تاریخ انتشار : ۳۰ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۲:۰۴  ، 
شناسه خبر : ۹۰۴۲۸
محسن کریمی اشاره: غروب 14 خرداد 1368 برای ایرانیان و مستضعفان جهان غروبی رنج‌آور و محنت‌انگیز بود اما این غروب در عین اندوهباری، روشنی‌ای به عمق طلوع فجر انقلاب و تولد خمینی دیگر داشت، خمینی‌ای که دیگر بار پس از حضرت روح‌الله سکانداری انقلاب اسلامی را بر عهده گرفته و با پیروی دقیق از آموزه‌های او خلفی صالح برای اوست. خمینی دیگر خامنه‌ای است. او که با فردفرد آحاد ملت ایران پیوند عمیق دارد و همه را به راه خمینی فرا می‌خواند. هفته‌نامه یالثارات در راستای بررسی ایجاد شخصیت رهبر معظم انقلاب اسلامی گفتگویی با تنی چند از مبارزان عرصه جهاد انجام داده است که در ادامه به آن اشاره خواهد شد. وجود نازکش آزرده گزند مباد

محمدمهدی عبدخدایی عضو جمعیت فدائیان اسلام
* یالثارات: شما یکی از یاران و همراهان دیرین مقام معظم رهبری در طول سالیان مبارزه بوده‌اید. از آغاز آشنایی خود با ویژگی‌های شخصیتی مقام معظم رهبری برای ما بیان بفرمائید.
** عبدخدایی: البته برادر کوچک من در مشهد در خدمت ایشان بوده و برادر دیگرم که سه دوره نماینده مجلس بوده چند دوره با ایشان هم دوره تحصیلی بوده و من به ایشان ارتباط نداشتم به علت اینکه من به زندان رفتم و در سال 1329 به تهران آمدم اما روابط خانوادگی زیادی داشتم. روابط خانوادگی که بین خانواده ما و خانواده مقام معظم رهبری بود به علت این بوده است که پدر من مجتهد و آذری بود و پدر ایشان هم مجتهد و آذری. روابط خیلی نزدیکی بین پدر من و پدر ایشان وجود داشت. من خاطرات خوبی از پدر ایشان و خاطرات محبت‌آمیز از مادر ایشان در دوران طفولیت خود یعنی در سالهای 24-1323 دارم. خاطراتی هم از دوره تحصیل ایشان دارم به طوری که مادرم تعریف می‌کرد ایشان در 13 سالگی نماز شب می‌خوانده و اعتقادات عجیبی داشته است.
آنچه در خاطرات من هست- به علت اینکه سه سال از ایشان بزرگتر هستم- این است که منزل ما روبه‌روی حمام شاه و روبه روی بازار سرشور بود و منزل ایشان هم در بازار سرشور بود؛ قبل از اینکه خیابان خسروی درست شود. پدر من مدرسه‌ای به نام دارالتعلیم دیانت تاسیس کرده بود که علمای مشهد فرزندانشان را به این مدرسه می‌فرستادند. پدر ایشان هم، برادر بزرگ ایشان آقای محمد خامنه‌ای را به این مدرسه فرستادند و خود مقام معظم رهبری هم به این مدرسه آمدند. لذا دوره کلاس چهارم را با برادر بزرگ ایشان همکلاس بودم.
در حقیقت دورانهای تحصیلی ایشان را غیر از مدتی که در زندان و غیر از مدتی که در تهران بودم، ناظر بودم. کمتر طلبه‌ای بود که هم مجاهد باشد، هم مقدس باشد، هم مبارز و هم درس خوان. جالب است که این خصوصیت‌ها در ایشان جمع بود؛ در دوران طلبگی ایشان هم طلبه مقدسی بود هم مبارز و مجاهد هم درس‌خوان. معمولاً طلبه‌هایی که در آن روزها به عرصه می‌آمدند و مبارزه می‌کردند از نظر درسی آنچنان جلو نمی‌افتادند اما ایشان خوشبختانه از نظر درسی هم جلو افتاد.
من از زندان آزاد شدم و به مشهد رفتم، سال 1344 دو تا کارت ازدواج برای ما آورد یکی برای من یکی برای پدرم و من در مراسم ازدواج ایشان شرکت کردم. ایشان جزء طلبه‌های مجاهدی بود که حوزه درسی گرم و حافظه خیلی خوبی داشت.
* یالثارات: از دیگر خاطرات خود با مقام معظم رهبری بگویید.
** عبدخدایی: زندگی مقام معظم رهبری ضعفی نداشت چه از نظر شخصی چه از نظر داخلی چه دوران طلبگی‌اش. در دوران مبارزه هم که مردانه به میدان آمده و مجاهده کرده بود. انقلاب که پیروز شد، ایشان به تهران آمد و در بازارچه سقاباشی یک طبقه خانه گرفت. من یک روز صبح به دیدار ایشان رفتم. اتاقهایش فرش نشده بود. پتو انداختیم نشستیم!
این خاطره را بگوییم که خیلی جالب است. ایشان می‌خواست به حزب جمهوری برود من هم می‌خواستم به ناصر خسرو برویم. حزب آن موقع در سرچشمه بود با هم پیاده از خیابان ایران و داخل مجاهدین راه افتادیم. ایشان چون عضو شورای انقلاب بود من به ایشان گفتم اینها خدای نکرده شما را می‌کشند. با یک لحنی به من گفت: «مهدی آقا (لهجه مشهدی) بگذار یک شهادت مجانی هم نصیب ما بشود.» به این مساله معتقد بود. لذا من همان موقع به این امر معتقد شدم که اگر یک روز قرار بر این باشد که موقعیت‌های اجتماعی ایشان یک طرف قرار بگیرد و اعتقادش در طرف دیگر، از موقعیت‌های اجتماعی‌اش می‌گذرد و به اعتقادش می‌پردازد؛ چون انسانی معتقد است.
* یالثارات: از خصوصیات رهبری و مدیریت ایشان برای ما بگویید.
** عبدخدایی: همیشه توکل داشت و جالب این است که چه در ریاست جمهوری و چه در مواقع دیگر آن خوی تواضعش را از دست نداده بود و هنوز هم از دست نداده است. لذا خصوصیات مثبت ایشان زیاد است. اگر بخواهیم تحلیل سیاسی بکنم نسبت به شخصیت ایشان، مشخص است که بعد از رحلت حضرت امام(ره) شخصیتی که بتواند سکان این کشتی انقلاب را به دست بگیرد غیر از ایشان کسی نبود. ایشان از شخصیت‌های مبارز و عضو شورای انقلاب بود. ویژگی‌های برجسته ایشان چه در دوره مجلس شورای اسلامی چه در ریاست جمهوری و چه در رهبری کامل مشخص است. در حقیقت ایشان همیشه به طرف کمال حرکت کرده و به عقب نرفته، قلم و بیان خوبی هم دارد.
یادم هست ایشان یک کتاب درباره صبر در دوران طلبگی‌اش نوشته بود. من آن را خواندم وقتی به پدرم که مجتهد بود نشان دادم گفت معلوم است که آسید علی آقا از صبر برداشت جهاد کرده است. پدرم گفت: این کتاب برای کسانی که می‌جنگند و با رژیم شاه مبارزه می‌کنند مهم است.
کتاب امام حسن(ع) ایشان هم کتاب برجسته‌ای است. سخنرانی ایشان در حسینیه ارشاد راجع به امام حسن، برجسته بود. در جریان مبارزه همراه مرحوم هاشمی‌نژاد حرکتهایشان برجسته بود. لذا من در یک کلمه می‌توانم بگویم ایشان هم مجاهد است، هم متدین و هم یک معلم خوب. یعنی از شاگردان خوب مرحوم حاج آقا شیخ هاشم قزوینی است و در بین طلبه‌های مشهد و فرزندان علمای مشهد ایشان برجستگی داشت. ایشان مجاهدی عالیقدر است که من به ایشان ارادت دارم و فکر می‌کنم ایشان هم به من علاقمند باشد.
* یالثارات: شما بحمدالله هم زمان رهبری حضرت امام (ره) را درک کردید و هم زمان رهبری حضرت آقا را. برای جوان‌ها بفرمایید که ویژگی‌های اخلاقی و مدیریتی مقام معظم رهبری چه شباهتی با ویژگی‌های رهبری حضرت امام دارد؟ و تناسب بین این دو رهبری، آیا نشان از خلف صالح بودن ایشان نیست؟
** عبدخدایی: مهم، شناخت زمان است. در فرآیند انقلابها و تحلیلی که از انقلابها می‌کنیم می‌گوییم یک شخصیتی می‌تواند انقلاب کند که ابتدا بتواند معضلات مردم را به شیوه‌ای عالمانه برای مردم بیان کند و بعد بتواند در کسانی که مبارزه می‌کنند همنوایی به وجود آورد و این نشات گرفته از رهبری عالمانه است. اینکه بتواند یک ایدئولوژی جدید جایگزین بکند یا در مردم ایجاد روحیه بکند مهم است.
از آن خصوصیت‌هایی که مطرح کردم دو خصوصیت اختصاص به زمان امام دارد. امام مبارزه‌ای را آغاز و مشکلات اساسی را بیان کرد. امام یک ایدئولوژی جدیدی را جایگزین ایدئولوژی قدیم کرد. این دو خصوصیت برای شرایط آن زمان است، منتها دو خصوصیت ایشان هماهنگ با خصوصیات امام(ره)است؛ رهبری عالمانه و اتکای به نفس و ایجاد روحیه مقاومت در مردم. امروز شرایط آنطور نیست که رهبر بخواهد مردم را نسبت به جامعه و علیه حاکمیت بدبین کند و ایدئولوژی هم همان جهان‌بینی اسلامی است که امام جایگزین ناسیونالیسم کرد اما این دو مخصوص بعد از امام است: یکی ایجاد اتکای به نفس در جامعه و یکی هم رهبری درست در مقاطع حساس که می‌توانیم بگوییم این دو خصوصیت همان خصوصیات برجسته از امام است که ایشان بعد از امام هم رهبری عالمانه کرده و هم در بحران‌های سیاسی مثل جریان هسته‌ای صحبتهایی که ایشان کرده در جامعه ما اتکای به نفس به وجود آورده و توانسته سخنان افراد خبیثی را که می‌خواهند روحیه مردم را در جریان برخورد ما با استکبار ضعیف کنند، خنثی کند.
ایجاد خودباوری در جریان مبارزه ما در انرژی هسته‌ای را دقیقا می‌توان به روزهای پس از انقلاب تشبیه کرد که امام در مردم خودباوری به وجود آوردند تا علیه رژیم بجنگند. مقام معظم رهبری در مردم یک خودباوری ایجاد کردند که از قدرتهای بزرگ و شیطانی مثل آمریکا وحشت نکنیم. اینکه شما می‌بینید حتی رئیس جمهور محترم هم اینطور حرکت می‌کند به نظر من به خاطر تفکر ایشان است. اینکه می‌بینید جامعه ما مثل موج حرکت می‌کند و همه می‌خواهند در برابر استکبار بایستند ایجاد این اعتماد به نفس در جامعه، نمادی از رهبری صحیح ایشان است.
لذا می‌توانیم بگوییم ایشان خلف صالح امام در ایجاد روحیه انقلابی و اعتماد به نفس در مردم است و دقیقا در مقاطع حساس، تشخیص زمان مناسب برای ضربه‌زدن به دشمن توسط ایشان، نشان از شعور بالا و شناخت ایشان نسبت به جامعه و خارج از جامعه است.
معمولاً رهبران نهضتها پس از اینکه سرکار می‌آیند، رابطه‌شان را با مطالعه کم می‌کنند، به همین دلیل، از درک زمان عاجزند. ما در جریان نفت در ابتدا شکست خوردیم. چرا شکست خوردیم؟ متاسفانه حاکمان آن موقع که شکست خورده بودند جریان را به گردن ملت انداختند در حالی که این طور نبود؛ عدم آگاهی آنها از شرایط زمان بود و اگر ما پیروزی به دست می‌آوریم دلیلی برآگاهی ایشان از زمان است.
یکی از خصوصیات یک رهبر فرزانه این است که زمان خودش، سیاست خارجی، دشمنان و موقعیت‌های حساسی که دشمنان دارند را- چه در صحنه مبارزات سیاسی و چه در صحنه مبارزات نظامی- بشناسد. هیچ کس نمی‌تواند انکار کند. روزی که خواستند آتش‌بس را اعلام کنند ایشان در جنوب نیروهای نظامی مملکت را رهبری می‌کرد و پاتکی که به عراق زد نمادی از شعور ایشان حتی در مسایل نظامی بود؛ با اینکه معمولا یک روحانی مسائل نظامی را نمی‌داند. اشراف ایشان به مسایل نظامی، قضائی،فقهی و سیاسی و سیاست منطقه و سیاست جهان، از خصوصیاتی است که اگر بخواهیم مقایسه کنیم-که البته نباید ایشان و حضرت امام را مقایسه کنیم چون امام به وجود آورنده انقلاب است و خود مقام معظم رهبری هم گفتند امام معلمی بزرگ است که انقلاب بدون نام امام هیچ کجا شناخته شده نیست. اما اگر بخواهیم مقایسه کنیم- می‌بینیم ایشان حرکت امام را با مدیریت بسیار عالی ادامه داد.
* یالثارات: شما به عنوان یکی از منابع تاریخ شفاهی ما هستید، اگر خاطره شیرین دیگری بین شما و مقام معظم رهبری وجود دارد برای ما بیان بفرمایید.
** عبدخدایی: خاطره‌ای از مادر ایشان دارم و آن این است که زن عالمه و عاقله ای بود. یادم هست که در سن 8 یا 9 سالگی من، مادر ایشان به منزل ما آمده بود. مادر خود من فوت کرده بود و مادر دوم من علویه بود و خیلی با مادر ایشان نزدیک بود. وسواس داشت و ما را نجس می‌دانست. مادر ایشان وقتی آمد من کنار حوض حیاط بودم و صورتم کثیف بود.
ایشان با محبت صورت من را شست و سه بار صورت من را داخل آب کرد و درآورد. آمدیم بالا و مادر دوم من گفت دست نزنید به غذا این بچه نجس است که ایشان گفتند: بی‌بی خانم من خودم صورتش را آب کشیدم پاک است.
خانواده ایشان بسیار خوب و پاکیزه بودند؛ هم مادر و هم پدر اهل تقوا بودند و خود ایشان در دامان خانواده‌ای تربیت شد که هم مادر ایشان شیرزن بود و هم پدر ایشان از آذری‌هایی بود که خوب درس خوانده بود.
حجت‌الاسلام والمسلمین ثقفی عضو هیات علمی دانشگاه آزادی اسلامی
* یالثارات: ویژگی‌های مدیریتی مقام معظم رهبری چه چیزهایی بوده است؟
** ثقفی: یکی از ویژگی‌های ایشان جامع ویژگی‌های دیگر ایشان است و آن ویژگی‌ این است که ایشان در یک کلمه از ابتدای فعالیتهای اجتماعی خود به معنای عام یعنی فعالیتهای فرهنگی- سیاسی- اجتماعی و مانند اینها در خدمت نهضت امام خمینی بودند و یکسره خودشان را وقف این نهضت کردند و تمام آن اسباب عمده لازم برای اثرگذاری جدی در این مسیر را کسب کردند و به کار بردند؛ به این معنا که در شناخت اسلام برای راهیابی به صحنه‌های مختلف از ابتدای نوجوانی کوشا بودند و وقتی به سن پختگی و در این زمینه به مقام اسلام‌شناسی رسیدند، آن نگاهی از اسلام را انتخاب کردند که بتواند در خدمت این نهضت باشد؛ نهضت بزرگی که امام راه انداخته بودند.
سایر خصوصیات ایشان هم در این زمینه قابل تبیین است البته این به معنای ندیدن خصوصیات فردی برجسته ایشان نیست.
* یالثارات: یکی از ویژگی‌های ایشان مدیریت بحران پس از بر عهده گرفتن رهبری انقلاب است. به نظر حضرتعالی مدیریت بحران ایشان از چه ویژگی‌هایی برخوردار بوده است؟
** ثقفی: یکی از ویژگی‌های برجسته ایشان در مدیریت بحران، شجاعت است. ایشان در مقابل بحران‌ها و تهدیدهایی که در ضمن بحران مطرح می‌شد، جایی که لازم بود ایستادگی صورت بگیرد، ایستادگی داشتند؛ مثل فضای بعد از حمله به برجهای دوقلوی آمریکا که تمامی سیاستمداران جهان منفعل شده بودند و نوعی رعب و وحشت در دلها افتاده بود. تنها کسی که شجاعانه به نفی هر دو جریان، چه تروریست‌ها و چه حکومت آمریکا، پرداخت مقام معظم رهبری بودند و با این موضعگیری که داشتند سد ذهنی و روانی را در کل جهان شکستند.
خصوصیات دوم ایشان سکینه و آرامش درونی است. خود ایشان هم در یک سخنرانی به این مطلب پرداختند و مسوولین را به این عامل بسیار مهم تذکر و توجه دادند که در بحران‌ها و در فراز و نشیب‌های خیلی سخت، آنچه که کمک می‌کند آرامش درونی تصمیم‌گیر و یک مدیر است و ما در بحرانهای مختلف این آرامش را دیدیم که متقابلاً به جامعه آرامش می‌داد.
* یالثارات: و خصوصیت دیگر ایشان؟
** ثقفی: خصوصیت سوم ایشان در مدیریت بحران‌ها مساله تدبیر است. تدبیر ایشان نشان می‌دهد که در مقاطع مختلف همیشه به ریشه‌های وقایع و حوادث توجه دارند و افراد را از تحلیل‌های سطحی توام با هیجان و ندیدن ریشه‌ها پرهیز داده و بر حذر می‌داشتند؛ مثلا در مقاطعی پیش می‌آمد که بعضی جریان‌های تندرو به بعضی حریم‌ها تجاوز می‌کردند و قصدشان ایجاد فضاهای کاذب بود و بعضی‌ها به این تجاوزها و هتک حرمت‌ها عکس‌العمل‌هایی نشان می‌داند که خیلی مناسب با مصلحت آن زمان نبود. ضمن اینکه مقام معظم رهبری جریانهای هتاک را محکوم می‌کردند اما نیروهای انقلاب را توجه می‌دادند به اینکه مبادا در این قضایا اصل ماجرا را نادیده بگیرند؛ به عنوان مثال وقتی بحث مفاسد اقتصادی مطرح شد ایشان تعابیر مختلفی داشتند، که مفسدان و حامیان آنها به تدریج زمزمه‌های مخالف را شروع می‌کنند و این تبدیل به فریادها و نعره‌ها خواهد شد و ما ... دیدیم به محض اینکه این مساله مطرح شد و قرار شد کاری در زمینه مفاسد انجام شود، یک سری فضاهای کاذب و جریانهای ایذایی درست شد تا ذهن جامعه منحرف شود ولی مقام معظم رهبری همچنان در بحث مفاسد تاکید داشتند به جای وارد شدن به میدان‌های بازی که دیگران آن را ایجاد کرده بودند، به اصل قضیه پرداختند.
* یالثارات: شباهتهای رهبری ایشان با رهبری حضرت امام(ره) چیست، هر چند که ایشان خود را شاگرد امام می‌دانند؟
** ثقفی: مقام معظم رهبری بهترین مفسر ابعاد شخصیتی و وجودی حضرت امام هستند، تعابیر استثنایی و منحصر به فردی که ایشان از امام نقل می‌کنند نشان میدهد که ایشان بسیار بهتر از دیگران این ابعاد را شناخته و به آنها توجه داشته‌اند. خب طبیعی است که بعد از این شناخت مساله تاسی به این ابعاد وجود دارد و ما هم این را می‌بینیم؛ به عنوان مثال مقام معظم رهبری در یکی از تعابیر منحصر به فردشان فرمودند که حضرت امام(ره) دائماً در حال رشد و تکامل بود. ایشان در جایی فرمودند گاهی اوقات تغییر امام را در فاصله یک ماه رمضان می‌دیدیم که امام در یک ماه رمضان چگونه اوج می‌گیرد و بالاتر می‌رود. خب این تعبیر را از افراد دیگر در مورد امام شنیدیم. ما عین این ماجرا را در خود مقام معظم رهبری می‌بینیم و حرکت ایشان را در شیوه‌های هدایت امور کاملا مشاهده می‌کنیم و در این مساله نمونه‌های فراوانی وجود دارد.
* یالثارات: زمانی که خبرگان رهبری ایشان را به عنوان رهبر انتخاب کردند شاید کمتر کسی باور می‌کرد که ایشان بتوانند اینگونه سکان کشتی انقلاب را هدایت کنند. می‌خواستم گمانه‌هایی را که برای آینده انقلاب و نظام اسلامی مطرح می‌شد بیان بفرمایید و پس از گذشت 18 سال چگونگی انتخاب ایشان را برای نسل جوان بیان کنید.
** ثقفی: از آنچه در خبرگان گذشته اتفاق افتاد و مسائلی که پیش آمد می‌توان تحلیل کرد که بعد از رحلت امام فضا می‌توانست فضای مبهمی شود. این ابهام قبل از رحلت امام وجود داشت و واقعاً هیچ کس نمی‌دانست کشور ایران و انقلاب اسلامی بدون امام چگونه خواهد شد. از این جهت یک ابهام توام با نگرانی وجود داشت که البته این ابهام و نگرانی را امام نداشت و اظهار هم می‌کرد که این نهضت قائم به فرد نیست و با رفتن یک خدمتگزار خللی در اراده مردم ایجاد نمی‌شود و خدمتگزاران والاتر و بالاتری هم هستند. این تعابیر امام است و وقتی که از امام می‌پرسند ما بعد از شما چه کنیم ایشان بارها و بارها در مناسبت‌های مختلف انگشت اشاره‌شان به سمت مقام معظم رهبری رفته بود و حتی امام به افرادی پیغام داده بودند که چرا شما ایشان را مطرح نمی‌کنید؟ اما برخی افراد که این توصیه‌ها را از حضرت امام شنیده بودند بیان نکردند(!)
یک نکته‌ای که به خاطرم آمد عرض بکنم این است که مقام معظم رهبری در دوران ریاست جمهوری خودشان که اوایل دهه شصت بود یک بحث تفسیری داشتند که در رفتن انسان از این عالم به عالم دیگر و برزخ و ... بود که تجربه خودشان را در آن ترور نافرجام مطرح کردند و فرمودند: من کاملا احساس کردم که روحم جدا می‌شود و بازگشتی به این عالم ندارم. ایشان می‌گفتند که من در این لحظه دیدم دستم کاملا خالی است و هیچ چیز برای بردن از این دنیا ندارم- با توجه به اینکه ایشان کوله‌باری از مبارزه و مجاهدت و رشادت و خدمت به نظام مقدس جمهوری اسلامی داشتند- ایشان می‌گفتند دست من خالی بود. وقتی خدا مقدر کرد که ایشان در این دنیا بمانند و برگردند تعبیر ایشان این بود که احساس کردم برای کار و خدمتی دوباره این فرصت به من داده شد.
* یالثارات: غیر از مدیریت بحران‌ها، مدیریت کلان و درازمدت مقام معظم رهبری در کشور است که در طول این سالها، ایشان کشور را از مراحلی گذرانده‌اند و به اینجا رسانده‌اند. لطفاً در این مورد هم توضیحاتی بفرمایید.
** ثقفی: بنده به نظرم می‌رسد که نگاهی به 17- 16 سال رهبری ایشان نشان می‌دهد که ما سه دوره از مراحل رهبری و هدایتگری‌های ایشان داشتیم: دوره‌ای که من نام آن را انذاز تهاجم فرهنگی گذاشته‌ام که از سال 68یعنی از ابتدای رهبری شروع می‌شود و تا سال حدود 71-70 ادامه پیدا می‌کند. در آن سالها مقام معظم رهبری تعابیری در مورد تهاجم فرهنگی به کار می‌بردند و هشدارهایی می‌دادند. متاسفانه این قضیه خیلی مورد توجه برخی قرار نگرفت. البته گروههایی از مردم و نخبگان خواص توجه کردند و به میدان آمدند و تاثیرگذار هم بودند و همانها بود که موجب شد دشمن در تهاجم فرهنگی به اهداف خودش که براندازی نظام بود نرسد. اما بالاخره به خاطر مسامحه‌های برخی مسئولان تهاجم فرهنگی آثار بسیار بدی بر جای گذاشت.
دوره دوم هدایت‌گری مقام معظم رهبری از زمانی شروع شد که به نوعی توجه به دنیا و دنیا طلبی در گوشه و کنار در میان برخی مسوولان دیده شد. ایشان اینجا در کنار تایید جریان سازندگی به نقد دنیاطلبی پرداختند و این جریان را مورد انتقاد قرار دادند و بحث‌های فراوانی در این مورد شد. این دوره از سال 71 شروع می‌شود تا 81- 80 ادامه پیدا می‌کند. بحث نقد دنیاطلبی به تخطئه مفاسد اقتصادی منتهی می‌شود و خود این دوره هم فصولی دارد که در این فرصت امکان بازگویی همه آنها نیست.
نهایتاً دوره سوم هدایتگری ایشان از سال حدود 79 شروع می‌شود که بنده اسم این مرحله را دعوت به سوی تشکیل دولت اسلامی گذاشته‌ام که ایشان از سال 79 این بحث را شروع کردند و سال 80 مجدداً این بحث را تکرار کردند. در سال 83 هم باز این بحث تکرار شد و نهایتاً امروز بحث دولت اسلامی به صورت یک گفت‌وگو در بین نخبگان و خواص مطرح است. ما در ابتدای راه هستیم و باید ابعاد این بحث شکافته بود.
محمود عباس‌زاده مشکینی روزنامه‌نگار و پژوهشگر
* یالثارات: رابطه رهبری دو شخصیت برجسته نظام ما یعنی امام راحل و مقام معظم رهبری چگونه بوده است؟
** مشکینی: اگر دل انسان بیمار نباشد اصولاً می‌تواند حقیقت را خیلی راحت به دست بیاورد. من نمی‌خواهم این دو شخصیت بسیار بزرگوار را مقایسه کنم چون در منطق ما خوانده‌ایم که معرِِِِِِِِِِف باید اعرف از معرِف باشد؛ باید هر دو را بشناسد و بتواند مقایسه کند. بنده در چنین حدود و شأنی نیستیم. اما هر دو بزرگوار در مورد یکدیگر صحبت کرده‌اند و بینشان یک سرّی وجود دارد. مقام معظم رهبری در یکی از خاطراتشان، خودشان را شاگرد فقهی و سیاسی و انقلابی حضرت امام معرفی می‌کنند. جالب است حضرت امام هم متقابلاً، به مناسب تنفیذ حکم ریاست جمهوری یا به مناسبت ترور نافرجام ایشان توسط منافقین، صحبت‌هایی در مورد ایشان دارند که خیلی چیزها را روشن می‌کند.
حالا من به چند عنوان و تعبیر که حضرت امام در مورد ایشان به کاربرد‌ه‌اند می‌خواهم اشاره کنم. ایشان اولاً می‌فرمایند که من خودم ایشان را بزرگ کردم که این خیلی مهم است و تعابیری به کار می‌برند که بسیار دقیق و گویاست. ایشان در مورد آقا می‌فرمایند: عالم به دین و سیاست یا در جایی می‌فرمایند: متفکر و دانشمند، مبارز در خط مستقیم اسلامی، بازوی توانمند جمهوری اسلامی، یا در جایی دیگر می‌فرمایند: ایشان سرباز فداکار جهبه‌های دفاع مقدس هستند، سازش ناپذیر با دشمنان و رحیم با دوستان- اشداء علی الکفار و رحماء بینهم- یا در همان ردیف می‌فرمایند: ایشان خدمتگزار لایقی هستند. مهم‌تر از همه اینها حضرت امام در مورد مقام معظم رهبری می‌فرمایند که ایشان حاصل عمر و جایگزین استاد شهید مطهری هستند. این تعابیری است که حضرت امام در مورد مقام معظم رهبری می‌فرمایند. تعابیر بسیار زیادی وجود دارد اگر انسان دنبال منابع برود.
* یالثارات: شیوه مدیریت بحران مقام معظم رهبری در مدت زمان رهبری 17 ساله‌شان پس از امام چه برجستگی‌هایی داشته است؟
** مشکینی: در مورد مدیریت و نحوه مدیریت بحران‌ها، شرایط سال‌هایی که حضرت امام لنگرگاه کشتی را بر عهده داشتند و شرایطی که مقام معظم رهبری زعامت مسلمین را به عهده گرفتند متفاوت است. نفاق در زمان مقام معظم رهبری بسیار پیچیده‌تر شد. در دهه اول انقلاب، شور انقلابی وجود داشت و مردم در میدان بودند. بالاخره شرایط جنگ بود و همه دنبال یک هدف بودند و شرایط هم متفاوت بود.
مقام معظم رهبری در مدیریت متوکل به خدا بوده و هستند. دوم اینکه ایشان در تمامی بحران‌ها اصول را حفظ کردند و در نظر داشتند. دیگر آنکه تأکید بر مردم و قدرت مردم دارند، ایشان همیشه در کنار مردم بوده‌اند. اگر یادتان باشد در مسئله مبارزه با مفسدان اقتصادی به سران قوا تذکر دادند، که اگر مثلاً مطالبات و انتظارات برآورده نشود من از مردم کمک می‌گیرم. از هر جایی دشمن خواست نفوذ کند دقیقاً از همان جا جلوی دشمن را گرفتند.
زمانی که با مباحثی مانند دموکراسی و حقوق بشر و آزادی به میدان آمدند، مفاهیم را دقیقاً تبیین و برای مردم روشن و مفهوم‌سازی کردند. مفاهیمی مانند مردم‌سالاری دینی را مطرح کردند و در همان مباحث مردم‌سالاری دینی بحث جنبش نرم‌افزاری مطرح شد.
از سوی دیگر ایشان تسلط فوق‌العاده‌ای دارند. شما دقت کنید به اقشار و طیف‌های مختلفی که خدمت مقام معظم رهبری می‌رسند انسان احساس می‌کند که آقا در این تعاملات، تخصص ویژه دارند. وقتی شعرا یا اساتید دانشگاه یا پزشکان و ... به دیدن آقا می‌روند انسان احساس می‌کند به مسائل مختلف آن حوزه به دقت آگاهی دارند و خیلی دقیق احساس می‌کنند، تبیین می‌کنند، روشنگری می‌کنند و راه را نشان می‌دهند. اینها نکات بسیار ظریفی در هدایت یک جامعه است.
* یالثارات: هنگامی که خبرگان رهبری، مقام معظم رهبری را به عنوان رهبر آینده جمهوری اسلامی معرفی کرد، ایران در چه شرایطی بود؟‌
** مشکینی: وقتی که حضرت امام بیمار بود و چند روز به رحلت ایشان مانده بود، اگر مطالبی را که رسانه‌های بیگانه منتشر می‌‌کردند دقت می‌فرمودید می‌دیدید که آنها امید زیادی بسته بودند و برداشتشان این بود که بعد از رحلت حضرت امام دیگر این انقلاب نمی‌تواند به راه خودش ادامه دهد. مثلاً یادم هست که چند روز قبل از رحلت امام پیش‌بینی می‌کردند که جنگ داخلی در بگیرد، رادیو بی‌بی‌سی می‌گفت که مشکل می‌توان جای امام خمینی را در ایران پر کرد یا فاینشنال تایمز گفته بود که شکاف بزرگی در رأس سیستم سیاسی ایران ایجاد خواهد شد یا رادیو آمریکا گفته بود جنگ روانی سراسر ایران را فرا می‌گیرد.
به هر صورت شما می‌دانید که پس از انتخاب ایشان بلافاصله بحران‌ها یکی یکی خنثی شد و کشتی انقلاب به مسیر خودش ادامه داد.
* یالثارات: چگونه شد که در ایام کوتاه پس از رحلت حضرت امام، مقام معظم رهبری از سوی خبرگان به عنوان رهبر انقلاب شناخته شدند؟
** مشکینی: بالاخره اعضای مجلس خبرگان به ظرافت‌هایی که حضرت امام داشتند یا اشاراتی که حضرت امام مستقیم و غیرمستقیم داشتند و بالاخره با راهنمایی الهی به این نتیجه رسیدند که برخلاف میل باطنی آقا، مقام معظم رهبری برای این امر انتخاب شوند. ایشان در یکی از خاطراتشان حتی به دوران ریاست جمهوری‌شان اشاره می‌کنند و می‌فرمایند که من می‌خواستم آن دوره اول جمع کنم و دیگر کاندیدا نشوم. خودم را آماده می‌کردم که به دنبال کارهای فرهنگی بروم بعضی آقایان آمدند پیش ما و برای ما شغل‌های متفاوتی پیش‌بینی می‌کردند که بیایید فلان جا- مجمع تشخیص و ...- مؤثر واقع می‌شوید. آقا می‌فرمایند: من استدلالم این بودکه اگر دنبال کارهای فرهنگی بروم خوب است مگر اینکه امام چیزی را برای من تکلیف کنند.
شاید آن زمان کسی نمی‌دانست که قبل از اتمام دوران ریاست جمهوری دوم شرایطی پیش می‌آید که ایشان به جای امام، رهبری مقام را به عهده بگیرند.
* یالثارات: از سایر ویژگی‌های مدیریتی مقام معظم رهبری برای ما بیان بفرمایید.
** مشکینی: یک مورد در ویژگی‌های مدیریتی مقام معظم رهبری وجود دارد و آن نگاه نو به مسائل و درک مقتضیات زمان است. این هم یکی از ویژگی‌های عجیب شخصیتی و مدیریتی ایشان است و نکته‌ای که بنده می‌خواهم عرض کنم (به ویژه در شرایط فعلی که کشور ما خیز برداشته و کانون توجه جهان اسلام شده) این است که ما اعتقاد داریم یک قدرتی در دنیا در آستانه شکل‌گیری است که محوریت آن ایدئولوژی اسلامی و کانون این ابرقدرت هم جمهوری اسلامی ایران است و برخلاف ابرقدرت‌های دیگر که روی نسل‌کشی و جنایت و استعمار و استثمار دیگران بنا می‌شود، این ابرقدرت دینی و اسلامی، سنگ بنایش روی دیگرخواهی و تعالی انسان‌ها در حال چیده شدن است.
در شرایط فعلی به نظر من مقام معظم رهبری در مدیریت و هدایت این جریان با دو فشار روبرو هستند: یک فقاهت ساختارگرا است یکی هم روشنفکری تجربه‌گرا.
* یالثارات: ویژگی‌های این دو مؤلفه را مقداری بیشتر توضیح دهید.
** مشکینی: روشنفکری تجربه‌گرا این است که در حوزه علم بک جریان سکولار افسار علم تجربی را به دست گرفته و خواسته تعاملات جهان را با همین فرمول‌ها حل کند و ما در این حوزه علم (علم به مفهوم امروزی) از حوزه دین فاصله گرفتیم. شما می‌بینید که برای حل مسائل گاهی پیشنهاداتی می‌کنند که نسبتی با دین ندارد. این روشنفکری تجربه‌گراست؛ روشنفکری که فقط آن طرف مرز را نگاه می‌کند، فرمول غربی برایش مهم است و غیر از آن هم چیزی را نمی‌تواند تولید کند این روشفکری تجربه‌گرا است. البته همه این روشنفکری تجربه‌گراست. البته همه این روشنفکری غیرمفید نیست. عرض کردم یکی از ویژگی‌های این روشنفکری جدا شدن از مفاهیم دینی در حل مشکلات جامعه و آن طرف آب را نگاه کردن است.
دیگری فقاهت ساختارگراست. این فقاهت با تعابیری که حضرت امام از فقاهت داشته که فقه سنتی و فقه جواهری است متفاوت است. یکی از ویژگی‌های فقاهت ساختارگرا، عدم انعطاف‌پذیری در مورد مقتضیات زمان است. در حالی که ما اجتهاد خودمان را پویا می‌دانیم، فقاهت ساختارگرا تقریباً در مقابل اجتهاد پویا قرار دارد و ما در فقه شیعه به آن انتقاد داریم.
* یالثارات:‌ آیه شریفه قرآن می‌فرماید: «...الله اعلم حیث یجعل رسالته...» (انعام – 125)، و واقعاً ویژگی‌هایی که در مقام معظم رهبری وجود دارد و شما به آن اشاره کردید مؤید این مطلب است. ایشان ویژگی‌های منحصر به فردی مانند تسلط به غالب مباحث فکری و اندیشه‌ای و حتی تجربی و اجتماعی جامعه دارند. اما ویژگی‌ دیگری وجود دارد و آن این است که ایشان با تمامی بطن ملت ایران حتی به صورت سببی و نسبی هم ارتباط دارند؛ با مردم آذربایجان و مشهد و سیستان و ... این ویژگی چگونه در ایشان قرار گرفته و در بعد استراتژیک چگونه دشمنان را مأیوس ساخته است؟
** مشکینی: یک حدیث شریف می‌فرماید: «العبد یدبّر و الله یقدّر» یعنی بنده تدبیر و خدا مقدر می‌کند. ببینید ویژگی‌هایی اینچنینی بسیاری در مقام معظم رهبری وجود دارد و ای کاش اینها منتشر شود و مردم در جریان قرار بگیرند. حضرت آقا در یکی از خاطراتشان می‌فرمایند که ما خانه‌ای 80-70 متری داشتیم و پدرم چون روحانی بوده ما همیشه مهمان داشتیم و مجبور بودیم شب‌ها تا زمانی که مهمان تشریف ببرد به زیر زمین برویم. یا اینکه از فقر مادی و مالی خانواده‌شان تعریف می‌کنند. این ویژگی‌ها وجود دارد و وقتی خداوند بخواهد رسالتش را بر کسی قرار دهد او را از قبل می‌سازد و با انسان‌های بزرگ همنشین می‌کند. شما می‌دانید که آقا نزد علمای بزرگی نظیر حضرت آیت‌الله علامه طباطبایی و خود حضرت امام و آقای حائری یزدی و... بوده‌اند که اینها همه‌شان ستارگان آسمان فقاهت و عرفان و فلسفه و تفسیر هستند.
اما پدر آقا ظاهراً در سن 25 سالگی ایشان و زمانی که ایشان در قم تحصیل می‌کردند به علت بیماری آب مروارید چشمشان نابینا می‌شود. علما بسیار اصرار می‌کنند که شما استعداد خوبی دارید و باید در قم بمانید و درستان را ادامه دهید. اما ایشان می‌فرمایند: من باید به مشهد بروم تا از پدرم سرپرستی کنم و در خدمت پدرم قرار بگیرم. و این برجستگی اخلاقی است. خودشان می‌فرمایند که خداوند برکات زیاد و الطاف بی‌نظیری به ایشان در مشهد دادند.
این از ویژگی‌های آقاست که بعد از امام ظرافت مدیریتی و ظرفیت‌های بسیار بالای مدیریتی دارند و یک کشور را در حوزه‌ی اجتماعی- سیاسی- فرهنگی هدایت کردند. ما مدیران متنوعی داشتیم مثلاً وزرای فرهنگ و وزرای اقتصادی و وزرای سیاسی‌مان با تنوع فکری بسیار متفاوت در این کشور کار کردند ولی ظرفیتی که تحت نظارت مقام معظم رهبری در این نظام پیدا شده، همه را تحمل کردند و همه‌ی اینها نشانگر بالا بودن ظرفیت، تدبیر، عقلانیت و توکل بر خدا در وجود ایشان است.