) ایران را هدف می گیرد و کاری به کار الباقی بخش های آن ندارد یا در واقع پذیرفته است که به لحاظ قانونی نمی تواند داشته باشد.
به این ترتیب روس ها از همان آغاز قطعنامه در تقدیر شورای امنیت برای تحریم ایران را از خاصیت تهی ساختند و آن را به جانب سیبلی نشانه رفتند که اصلاً وجود خارجی نداشت. تازه کار به اینجا که رسید روس ها شروع به چانه زنی برای کسب امتیاز از آمریکا کردند تا با این قطعنامه موافقت کنند. شیوه جالبی است؛ آمریکا باید بابت قطعنامه ای به روس ها- و به تبع آن به بقیه اعضای ناراضی گروه 6- امتیاز می داد که تازه اگر تصویب شود اصلاً درباره ایران مصداق پیدا نمی کند و معلوم نیست که چگونه باید آن را اجرا کرد. حالا ظاهراً روس ها امتیازهای مدنظر خود را از آمریکا گرفته اند و بنا دارند با پیش نویس قطعنامه موافقت کنند. روسیه در این چند ماه توانست در کنار بی خاصیت کردن متن قطعنامه به مشکل دیرینه خود در زمینه ورود به WTO را با آمریکا حل کند، تحریم شرکت هواپیماسازی نظامی «سوخوی» را که از جانب آمریکا اعمال شده بود ـ اتفاقاً این شرکت به ایران هواپیمای جنگی می فروشد، یعنی همان کاری که آمریکا امیدوار است با صدور قطعنامه جدید دیگر کسی پی آن نرود! ـ لغو نماید و احتمالاً چند امتیاز دیگر هم که ما از آن بی خبریم در پس پرده بگیرد.
این تمام آن چیزی است که اتفاق افتاده است. قطعنامه جدید بنا نیست ـ و نبود ـ که با ایران کاری بکند، روس ها چند هفته معطل کردند که از آمریکا بابت موافقت با این قطعنامه آبکی امتیاز بگیرند که گرفتند.