تاریخ انتشار : ۳۱ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۸  ، 
شناسه خبر : ۹۰۴۴۸
عاقبت بنیاد نخبگان به کجا انجامید؟
فائزه فلاطونی اشاره: اهمیت نخبگان و لزوم استفاده درست از آنان جهت تعالی علمی و معنوی جامعه، مسئولین کشور ما به ویژه انقلاب را بر آن داشته است تا با تأسیس سازمانی منسجم، از ظرفیت‌های این افراد استفاده بهینه شود. به گواه آرشیو موجود، بارها در همین صفحه، این مسئله را مورد بررسی و تأکید قرار دادیم. در این شماره نیز بار دیگر مسئله بنیاد نخبگان و تکریم نخبگان را مورد تأکید قرار می‌دهیم و در شماره‌های آینده نیز در صورت راه‌اندازی رسمی این سازمان به بررسی و ارزیابی آن خواهیم پرداخت. به این امید که این مباحث موجب بسط بیش از پیش تفکر «نخبه‌پروری» و «نخبه‌گرایی» گردد. سرویس حوزه و دانشگاه

نخبگان، سرمایه‌های یک جامعه به شمار می‌آیند. هر جامعه و طبعاً هر حکومتی در پی آن است تا در جهت حفظ و استفاده بهینه از این سرمایه‌های خدادادی گام بردارد. نظام جمهوری اسلامی نیز از این قاعده مستثنی نمی‌باشد، به ویژه آن که رویکرد کلی انقلاب و نظام بر اساس شایسته‌سالاری و خردورزی است. این رویکرد در کلام امام خمینی(ره) و پس از ایشان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به خوبی پیداست. بر این اساس سیاست دست‌اندرکاران نظام بر ساماندهی و حفظ نیروهای نخبه و دانشمند ایران اسلامی شکل پذیرفت. این مهم در تاریخ هفتم تیرماه 1383، شکل عینی به خود گرفت. در این روز رهبر فرزانه انقلاب در دیدار با جمعی از نخبگان بر تأسیس سازمانی تأکید نمودند که هدف آن ساماندهی و استفاده مطلوب از ظرفیت‌های نخبگان کشور می‌باشد. پس از دستور‌العمل مقام معظم رهبری، در تاریخ 10/3/84 اساسنامه این بنیاد تصویب شد. اما نکته جالب این بود که اولین جلسه بنیاد نخبگان پس از نزدیک به 19 ماه از تأکید معظم له تشیکل شد و دومین جلسه نیز در تاریخ 19 تیر امسال برگزار گردید. مدیریت این نهاد نیز بر عهده معاون اول رئیس‌جمهور گذاشته شد.
وی نیز با معرفی یک قائم مقام عملاً بیش‌تر کارهای اجرایی این بنیاد را بر عهده او گذاشت. اما چندی پیش در خبرها آمده بود که قائم مقام بنیاد نخبگان از سمت خود استعفا داد. به نظر می‌رسید این مسئله موجب کند شدن روند حرکتی بنیاد نخبگان بشود اما دکتر عباسپور عضو هیئت امنا و رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در پاسخ به این که معرفی نشدن قائم مقام بنیاد، مشکلی در برپایی جلسات ایجاد نمی‌کند اظهار داشت: قائم مقام معاون اول رئیس‌جمهور به رئیس بنیاد ملی نخبگان کمک می‌کند اما رئیس می‌تواند بدون قائم مقام نیز تمام کارهایش را در بنیاد انجام دهد و در واقع نبود قائم مقام مشکلی در تشکیل جلسات بنیاد ایجاد نمی‌کند.1
اما با این همه، سؤال اساسی این جاست که علی رغم حجم مسئولیت‌های معاون اول رئیس‌جمهور چطور می‌توان پذیرفت که نبود قائم مقام یا معاون برای وی در امور بنیاد نخبگان مشکلی ایجاد نمی‌کند؟! با این حال فعالیت‌های این بنیاد را به فال نیک می‌گیریم و آرزو می‌کنیم تا این مهم هر چه زودتر عملی گردد به ویژه آن که معاون پژوهشی و فناوری وزیر علوم و عضو بنیاد نخبگان در خصوص تشکیل این بنیاد گفته است: با توجه به تأکیدهای مقام معظم رهبری پیرامون تشکیل بنیاد امور نخبگان، این بنیاد در حال تدوین آیین‌نامه‌های پایانی بوده و به زودی اجرایی می‌شود و نخبگان را مورد حمایت قرار خواهد داد.
نخبه‌ کیست؟
نخبه در لغت به معنای «برگزیده» آمده است. در واژه‌نامه خارجی اصطلاح Elite که از کلمه Eligere به معنای «انتخاب» و یا «انتخاب کردن» مشتق شده است، در مفهوم ابتدایی برای بیان کالاهایی به کار برده می‌شود که دارای مرغوبیت و برتری خاصی نسبت به سایر کالاهای مشابه بوده‌اند. در قرون 16 و 18 میلادی، نخبه به گروه‌هایی از جامعه که جایگاه یا مقام و منزلت سیاسی اجتماعی و یا روحانی ویژه‌ای داشتند، یعنی کشیشان والامقام، مأموران عالی رتبه دیوانی، اشراف‌زادگان و فرماندهان نظامی، اطلاق می‌شد. نظریه نخبه‌گرایی از اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20 م در اروپا و آمریکا در نوشته‌های سیاسی اجتماعی محققان یا گستردگی مطرح شد و در سال‌های بین دو جنگ جهانی متأثر از نظرات «پاره‌تو» و «موسکا»، تمامی مراکز آموزشی و تحقیقاتی ایتالیا را در برگرفت. به باور «پاره‌تو» گروه نخبه شامل افرادی می‌شود که از برجستگی خاص و خصایلی بارز چون هوش، ذکاوت، مهارت و صلاحیت برخوردارند و در زندگی توأم با رقابت‌های مداوم نمره بسیار بالایی دریافت می‌دارند.
«موسکا» نیز می‌گوید: گروه نخبه شامل افراد و شخصیت‌هایی می‌شود که در یک جامعه با برخورداری از امتیازات اکتسابی و فطری خود در موقعیت برتری نسبت به سایرین قرار گرفته‌اند و قابلیت به فعل آوردن این امتیازات را نیز دارا می‌باشند. 2 این تعاریف تا حدودی معنای «نخبه» را مشخص می‌سازد، اما باید معنای نخبه را بسیار فراتر از این معانی تعریف کرد. نخبه کسی است که برای یک ملت، افتخارآفرین باشد؛ این افتخار آفرینی هم در زمینه علم و هم در حیطه عمل قابل ارزیابی است. به همین علت باید دلاورمردانی را که با رشادت و جانبازی وصف‌ناشدنی، عرض و ارض ایرانی را از گزند هر اجنبی نامحرمی مصون نگه داشته‌اند، نخبه نامید؛ گرچه برخی از آنان در زمینه علمی، برجستگی خاصی نداشتند، ولی با عمل خود علم‌آموزی حیطه دانش را ممکن ساختند. خلاصه این که، نخبه به کسی می‌گویند که شرف و ماندگاری خود را در سعادت و هدایت ملت می‌بینند و تسدید فرامین الهی و نهادینه شدن فرهنگ دینی در جامعه را در نهایت آمال و سعادت خود تلقی می‌کند. در هر صورت باید گفت که نخبگان، تجلی شرافت و عزتمندی جامعه‌اند که این شرافت و عزت را وامدار توجهات الهی و پشتیبانی مردم هستند. 3
انتظارات رهبر معظم انقلاب
هدف رهبر انقلاب از تأسیس و ایجاد سازمان ویژۀ نخبگان کشور، غیر از استفاده صحیح از ظرفیت‌های نخبگان، رفع مشکلات و تأمین مطالبات آنان و همچنین ارتقای علمی نخبگان می‌باشد. ایشان در مورد کارهایی که باید برای نخبگان جامعه انجام گیرد می‌گویند: «در مورد کارهایی که باید برای نخبگان جامعه انجام بگیرد، یک نکته را عرض کنم. البته در همه مجموعه‌های اجتماعی، برنامه‌ریزی‌هایی برای قشر متوسط و عمومی می‌شود‌، چاره‌ای هم نیست. برنامه‌ریزی‌های عمومی را نمی‌شود با محاسبه‌های نخبگان انجام داد لیکن این حرکت تحصیل و کاری، به تدریج به نقطه‌ای می‌رسد که باید برای نخبگان حساب ویژه باز کرد. در برنامه‌‌ریزی برای نخبگان، هدف ما باید چه باشد؟ البته هدف نباید به هیچ وجه تحقیر غیرنخبگان باشد، چون غیرنخبگان ممکن است کارهایی انجام دهند که بسیار برجسته و ممتاز و والا باشد، این بدیهی است. اما یک جامعه بدون دارا بودن استخوان‌بندی‌های ذهنی قوی در حرکت جهانی نخواهد توانست از سربالایی‌های دشوار و پیچ‌های سخت عبور کند.
بنابراین، جامعه همچنان که به بدنه فکری نیاز دارد، نقطه ممتاز فکری هم نیاز دارد. بنابراین اگر هوشمندانی در جامعه هستند که از لحاظ ذهنی نخبه‌اند، این‌ها می‌توانند به پیشرف علم و فرهنگ و هنر و کار و پیشرفت هر چیزی که جامعه به آن نیاز دارد، کمک کنند. بنابراین منهای این که ما بخواهیم غیرنخبه را مورد تغافل قرار دهیم، باید برای نخبگان، حسابی باز کرد. ممکن است به نظر بیاید این یک تبعیض است. اما تبعیض همه جانبه غیرعادلانه نیست؛ گاهی اوقات تبعیض، عین عدالت است. این حساب باز کردن برای نخبگان، عین عدالت است؛ به خاطر این که ما باید نخبه و هوشمند را در حدی که می‌تواند رشد کند رشد بدهیم.4
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در مورد چگونگی اداره بنیاد نخبگان خاطرنشان می‌کنند:
«البته این که چنین جمعی را خود نخبگان باید اداره کنند، در آن تردید نیست؛ یعنی تا کسی خودش با مسائل ذهنی علمی و عملی مربوط به یک جمع نخبه آشنایی و دلبستگی نداشته باشد، نمی‌تواند کار کند؛ اما سخن در این نیست که چه کسانی آن را اداره می‌کنند. هر جای کشور که مربوط به نخبگان باشد، آن‌ها آن‌جا را بهتر اداره می‌کنند؛ این کار، کار دولت است و ناگزیر بایستی دولت زیر این کار برود؛ فکر خوبی است. منتهی وقتی دولت مسئول کاری می‌شود، اداره این مجموعه را باید به کسانی واگذار کند که حقیقتاً شایسته باشند. البته باید سعی شود که این مرکز در دستگاه‌های اداری حل نشود و دستگاهی در کنار دستگاه‌های دیگر و با مشکلات برخی از آن‌ها به وجود نیاید، به خصوص رگه‌های سیاسی و سیاسی‌کاری و سیاست بازی اصلاً نباید در این مجموعه کارها بیاید.5
سخن پایانی
تلا‌ش‌های صورت گرفته در تأسیس و راه‌اندازی این بنیاد قابل تقدیر است، اما قطعاً کامل نیست. شایسته است مسئولان محترم در اجرای این مهم راه‌اندازی بنیاد نخبگان تلاش بیش‌تری مبذول دارند و بدانند که ساماندهی و حمایت نخبگان حوزوی و دانشگاهی برکات فراوانی را نصیب کشور در تمام زمینه‌ها می‌نمایند. بی‌گمان رویکرد رهبر فرزانه انقلاب در تأسیس این نهاد با توجه به برکات و ثمرات علمی و عملی نخبگان و فرزانگان بوده است.