تاریخ انتشار : ۲۶ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۱  ، 
شناسه خبر : ۹۰۲۸۷

دکتر احمد توکلی
برای ادارۀ موفقیت‌آمیز حکومت و تحقق پیروزمندانه اهداف اسلام و ملت به دلایل گوناگون، محتاج توجه به نخبگان و استفاده از آراء صاحب‌نظران هستیم.
1- امام علی(ع) فرموده است: اذا بنی‌المللک علی قواعد العدل و دعی علی دعائم العقل نصرالله الموالیه و خذل المعادیه. آنگاه که بنیان بنای حکمرانی بر عدالت و استواری آن بر ستون‌های عقلانیت باشد، خداوند یاران حکومت را یاری می‌کند و دشمنانش را خوار می‌گرداند. ساختمان هر چند بر پی و بنیان قوی متکی باشد، تا ستون‌های قدرتمندی نداشته باشد که سقف مطمئنی را برپا دارد، قابل سکونت نیست. عدالت بدون تلاش عقلانی برای اداره امور محقق نخواهد شد. پس حکومت محتاج مشاوره و مداخله خردمندان است.
2- حکومت ولایت فقیه، حاکمیت فردی نیست. قانون اساسی بر اساس فقه سیاسی اسلام سکانداری را به عالم‌ترین و عادل‌ترین اسلام‌شناس سپرده است تا مورد را تدبیر کند. عالم عادلی که با رای ملت حاکمیت می‌یابد. اما این فقیه هر حکمی بکند، اولاً بر اساس اسلام و قاعده‌مند است. ثانیاً اول بر خود او واجب می‌شود. پس حکومت ولایت فقیه حکومت علم و عدل است، نه حکومت تمایلات فردی. پیچیدگی امور، ‌فقیه حاکم را ملزم می‌کند که در ادامه حکومت به اهل حل و عقد، یعنی خردمندان جامعه رجوع کند تا بتواند عالمانه تصمیم بگیرد. این وظیفه بر همه مراتب مدیریت کشور واجب است. امام- که رضوان خدا بر او باد- آن چنان مقید به مشاوره با اهل حل‌ و عقد بود که در اوج شجاعت به اتکای نظر کارشناسان گاهی نظری کاملاً مخالف نظر خویش را ترجیح می‌داد. مثال بارز آن پذیرش قطعنامه است. رهبر بزرگوار ما در روزهای گذشته در این باره در جمع مسؤولان فرمودند:
«آنچه که در منش انقلاب اسلامی- که امام مظهر و نماد کامل آن بود- می‌توان به روشنی از آن سخنی گفت، عبارت است از شجاعت همراه با تدبیر. در انقلاب هیچ وقت چشم بسته تیر به تاریکی انداختن وجود ندارد و نداشته. در برنامه‌های جمهوری اسلامی از اول تا حالا، چنین چیزی نبوده است و امروز هم نیست و در آینده هم به توفیق الهی نخواهد بود. اینکه چشم‌مان را ببندیم و شمشیر را دور سرمان بگردانیم، نداریم. با چشم باز و مدبرانه؛ منتها با دلیری، با برآورد درست از توانی که خدای متعال در جسم یک ملت مؤمن و عازم قرار داده و با تاکتیک‌ها و روش‌های گوناگون، و به اقتضاء حرکت می‌کنیم.»
اجرای این منش بدون تکیه بر نخبگان کارشناس چگونه ممکن است؟
3- پشتوانه مردمی سرمایه‌گران سنگ دولت‌هاست تا به مدد آن تصمیمات را قاطعانه اجرا کنند و قانون را عادلانه اعمال نمایند. ولی شکل گیری تصمیم درست یا قانون عادلانه ساز و کار دیگری دارد که بدون حضور نخبگان ملت و تضارب آزادنه آراء آنها ناممکن است. امری که با تحمل شنیدن نظر مخالف و نقدپذیری ممکن می‌شود. بدین ترتیب حمایت مردمی با همکاری نخبگان تکمیل می‌شود.
4- حکومت‌ها، عادل و ظالم، محتاج طبقه‌ای از نخبگان است که مشروعیت عقلانی رفتار حاکمان را نزد افکار عمومی تأمین یا تقویت کنند. نخبگان ملت اعم از مراجع و روحانیت، روشنفکران، فرهیختگان دانشگاهی، مدیران با سابقه، نویسندگان و هنرمندان به درجات مختلف گروه‌های مرجع اجتماع هستند و قادرند پشتوانه مردمی را تقویت یا تضعیف کنند. ممکن است در انتخابات که عرصه نقد دیگران و ارایه تصویر امیدوارکننده برای آینده است، امواج مردمی توفیق انتخاباتی را رقم بزند، ولی عرصه حکمرانی میدان اتخاذ تصمیمات پیچیده و حرکت در مسیر سنگلاخی است و به گذشته و تحمل مردم نیازمند است و طبعاً همواره موفق نخواهد بود. بدون توجه عقلانی تصمیمات و رفتارهای حکومت نزد افکار عمومی، مجلس و دولت نخواهند توانست پشتوانه مردمی را حفظ کنند. این کار، کار نخبگان حلقه‌های دور حاکمیت است.
5- ارکان حکومت باید بدانند در هر کاری محتاج اقناع مردم‌اند، نه ابلاغ خواسته‌های خود از موضع بالا در داستان عالم و موسی در سوره کهف، وقتی حضرت موسی از آن عالم که گفته می‌شود حضرت خضر بوده است می‌خواهد که او را به همراهی بپذیرد تا کسب علم کند، خضر می‌گوید: انک لن تسطعی معی صبرا، تو در همراهی با من شکیبایی نداری، چرا؟ و کیف تصبر علی ما لم تحط به خبراً. چون چگونه می‌توانی در امری که به آن آگاهی نداری صبوری کنی؟ همراهی مردم با حاکمیت، هم‌رایی آنان را می‌طلبد. هم‌رای کردن مردم با حکومت وظیفه‌ نخگبان جامعه است که اگر خود عقلانیت تصمیمات حکومتی را باور کنند، افکار عمومی را قانع می‌سازند. وظیفه دولت و مجلس و قوه قضاییه آن است که برای اقناع مردم تلاش کنند زیرا مجاری رسمی برای توضیح کارها ناکافی است، اگر نخبگان سیاسی، اداری و روشنفکری در تصمیم‌سازی شریک باشند، از تصمیمات دفاع خواهند کرد. اینکه ما به خود اعتماد داشته باشیم و گمان کنیم با ابلاغ تصمیمات همه باید به آن‌ها اعتماد کنند و از اقناع بی‌نیاز می‌شویم خطایی است که با مقاومت در برابر تصمیمات پاسخ می‌گیرد. به عنوان مثال، وقتی گفته می‌شود برای تغییرات انجام شده در سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی یکسال کارشناسی شده است، لااقل باید یکماه برای اقناع قاطبه کارشناسانی که از کار دولت بی‌خبرند تلاش می‌شد.
6- مردم‌سالاری دینی اقتضا دارد که مردم نه تنها با شرکت در انتخابات در سرنوشت سیاسی خود شریک شوند، بلکه باید در هر سطحی در تصمیم‌سازی‌ها مشارکت داده شوند. احزاب و نهادهای مدنی دو طریق مشارکت دادن سازمان یافته مردم در تصمیم‌سازی‌هاست. بنابر فرض احزاب و نهادهای مدنی حول یک اندیشه شکل می‌گیرند و به عنوان خبره‌ها و نخبگان سیاسی یا اجتماعی در عموم مسائل یا به شکل بخشی صاحب‌نظرند. همین طور است کسب نظر پیش‌کسوتان هر حوزه فکری یا اجرایی. دولت به درستی از شیخوخیت‌گرایی و بزرگ‌سالاری که حق آمریت بی‌وجه به عده‌ای خاص می‌دهد و یا از فرقه‌گرایی سیاسی که آفت احزاب ماست، می‌پرهیزد، ولی باید خود را به کسب نظر بزرگان و یا صاحب‌نظران احزاب و نهادهای مدنی ملزم بداند تا به ادعای مردم‌سالاری دینی جامه عمل بپوشد. این حکم درباره مجلس و قوه قضاییه نیز صادق است. چرا با ضعف قوه استماع دولت و ملت را از سابقه، علم و تجربه پیش‌کسوتان محروم سازیم؟ حضور نیروهای تازه نفس و جوان ضروری است ولی حضرت امیرمومنان فرمود رای الشیخ احب الی من جلد الغلام، اندیشه و تدبیر پیران مجرب نزد من محبوب‌تر است تا تحرک جوانان.
7- عرصه حکومت چنانکه استدلال عقلی، تفکر قرآنی، سیره معصومان علیهم السلام، روش عقلا و تجربه بشری نشان می‌دهد، عرصه عقل و تدبیر و تکیه بر ظواهر است نه میدان تشبث به امور دیگر. البته توسط به ذوات مقدسه برای استمداد از غیب، اعتقاد قطعی و به حق ماست که نباید بر تلاش عقلی و مشورتی در امور حکومتی هیچ تاثیری بگذارد.
8- توجه به نخبگان در اداره حکومت و تقویت احساس نیاز بدان‌ها این حسن را هم دارد که تمایل به اعمال اراده فردی را مهار و خرد جمعی را تقویت می‌کند. امری که در کنار مزایای بسیار، سرمایه اجتماعی را نیز افزون می‌سازد.
9- خلاصه آنکه رسول بزرگوار فرمودند: الظفر بالجزم و الحزم، پیروزی مرهون عزم و قاطعیت از یک سو، و تدبیر و دوراندیشی از سوی دیگر است. هر دو را به کفایت می‌خواهیم.
متن نطق پیش از دستور در جلسه 1/8/1385