محمد علی ابطحی در سایت شخصی خود نوشت: تا آن جا که من به یاد دارم یکی از وظایف مهم وزارت خارجه هر کشوری این است که قبل از صدور بیانیهای یا شرکت در کنفرانسی تمهیدات و چانهزنیهای لازم را انجام دهد؛ اختلافات را در قطعنامهها حل و فصل کند و کارهای تشریفاتی را انجام دهد که دیدگاههای رئیس کشوری که قرار است سفر کند یا بیانیه بدهد مورد قبول قرار گیرد. در عرف دیپلماتیک بدترین کار آن است که رئیس کشوری بیانیه بدهد یا در اجلاسی شرکت کند ولی با بیتوجهی فرد یا اعضا، مواجه گردد. متأسفانه نامه آقای احمدینژاد به مرکل، صدر اعظم آلمان بر عکس این شیوه، در خلأ برای آنان ارسال شد و در یک رفتار اهانت آمیز صدر اعظم آلمان گفته که به نامه احمدینژاد پاسخ نمیدهد. نامهای که معلوم باشد پاسخ آن داده نمیشود، تنها اهانت به نویسنده نامه نیست؛ بیشتر از آن اهانت به کشوری است که دنیا تلقی میکند رئیسجمهور آن از سوی مردم آن کشور نامهنگاری کرده است.
برای رئیسجمهوری که خودش چنین خواسته، خیلی نمیتوان ابراز ناراحتی کرد؛ اما برای مردم و ملتی که رئیس آنان به نام آنان نامه برای رهبر کشوری مینویسد که از قبل معلوم است رئیس آن کشور اعلام میکند به این نامه پاسخ نمیدهد، خیلی ناپسند و غیرقابل قبول است. محتوای نامه تاکنون برای ملت ایران روشن نشده است اما اگر چنین باشد که آلمانیها گفتهاند، نامه در مورد مسائل ایران نبوده است، اهانت بیشتری به ملت است که رئیس آن به جای حل مشکلات ملتش به مشکلات ملل دیگر توجه میکند. یک بار معروف شد که جلوی این نامهنگاریها گرفته شده ولی علی الظاهر رئیس جمهور مجدداً قصد نامهنگاری کرده است. جفاست ملت بزرگ ایران، تاریخ و افتخاراتی که دارد را در معرض اهانت ژرمنها و یا هر کشور دیگری قرار داد.