محمد صادق جنان صفت
آیا انتخابات مجلس قانونگذاری و ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا برای کشورهای جهان واجد اهمیت دارد؟ آیا برای رهبران سیاسی کشورهای گوناگون اهمیت دارد که حزب جمهوریخواه برنده انتخابات آتی کنگره شود یا حزب دموکرات؟ آیا سیاستهای این دو حزب تفاوتهای معنادار و کاملا متمایزی دارند؟ پاسخ پرسشهای یاد شده مثبت است: یعنی اینکه انتخابات کنگره ایالات متحده آمریکا برای ملتها و کشورهای مختلف جهان واجد اهمیت است و رهبران سیاسی جامعههای گوناگون از اروپا گرفته تا آسیا، آفریقا و اقیانوسیه مهم است که برنده انتخابات کدام حزب باشد، چرا؟ چون برنامهها و سیاستهای داخلی و خارجی این دو حزب دست کم تا جایی که برای انتخابات کنگره آشکار شده است تفاوتهای معناداری پیدا کردهاند.
ممکن است این تصور برای برخی جریانهای سیاسی در کشورهای بسیار مخالف سیاستهای آمریکا وجود داشته باشد که سیاستهای این دو حزب تفاوت معناداری با هم ندارند، اما واقعیت جز این است. اکنون به پرسش اول باز میگردیم و دلایل اهمیت انتخابات کنگره در آمریکا را از برخی زاویهها مورد توجه قرار میدهیم. برای پاسخ به این پرسش لازم است اندازه و قدرت و میزان تاثیرگذاری ایالات متحده آمریکا در اقتصاد جهانی، در مسائل جهانی تا حدودی آشکار شود. ایالات متحده آمریکا سالانه حدود 13 هزار میلیارد تولید ناخالص دارد. این میزان تولید ناخالص داخلی به تنهایی 50 درصد بیشتر از تولید ناخالص داخلی ژاپن، آلمان، فرانسه، انگلستان و ایتالیاست. اقتصاد ایالات متحده آمریکا به نسبت همه کشورهای جهان که اقتصادهای آنها بزرگ و غولپیکر است، آزادتر و بازتر است. در سالی که ارزش واردات ایالات متحده آمریکا 15 درصدتولید ناخالص داخلیاش باشد، سالانه حدود 2 هزار میلیارد دلار کالای خارجی جذب میکند و آرزوی بسیاری از شرکتها و کشورها این است که سهمی از این بازار را به دست بیاورند تا صادراتشان رونق بگیرد. بنابراین، این قبض و بسط اقتصاد این کشور که میتواند البته بخشی از تغییر سیاستهای دو حزب باشد برای اقتصاد شمار قابل توجهی از کشورها بسیار مهم باشد. ایالات متحده آمریکا بزرگترین مصرفکننده نفت است و رکود اقتصاد این کشور میتواند بر کاهش مصرف نفت خام تاثیر مثبت داشته و بازار جهانی نفت را تحت تاثیر قرار دهد.
ایالات متحده آمریکا در حالی که یک کشور مقروض به حساب میآید، اما به دلیل ثبات سیاستهای اقتصادی و سیاسی که دارد محل جذب و صدور سرمایههای بینالمللی در اندازهای بسیار بالاست و هرگونه تغییر در اندازه و نرخ مالیات بر شرکتها میتواند به فرار یا جذب سرمایههای بینالمللی هنگفتی منجر شود. ایالات متحده درست یا نادرست، به حق یا ناحق علاوه بر اینکه اقتصاد نیرومندی دارد در سیاست جهانی نیز نقش موثر تخریبی یا سازنده ایفا میکند، اما هرگز نمیتوان موثر بودن نقش آمریکا را در تحولات جهانی نادیده انگاشت. این کشور در اکثر نهادهای بینالمللی مثل شورای امنیت سازمان ملل متحد، پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو)، بانک جهانی، صندوق بینالمللی پول و... نقش غالب دارد و به هر دلیل و حتی با استفاده از زور در این سازمانها، اعمالنظر میکند. این کشور نیروی نظامی فوقالعاده نیرومندی دارد که در مجادلات خود از آن به عنوان یک ابزار متعادلکننده استفاده میکند که مورد اعتراض و انتقاد اکثریت رهبران جهان است.
به هر حال و به هر دلیل ایالات متحده آمریکا یک قدرت بزرگ جهانی است و سیاستهای حزب دموکرات و جمهوریخواه نیز تفاوتهایی دارند که به دلیل ابعاد بزرگ این کشور میتواند بر سرشت و سرنوشت اقتصاد و سیاست جهانی مؤثر باشد و به همین دلیل است که باید تغییر حاکمان در این کشور را جدی گرفت. تجربه نشان داده است حزب دموکرات آمریکا عموماً بر سیاست داخلی بیش از سیاست خارجی متمرکز میشود و البته آن را کاملاً کنار نمیگذارد. سیاستهای اقتصادی حزب دموکرات بیش از جمهوریخواهان بر چپهای جدید نزدیک است و در سیاست خارجی نیز سازگاری بیشتری با کشورهای جهان دارد.