تاریخ انتشار : ۰۶ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۰:۵۱  ، 
شناسه خبر : ۹۰۳۷۴
گفت وگوى «ایران» با دکتر حسین رحال سخنگوى حزب الله لبنان
مقدمه: گروه بین الملل ـ محمد نورى، مختار پرتو: پس از نزدیک دو هفته، حرکت اعتراضى لبنانى ها رفته رفته ویژگى هاى یک جنبش سیاسى را به خود مى گیرد. اکنون به نظرمى آید که انتخاب واژه «تظاهرات» براى توصیف حرکت مردمى که روز و شب فضاى بیروت را در تسخیر اراده خویش دارند، چندان سزاوار و گویا نیست. آنها حتى اگر تا دیروز در معادلات سیاسى لبنان «اقلیت» معرفى مى شدند، اکنون با ده ها نشانه «اکثریت» بودن شان را به رخ مى کشند. همراه داشتن بیش از یک میلیون حامى وفادار آن هم در کشورى 3 میلیون نفرى، همگام شدن چند شخصیت و رجال پرآوازه از میشل عون ژنرال و عمرکرامى سیاستمدار تا نصرالله صفیر کاردینال و بالاخره در دست داشتن پتانسیل عجیب سازماندهى و بسیج نیرو، از شاخصه هاى این جنبش است. واقعیت وجودى این جنبش را اکنون حتى مخالفان آن نیز پذیرفته اند. هوش و ذهن همه حامیان منطقه اى و فرامنطقه اى سنیوره دریافته که حادثه اى که جرقه آن در دهم آذر شعله ور شد فقط نمایش و مانور اپوزیسیون نبود که این حرکت سوداى تغییر در ساختار و نظم سیاسى کشور را دارد، ساختارى که به تعبیر سخنگویان جنبش، طراز و توازن قومى لبنان را برهم زده است. اکنون چهره خندان رهبران جنبش از به بار نشستن نخستین ثمره نهال این جنبش حکایت دارد، نخستین حلقه بریدگان نظم سیاسى پیشین که مارونى هاى کاردینال بودند، روز یکشنبه به اجتماع مخالفان پیوستند و بازتاب خارجى این توفیق آن شد که قافله دیپلماسى طرف هاى صاحب نفوذ به جاى دفتر جنبلاط و جعجع به سمت اتاق نبیه برى و نصرالله روانه شدند. به این ترتیب رویارویى سیاسى بیروت با ورود به مرحله جدید، چهره آشکارترى مى یابد، مواجهه اى که یک سوى آن جناح حاکم بى بهره از اکثریت اجتماعى و سوى دیگرش جناح مخالف داراى پایگاه اکثریتى صف آراسته اند. تحلیل جنبه هاى گوناگون این رویارویى را از زبان دکتر «حسین رحال»، عضو شوراى مرکزى حزب الله و سخنگوى این جنبش دنبال کنید.

*آقاى رحال نتایج این 13روز تظاهرات و تحصن چه بوده است. به طور مشخص مى توانید رهاورد این جنبش مبارزاتى درون جامعه لبنان و نیز بازتاب آن در فضاى سیاسى منطقه را توصیف کنید؟
**درباره تأثیر این حرکت در جامعه لبنان باید بگویم که این حرکت بزرگ ترین و مسالمت آمیزترین حرکت انتقادى علیه دولت لبنان است.
اعتصاب و اعتراضى که در این چند روز در صحنه لبنان مشاهده کردید نشان دهنده عمق نارضایتى توده لبنان از دولت و دولتمردان کنونى است.
براساس برآوردهایى که از سابقه اعتراضهاى مردمى در تاریخ لبنان صورت گرفته است، تظاهرات اخیر، قوى ترین حرکت انتقادى در لبنان از زمان تأسیس این کشور تاکنون است. هیچ گاه ملت و توده لبنان به این اندازه دست اتحاد به گروه هاى مخالف لبنان نداده و شکاف میان مردم و دولت در تاریخ گذشته لبنان به این اندازه نبوده است.
بنابراین گروه هاى سیاسى منتقد دولت براى نخستین بار توانستند بنیاد یک جنبش انتقادى را در صحنه سیاسى این کشور پى ریزى کنند که ویژگى آن اعتراض مدنى و مبارزه بدون خشونت است. این حرکت انتقادى هم اکنون به اندازه اى قدرت و محبوبیت پیدا کرده است که دولت را به صورت یک نیروى منزوى درآورده است. هیچ ناظر منصفى در حال حاضر نمى تواند در مشروعیت اعتراض مردمى ومشروع نبودن دولت تردید کند.
اما درباره تأثیرات منطقه اى این وقایع باید گفت که جنبش انتقادى لبنانى ها یک تأمل جدى در نگاه محافل سیاسى و دولت هاى منطقه نسبت به معادلات لبنان ایجاد کرد. من تردیدى ندارم که نمایش قدرت مردم و گروه هاى منتقد، زمینه یک تجدیدنظر و بازبینى اساسى در نگرش دولت هاى منطقه به صحنه سیاسى لبنان را فراهم کرده است که شاید در آینده شاهد به ثمر نشستن این بخش از تأثیرات منطقه اى تحولات لبنان باشیم. البته در چند روز اخیر واکنش ها و رفتارهاى مختلفى از دولت هاى منطقه نسبت به تحولات لبنان مشاهده کردیم. جنبش انتقادى لبنان موجب شد که برخى دولت هاى منطقه به دنبال یافتن راهکارها و فرمو ل هاى جدید براى برقرارى تفاهم در صحنه لبنان باشند. آنها تلاش کردند در قالب این طرح ها و راهکارها چهره جدیدى از خود براى لبنانى ها به نمایش بگذارند.
*در مورد کم و کیف حرکت مبارزاتى لبنانى ها برضد دولت، پرسش هاى زیادى وجود دارد . یکى از سؤالات اساسى این است که آیا فقط ناکارآمدى دولت سنیوره موجب شد که اعتراضهاى اولیه احزاب منتقد دولت، به یک خروش مردمى تبدیل شود یا آن که عوامل دیگرى هم در تشدید نارضایتى هاى مردم مؤثر بوده است؟
**نقطه شروع اعتراض جامعه لبنان، این بود که نهادها و مؤسسات دولتى دراین جا از انجام وظایف قانونى و متعارف خود بازماندند. مجموعه دولت بویژه در ماه هاى اخیر درمحقق کردن مطالبات بدیهى ملت لبنان ازخود ضعف نشان دادند. این درحالى است که براساس قانون اساسى لبنان، نهادهاى دولت متعهد به انجام وظایف مشخصى هستند و قانون اساسى به صراحت این حق را براى مردم قائل شده که دولت و مؤسسات دولتى را درباره وظایف محوله شان مؤاخذه کند.
درواقع سیستم سیاسى لبنان با پیش بینى هایى که قانون اساسى کرده موجب شده مردم نوعى نظارت مداوم برکارکرد حکومت داشته باشند.
بنابراین جرقه اعتراض ها نیز از اینجا شعله ور شد که مردم و احزاب فعال لبنان احساس کردند که دستگاه دولت از اجراى این وظایف شانه خالى مى کند.
*ولى به نظرمى آید که بخش غالبى از شعارهاى تظاهرکنندگان سمت و سوى اعتراض به خارج هم دارد و آنها به نحوى درصدد تسویه حساب با برخى دولت هاى منطقه اى و فرامنطقه اى هم هستند؟
**بله، عامل دیگرى که به اعتراض مردم وسعت داد و مشروعیت آن را به کلى زیرسؤال برد، داد و ستد دولت با طرف هاى خارجى بود. کابینه لبنان بویژه در برهه اخیر، به برقرارى مناسبات ویژه با کشورهاى غربى و برخى دولت هاى عربى روى آورد که این مناسبات به تفکر استقلال و روحیه وطن پرستى لبنانى ها آسیب زد. طورى که اعضاى کابینه سنیوره به جلب حمایت هاى غیرمتعارف از غرب بویژه آمریکا و فرانسه وکشورهاى عربى و دررأس شان عربستان سعودى روى آوردند.
این اتفاقات باعث شد که دیگر هیچ اعتمادى بین دولت و مردم باقى نماند. اگر تا دیروز مردم لبنان دولت خویش را به خاطر سوء رفتار آن در داخل مورداعتراض قرار مى دادند، این بار به علت وابستگى سیاسى آن به طرف هاى خارجى حاضر نشدند آن را تحمل کنند.
بنابراین جنبش اعتراض مردم لبنان اکنون یک خصوصیت و پیام منطقه اى و فرامنطقه اى هم دارد که همزمان با اعتراض به دولت، اعتراض دیگرى به طرف هاى خارجى دارد و درکنار شعار دولت باید کنار رود، مردم این شعار جدید را مطرح مى کنند که «خارجى ها دست از سر لبنان بردارید.»
در گسترش جنبش اعتراض لبنان شما مى توانید این معنا را دریابید که کاسه صبر آنها از مداخلات منطقه اى بین المللى در امور لبنان لبریز شده است. لبنانى ها در چند روز اخیر با تمام وجود به طرح هاى ضدمردمى آمریکا در منطقه اعتراض کردند. لبنانى که 3 میلیون جمعیت دارد اکنون نیمى از این جمعیت در اعتراض به آمریکا و شرکاى آن به خیابان ها مى آیند و این بزرگ ترین نشانه است که دست کم بیش از نیمى از جمعیت لبنان راه خود را از آمریکا و دوستانش جدا کرده اند، از همین رو نتیجه اى که باید از ادامه جنبش اعتراض مردم لبنان گرفت این است که آنها از یک طرف مخالفت خود را تا مرحله تغییر دولت غیرقانونى سنیوره ادامه خواهند داد و از طرف دیگر تا قطع دخالت هاى خارجى دست از تحصن و اعتراض نخواهند کشید.
*فکر مى کنید لبنانى ها همین شیوه تظاهرات و تحصن را براى تغییر دولت ادامه دهند یا ممکن است شیوه ها و گزینه هاى دیگرى هم دنبال شود؟
**در اجتماع بزرگ یکشنبه برخى از سخنگوها و رهبران مردم معترض اعلام کردند که اگر دولت به این شیوه خود محورى و لجبازى ادامه دهد و همچنان نسبت به مطالبات مردم لبنان بى اعتنا بماند، روش هاى دیگرى نیز براى مبارزه انتخاب خواهد شد، که از جمله این روش ها تشکیل دولت موقت یا دولت انتقالى است که خود این دولت انتقالى زمینه را براى انتخابات زودرس مهیا مى کند. باز از جمله روش هاى دیگرى که براى گسترش دامنه مبارزه مطرح شده به کار بستن شکل هاى دیگرى از تحصن و اعتصاب است، اما اجرا و پیاده کردن هر کدام ازاین گزینه ها بستگى به نحوه رفتار دولت دارد و این که دولتمردان امروز بیروت چه میزان به خواسته هاى مردم مخالف تمکین کنند. بدون تردید در صورتى که روش تظاهرات خیابانى تأثیرى در رفتار دولت بر جاى نگذارد، معترضان و رهبران آنها، چنان که گفته اند، تمام راهکارهاى قانونى که در چارچوب قانون اساسى مطرح است را براى تغییر دولت دنبال خواهند کرد.
*آیا پس از تحصن و اجتماع بزرگ روز یکشنبه نشانه یا پیام خاصى براى تفاهم و مصالحه از طرف دولت دریافت کرده اید؟
**نه خیر، تاکنون، حرکت مثبتى در قالب پیام یا پیشنهاد از طرف دولت دیده نشده است، همان طور که پیش از این اشاره کردم یک علت گسترش روزافزون اعتراضات مردمى روش خود محورانه و لجبازى دولت در برابر مطالبات مردم است و ما امیدواریم که این حرکت هاى قانونى و آرام مردم در نهایت دولت را بر سر تدبیر آورد و دولتمردان بیروت از نخوت و تکبر خود دست بکشند و در برابر خواسته هاى به حق و قانونى ملت شان، سر تعظیم فرود آورند، خواسته ها و مطالبات امروز مردم لبنان روشن تر از آن است که نیاز به تفسیر داشته باشد. آنها در وهله اول خواهان مشارکت همه جریان ها و طوایف در نظام سیاسى لبنان هستند و نسبت به انحصارطلبى در دولت اعتراض دارند و در مرتبه دیگر نفوذ و دیکته سیاسى طرف هاى خارجى بویژه آمریکا را نفى مى کنند.
*براى افکار عمومى منطقه این سؤال به طور جدى مطرح است که در بن بست سیاسى که اکنون بر فضاى سیاسى لبنان حاکم شده چه کسانى صلاحیت میانجیگرى دارند، ما مى دانیم که گروه هاى معترض در روزهاى اخیر به بسیارى از طرف هاى خارجى به این دلیل که متهم به جانبدارى یا داشتن رابطه پنهانى با کابینه سنیوره بودند جواب رد داده اند، لذا مسأله این است که چه نیروها و نهادهایى شایستگى پیشقدم شدن براى برقرارى تفاهم و حل اختلاف دارند؟
**مردم و محافل معترض هیچگاه گفت وگو براى تخفیف اختلاف را نفى نکرده اند. تمام طرف هایى که واقعاً حسن نیت و به تحقق مطالبات مردم لبنان اعتقاد دارند مى توانند در این فرایند گفت وگو شرکت کنند. تا به امروز اگر پیشنهاد میانجیگرى برخى طرف ها برگشت خورده است یکى به این دلیل بوده که آنها ظاهر و باطن رفتارشان فرق داشته است یعنى در زبان، شعار صلح و مصالحه را داده اند، ولى درعمل به ضرر گروه هاى منتقد دولت و مردم معترض رفتارکرده اند و دوم این که دولت غیرقانونى بیروت در میدان گفت وگو، لجبازى و بى صداقت نشان داده است، لذا یا تجربه این دو اتفاق، معترضان اعتصاب و تحصن خود را موکول ومنوط به مذاکرات نمى کنند و طرز تفکرشان این است که حتى اگر مذاکرات و گفت وگو براى تفاهم آغاز شود، اعتصاب و تظاهرات را تا حصول نتیجه واقعى متوقف نکنند.
*خبرها حاکى ازاین بود که پس ازتحصن بزرگ یکشنبه، اتحادیه عرب طرح جدیدى را از طریق معاون عمرالبشیر به طرف هاى مناقشه ارائه کرده است. آیا درست است که احزاب مخالف دولت از جمله حزب الله از این طرح استقبال کرده اند؟
**طرحى که هیأت سودانى به ما ارائه کرد داراى نکات مثبتى است، اما چنان که اشاره شده براى محافل معترض دولت، معیار مهم در برخورد با این طرح ها، تغییر رفتار دولت است، معقولانه نیست که پیش از روشن شدن موضع دولت، طرف دیگر یعنى مردم معترض اعلام موضع کنند. به هر حال توپ در زمین دولت است. ان شاءالله اگر دولت لبنان از نخوت و لجبازى در برابر مطالبات مردم دست کشید، آن گاه ما نیز پاسخ مثبت خواهیم داد و امیدواریم مجموعه بحث ها به تشکیل دولت وحدت ملى و حکومت متکثر که خواست قانون اساسى تمامى ملت لبنان است منجر شود.
*پرسش آخر به نقش یک نهاد مهم به نام ارتش مربوط مى شود که هنوز بسیارى از ناظران درباره رفتار و موضع این نهاد در مناقشه اخیر ابهام دارند؟
**ارتش طبق قانون اساسى و عرف سیاسى لبنان نیرویى بى طرف است و تا به امروز نیز حاضر نشده به جانبدارى از یک جناح بپردازد. دستگاه نظامى براساس قانون فراتر از دولت و خارج از اراده نخست وزیر است.