تاریخ انتشار : ۳۰ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۲:۵۲  ، 
شناسه خبر : ۹۰۴۳۴

پرویز صدیقی
نهضت‌ فرهنگی رنسانس نقطه عطف مهمی در تاریخ بشری به لحاظ تاثیر در شکل‌گیری حرکت‌های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی محسوب می‌شود که سبب در هم ریختن مناسبات اجتماعی و زیر سوال رفتن بسیاری از اصول و ارزش‌های رایج گردید.
فمنیسم، که اساس و مبانی فکری آن را امانیسم تشکیل می‌دهد، محصول دوران روشنگری در اروپاست، که در صدد تخریب تفکر دینی برآمده، امانیسم (مکتب اصالت بشر) به عنوان جوهر، تمدن غرب، تفکر دینی را موجب جمود فکری جامعه دانسته و به صورت جدی در مقابل خدامحوری به تبیین دیدگاه‌های خود پرداخته و تقریبا طی چهار قرن عمر خویش، طغیان و سرکشی در مقابل خدامحوری را به مجاری گوناگون تزریق می‌کند و سعی در خارج ساختن تفکر دینی از معرکه و حاکمیت سکولار دارد. و با تکیه بر فلسفه پوزیتیویسم همه واقعیت‌های عالم را مادی و محسوس پنداشته و اخلاق و دین را با تکیه بر اصالت عقل و شناخت‌های عقلی به حاشیه می‌داند.
نحله‌های فمینیستی (لیبرال فمینیسم مارکسیستی، سوسیال فمینیسم، فمینیسم رادیکال، فمینیسم روانکاوانه، اگزیستالیستی و فمینیسم پسامدرن) همه ادعای برابری حقوق زن و مرد یا حتی برتری زنان بر مردان و دفاع از حقوق پایمال شده آنان را یدک می‌کشد.
البته جایگاه و ریشه‌های تاریخی فمینیسم در ایران با اروپا کاملا متفاوت است. هر چند فمینیسم در غرب و افکار عمومی غربیان به عنوان حرکتی آزادی‌بخش ـ به علت دستیابی زنان مثل مردان به عنوان انسان به حقوق مادی و معنوی خود که سالیان دراز از آن محروم بودند ـ محسوب می‌شود.
جایگاه و نگرش‌ها به فمینیسم در ایران با اروپا متفاوت است، تمدن ایران نگاهش به زن همپایه مرد نه در درجه متفاوت آمده است. زن از نعمت مالکیت، ارث و بسیاری از حقوق دیگر بهره‌مند و از ارکان نظام مستحکم خانواده به حساب می‌آمد و به صورت‌های پیدا و پنهان چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام در اصلاحات اجتماعی حضور داشتند.
«در ایران باستان زنان در کسوت پادشاه، فرمانده ناوگان کشتیرانی، ابریشم‌باف و نقره‌کاران تخت جمشید حقوق برابر با مردان داشتند و دختران از مهدکودک‌های رایگان استفاده می‌کردند و زنان دارای حق برابر ارث و طلاق و پیروی از خرد در گزینش همسر بودند، آنها حتی با مردان در بازی چوگان رقابت می‌کردند.»(1)
«در کتاب ماتیکان هزار دادستان (نظام‌نامه حقوقی) آمده است، علاوه بر زنان حقوقدان و کارگر، زمانی هم در سطوح بالای اجتماعی وجود داشته‌اند.... آرتمیس فرمانده کل قوا بوده که در جنگ بین ایران و یونان فرمانده ناوگان کشتیرانی بوده است.»(2)
«گیتی پورفاضل محقق و حقوق‌دان در این پیشینه می‌گوید: زن همواره در متون باستانی ایران به عنوانی یک انسان کامل مطرح بوده، وقتی زرتشت از زن و مرد صحبت می‌کند، فروهرهای زنهای بزرگ و پارسا را می‌ستاید و...»(3)
«اما مارتین لوتر بنیان‌گذار عصر روشنگری در سوگواری دخترش، به همسرش کارتین چنین دلداری می‌دهد: ای زن این قدر گریه و زاری مکن و به خاطر بیاور که دنیا برای دختران محنت‌سرایی بیش نیست.»(4)
و حتی پس از پذیرش اسلام توسط ایرانیان نگرش به زن و جایگاه آنان بر اساس تعالیم متعالی الهی و با تاکید بر احقاق حقوق زنان در حد مساوی با مردان بوده است و دین اسلام به عنوان دین کامل به جهت توجه به تمام ابعاد و مسائل فردی و اجتماعی انسان مسائل مربوط به زنان نیز مورد توجه جدی قرار گرفته و تمامی نیازهای دنیوی و اخروی انسان را با واقع‌نگری تبیین و راه رستگاری و خوشبختی را در حوزه رفتار اجتماعی برای مرد و زن نمایانده است.
«انی جاعل فی‌الارض خلیفه»(5)
بالاترین مقامی که از سوی خداوند برای نوع انسان در نظر گرفته شده مقام خلیفه اللهی است و آنچه از آیات قرآن بر می‌آید این مقام به صورت عام مطرح و مختص جنس خاص نیست یعنی زنان و مردان هر کدام می‌توانند خلیفه خدا شوند، پس معلوم می‌شود که اسلام زن را حرمت می‌نهد و فعالیت آن را در جامعه تنظیم می‌کند نه محدود.
مشارکت زنان در فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی و... نظیر نهضت تنباکو در حمایت از میرزای آشتیانی، زنان همگام با مردان بر ضد حکومت به اعتراض می‌پردازند و ضمن اعلام حمایت از استمرار مبارزه، بدون مردان، اقدام بستن بازار می‌کنند. در تبریز زنان به رهبری زنی به نام زینب و در اعتراض به قرارداد رژی، دوشادوش مردان به پا می‌خیزند.(6)
شرکت گسترده و عظیم زنان در تظاهرات قیام پانزده خرداد و پیروزی انقلاب اسلامی همه نشانگر حضور فعال زنان در تصمیم‌گیری‌های جامعه است.
وقوع انقلاب اسلامی دریچه‌ای نوین بر حرکت‌های اجتماعی زنان کشور و تا حدودی در تصحیح باورهای آحاد جامعه به ویژه زنان موثر افتاد و حضور زنان در عرصه انقلاب و دفاع مقدس، آنان را به ارزش‌های متعالی سوق داده و از الگوهای غربی دور ساخت.
به طور کلی در آستانه انقلاب مشروطه، با حضور جدی فرهنگ غرب در ایران وضعیت زنان نیز همپای سایر ابعاد اجتماعی تغییر کردند و مشروطیت به لحاظ تاثیر شگرفش در تغییر نگرش‌ها حتی در میان زنان نقطه عطفی در تاریخ فرنگی ایران محسوب می‌شود که جامعه ایران را ـ نادانسته و ناخواسته ـ در مدار فرهنگ غرب کشاند.
«در همین راستا در اواخر سلطنت قاجار جنبش‌های پدید آمد که توسط زنان ایرانی هدایت می‌شد که از فرزندان و یا همسران تحصیل‌کرده‌های دنیای غرب بودند، حتی برخی از زنان روشنفکر در روزنامه‌های ایرانی که پیش از مشروطه در خارج از کشور به چاپ می‌رسیدند مقالاتی در جهت بیداری زنان نوشتند»(7) پیروزی زنان روشنفکر ایرانی از زنان متجدد: غرب، در آغاز تنها در تشکیل مدارس دخترانه به سبک جدید با تشکیل انجمن‌های زنان، انتشار جراید و مسائلی از این قبیل منحصر می‌شد.
اما با ظهور سلسله پهلوی و شتاب در بی‌هویتی و غرب‌زدگی و حضور عنصر فاسدی مانند اشرف پهلوی به عنوان رئیس سازمان زنان و... تاثیر به سزایی در شکل‌گیری برداشت‌های منفی در ذهنیت جامعه مسلمان ایرانی نسبت به فمینیسم داشت.
به طور کلی فمینیسم در غرب حرکتی خودجوش و زایده شرایط حاکم بر آن جوامع و بر ضد نظام حاکم بود. اما فمینیسم ایرانی وارداتی و تقلیدی، در اختیار عناصر وابسته حکومتی در جهت ابتذال و لجام گسیختگی بوده است و جامعه فرهیخته و متدین، فمینیسم را به دور از فرهنگ ایرانی و اسلامی تلقی می‌کردند.