تاریخ انتشار : ۱۹ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۲:۱۷  ، 
شناسه خبر : ۹۰۲۸۲

پایگاه اینترنتی ترلیبر در تحلیل خود اهداف ناگفته آمریکا از طرح خطر هسته‌ای ایران را مورد بررسی قرار داده است.
این واقعیت که خطر هسته‌ای ایران هم مانند خطر سلاحهای کشتار جمعی عراق تنها یک بهانه است، اکنون بر همگان روشن شده است.
آنچه که چندان روشن نیست، این است که در پشت بهانه خطر هسته‌ای ایران، شاهد از سرگیری خطرناک گسترش قدرت هسته‌ای در سطح جهان هستیم که به دلیل برخی محاسبات قدرت، به شدت مورد حمایت واشنگتن قرار دارد.
در این واقعیت شکی نیست که در حال حاضر در جهان خطرات هسته‌ای به مراتب مهمتر از موضوع هسته‌ای ایران و یا کره شمالی وجود دارند از طرف دیگر در گذشته انجام پروژه‌های سری مربوط به سلاحهای هسته‌ای بسیار شایع و معمول بود، از آفریقای جنوبی که البته به ساخت سلاح هسته‌ای هم رسید، اما ماندلا نوار آن را قطع کرد گرفته تا آرژانتین، برزیل، سوییس، سوئد و ایتالیا، قدرتهای هسته‌ای نه تنها مقررات مربوط به خلع سلاح را که در سال 1970 وضع شده بود، زیرپا گذاشتند، بلکه تصمیم گرفتند در آینده هم هیچگاه از این سلاح‌ها خلاصی نیابند و اکنون هم خود را آماده استفاده از آنها می‌کنند.
ترلیبر در ادامه تحلیل خود تصریح می‌کند نظریه‌های مربوط به سلاحهای هسته‌ای در وهله اول در آمریکا دچار یک تحول هشداردهنده شد که بر اساس آن استفاده از این سلاحها علیه دولتهایی که متهم به امکان استفاده از سلاحهای کشتار جمعی هستند، پیش‌بینی شده است البته بر همین مبنا آمریکا می‌تواند برای عملیات بازدارنده هم از این نوع سلاحها بهره گیرد.
البته لازم به یادآوری نیست که این دکترین آمریکا به طور کامل در تضاد با پیمان عدم گسترش قرار دارد که به دولتهای امضاکننده تضمین می‌دهد که در هیچ حالتی مورد حمله هسته‌ای قرار نخواهند گرفت.
در هر حال واقعیت این است که تسلیحات هسته‌ای از نظر نظامیان و قدرتهایی که آنها را در اختیار دارند، مفیدتر از آن است که بتوانند از آن چشم‌پوشی کنند. در حال حاضر تحقیقات برای ساخت نسل جدیدی از سلاحهای هسته‌ای با قدرت بسیار کمتر و تشعشعات رادیو اکتیو خیلی کمتر جریان دارد هدف از ساخت این نوع از سلاحهای هسته‌ای آن است که خط فاصل سلاحهای هسته‌ای و متعارف را از بین ببرند، اما در سالهای اخیر اوضاع بسیار وخیم‌تر شده است. ایران چیزی نیست به جز بهانه‌ای برای هدف گرفتن یک منطقه استراتژیک و استتار کردن تلاشهای آمریکا برای به خطر انداختن پیمان عدم گسترش سلاحهای هسته‌ای و لذا حیات بخشیدن به مرحله جدیدی از مسابقات تسلیحاتی هسته‌ای که البته برای استفاده و مصرف کاخ سفید خواهد بود. یک استراتژی بسیار روشنی در حال شکل‌گیری است که در آن دو هدف مشاهده می‌شود:
اول: به وجود آوردن یک کمربند بازدارنده به دور چین و دوم تبدیل سلاحهای هسته‌ای به محور پشتیبان این کشور.
این پایگاه خبری در بخش دیگری از این گزارش آورده است اکنون نوبت کیست؟
ما به طور دوره‌ای شاهد انتشار افشاگریهایی درباره حمایت پاکستان از یک برنامه هسته‌ای نظامی عربستان سعودی هستیم که البته مانند همیشه تکذیب شدید مقامات سعودی را به دنبال دارد، اما فراموش نکنیم هشداردهنده‌ترین خطر را امروزه ژاپن تشکیل می‌دهد. بد نیست یادآوری کنیم هنگامی که صحبت پیوستن به پیمان عدم گسترش مطرح بود، در محافل دولتی آلمان و ژاپن این بحث مطرح بود که مبادا پیوستن به این پیمان مانع راه این دو کشور در دستیابی به تجهیزات هسته‌ای شود، این دو کشور از جمله دولتهایی هستند که بیشترین مقدار پلوتونیوم را از طریق بازیابی زباله‌های هسته‌ای خود تولید کرده‌اند آلمان 24 و ژاپن 40 تا 45 تن.
نکته‌ای که باید در اینجا به آن اشاره کرد این است که پلوتونیوم یک ماده منفجره هسته‌ای ایده‌آل است و اگر چه پلوتونیوم به وجود آمده در رآکتورهای غیرنظامی دارای ویژگیهای پلوتونیوم نظامی نیست، اما مطمئنا می‌توانند برای ساخت بمب اتمی مورد استفاده قرار گیرند. آمریکا و انگلیس تاکنون به طور رسمی چند کلاهک حاوی پلوتونیوم بازیافت شده را منفجر کرده‌اند؛ بنابراین آلمان و ژاپن دو کشوری هستند که مواد و توانایی فنی و علمی لازم را برای تولید سلاحهای هسته‌ای پیچیده در مدت زمان کوتاه در اختیار دارند.
باید گفت که در ژاپن میل به دستیابی به این قدرت هر لحظه تشدید می‌شود و صدای کسانی که طرفدار بازبینی قانون اساسی در زمینه نظامی و به موازات آن تولید سلاح هسته‌ای، هستند بطور روز افزونی قدرت می‌گیرد. این دیدگاه در ژاپن بعد از افتتاح تاسیسات بازیابی روکاشو مورا که 21 میلیارد دلار خرج آن شده و قادر است سالانه هشت تن پلوتونیوم را جدا کند، روند صعودی مضاعفی پیدا کرد. البته این نکته را باید توضیح داد که بازیابی زباله هسته‌ای فقط با هدف جدا ساختن پلوتونیوم صورت می‌گیرد و البته در عین حال باعث چند برابر شدن تولید و زباله‌های رادیو آکتیو که نیاز به مراقبت دارند نیز خواهد شد.
تا چند سال دیگر ژاپن به کشوری تبدیل خواهد شد که بیشترین مقدار پلوتونیوم در جهان را در اختیار دارد و این مقدار پلوتونیوم به چه کاری خواهد آمد؟ سالهاست که توکیو ادعا می‌کند به پلوتونیوم برای استفاده از آن به عنوان سوخت در رآکتورهای سریع نیاز دارد. البته این ماده را با اورانیوم ترکیب می‌کند که میکس اکسید نام دارد و غلظت پلوتونیوم آن از 3 تا 10 درصد در رآکتورهای متعارف حرارتی است.
ترلیبر در ادامه بحث تصریح کرده است: برنامه رآکتورهای سریع در حال حاضر متوقف شده و استفاده از آن با مشکل روبرو شده است، پس چرا علیرغم تمام این موارد، ژاپن باز هم به انبار کردن پلوتونیوم ادامه می‌دهد؟ باید توجه داشت که واشنگتن هیچگاه علیه پروژه‌های نظامی احتمالی این کشور مطلبی اظهار نداشته است و بلکه همواره کوشیده است اتحاد نظامی خود با ژاپن را تقویت بخشد.
واقعیت این است که تولید پلوتونیوم در جهان باید متوقف شود. تصورش را بکنید که تاکنون در جهان 1250 تن پلوتونیوم غیرنظامی تولید شده است که از این مقدار 250 تن از طریق بازیابی به دست آمده است و باز هم به طور کاملاً دقیق باید گفت که تمامی این 250 تن پلوتونیوم از نوع نظامی آن است.
در هر حال باید اعتراف کرد که از سرگیری تولید و گسترش سلاحهای هسته‌ای در جهان به مویی بند است. مثلاً اگر کره شمالی همانطور که ادعا می‌کند چند کلاهک تولید کرده باشد، امکان دارد در صورتی که تمامی راههای ممکن بسته شود، تصمیم به آزمایش آنها بگیرد. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، نه تنها ژاپن بلکه کره جنوبی و تایوان هم بلافاصله تصمیم خواهند گرفت تسلیحات هسته‌ای تولید کنند. البته از طرف دیگر هم این جریان دارای یک پیام بسیار روشن است. کشوری که بمب دارد، با قرار دادن جامعه بین‌المللی در برابر کار انجام شده، مورد احترام قرار خواهد گرفت. هند و پاکستان مورد احترام همه هستند، کره شمالی در حال حاضر مورد تهدید حمله از سوی کسی قرار ندارد، در حالی که برای ایران این گونه نیست. کشوری که فقط متهم به این امر شده است که قصد دارد در آینده بمب بسازد، در هر حال اگر این روند ادامه یابد، این خطر وجود دارد که بسیاری از کشورها پیوستن به پیمان عدم گسترش را به ضرر خود بدانند و لذا به فکر جدایی از آن بیفتند شکی نیست که خطر از سرگیری تولید و گسترش سلاحهای هسته‌ای در سطح جهانی بسیار جدی است. در این میان اگر کسی درباره خطرناک بودن این چارچوب شک دارد، کافی است که به این نکته توجه کند که آنچه سلاحهای هسته‌ای را با دیگر انواع سلاح متفاوت می‌سازد، این است که نوع هسته‌ای آن باید پیش از استفاده متوقف شود، برای اینکه استفاده از آنها راه را برای صحنه‌های وحشتناک بی‌سابقه هموار خواهد کرد، تنها یک راه وجود دارد، از سرگیری روند خلع سلاح هسته‌ای کامل، آغاز این کار هم باید با مطلع ساختن و حساس ساختن افکار عمومی باشد و سپس حمایت از کشورهای فعال در این راه و تقویت پیمان عدم گسترش و سیستم کنترل، اجرای دوباره تصمیمات مجمع عمومی سازمان ملل، گسترش مناطق غیرهسته‌ای و متوقف ساختن تولید موادی که اتم آنها قابل شکافتن است.