مرکز فعالیت های رسانه ای «فایتویل» در آمریکا مایه رشک و حسرت تمامی شرکت های ارتباطات جهانی است. تهیه کنندگان در استودیوهای هنری این مرکز، برای ایستگاه های مختلف رادیویی و تلویزیونی، موسیقی و خبر تهیه می کنند. نویسندگان با جمع آوری روزنامه ها و مجلات بغداد و کابل ازطریق کنفرانس های تلویزیونی با یکدیگر به گفت وگو می پردازند. واحدهای سیار و بسیار مجهز برای اعزام در مواقع بحرانی بیرون ساختمان آماده هستند.
این مرکز بخشی از یک خبرگزاری نیست، بلکه بازویی از یک تشکل نظامی است که نویسندگان و تهیه کنندگان برنامه های آن، سرباز هستند. 1200 نیروی این واحد عملیات روانی، برای پشتیبانی از اهداف دولت آمریکا به تولید برنامه هایی می پردازند که مقامات این واحد آنها را «پیام های درست» می نامند. البته فرمانده این مرکز تأیید می کند که برنامه های تولیدی آنها یک جانبه بوده و حمایت دولت آمریکا از آنها محرمانه باقی می ماند. به گفته سرهنگ «جک سیوم»، فرمانده گروه چهارم عملیات روانی، حتی برخی از مقامات روابط عمومی در پنتاگون فعالیت های این مرکز را «کثیف و توأم با دروغگویی» می دانند.
گزارش های اخیر مبنی بر اجیرکردن روزنامه های عراقی از سوی یک شرکت تبلیغاتی طرف قرارداد با پنتاگون برای درج مطالب و مقالات نوشته شده توسط سربازان آمریکایی، مخالفت های زیادی را در واشنگتن به همراه داشت. اعضای کنگره آمریکا اعلام کردند که این کار اعتبار آمریکا را زیرسؤال می برد. اما مقامات علی رتبه ارتش و کاخ سفید منکر هرگونه اطلاعی دراین زمینه شدند و «استفان هادلی»، مشاور امنیت ملی، اعلام کرد که این موضوع برای بوش بسیار دردسرساز بوده است، اما اقدام این شرکت، یعنی گروه «لینکلن» یک اقدام خودسرانه نبوده است. طبق اسناد موجود این جنگ از سوی کاخ سفید و پس از حملات 11 سپتامبر آغاز شد و کاخ سفید برای اجرای عملیات روانی و جنگ اطلاعاتی یک هیئت سری تشکیل داد.
ارتش آمریکا در عراق افغانستان که کانون فعالیت یگان های عملیات روانی است، به تأسیس ایستگاه های رادیویی و دفاتر روزنامه دست زده است. البته ارتباط این ایستگاه ها و دفاتر با آمریکا هرگز فاش نمی شود و اخبار و گزارش های آنها گاهی به «مرکز اطلاع رسانی بین المللی» که سازمانی سری است، نسبت داده می شود.
اسناد پنتاگون نشان می دهد که گروه لینکلن بیش از 1000مقاله در نشریات عراقی و عرب زبان به چاپ رسانده و چندین سردبیر را در یک پایگاه خبری عراقی به کار گماشته است. گروه لینکلن برای اجرای عملیات روانی خود در کشورهای همسایه عراق نیز برنامه هایی دارد که از آن جمله می توان به تأسیس روزنامه سری، برنامه های خبری تلویزیونی و یک فیلم کمدی ضدتروریستی اشاره کرد.
مقامات ارتش گفته اند که واحدهای عملیات روانی ارتش نیز، همانند این گروه، به طور پنهانی ایستگاه های تلویزیونی و نویسندگان روزنامه ها را برای اشاعه عقاید و اهدافشان اجیر می کنند. سرهنگ «جیمز تردول»، فرمانده عملیات روانی مرکز فرماندهی عملیات ویژه در «تامپا» گفته است: «ما نمی خواهیم بینندگان با تماشای برنامه و پی بردن به نقش دولت آمریکا در تولید آن، تلویزیون خود را خاموش کنند».
سازمان توسعه بین المللی آمریکا نیز فعالیت های خود را به شکل سری انجام می دهد. این سازمان هزینه بیش از 30ایستگاه رادیویی را در کشور افغانستان تأمین می کند، اما شنوندگان برنامه های این ایستگاه ها از این مطلب مطلع نیستند. سازمان فوق در عراق و افغانستان اقدام به توزیع هزاران دستگاه ضبط صوت کرده است که پیام های ازپیش ضبط شده ای را پخش می کنند اما مقاطعه کار این عملیات به همه اطمینان می دهد که هیچ ارتباطی با دولت آمریکا ندارد.
از آنجا که دولت آمریکا ادعای استقرار دموکراسی و آزادی مطبوعات در سراسر جهان را دارد، خود نمی تواند خارج از چارچوب این ادعا عمل کند. بررسی های انجام گرفته از سوی پنتاگون و نظرسنجی های مختلف نشان می دهد که افشای فعالیت های فوق در سراسر جهان باعث ازبین رفتن اعتبار آمریکا شده است.
حامیان جنگ اطلاعاتی عقیده دارند که این عملیات بسیار مناسب و تأثیرگذار است. ژنرال «چارلز کرون»، سخنگوی بازنشسته ارتش و استاد دانشکده روزنامه نگاری عقیده دارد که عملیات روانی، به خصوص در عصر ارتباطات، بخشی اساسی از جنگ به حساب می آید. برای اشغال یک کشور و سرنگون کردن دولت آن، باید به مردم آن گفت که چرا این کار را انجام می دهید و این مستلزم طراحی برنامه اطلاعاتی وسیع و گسترده ای است.
اما برخی دیگر هشدار می دهند که جنگ های سری اطلاعاتی ممکن است کاملاً بی نتیجه باشند و یا نتیجه منفی به همراه داشته باشند. «الزمان»، یک روزنامه عراقی، با اعتراض به جنگ تبلیغاتی آمریکا نوشت که این عمل باعث تحقیر روزنامه های مستقل ملی می شود. باتوجه به مشکلات و مصائب مردم عراق گزارش های جعلی گروه لینکلن درباره استقرار امنیت در این کشور به نظر باورنکردنی می رسند.
دفتر پاسخگویی دولت آمریکا در گزارش اخیر خود اعلام کرد باتوجه به اینکه آمریکا همچنان به تبلیغات خود در خارج از کشور ادامه می دهد، نادرستی این تبلیغات اعتبار اخبار منتشر شده را بیش از پیش زیرسؤال برده است. این دفتر با غیرواقعی خواندن اخبار تصویری که از شبکه های تلویزیونی آمریکا پخش می شوند، اعلام کرد این اخبار به دلیل مستند نبودن منبع آنها، از صحت کامل برخوردار نیستند.
دولت بوش پس از حملات 11سپتامبر و فشار افکار عمومی مردم آمریکا برای بالابردن محبوبیت و اعتبار این کشور در جهان عرب تصمیم گرفت وجهه کشور وارزش های آن را در دنیا بهبود بخشد.
پس از جنگ سرد اکثر تشکیلات اطلاعاتی دولت، از جمله سازمان اطلاعاتی آمریکا و برخی برنامه های سازمان سیا به حالت تعلیق درآمده بود. مأموران اطلاعاتی آمریکا در این جنگ که با شوروی سابق داشتند از ترفند طرفداری آمریکا از قربانیان ستمدیده سود بسیار بردند. اما امروزه اکثر مسلمانان، دولت آمریکا را با دولت های مستبدی مانند عربستان سعودی و مصر یکسان می دانند.
کاخ سفید برای جلب افکار عمومی خارجیان به رئیس یک شرکت رسانه ای در واشنگتن متوسل شد. او قبل از جنگ افغانستان برای پاسخگویی سریع دولت آمریکا به ادعاهای طالبان، مراکزی را در واشنگتن، لندن و پاکستان تأسیس کرد.
این شرکت در مواقع بحرانی، به عنوان عامل دست نشانده دولت آمریکا وارد عمل شده است. همچنین این شرکت در سال های دهه 90، مجلس ملی نوپای عراق را برای به راه انداختن جنگی روانی علیه صدام حسین اجیر کرد.
رندون رئیس این شرکت رسانه ای علاوه بر ارایه مشاوره به کاخ سفید با ستاد مشترک ارتش برای تأسیس گروه های کاری مختلف در سراسر دنیا و تحلیل برنامه های رسانه هایی مثل شبکه «الجزیره» قراردادی 6/27 میلیون دلاری منعقد کرد.
کاخ سفید در همین زمان «جفری جونز»، سرهنگ سابق ارتش را که فرماندهی گروه عملیات روانی «فورت براگ» را به عهده داشت، برای همکاری در جنگ اطلاعاتی جدید خود استخدام کرد. او کمیته ای مخفی را که موجودیت آن قبلا افشا نشده بود، هدایت می کرد. این کمیته وظایف متعددی برعهده داشت از دیپلماسی داخلی گرفته که شامل مواردی مثل برنامه های تحصیلی، بورسیه و برنامه های تبادل تحصیلی می شد، تا عملیات روانی سری.
کمیته فوق حتی سخنان رئیس جمهور را نیز کنترل می کرد. به گفته اعضای کمیته، آنها برای به انزوا کشاندن مسلمانان در سراسر جهان سعی کردند بوش را از گفتن جمله «خداوند آمریکا را حفظ کند» در سخنرانی های خود باز دارند.
این کمیته که بعدها «کمیسیون همکاری سیاست های اطلاعاتی ضدتروریسم» نام گرفت افرادی را از وزارت خارجه، پنتاگون و تمام سازمان های اطلاعاتی به استخدام خود درآورده بود. «رندون» نیز به زیر گروه کاری ضد تبلیغات در این کمیته مشاوره می داد. گرچه فعالیت آن چند ماه بعد به دلیل اعتراض ها علیه پنتاگون متوقف شد.
در فوریه 2002 برخی مقامات ناشناس به روزنامه نیویورک تایمز گفتند که پنتاگون مرکز جدیدی را به نام «دفتر تأثیرگذاری استراتژیک» تأسیس کرده است که وظیفه آن ارایه اخبار و گزارش، حتی اخبار و گزارش های جعلی به خبرگزاری های خارجی است. هر چند این خبر تکذیب شد، اما رامسفلد به سرعت دفتر را تعطیل کرد.
این رویداد تلاش های جونز برای جلب افکار عمومی در جهان اسلام را با شکست مواجه ساخت. جونز که در سال جاری از شغل خود استعفا داد، گفته است که کاخ سفید پس از آن رویداد ثبات خود را از دست داد؛ چند سازمان اطلاعاتی از کار کناره گرفتند و اعضای کمیته با آغاز جنگ عراق پراکنده شدند و کاخ سفید نیز به درخواست ها برای بررسی عملکرد کمیته توجهی نکرد.
پس از جنگ افغانستان و عراق، فعالیت هایی که در جهت ارائه وجهه ای مثبت از آمریکا صورت می گرفت به یک جنگ سری تبلیغاتی برای مبارزه با شورش های موجود در این دو کشور تبدیل شد. پنتاگون که هزینه و افراد لازم برای این عملیات را دراختیار داشت، رهبری جنگ تبلیغاتی را به عهده گرفت. پنتاگون همچنین با افزایش بودجه عملیات روانی، برای اولین بار شرکت های مقاطعه کار را به کار گرفت. از میان این مقاطعه کاران می توان به گروه «رندون» اشاره کرد که قراردادی چندین میلیون دلاری برای تحلیل عملیات رسانه ای در بغداد با پنتاگون منعقد کرد. گروه لینکلن نیز یکی دیگر از مقاطعه کاران پنتاگون بود.
چگونگی به دست آوردن قراردادهای 25 میلیون دلاری با پنتاگون از سوی گروه لینکلن معلوم نیست. طبق اسناد موجود، «کریستین بیلی» 30 ساله و «پیگ کریگ»، 31 ساله قبل از تأسیس گروه لینکلن در سال 2004 مشاغل پیش پا افتاده ای داشتند و هیچ سابقه ای در حوزه روابط عمومی یا رسانه نداشتند.
هدف اولیه این شرکت فراهم کردن مقدمات گسترش سرمایه گذاری و تجارت در عراق بود. این گروه که با نام «عراق اکس» فعالیت خود را آغاز کرده بود، در اوایل کار خود در جهت تأمین امنیت و نوسازی ساختمان های ارتش فعالیت می کرد. «عراق اکس» همچنین یک سری فعالیت های کوتاه مدت اینترنتی نیز راه اندازی کرد. سپس در اوایل سال 2004 میلادی همکاری خود را با گروه رندون آغاز کرد و برای راه اندازی فعالیت های تبلیغاتی در عراق به منظور آگاه سازی مردم این کشور از اهداف ائتلاف و جلب حمایت افکار عمومی قراردادی پنج میلیون دلاری با پنتاگون منعقد کرد. پس از آن این شرکت به گروه لینکلن تغییر نام داد. چگونگی همکاری این شرکت با گروه «رندون» در ابهام قرار دارد؛ چرا که فقط چند هفته بعد از انعقاد قرارداد فوق، گروه رندون از کار کناره گیری کرد. به گفته دو کارمند سابق گروه لینکلن، این گروه پس از چند ماه به حوزه عملیات روانی و اطلاعاتی وارد شد. آنها هم چنین گفته اند که این گروه با پنتاگون سه قرارداد چند میلیون دلاری دیگر نیز منعقد کرده است.
وظیفه این شرکت مقابله با اطلاعات جعلی و نادرست مطبوعات عراق بود. رسانه های عراقی تا قبل از سقوط صدام حسین با کمک صدمیلیون دلاری آمریکا، پیشرفت خوبی کرده بودند. هم اکنون نزدیک 200 روزنامه و 15 الی 17 ایستگاه تلویزیونی عراقی در این کشور به فعالیت مشغول هستند. اکثر این مراکز تحت کنترل احزاب سیاسی مختلف قرار دارند که به اشاعه اخبار کمابیش جعلی و نادرست آمریکایی و یا ضدآمریکایی می پردازند.
گروه لینکلن از پایگاه نظامی «کمپ ویکتوری» به انتشار تبلیغات و برنامه می پردازد. درواقع کارمندان این گروه در کنار سربازان مشغول به کار هستند. یکی از کارمندان سابق گروه لینکلن که به دلیل سری بودن فعالیت های این گروه خواست نامش فاش نشود، گفته است که افسران ارتشی فعالیت های این گروه و جزئیات مربوط به هزینه و محل چاپ مقالات را تحت کنترل دارند. وی گفته است «تقریبا هیچ یک از فعالیت های ما بدون تصویب فرماندهی به انجام نمی رسید.».
کارمندان وظیفه داشتند اخباری را که سربازان نوشته بودند، دریافت کنند و آنها را پس از ترجمه به زبان عربی دراختیار روزنامه ها قرار دهند. گروه لینکلن برای چاپ این مقالات آژانس های تبلیغاتی و روزنامه نگاران عرب را اجیر کرده بود.
اسنادی که از سوی یک کارمند سابق این گروه دراختیار روزنامه نیویورک تایمز قرار گرفته است، نشان می دهد که گروه لینکلن برای چاپ مقالات و تبلیغات خود حدود 40 تا 2000 دلار به روزنامه ها رشوه می داد. طبق اسناد پنتاگون این گروه بیش از 1000 مقاله در 12 تا 15 روزنامه عربی به چاپ رساند؛ اما نشریات هرگز به اطلاع مخاطبان نمی رساندند که این مقالات از سوی ارتش آمریکا تهیه می شود.
سربازان آمریکایی معمولاً گزارش ها را از زبان عراقی ها بیان می کردند. مطالبی مثل «ما عراقی ها باید دولت خود را تشکیل دهیم. عراق کشور ماست» و یا «زمان آن فرا رسیده که مردم عادی عراق، من، تو، همسایه، خانواده و دوستان ما گرد هم آییم» این گزارش ها بسیار به چشم می خورد.
اما به عقیده یکی از کارمندان سابق گروه لینکلن این ترفند در پنهان کردن نقش دولت آمریکا در جنگ اطلاعاتی چندان کارساز نبوده است. وی می گوید: «اکثر عراقی ها می دانند که آمریکا در این کار دست دارد».
طبق اسناد پنتاگون ارتش درکشورهای همسایه عراق مثل عربستان سعودی، سوریه و اردن نیز چنین فعالیت هایی داشته است. یک سخنگوی پنتاگون اعلام کرد که گروه لینکلن در این زمینه برنامه هایی را طراحی کرده است. بعداً این اظهارات تکذیب شد. طبق اسناد پنتاگون و اظهارات یکی از مقامات سابق گروه لینکلن، این گروه پیشنهاد داده است در مجلات، روزنامه ها و پایگاه های خبری مقاله هایی از سوی این گروه به چاپ برسد، اما فرماندهان ارتش آمریکا از ترس این که دسترسی جهانی به سایت های اینترنتی ممکن است نقض کننده قانون منع فعالیت های تبلیغاتی پنتاگون در داخل آمریکا شود، این عملیات را متوقف کردند.
فعالیت های رسانه ای پنتاگون در افغانستان بلافاصله پس از سرنگونی طالبان آغاز شد. در این کشور 350 مجله و روزنامه و 68 ایستگاه رادیویی و تلویزیونی به فعالیت مشغول هستند. اکثر این رسانه ها مستقل بوده و تعداد اندکی نیز به دولت وابسته اند. آمریکا برای حمایت از رسانه ها و آموزش روزنامه نگاری هزینه زیادی صرف کرده است. اما خوانندگان و مخاطبان محلی از نقش دولت آمریکا در سازمان دهی این رسانه ها کاملاً بی خبر هستند.
مقامات وزارت دفاع اعلام کرده اند که پنتاگون ایستگاه رادیویی طالبان را تصرف کرد و پس از تغییر نام دادن آن به «رادیو صلح» برنامه هایی را با لهجه های محلی تولید و پخش می کند. به گفته سرهنگ «جیمز یونتز» سخنگوی سابق ارتش آمریکا در افغانستان، برنامه های این ایستگاه شامل موسیقی، خبر و پیام های مربوط به خدمت عمومی است. اخبار این شبکه که گاهی اوقات به «مرکز اطلاع رسانی بین المللی» نسبت داده می شوند، در راستای اهداف دولت آمریکا بوده و وقایع را به نفع آن تفسیر می کنند. ارتش آمریکا در افغانستان روزنامه ای نیز به همین نام (صلح) منتشر می کند.
سازمان توسعه بین المللی آمریکا نیز به همین ترتیب حمایت خود از ایستگاه های رادیویی افغانستان را از طریق سازمان اینترنیوز از مردم افغانستان پنهان می کند. طبق اسناد غیرسری که بیشتر آنها در اینترنت قابل دسترسی هستند، حمایت اینترنیوز از ایستگاه های رادیویی افغانستان افشا شده است.
نمایندگی سازمان توسعه بین المللی آمریکا در افغانستان، طی نامه ای الکترونیکی که از سوی «پگی ابان»، سخنگوی آن نوشته شده دلیل پنهان کاری را این گونه توضیح می دهد: «ما می خواهیم این عقیده را که ایستگاه های رادیویی کاملاً مستقل هستند، همچنان معتبر بماند». «جیمز کاندر»، یکی از مسئولان سازمان نیز گفته است که سری نگه داشتن این فعالیت ها درمناطق جنگی دلایل امنیتی دارد و به منظور حفظ اعتبار دولت آمریکا صورت می پذیرد.
نقش آمریکا در کمک به سازمان غیرانتفاعی نیز انکار شده است. این سازمان در عراق و افغانستان ده ها هزار دستگاه ضبط صوت توزیع کرده بود که در راستای تشویق مردم برای شرکت در انتخابات تبلیغ می کردند. «ریک ایفلند،» رییس این سازمان گفته است پیام های فوق مطابق با اصول فرهنگی مردم این کشورها بوده و امکان توسعه دموکراسی، آزادی و حقوق بشر در خاورمیانه را فراهم می کنند.