تاریخ انتشار : ۰۷ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۴  ، 
شناسه خبر : ۹۰۳۷۸
محمد حسن روزى طلب

«انتخاب دکتر احمدى نژاد به ریاست جمهورى» که نتیجه شکل گیرى و بالندگى گفتمان اصولگرایى در سال هاى اخیربود، خود به عاملى براى تعیین صورت بندى نهایى این گفتمان مبدل شده است و کسانى که از شکل گیرى سپهر گفتمانى جدید ناخشنود هستند، با حمله به موضع گیرى هاى دکتر احمدى نژاد سعى دارند نظم نمادین گفتمان اصولگرایى را تحقیر و تمسخر کنند تا بیش از این به منافع آنان در شبکه روابط درهم تنیده قدرت، لطمه نزند!
گفتمان، سازنده معنا و ارتباطات اجتماعى است. معانى و مفاهیم نه از درون زبان بلکه از درون اعمال تشکیلاتى و ارتباطات اجتماعى سیاسى ناشى مى شود و همین که کلمات و مفاهیم در درون گفتمان هاى مختلف گسترش پیدا کنند معنا و تأثیر خود را تغییر مى دهند. به عبارت دیگر گفتمان ها امکانات تفکر را تعیین مى کنند و کلمات را از طریق راه هاى ویژه تنظیم و ترکیب کرده و مانع ترکیبات دیگر شده یا آنها را جابه جا مى نمایند.
بر این اساس و مطابق رهیافت فوکویى گفته مى شود تحلیل گفتمان به تحلیل مبتنى بر متن محدود نمى شود بلکه از یک طرف روابط بین متن (نوشتار) و گفتار و از طرف دیگر بافت هاى تاریخى، فرهنگى، اجتماعى و ادراکى آنها را نیز دربرمى گیرد. گفتمان اصولگرایى نیز از این قاعده مستثنى نیست.
مفاهیم این گفتمان از درون ارتباطات اجتماعى، سیاسى جماعت متدینین ناشى شده است و از این رو است که اگر تحلیلگرانى که به هر دلیل قادر به درک مبانى ایمانى و عقلانیت غیرمادى حاکم بر زندگى جماعت متدینین نیستند، در درک مفاهیم این گفتمان دچار سوءفهم مى شوند. چرا که این گفتمان است که امکانات تفکر اصولگرایانه را تعیین مى کند و کلمات را از طریق راه هاى ویژه تنظیم و ترکیب کرده و مانع ترکیبات دیگر مى شود یا آنها را جابه جا مى کند.
پس بى سبب نیست اگر مى بینیم هر چند انبوه واژگان پر طمطراق به کار رفته در انتخابات توانست برخى روزنامه هاى مافیاى نفتى را به پوستر تمام رنگى یک کاندیدا تبدیل کند، اما نمى تواند کمترین دریچه اى به سراى ذهن مردم بیابد.
واقعیت این است که امکانات تفکر ملت ایران را گفتمان اصولگرایى تعیین مى کند زیرا ارتباطات اجتماعى سیاسى جامعه ما از زمان قیام میرزاى شیرازى و متدینین براى مقابله با انحصار صهیونیست ها در تجارت تنباکو تا به امروز این گفتمان را در درون خود پرورده است حال آن که گفتمان هاى غیر آن، وارداتى، بى ریشه و متباین با واقعیت ها و ارزش هاى زندگى این مردم هستند.
هم از این رو است اگر مى گوییم «انتخاب دکتر احمدى نژاد به ریاست جمهورى» که نتیجه شکل گیرى و بالندگى گفتمان اصولگرایى در سال هاى اخیر بود خود به عاملى براى تعیین صورت بندى نهایى این گفتمان مبدل شده است. به عبارت دیگر، اکنون و در شرایطى که گزاره ها مفاهیم رایج سیاسى ـ مذهبى در سپهر گفتمان جدید، معنایى جدید و گاه متفاوت مى یابند. احمدى نژاد در سخنان خود مى کوشد تا صورت بندى نهایى این گفتمان را به طور منسجم ارائه نماید و تصادم از این نقطه آغاز مى شود!
کسانى که از شکل گیرى سپهر گفتمانى جدید ناخشنود هستند با بهره گیرى از امکانات رسانه اى مافیاى نفتى راهبرد «انکار، تحقیر و تمسخر به قصد تخریب بنیان براندازانه این گفتمان» را به پیش مى برند و آنان که خود در مرحله اى از شکل گیرى سپهر گفتمانى جدید همراهى داشته یا تمایل به همراهى خود را به نمایش نهاده اند و امروز از نحوه تعیین صورتبندى نهایى این گفتمان در سخنان رئیس جمهور ناخشنود هستند، راهبردى متفاوت از گروه نخست را با عنوان «نقد درون گفتمانى» به پیش مى برند.
درباره گروه نخست باید گفت: صاحبان قدرت و ثروت و کسانى که به هر دلیلى از شکل گیرى سپهر گفتمانى جدید متضررشده یا مى شوند، با حمله به موضع گیرى هاى دکتر احمدى نژاد سعى دارند نظم نمادین گفتمان اصولگرایى را تحقیر و تمسخر نمایند تا مبادا بیش از این به منافع آنان در شبکه درهم تنیده قدرت لطمه بزند.
به این عده باید یادآور شد که «گفتمان اصولگرایى» فقط متکى به سخنان دکتر احمدى نژاد نیست، هر چند نظم نمادین گزاره هایش را به روشنى در سخنان احمدى نژاد مى نمایاند. لذا تلاش براى تحریف سخنان وى یا جنجال آفرینى پیرامون اظهارات و مواضع اصولى رئیس جمهور تأثیرى بر روند بالنده گفتمان اصولگرایى نخواهد داشت. این گفتمان که مفاهیم آن از درون ارتباطات اجتماعى، سیاسى جماعت متدینین ناشى مى شود با اقتدار راه خود را به نهادهاى قانونى و انتخابى (در اینجا نهادهاى قانونى اعمال قوه مجریه) باز کرده است. ماهیت هر گفتمان به گونه اى است که موجب بیان گزاره هاى خاص مى شود و از بیان گزاره هاى دیگر جلوگیرى مى کند. پس طبیعى است گزاره هایى که همواره مورد تأکید و اتکاى برخى مدیران پرهزینه دولتى بود، دستخوش تغییر شود. این تغییر و تحول جدى موجب لطمه خوردن منافع کسانى است که در دو دهه گذشته با عناوینى همانند اصلاح طلبى و سازندگى و البته با شکل دهى گفتمان هاى دموکراسى خواهى لیبرال و اشرافیت دولتى از سوى احزاب دولت ساخته مشارکت و کارگزاران جایگاه برجسته اى براى خود دست و پا کرده بودند.منافع این افراد وابسته به تکرار مفاهیمى است که حالا در سپهر گفتمانى جدید معنا برساخته قبلى را از دست داده اند. براى نمونه دیگر هیچ کس بین کارآمدى نظام مدیریت کشور و پر کردن جیب مدیران از پاداش و مزایاى ریالى و دلارى با ارقام نجومى تشابهى نمى بیند.مدیرانى که به گفته رئیس جمهور در هیأت مدیره 15شرکت دولتى عضویت داشتند و براى عضویت در هیأت مدیره هر شرکت ماهیانه 2 میلیون تومان دریافت مى کردند بدون اتکا به برخى مفاهیم پوسیده گفتمان هاى ارتجاعى غربگرا هرگز نمى توانستند و نمى توانند رفتار ضدمردمى خود را توجیه کنند. چرا که گفتمان اصولگرایى موجب بیان گزاره هاى خاص و جدید نظیر «خدمت رسانى صادقانه و پاکبازانه» شده و از بیان گزاره هاى دیگر نظیر «ضرورت اشرافیت دولت مردان براى حفظ و ارتقاى انگیزه و ابتکار مدیران» جلوگیرى مى کند.
در گفتمان اصولگرایى که مایه محبوبیت دکتر احمدى نژاد و انتخاب ایشان به ریاست جمهورى شد، ارزش هاى مغفول مانده اى همچون ساده زیستى مدیران و پرهیز از اشرافیت دولت مردان و جلوگیرى از جدایى هر چه بیشتر آنان از مردم، مورد تأکید قرار مى گیرد، در حالى که در گفتمان هاى اصلاح طلبى و سازندگى به دلایل مختلف و حتى متفاوت به این ارزش هاى مورد تأکید مردم، بى توجهى مى شد.مدیرانى که به برکت سپهر گفتمانى سابق، آسمان پرستاره اى داشتند، حق ندارند مانع شکل گیرى سپهر گفتمانى جدید شوند، هر چند شکل گیرى این سپهر گفتمانى منافع آنان را به نفع مردم مورد تعرض قرار داده باشد.
مردم مستضعف و محرومى که در سپهر گفتمانى سابق هیچ ستاره اى در شب سردشان نداشتند با دانه دانه رأى خود به گفتمان اصولگرایى رأى دادند تا دکتر احمدى نژاد را به کرسى ریاست جمهورى بنشانند و از این طریق با کمک به استقرار سپهر گفتمانى جدید و زدودن آثار نامطلوب و مخرب برخى گزاره هاى رایج در سپهر گفتمانى سابق، راه را براى تحقق عدالت اجتماعى هموار کنند.موضع گیرى ها و سخنان رسمى رئیس جمهورى کمک مؤثرى به شکل گیرى این سپهر گفتمانى جدید مى کند. رئیس جمهور هر چند خود نتیجه شکل گیرى اولیه این سپهر گفتمانى جدید در بطن جامعه است اما اینک و با در اختیار گرفتن تریبون هاى رسمى مى تواند به تعیین صورت بندى نهایى این گفتمان کمک کند. بویژه از آن رو که گفتمان اصولگرایى در مقایسه با گفتمان هاى غرب گرا از امکانات رسانه اى کمترى برخوردار است، سخنان رئیس جمهورى مى تواند نقش تعیین کننده اى در شکل دهى فضاى گفتمانى جدید داشته باشد.
علت هجمه گسترده و مکرر برخى چهره هاى سیاسى داخلى، رسانه هاى استکبار غربى و رسانه هاى لوکس و غیرمردمى داخلى به مواضع رئیس جمهورى را باید در همین نقش تعیین کننده ایشان در شکل گیرى فضاى گفتمان جدید جست وجو کرد. در واقع کسانى که هجمه سازمان یافته به سخنان رئیس جمهور را تدارک مى بینند مى دانند که به گفته فوکو در درون گفتمان هاى متفاوت، جهان به صورت هاى متفاوت درک مى شود.
غربى ها مى ترسند در نتیجه گفتمان رئیس جمهورى، درک متفاوت ملت ایران از اقتدار پوشالى کشورهاى غربى موجب شجاعت و جسارت هر چه بیشتر ملت براى پافشارى بر حقوق مسلم خود همانند «حق برخوردارى از انرژى هسته اى» و «حق تعیین سرنوشت» شود.از این رو، انبوه رسانه هاى غربى مى کوشند تا با هجمه سازمان یافته و سراسرى به مواضع رئیس جمهورى از شکل گیرى چنین درک متفاوتى از جهان، جلوگیرى کنند. در همین راستا، رسانه هاى غربى و مقلدان لوکس آنها در داخل کشور سعى مى کنند با افزودن برخى اطلاعات و تحلیل هاى نادرست به دارایى هاى ذهنى مردم، مانع از فهم صحیح معناى گزاره هاى مورد استفاده در گفتمان رئیس جمهورى شوند.
بخش اعظم اطلاعات گنجانده شده در یک سخنرانى، اطلاعاتى است که به صراحت بیان نشده و حالت ضمنى دارد. جملات یک سخنرانى ممکن است دربردارنده مفاهیم یا گزاره هایى باشد که فقط از طریق آگاهى یا اطلاعات قبلى مى توان بدان پى برد. پس «تحلیل ناگفته ها» گاهى اوقات بیشتر از «بررسى گفته ها» به درک مفاهیم مورد نظر گوینده کمک مى کند. رسانه هاى استکبارى غربى و دنباله هاى پرهزینه، کم اثر و پرادعاى داخلى آنها با آگاهى از واقعیت مذکور، با انبوهى ازخبرها و تحلیل هاى ارسالى خود پس از هر موضع گیرى و سخنرانى رئیس جمهورى مى کوشند تا آب را گل آلود کنند و به این ترتیب با اخلال در نظم نمادین گفتمان رئیس جمهور، از تأثیرگذارى آن بکاهند. زیرا هر گفتمان، در واقع نظم نمادینى است که به افراد قلمرو خود امکان صحبت و ارتباط و تبادل معانى با یکدیگر را مى دهد و اخلال در نظم نمادین گزاره ها این امکان ارتباطى را از بین مى برد. اما باید گفت که بدخواهان به آن چه در دل نهان کرده اند و به آن چه که به زبان جارى مى کنند نیز دست خواهند یافت. در گفتمان اصولگرایى، رئیس جمهور، در بسترى جریان دارد که از نور ایمان روشنى مى گیرد.
گفتمان تحول خواهانه رئیس جمهور برخوردار از یک بستر واقعى و زمینه هاى اجتماعى انکارناپذیر است و فراتر از اینها، متکى به نور ایمان دینى مردم و برخاسته از مسیر خداوندى مبتنى بر «برترى یافتن مستضعفان» است.
سپهر گفتمانى جدید این بار به نفع مردم شکل مى گیرد و بهتر است مخالفان رئیس جمهور ملت ایران بدانند که ایشان از هر فرصت براى شکل دهى به سپهر گفتمانى جدید و مطرح کردن اصول تحول خواهى، خدمت رسانى و عدالت گسترى استفاده خواهد کرد. اما درباره گروه دوم که مدعى «نقد درون گفتمان» هستند، داستان از این قرار است و انگیزه اى متفاوت از گروه نخست (افراد و احزاب ذینفع در مافیاى ثروت و قدرت) در کار است. نگاهى به زمینه هاى سیاسى تاریخى مطرح شدن این مدعا (نقد درون گفتمانى) به فهم خاستگاه و اثرات رویکرد انتقادى دوم کمک مى کند. در واقع اندک زمانى پس از معرفى کابینه، انتقادات پى در پى برخى چهره هاى اصولگرا در مجلس شوراى اسلامى دستمایه خبرى تحلیلى روزنامه هاى مخالف دولت قرار گرفت. بعد از بررسى وزراى پیشنهادى هم از حجم انتقادها کاسته نشد و بتدریج دامنه آن به قدرى گسترش یافت که حتى اقدامات اصولى و کارشناسى دولت را نیز در برگرفت. کار به آنجا رسید که پس از هجمه رسانه هاى صهیونیستى به اظهارات رئیس جمهور در کنفرانس «جهان بدون صهیونیسم»، برخى از چهره هاى اصولگراى منتقد دولت ترجیح دادند سکوت کنند و حتى در این موضع اصولى رئیس جمهور نیز او را یارى نکنند.
در این میان نمایندگان منتقد دولت براى تبیین و توجیه انتقادهاى خویش از اصطلاح «نقد درون گفتمانى» بهره بردند تا ضمن تأکید بر سازنده بودن ماهیت و هدف نقدهاى خود، مرزى را بین خود و منتقدان دیرینه «منطق اصولگرایى» ترسیم نمایند. از این رو پرداختن بیشتر به «نقد درون گفتمانى» و فهم عمیق تر آن براى تمام اصولگرایان ضرورى است.
«نقد درون گفتمانى» فقط زمانى مى تواند داراى کارکردهاى مثبت باشد که صورت بندى «گفتمان» مورد نقد تکمیل شده باشد و مفاهیم کلیدى آن در یک سپهر گفتمانى مشخص نهادینه شده باشند.
هنگامى که گفتمان اصولگرایى تحول خواهانه رئیس جمهور هنوز فرصتى براى نهادینه شدن در ادبیات جامعه نیافته، سخن گفتن از «نقد درون گفتمانى» خیرخواهانه و منطقى به نظر نمى رسد یا لااقل اقدامى شتابزده به نظر مى رسد. گفتمان اصولگرایى که در جریان تحولات سیاسى سالهاى اخیر شکل گرفت توانست به صورت غیررسمى و بدون برخوردارى از حمایت احزاب نقش فعالى را در عرصه سیاست کشور ایفا کند تا آن جا که در دو انتخابات اخیر با اثبات کارایى و اصالت خود مورد استقبال رأى دهندگان قرار گرفت.
پس از پیروزى گفتمان اصولگرایى در سه انتخابات اخیر، انتظار مى رفت اصولگرایان با اتخاذ یک ادبیات مشترک گامهاى اساسى را به سوى نهادینه شدن هر چه سریع تر این گفتمان بردارند. تبیین مؤلفه هاى گفتمان اصولگرایى در همه ابعاد سیاسى، اجتماعى، اقتصادى، فرهنگى و... ضرورتى انکارناپذیر براى مشخص شدن مرزهاى اصولگرایى به شمار مى رود که بهره گیرى از پتانسیل هاى اجتماعى این جریان بالنده را امکان پذیر خواهد کرد.
گفتمان اصولگرایى براى آن که در تاریخ اندیشه و تحولات سیاسى ایران و جهان نقش مؤثرترى ایفا نماید باید از پشتوانه هاى دانشگاهى خود در شاخه هاى مختلف علوم انسانى و گفت وگوهاى فلسفى حمایت مؤثر به عمل آورد تا بتواند محتواى بدیع خود را در قالب گزاره هاى علمى تدوین نموده و به جامعه عرض کند. انتظار مى رود اصولگرایان براى استفاده مناسب از این فرصت تاریخى با اتخاذ رویه مشترک و وحدت اصولى (نه استراتژیک) در موضوعات اساسى زمینه را براى نهادسازى هاى لازم در حوزه هاى مختلف فراهم کنند تا امواج عظیم حماسه 3 تیر 84بیشترین تأثیر را در رقم زدن تحولات آینده کشور، منطقه و جهان ایفا کند.
به یاد بیاوریم که پیش از آن که احمدى نژاد بتواند با تأکید بر مؤلفه هاى گفتمان اصولگرایى بر رقباى خود در انتخابات ریاست جمهورى پیشى بگیرد، گفتمان اصولگرایى از سوى ناظران سیاسى جدى گرفته نمى شد و در رویکرد تبلیغات برخى کاندیداهاى اصولگرا نیز جاى چندانى نداشت. دسته اى از ناظران سیاسى و حتى کارشناسان تبلیغى برخى کاندیداهاى اصولگرا این گفتمان را ضعیف تر از آن مى دانستند که بتواند با جلب نگاه مردم یک پیروزى بزرگ را رقم بزند.
اکنون که مردم با رأى قاطع خود بر شکل گیرى دولت اسلامى تأکید کرده اند و یک پتانسیل عظیم اجتماعى این گفتمان را مورد حمایت قرار مى دهد، شایسته است که نخبگان اصولگرا از جمله نمایندگان مجلس شوراى اسلامى ابتدا به نهادینه شدن این گفتمان کمک کنند و آنچه را نقد درون گفتمانى خوانده اند به فرصتى دیگر واگذارند تا انقلاب و دولت اسلامى از نظارت این نقد سازنده برخوردار شوند. به نظر مى رسد در این برهه حساس براى نهادینه ساختن گفتمان اصولگرایى و بسط تئوریک مبانى آن باید دو گام اساسى برداشته شود.
1.تشکیل نهادهاى اجتماعى، فرهنگى، سیاسى براى بهره بردارى شایسته از پتانسیل نیروهاى اجتماعى وابسته به جریان اصولگرایى به منظور پیشبرد اهداف و تثبیت ارزشهاى اصولگرایى
2. بسط تئوریک مبانى اصولگرایى از طریق تولیدات فکرى اصولگرایان و توزیع مؤثر آنها در حوزه هاى مختلف اقتصاد، فرهنگ، سیاست خارجى، سیاست داخلى و...
بدون برداشتن این دو گام اساسى، دولت اسلامى مجبور خواهد بود بدون حمایت نخبگان اصولگرا در دو سطح نظریه پردازى علمى و تبلیغات رسانه اى به تنهایى با حریف غرب زده و واپس گرا رو به رو شود. از این رو است که شاهدیم دولت در هر اقدام اصولى خود در حوزه هاى مختلف با حجم زیاد و بى سابقه اى از تخریب ها مواجه مى شود بدون آن که بتواند از یارى رسانى نخبگان اصولگرا در تأمین عقبه تئوریک این رویارویى برخوردار گردد. در چنین شرایطى که گفتمان اصولگرایى هنوز صورت بندى نهایى خود را نیافته است، نقد شدید و مکرر (و بلکه ساختارشکنانه) آن در منظر عموم اعضاى جامعه، اقدامى شتابزده است که ادعاى «سازنده بودن» و «درون گفتمان بودن» آن حداکثر چیزى شبیه شوخى است. از این رو است که رئیس جمهورى در جمع استادان اصولگراى دانشگاه ها و در دیدار با علما و فضلاى قم از آنها خواست که وارد عرصه تئورى پردازى شوند و نهضت نرم افزارى را با هدف تقویت دولت اسلامى دنبال کنند. در پایان، توضیح این نکته ضرورى است که پذیرش ادعاى نقد درون گفتمانى آنگاه که با یک چنین حجم وسیع از تبلیغات سوء و تخریب هاى رسانه اى همراه شود، براى ناظران بى طرف آسان نخواهد بود. زیرا اقدامى در جهت تأثیرگذارى سوء بر «تصویر ذهنى» افکار عمومى از جهت گیرى اصولى دولت در ماه هاى اولیه آغاز به کار آن به شمار مى رود.
اگر اقدامات ناسنجیده اخیر به شکل گیرى تصویر ذهنى مخدوش از دولت در افکار عمومى منجر شود و مانع از تثبیت مؤلفه هاى گفتمان اصولگرایى در جامعه گردد، آیا دیگر جایى براى پذیرش ادعاى «نقد درون گفتمانى» باقى خواهد ماند؟