تاریخ انتشار : ۳۰ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۵  ، 
شناسه خبر : ۹۰۳۵۲

احمد زیدآبادی
در آستانه تصمیم‌گیری شورای امنیت درباره برنامه هسته‌ای ایران کوفی عنان دبیر کل سازمان ملل متحد خواستار گفت‌وگوی مستقیم آمریکا و ایران شده است تا از این طریق راه‌حلی برای بحران هسته‌ای جمهوری اسلامی پیدا شود. پیش از این برخی از سران اروپایی نیز درخواستی مشابه درخواست آقای عنان از آمریکا کرده بودند اما پاسخ آمریکا به آنها "نه" بوده است. البته آمریکا چند ماه پیش به زلمی خلیل‌زاد سفیر خود در بغداد اجازه داد تا با مقام‌های ایرانی درباره عراق مذاکره کند اما با وجود موافقت بی‌سابقه طرف ایرانی با این موضوع مذاکره‌ای به صورت رسمی و علنی بین دو طرف صورت نگرفت و نهایتا مقام‌های ایرانی به دلایل نه چندان روشن از بیهوده بودن مذاکره با آمریکا و منتفی شدن آن تا زمان نامعلوم خبر دادند. به نظر می‌رسد پیرامون مذاکراتی که قرار بود بین آمریکا و ایران صورت گیرد مسائلی پنهان جریان داشته و همین مسائل پنهان ابتدا به اعلام آمادگی دو کشور برای مذکره و سپس منتفی شدن مذاکره منجر شده است. چند روز پیش رسانه‌های عربی به نقل از جلال‌ طالبانی رئیس‌جمهوری عراق گزارش دادند که بین مقام‌های ایرانی و آمریکایی در شهر بوکان در استان اربیل عراق دیداری صورت گرفته است. این خبر از سوی طرف ایرانی تکذیب شد اما چنانچه به واقع دیدار محرمانه‌ای بین دو کشور صورت گرفته باشد راز منتفی شدن مذاکرات رسمی دو طرف را باید در آن جست‌وجو کرد. پیش از منتفی شدن مذاکرات دو کشور طرف آمریکایی اصرار داشت که مذاکره با ایران به مورد عراق محدود شود اما طرف ایرانی به گفت‌وگویی فراتر از آن از جمله درباره پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی تمایل نشان می‌داد و احتمالا علاقه‌مند بود تا از "کارت عراق" در بازی با آمریکا بر سر پرونده هسته‌ای استفاده کند. ممکن است همین اختلاف نظر نهایتا به چشم‌پوشی طرف ایرانی از انجام مذاکره منجر شده باشد. پافشاری آمریکا بر عدم مذاکره رویارو با ایران بر سر پرونده هسته‌ای ظاهرا به این دلیل است که واشنگتن تصور می‌کند حرف تازه‌ای برای ارائه جمهوری اسلامی ندارد. نظر نهایی آمریکا درباره برنامه اتمی ایران این که جمهوری اسلامی از خواست دستیابی به چرخه سوخت هسته‌ای صرف‌نظر کند و در این مورد نیز آمریکا نه حاضر به نرمش است و نه میلی به ارائه امتیاز سیاسی و اقتصادی خاصی به ایران در ازای تعلیق غنی‌سازی (بیش از آنچه در پیشنهاد سه کشور اروپایی و طرح روسیه مطرح شده است) دارد. به عبارت دیگر آمریکا بر این باور است که اگر ایران بخواهد بر مواضع کنونی خود در مذاکره دو جانبه اصرار ورزد مذاکره به شکست خواهد انجامید. در اینجا این پرسش مطرح می‌شود که آیا شکست نتیجه مذاکرات می‌تواند دلیل قابل قبولی برای خودداری آمریکا از مذاکره با دولت ایران باشد برخی از سیاستمداران آمریکایی از دولت جورج بوش می‌خواهند که حتی به فرض شکست مذاکرات آمریکا به عنوان آخرین آزمون با ایران به گفت‌وگو بنشیند اما مقام‌های دولت بوش ظاهرا از دو جهت نگران این مساله هستند. دولت جورج بوش که جمهوری اسلامی را به تلاش برای ساخت سلاح کشتار جمعی و بزرگ‌ترین دولت حامی تروریسم متهم کرده و در "محور شرارت" جای داده است از آن بیم دارد که مذاکره با ایران به مفهوم پذیرش "مشروعیت" جمهوری اسلامی از سوی ایالات متحده تعبیر و تفسیر شود. از همین رو برخی از محافل منتفذ در آمریکا که سودای "تغییر رژیم" در ایران را در سر می‌پرورانند با هر نوع مذاکره‌ای مخالفند. اما مهم‌تر از این، پرهیز آمریکا از مطرح شدن پرونده هسته‌ای ایران به عنوان بحرانی دو جانبه بین تهران و واشنگتن است. آمریکا همواره تاکید می‌کند که برنامه هسته‌ای ایران مورد نگرانی "جامعه جهانی" است و قاعدتا هرگونه حرکتی که این مناقشه را به سطح یک اختلاف دو جانبه تقلیل دهد باعث نگرانی کاخ سفید است. به باور مقام‌های آمریکا در حالی که مذاکرات سه کشور اروپایی با ایران به نتیجه نرسیده و آغاز غنی‌سازی توسط ایران باعث قطع مذاکرات شده است دلیلی برای آغاز دور جدیدی از گفت‌وگوی تهران و واشنگتن بر سر این مساله وجود ندارد بویژه این که آمریکا پیشنهاد تازه‌ای برای ارائه به جمهوری اسلامی ندارد. و جمهوری اسلامی نیز به نوبه خود علامتی حاکی از نرمش احتمالی در مذاکره با آمریکا ارسال نکرده است. به نظر می‌رسد گروهی از سیاستمداران آمریکایی بر این تصورند که مذاکره با ایران درباره پرونده هسته‌ای ضمن آن که به نتیجه ملموسی نمی‌رسد دو "پیام غلط" را به جامعه جهانی ارسال می‌کند: نخست این که آمریکا هنوز به تصمیم مشخصی درباره ایران نرسیده و بنابراین ممکن است برای تحریم ایران چندان جدی نباشد. چنین پیامی قاعدتا متحدان آمریکا را برای اعمال فشار بر ایران مردد می‌کند. پیام دوم هم این است که در پرونده هسته‌ای ایران طرف اصلی جامعه جهانی نیست بلکه ایالات متحده آمریکاست. چنین پیامی نیز به ویژه در دنیای اسلام تصویر آمریکا را بیش از پیش تیره می‌کند و به تلقی رویارویی غرب مسیحی و شرق اسلامی در سطح جهان دامن می‌زند.