تاریخ انتشار : ۲۰ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۷:۳۱  ، 
شناسه خبر : ۹۰۳۷۱

عباس پازوکی
این هفته هم دولت جمهوری اسلامی ایران در معرفی خود به عنوان یک دولت خبرساز و شگفتی‌آفرین موفق شد. رئیس جمهور احمدی‌نژاد اما این بار از طریق شکستن تابوی بیست و هفت ساله ارتباط میان سران جمهوری اسلامی و آمریکا خبرساز شد و ارسال نامه وی به همتای آمریکایی‌اش جرج دبلیو بوش در عرض چند ساعت در صدر اخبار دنیا قرار گرفت.
اما به راستی این خبرساز بودن رئیس جمهور باید حتما فایده‌ای هم به حال ملت ایران داشته باشد؟ چندی پیش نیز احمدی‌نژاد با لغو ممنوعیت ورود بانوان به ورزشگاه‌ها خبرساز شده بود، اما خیلی زود این فرمان را پس گرفت. او یکبار دیگر هم در همایش "جهان بدون صهیونیزم" خواهان حذف اسرائیل از روی نقشه زمین شده بود اما خیلی زود نمایندگانش در وزارت خارجه سخنان مافوق خود را تکذیب کردند و گفتند منظور او نابودی اسراییل از طریق رفراندوم است. حتی او با وعده آوردن پول نفت بر سر سفره‌های مردم بر کرسی ریاست جمهوری نشست اما بعدا هم خودش و هم سخنگویش این وعده را نیز تکذیب کردند.
اما این بار رئیس جمهور ایران و از آن مهمتر دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی چه هدفی را دنبال می‌کرد؟ سخنگوی دولت نهم متن این نامه را حاوی راه حل‌های تازه‌ای برای برون رفت از مسائل بین‌المللی و وضعیت نابسامان کنونی خوانده بود و دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران گفته بود: "این نامه می‌تواند منجر به گشایش باب دیپلماتیک جدیدی شود".
بی‌شک از این جملات تنها می‌توان این مفهوم را برداشت کرد که دولت ایران اولاً به دنبال حل دیپلماتیک مشکلات پرونده هسته‌ای است و ثانیاً تصمیم دارد، باب جدید دیپلماسی را به روی ایالات متحده باز کند.
هر چند ممکن است چنین رویکردی در نگاه اول کاملاً منطقی به نظر برسد اما جناح حاکم و به ویژه مشاوران رئیس جمهور باید بدانند، برای هر کاری باید از ابزارهای متناسب با آن استفاده کرد .
در حالی که در طول همه سالهای گذشته جناح فعلی به شدت مذاکره با آمریکا را نفی کرده و حتی در طول ماه‌ها و روزهای اخیر تندترین حرفها را علیه مقامات ایالات متحده بر زبان رانده است آیا می توان به یکباره و بدون طی مسیر منطقی به سراغ نفر اول این کشور رفت و باب جدیدی گشود؟
چرا در حالی که مقامات آمریکایی بارها درخواست کوفی عنان برای مذاکره مستقیم با ایران درباره پرونده هسته ای را رد کرده اند، برخی دولتمردان ایرانی فکر می کنند با یک نامه می توانند همه چیز را تغییر دهند و پرونده هسته ای را از مسیر فعلی خارج کنند؟

حضرات مسوول در دستگاه دیپلماسی ایران باید بدانند اگر هم خواهان مذاکره با آمریکا و گشودن باب جدید" هستند و می خواهند از این طریق "راه حل های تازه ای برای برون رفت از مسائل بین المللی و وضعیت نابسامان کنونی" پیدا کنند باید از طریق میانجی ها زمینه مذاکرات را ارتقا دهند. کجای دنیا پس از حدود سه دهه تخاصم به ناگاه بالاترین مقام اجرایی یک کشور به بالاترین مقام اجرایی کشور دیگر نامه می‌نویسد؟
اگر واقعاً مسوولین دستگاه دیپلماسی تصمیم گرفته اند باب جدید بگشایند و با آمریکا مذاکره کنند، چرا این اقدام در زمانی صورت گیرد که آمریکائی ها احساس کنند در موضع قدرت هستند زیرا بحث تصمیم گیری در شورای امنیت مطرح است و مثلا آنان می خواهند علیه ایران تصمیم گیری کنند و به اصطلاح ایران را با مشکل مواجه کنند.
به راستی این نامه چه فایده‌ای برای ایران داشت؟ مروری بر اظهارات 24 ساعت گذشته مقامات آمریکایی خالی از لطف نیست. فردریک ال جان دوم "در پاسخ به درخواستی که از سوی خبرنگار فارس در لندن از کاخ سفید مطرح شده بود، در اولین واکنش رسمی به نامه ارسالی رییس جمهور کشورمان متنی را به شرح زیر قرائت کرد: "هیچ بخشی از این نامه به مساله مجادله جاری بین ایران و جامعه بین المللی خواه چالش هسته ای و یا مساله حمایت ایران از تروریسم بین المللی و یا مساله حقوق بشراشاره نمی کند. در عوض این نامه شرحی مفصل فلسفی و تاریخی در مسایل مختلف می باشد. "این سخنگو در پاسخ به این پرسش که واکنش رسمی کاخ سفید در برابر این نامه چه می باشد عنوان کرد که مطلب عرضه شده، پاسخ تلقی می شود. کاندولیزا رایس وزیر امو خارجه آمریکا نامه غیر مترقبه رئیس جمهوری ایران به دبلیو بوش رئیس جمهوری آمریکا را مردود دانست و گفت: این نامه به طور جدی به اختلاف با تهران بر سر برنامه هسته ای نپرداخته است. وی در مصاحبه با آسوشیتدپرس گفت: این نامه آن چیزی نیست که باید باشد. این نامه جایی نیست که در آن بتوان گشایشی در مورد تعامل بر سر مسئله هسته ای یا هر چیز دیگر از این نوع یافت. این نامه به مسائلی که ما قویا در حال برخورد با آن هستیم نپرداخته است. "اظهارات رایس، مفصل ترین پاسخ آمریکا به این نامه بود که برای نخستین بار طی 27 سال گذشته از سوی یک رئیس کشور ایران برای یک رئیس جمهوری آمریکا ارسال شد.
آیا پاسخ مقامات درجه چندم یک کشور که پاسخی تا این حد کوتاه و البته منفی داده اند را باید بازتاب مثبت نامه تلقی کرد؟ آیا اسم این رفتار، دیپلماسی است؟بی شک این بازی را نمی‌توان بازی متخصصان عرصه دیپلماسی دانست بازی یعنی اینکه کارهایی را انجام دهیم که هیچ متخصصی توصیه نمی کند به هر حال در این اقدام قبل از آنکه به جناب آقای احمدی نژاد به عنوان متخصص عمران و شهر سازی ایراد بگیریم باید به مشاوران مدعی دیپلماسی و متخصص در روابط بین المللی و سیاست خارجی ایراد گرفت که عزیزان شناخت شما کارگزاران دستگاه سیاست خارجی نسبت به معادلات بین المللی موجبات سرافرازی ملت ایران را فراهم می سازد و بر عکس عدم شناخت دقیق شما با واکنش منفی مقامات آمریکایی مواجه می شود که به نوعی با عظمت و بزرگواری ملت سرافراز ایران منافات دارد.
به هر حال انتظار داریم همانگونه که یکی از نمایندگان فراکسیون اکثریت مجلس گفته است باید وزارت خارجه فلسفه ارسال این نامه را توضیح دهد.