تاریخ انتشار : ۲۶ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۷:۱۵  ، 
شناسه خبر : ۹۰۴۹۳

خلیل رضوی
این عبارت طی یک سال اخیر بارها و بارها از زبان بسیاری از دولتمردان امروزی با تنفر بیان شد. اگر روزنامه‌ای وابسته به جناح راست را از سر آمارگیری تورق فرمایید، خواهید دید که عبارت «16 سال گذشته» اگر تیترهای نیم صفحه اول نبوده، در بسیاری از صفحات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و حتی ورزشی آنها آمده است. اگر ایام تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری را در اردیبهشت و خرداد سال گذشته به یاد‌ آورید، تصدیق می‌فرمایید که ترجیع‌بند صحبت‌های کارشناسان وابسته به راست حتی در مصاحبه‌ها، میزگردها و مذاکرات رادیو و تلویزیونی «16 سال گذشته» بوده است. آن روزها فکر می‌شد که نقد ـ هر چند غیرمنصفانه ـ 16 سال گذشته برای جذب آرای مردمی است و پس از انتخابات، احساسات تبلیغاتی جای خود را به تعقل اجرایی می‌دهد، اما با کمال تاسف یک سال و اندی پس از آن انتخابات، شاهدیم که حتی رئیس‌جمهوری منتخب هم در یکی از آخرین سخنرانی‌های خویش در مراسم اختتامیه هشتمین هم‌اندیشی مسئولان و گروه‌های علمی بسیج استادان دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی و پژوهشی کشور در مشهد گفت: «مهم‌ترین مسئولیت در برپایی جامعه اسوه، تربیت انسانهاست. در این 16 - 15 سال اخیر تلاش شد این مساله را جذب کنند.» واقعا در آن 16 سال چه گذشته است که این‌گونه از آن با تنفر یاد می‌کنند؟
سال 1367 جنگ تحمیلی با پذیرش قطعنامه توسط جمهوری اسلامی ایران پایان یافت و در آغازین فصل سال 1368 «روح خدا به خدا پیوست» و چند ماه بعد رفراندوم بازنگری قانون اساسی برگزار و قدرت اجرایی از نخست وزیر به رئیس‌جمهور منتقل شد و از همان سال اکبر هاشمی رفسنجانی که ناآشنا نبود و همه او را از دوران مبارزه و بعدها در شورای انقلاب، سرپرستی وزرات کشور، ریاست مجلس و فرماندهی جنگ می‌شناختند، در آن شرایط سخت پس از جنگ که مسئولیت‌پذیری واقعا سخت بود و نیاز به شجاعت و از خودگذشتگی داشت، به ریاست جمهوری برگزیده شد. پس نقطه آغاز این 16 سال تنفرآمیز جناح راست، سال 1368 است که بودجه رسمی کشور 50 درصد کسری داشت، 5 استان کشور ویران بود، صندوق خالی ذخیره ارزی میلیاردها دلار بدهی داشت، روحیه مردم از 8 سال جنگ ویرانگر افسرده، انبارها خالی و ماشین آلات فرسوده بود. هاشمی رفسنجانی با تشکیل کابینه کار ـ و نه سیاسی ـ شروع به سازندگی کرد که در نگاه اول نرخ نامیمون بیکاری را از 1/16 درصد به 2/9 درصد رساند.
دو دوره دولت وی در حالی به اتهام توجه صرف به اقتصاد و عدم توجه به فرهنگ و سیاست به اتمام رسید که فضاهای آموزشی توسعه‌ جهشی یافته بود، مطبوعات رشد چشمگیری پیدا کردند و زیربناهای کشور که دولت منتقد امروز با تکیه بر همان اندوخته‌ها جلوی زورگویی‌های استکبار جهانی ایستادگی می‌کند و در سال 1376 همگان شاهد بالاترین سطح مشارکت مردم در انتخابات بودند که معنایی جز توسعه سیاسی و فرهنگی در جامعه نداشت. گروهی که شاید این سطح از حضور مردم را حتی در تخیل خویش هم نداشتند، در اولین واکنش‌ها، اظهار داشتند که این سطح از حضور مردم به خاطر لج‌بازی با هاشمی رفسنجانی بود. غافل از این که مرد پیروز آن انتخابات اولین وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی کابینه هاشمی رفسنجانی و همراهان وی وزرای دو دوره کابینه وی بودند و نیم دوره آن 16 سالی که الان دولتمردان، سیاه سیاه می‌بینند، با پیروزی سیدمحمد خاتمی شروع شد. گروهی دیگر این انتخابات را روی گردانی مردم از روحانیت قلمداد کردند و هاشمی رفسنجانی پاسخی کوتاه به این طرز تلقی داد که: «اگر تا به حال رئیس‌جمهور کسی بود که در خانواده‌اش فقط او روحانی است، الان کسی انتخاب شده که نسل در نسلش روحانی بودند.»
به هر حال خاتمی آمد و استارت زد، هرچند در قدم‌های اول چوب‌های مقاومی لای چرخ‌های دولتش گذاشتند، اما او در مسایل خارجی با پیشه گرفتن سیاست «تشنج‌زدایی» که بیان مدرن سیاست «تنش‌زدایی» دولت هاشمی بود، چشم‌های جهانیان را معطوف ایرانیان کرد و در مسایل داخلی آن‌قدر سعه‌صدر و بزرگ منشی از خود نشان داد که آزادی بیان به حد اعلای خود رسید. تا جایی که شهردار تهران در مقابل یک شوخی انتقادی رئیس‌جمهور، اوج مخالفت جدی خویش را ابرازکرد. البته انصاف می‌گوید که نباید فراموش کرد که در طول این 8 سال و 8 سال دولت سازندگی گروهی نان به نرخ روز خور پای از گلیم حقوق خویش فراتر گذاشته‌اند، ولی این دلیل نمی‌شود که 16 سال از عمر 26 ساله انقلاب اسلامی را چنان سیاه جلوه دهیم که به مردم القا شود که اصلا چرا انقلاب شد؟ و ای کاش آن جنگ خانمان‌سوز ادامه داشت. اما سوال اساسی اینجاست که این مردان منتقد و پرادعا، در طول این 16 سال در کجای این نظام بودند؟
اگر خانه‌نشین بودند ـ که نبودند ـ به انتخابات مردم بود که شورای نگهبان ناظر همه انتخابات بوده است. پس سیاه‌نمایی 16 سال گذشته در واقع تنبیه زبانی مردمی است که در طول این 16 سال بیش از 70 میلیون رای به هاشمی و خاتمی دادند. آیا در بین مشاوران فراوان دولت کسی نیست که به منتقد اصلی 16 سال گذشته بگوید که اینگونه چوب حراج زدن به 16 سال حاکمیت جمهوری اسلامی در واقع نفی فرمانداری ماکو، استانداری اردبیل و شهرداری ام‌القرای جهان اسلام را شامل می‌شود که جناب عالی در راس آن بوده‌اید؟! این عبارت «16 سال گذشته» آن‌قدر بر سر زبان افتاده‌ که خارجی‌ها هم در دیدار با رئیس‌جمهور آن را بیان می‌کنند. البته همان ادبیات و با منظوری دیگر. آقای صفر مراد نیازاف، رئیس‌جمهور ترکمنستان هم در سفر آقای احمدی‌نژاد به عشق‌آباد اولین سخنی که بر زبان آورد، این بود: «در 16 سال گذشته دو ملت ایران و ترکمنستان در سایه تدبیر رهبران و مسئولان خویش به همه نشان دادند که چگونه می‌توان با هم روابط براساس مصالح و منافع ملی و اسلامی داشت.»