* دکتر باوند، وزیر خارجه ایران آقای متکی از اعلام آمادگی ایران برای مذاکره با غرب حتی در خصوص تعلیق غنیسازی اورانیوم خبر دادهاند. گرچه ایشان تأکید کردهاند که این حرف تازهای نیست و همیشه روی مذاکره تأکید داشته، اما این موضع از آن جهت شگفتی برانگیز است که مقامات ایرانی بارها قاطعانه تأکید کرده بودند که بر سر تعلیق غنیسازی با هیچ کس مذاکره نخواهد کرد، زیرا غنیسازی اورانیوم را حق مسلم ایران میدانند. آیا با این اظهارات متکی میشود از نقطه عطفی در رویکرد ایران به حل مسئله هستهای سخن گفت؟
** بله! بدون تردید. همانطور که میدانید در مذاکرات گروه قبلی هم مذاکرات پیرامون تعلیق همین پروسهی غنیسازی اورانیوم بود. اگر هم خاطرتان باشد، ایران داوطلبانه جریان غنی کردن را متوقف کرد، یعنی به حال تعلیق در آورده بود. البته داوطلبانه. بنابراین این سابقه تا حدودی وجود داشته. اما با توجه به اظهارنظراتی که گروه بعدی، در این مورد مطرح نمودند و تأکید کردند که این حق هر عضو ان.پی.تی است و بر آن ایستادگی خواهند کرد، بنابراین اظهارنظر آقای متکی یک نقطه عطف است.
* حالا وزیر خارجه ایران همین طور در کنار این اظهارنظرشان اعلام کردند که گرچه تعلیق فعالیتهای هستهای ایران "منطقی" نیست و "اساس قانونی" ندارد، اما ایران حاضر است بر سر تعلیق مذاکره کند. این سوال پیش میآید، آیا تاکید ایشان بر "منطقی نبودن" و "اساس قانونی" نداشتن خواست توقف فعالیت هستهای ایران نمیتواند از سوی غرب تلاشی برای وقت کشی یا خریدن زمان برای ایران تلقی بشود؟ به این مفهوم که ایران حاضر است در مذاکرات دلایل خودش را در مورد "غیرمنطقی" بودن تعلیق غنیسازی مطرح بکند؟
** ببینید، این مذاکره پیرامون همان جریان آب سنگین است که غرب میگوید خارج از ایران باشد و اینها معتقدند این نکته باید دچار تعدیلی بشود و احتمالا مذاکرات هم از نظر اینها پیرامون این است. در مورد سبک اینها مشکلی ندارند. آب سنگین است که اینها برایشان مشکل است و بنابراین احتمالا تا نقطهای که از نظر آنها میتواند قابل مذاکره باشد، همین مسئله هست. حالا، این تعبیر بشود بعنوان اینکه دوباره سیاست تاخیر و تعلل را ایران در پیش بگیرد که سبب شود ضربالاجلی که در قطعنامه شورای امنیت در محدوده ماده 40 صادر شده به ماده 41 کشیده نشود ولی در هر حال ذکر این مسئله میتواند علیالاصول راهگشا باشد. مذاکرات هم بسته به اینکه طرفهای مقابل بر آن شوند که این مذاکرات در یک محدوده زمانی خاصی صورت بگیرد که این نگرانی هم، اگر مطرح است یا مدنظر است، تا حدودی منتفی بشود.
* متکی در عین حال قطعنامه شورای امنیت علیه ایران را "غیرقانونی، سیاسی و بیارزش" خواندهاند. آیا رد قطعنامه از سویی و تاکید بر مذاکره حتا در مورد تعلیق غنیسازی از سوی دیگر، میتواند به این معنا باشد که ایران میخواهد بدون توجه و اشارهای به قطعنامه شورای امنیت و با دور زدن آن به بسته پیشنهادی غرب پاسخ مثبت بدهد؟
** اینها دو تا پیشنهاد است. یکی پیشنهاد قبلیست که همین بسته پیشنهادیست که ایران هنوز جواب رسمی نداده. یکی هم قطعنامه شورای امنیت که خواسته قطعنامههای اصلی شورای حکام را اجابت بکند و دبیر کل آژانس گزارشی در این باره به شورای امنیت اعلام بکند. حالا اگر ایران با بسته پیشنهادی اعلام موافقت بکند، که خوب آن هم خواست کشورهای غربی بوده. آنها برایشان مسئله اولویت نیست، مسئلهایست که موضوع بحران هستهای ایران به یک نحوی از طریق مسالمتآمیز حلوفصل بشود. آنها تاکید نکردهاند که با صدور قطعنامه شورای امنیت بسته پیشنهادی خود به خود منتفیست. البته برخی از مقامات ایرانی این اشاره را کرده بودند، ولی کشورهای غربی اشاره به چنین نکتهای نکردهاند. بنابراین اگر بسته پیشنهادی را ایران بپذیرد، مشروط است ظاهرا به انجام مذاکراتی که خوب این بستگی به عکسالعمل کشورهای غربی دارد که آیا این را خیلی جدی از سوی ایران تلقی میکنند و واقعا بر این خواهند بود که ایران چنین قصد و نیتی دارد، یا این را بعنوان سیاست تاخیر و تعلل تعبیر میکنند. این دیگر عکسالعملاش بستگی دارد به موضع کشورهای غربی، بخصوص گروه 1+5.
* دکتر باوند، آیا اظهارات اخیر آقای متکی نشانهای از این نیست که جناح معتدلتر در حاکمیت ایران که مخالف سیاست مقابله است و حتا گفته میشود که با تعلیق غنیسازی مخالف است، توانسته نظر خودش را به کرسی بنشاند؟
** داود هرمیداس باوند: البته من نشنیدهام اظهارات آقای متکی را که دقیقا بدانم ایشان چه گفتهاند. ولی اگر چنین تغییری یا تعدیلی در موضع ایران پدیدار شده، در هر حال در جهت نظرات گروهیست که خواهان برخورد نسبتا ملایم هستند.