تاریخ انتشار : ۲۴ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۳:۳۷  ، 
شناسه خبر : ۹۰۴۵۶
ضرورت توجه به نقش پنهان فراماسونری در تحولات

موسی حقانی
دوره قاجار در تاریخ معاصر ایران به دلایل متعددی که عمده ترین آنها ارتباط نزدیک ایران با کشورهای غربی است، دارای اهمیت بسیار است. توجه غربیان به ایران در این دوره در چارچوب رقابتهای استعماری انگلستان، روسیه و فرانسه شکل گرفت. روند وابستگی جامعه ایران به غرب با ورود اولین دسته از ایرانیان به مجامع فراماسونری که در آغاز منحصر به سفرا و محصلان اعزامی به اروپا بود، تشدید شد و رفته رفته با گسترش یافتن شبکه لژهای فراماسونری و افزایش اعضای آن که عمدتا از میان طبقات صاحب نفوذ سیاسی، اقتصادی، اجتماعی گزینش می شدند، ابعاد گسترده تری یافت. فراماسونری یکی از عوامل مؤثر در تحولات است که باید در کنار سایر عوامل به نحو شایسته مورد بررسی و تعمیق قرار گیرد. فقدان یک مفهوم روشن از فراماسونری در بین افراد جامعه و حتی مجامع علمی و دانشگاهی از تبعات دیگر این بی توجهی است که منجر به کلی گویی، ساده انگاری، و بزرگنمایی در اظهارات و مکتوبات شده است. در خصوص کم توجهی به نقش فراماسونری در تحولات تاریخ معاصر معمولا توجیهات زیر عنوان می شود: الف: کمبود اسناد و اطلاعات. ب: کم اهمیت دانستن موضوع. عده ای که غالبا یا ماسون هستند و یا اطلاعات جامعی از ماهیت این جمعیت ندارند بر این باورند و یا چنین وانمود می کنند که فراماسونری اساسا یک حرکت اخلاقی است و اصلا موضوعیت سیاسی ندارد.
منظور این عده از طرح چنین دیدگاهی کم اهمیت نشان دادن تاثیر فراماسونری در تحولات تاریخ معاصر است و با همین انگیزه از طرح هرگونه بحثی در این زمینه خودداری می کنند. این ایراد بر نظریه توطئه که به شکل افراطی و گاه سطحی سعی در نسبت دادن وقایع به عوامل خارجی و مراکز توطئه گر دارد وارد است، اما از سوی دیگر باید در نظر داشت که با ساده انگاری توهم عدم وجود توطئه نیز نشد و نیز باید دانست که توطئه گران هیچ گاه به بشکلی آشکار و عریان اقدام نمی کنند تا بتوان فعالیت آنان را با معیارهای رایج مورد بررسی قرار داد. نمونه‌ای از این گونه نگرش به تحولات تاریخ معاصر ایران را می توان در مقاله احمد اشرف در فصلنامه گفت وگو شماره 8 مشاهد کرد. نویسنده که در سرتاسر مقاله خود اصرار در رد نظریه توطئه دارد، خود گرفتار آن شده و توهم توطئه را در خصوص فراماسونری ناشی از توطئه دربار و غیره می داند. در منابع از عسگرخان افشار رومی به عنوان اولین فراماسون ایرانی نام برده اند. وی در ضمن انجام یک ماموریت سیاسی که عبارت بود از جلب حمایت ناپلئون به نفع ایران در جنگهای ایران و روس، به وسیله جاسوسان انگلیسی در فرانسه شکار شد و به عضویت از فراماسونری طریقت پاریس (orderofparis) درآمد. دومین فراماسون ایرانی میرزاابوالحسن خان ایلچی است که در 1224 از طرف فتحعلی شاه به انگلستان رفت و از همان ابتدا تحت تاثیر شؤون مادی و نفسانی تمدن غرب قرار گرفت.
بعد از این دوره ایرانیان دیگری نیز که به خارج سفر کردند در این سازمان جذب شدند، افرادی نظیر میرزا صالح شیرازی، میرزا جعفر مهندس که بعدها مشیرالدوله لقب گرفت، سه شاهزاده فراری ایرانی (رضاقلی‌میرزا،تیمورمیرزا و نجفقلی میرزا پسران حسنعلی میرزا فرمانفرمای فارس)و... نهایتا میرزا ملکم خان که منادی غربگرایی و وابستگی به غرب بود. فراموشخانه ملکم به فرمان ناصرالدین شاه در 1278 پس از چهار سال فعالیت و وارد کردن تعداد قابل توجهی از اعضای دربار و افراد متنفذ به جرگه فراماسونری، تعطیل شد. اما بعدها مجمع آدمیت و جامع آدمیت براساس تعالیم ملکم تاسیس شده به فعالیت جدی مشغول شدند. با تشکیل لژ بیداری در 1325 قمری که از حساس ترین مقاطع تاریخ معاصر ایران است مداخلات گسترده این لژ در امور مربوط به نهضت مشروطه اوج می گیرد و نهایتا منجر به حاکمیت این لژ بر روند نهضت و جریانهای اجتماعی کشور می گردد. لژ بیداری در خصوص اداره کشور از لژ گراند اوریان فرانسه نیز کمک می گرفت، برای مثال می توان به استخدام آدولف پرنی دادیار دادستان پاریس به عنوان مستشار وزارت عدلیه اشاره کرد که با تقاضای حسن پیرنیا وزیر عدلیه و کمک مؤثر گراند اوریان فرانسه صورت گرفت. در سال 1328 مقدمات تشکیل لژی به نام پهلوی به وسیله فردی به نام محمد خلیل جواهری در ایران فراهم شد، همانطور که می دانیم این سالها مقارن با شروع نهضت ملی شدن صنعت نفت و بروز اختلاف بین ایران و انگلستان بر سر این موضوع بود.
دخالتهای گسترده لژ پهلوی اساسا برای مبارزه با نهضت ملی شدن نفت ایران به وجود آمده بود. دخالت لژهای فراماسونری در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی و انقلاب اسلامی ادامه پیدا کرد. یکی از جالب ترین وقایعی که پرده از دخالت گسترده ماسونها در امور کشور و توطئه‌های پنهانی آنان برمی‌دارد اتفاقات مربوط به انتخابات دوره بیستم مجلس شورای ملی است که بر اثر مخالفت ماسونها با اقبال، که از فرمانبرداری کامل از دستورهای لژهای انگلیسی و مشخصاً لژ روشنایی و لژ تهران خودداری کرده بود، روی داد. شدت مخالفت‌ها که موجب مستاصل شدن اقبال گردیده بود وی را به صرافت انداخت که با توسل به برادران ماسون خود از شدت مخالفتها بکاهد، لذا به وسیله غلامرضا کیان از اعضای لژ تهران به گردانندگان لژ روشنایی و لژ تهران پیام داد و از آنها خواست که دست از مخالفت با وی بردارند، این بار ماسونها که حریف را درمانده یافته بودند پیغام دادند: هیچ‌گونه تعهدی درباره ادامه نخست‌وزیری شما نداریم. هدف عمده این مقاله جلب توجه محققان تاریخ معاصر ایران به یکی از پدیده‌های خطیری است که متاسفانه کمتر مورد عنایت قرار گرفته و شایسته است که با نگرشی نو به این موضوع و تلاش و جست‌وجو در این زمینه پرده از روی پاره‌ای ابهامات تاریخ معاصر ایران برداشته شود.