تاریخ انتشار : ۰۵ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۹  ، 
شناسه خبر : ۹۰۳۴۲

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
پنجشنبه 18 خرداد ماه ، زمانیکه نوری مالکی نخست وزیر عراق در کنار فرمانده آمریکایی نظامیان اشغالگر در صفحه تلویزیون ظاهر شد و خبر کشته شدن « ابومصعف زرقاوی » را با اشتیاق و شعف اعلام کرد ، با توجه به تبلیغاتی که آمریکائیها طی سه سال گذشته درباره قدرت و نقش زرقاوی در ناامن ساختن عراق به راه انداخته بودند ، چنین تصور می شد که دوران خشونت و خونریزی به پایان رسیده و پس از زرقاوی ، جهان شاهد آرامش در عراق خواهد بود.
با اینحال پس از گذشت حدود دو هفته از این رخداد ، نه تنها هیچ گشایشی در اوضاع ناامن و خشونت های مرگبار عراق مشاهده نمی شود بلکه شرایط بدتر هم شده است به گونه که تنها در روز شنبه گذشته ، عراق شاهد 6 انفجار مهیب بود که به کشته و زخمی شدن حدود یکصد نفر منجر گردید.
تداوم ناآرامی ها پس از مرگ زرقاوی ، مسئله ای تامل برانگیز است که در ارزیابی آن ، چند نکته به ذهن متبادر می شود.
1 ـ نخست اینکه برخلاف ادعای آمریکا ، اصولا زرقاوی آنچنان نقش تعیین کننده و موثری در ناآرامی ها نداشته است و واشنگتن برای اینکه بر ناتوانی و بی کفایتی خود در ایجاد امنیت در عراق سرپوش بگذارد تلاش می کرد زرقاوی را به عنوان دشمنی خطرناک و بسیار بزرگتر از آنچه هست جلوه دهد.
از این دیدگاه ، بوش و تیم همراه وی کوشیدند تا با تصویر چهره ای مخوف از زرقاوی بر ادعای « مبارزه با تروریسم » خود توجیهی ارائه دهند و افکار عمومی به خصوص در داخل آمریکا را در پیروی از سیاستهای جنگ طلبانه ، با خود همراه و همسو سازند. در همان زمان ، بسیاری از ناظران معتقد بودند که تبلیغات کاخ سفید درباره شخصیت و توانایی زرقاوی ، بزرگنمایی و غلو است و زرقاوی بیش از اینکه یک آدمکش قسی القلب باشد ، هنر و استعداد دیگری ندارد و تفکرات انحرافی و تمایلات جنایتکارانه و غیرانسانی وی نمی تواند پایگاه قدرتمندی در میان مسلمانان و عراقی ها داشته باشد.
برپایه این نظر ، صاحبنظران مسائل عراق معتقدند مرگ زرقاوی ، مرگ خشونت و خونریزی در عراق نیست همانگونه که بازداشت صدام و دارودسته وی و کشته شدن پسران صدام نیز ، برخلاف تبلیغاتی که از سوی آمریکا مطرح بود ، هرگز نتوانست به خشونت ها پایان دهد.
2 ـ تحلیل دیگر این است که پدیده زرقاوی ساخته و پرداخته اشغالگران و دستگاه های جاسوسی آمریکا و انگلیس بود تا آنها با استفاده از حربه زرقاوی ، تداوم حضور و اشغالگری خود را به عراق توجیه کنند.
براین اساس ، از میان بردن زرقاوی در این برهه می تواند به این علت باشد که دولت بوش و بلر از این حادثه ، در جهت بهبود وجهه خود در صحنه های داخلی که به شدت ، بی اعتبار شده است ، استفاده نمایند. سفر سرزده بوش به عراق ، به فاصله چند روز پس از هلاکت زرقاوی ، نشان از اهمیت این حادثه برای موقعیت بوش و آینده سیاسی وی دارد و تاکیدی براین نظریه است . لحن سخنان بوش در عراق و همچنین در سخنرانی رادیویی هفتگی وی ، حاکی از رضایت و خرسندی زایدالوصف رئیس جمهور آمریکا از اعلام خبر مرگ زرقاوی و حاوی این نکته بود که چه اندازه بوش به مرگ زرقاوی برای تقویت پایه های به شدت لرزان حکومت خود نیاز داشته است .
برپایه این نظریه ، از آنجائیکه آمریکا برای حضور خود در عراق به توجیه عامه پسند نیاز دارد در نتیجه ناآرامی ها در عراق باید ادامه یابد تا این موضوع ، دستاویزی برای تداوم اشغالگری باشد. از اینرو دولت آمریکا از کشته شدن زرقاوی ، صرفا به دنبال استفاده تبلیغاتی بود و مرگ زرقاوی لزوما نباید پایان خشونت ها را همراه داشته باشد.
3 ـ نظریه دیگری که در مورد تداوم ناآرامی های عراق مطرح است و به نظر می رسد مستدل تر از بقیه باشد این واقعیت است که حضور اشغالگران ، در عراق ، خود عامل اصلی ناآرامی هاست و این ناآرامی ها اصولا از کنترل اشغالگران خارج است و تا زمانیکه اشغالگران در عراق حضور دارند ناامنی نیز تداوم خواهد داشت . این یک واقعیت انکارناپذیر است که سایه اشغالگران بر سر عراق ، زمینه را برای رشد فعالیت گروه های خشونت طلب و افراطی مهیا می کند و به عبارت دیگر ، عوامل ناآرامی ها در عراق چه بسا تمایل دارند اشغالگران در این کشور همچنان حضور داشته باشند تا آنها از این طریق ، توجیهی برای اعمال جنایتکارانه و تروریستی خود بر علیه مردم کوچه و بازار عراق داشته باشند. باید گفت تنها در این اشغالگری است که سردمداران ترور می توانند طرفداران خود را برای اجرای جنایت های کور تهییج کنند.
اگرچه همچنان گره خشونت و خونریزی در عراق ناگشوده مانده و عوامل آن هنوز در پرده ابهام قرار دارند ولی این نکته محرز و بدیهی است که خروج اشغالگران ، عمده ترین عاملی است که می تواند زمینه بازگشت امنیت به عراق را هموار کند و این ، تنها راه حل موجود است .