گروه بینالملل: «تصور این که وکیل مدافع چرب زبان انگلیسی و جمهوریخواه اهل تگزاس را بتوان رفقای شفیق یکدیگر دانست، کمی دور از ذهن است اما شراکت میان تونیبلر و جورج بوش در شکلگیری تحولات و رویدادهای جهان در این پنج سالی که از وقوع حملات 11 سپتامبر گذشته، مؤثر بوده است. طی سال گذشته در هم ریختگی اوضاع در عراق و مشکلات و معضلات در انگلیس و آمریکا این دو رهبر را از بازهایی تیزپرواز به ضعیفترین مسئولان رفتنی کشورشان بدل ساخته است. در هفتهای که گذشت میزان محبوبیت بوش در نظرسنجیها به کمتر از 30 درصد کاهش یافت. حزب جمهوریخواه به رهبری وی در انتخابات میان دورهای کنگره آمریکا که در ماه نوامبر برگزار خواهد شد با شکست و احتمالاً از دست دادن کنترل یک یا هر دو مجلس قانونگذاری کنگره مواجه خواهد بود. در همین حال در انگلیس نیز اکثر اعضای حزب کارگری که بلر مبدع و فرماندهی طلایهدار سه پیروزی انتخاباتی مداوم آن بود، میخواهند منجی خود را شتابان بازنشسته کرده و زمام امور را به گوردون براون (وزیر دارایی انگلیس) بسپارند.»
به گزارش ایسنا هفتهنامه انگلیسی اکونومیست در گزارشی افزوده است: «از سوی دیگر به فرض این که بوش رییس جمهور رفتنی و بیوجهه آمریکا باشد اما تا ژانویه 2009 کاخسفید را ترک نخواهد کرد و قرار نیست تا فرا رسیدن آن روز همه چیز بر وفق مراد باشد چرا که ناکارآمدی دموکراتها چه بسا باعث شود جمهوریخواهان بتوانند با تمام توان در انتخابات میاندورهای عملکرد مثبت داشته باشند، به هر جهت کاملا واضح و مبرهن است که یک عصر به پایان خود نزدیک میشود.
صرفنظر از این که بوش و بلر تا چه زمانی سکان هدایت کشورشان را در دست داشته باشند، پایههای آن مشارکت سیاسی اغلب خودبینانه و توام با اعتماد به نفسی که بر ماهیت واکنش نظامی غرب به القاعده تاثیر گذارد و نهایتاً به یورش علیه افغانستان و عراق انجامید، اکنون رو به سستی نهاده است اما براستی این فرآیند برای جهان پهناور چه معنا و مفهومی دارد؟
ابتدا به یاد داشته باشید که مقصود مقایسه دو فرد مشابه نیست، همکاری انگلیس در جنگ بر ضد تروریسم به لحاظ اصل و محتوا به مراتب کمتر از جنبه نمادین یا سمبلیک آن بوده است. بوش پس از حملات 11 سپتامبر برای بسیج کردن حمایتهای داخلی و قوامی نظامی که از الزامات حملهاش به افغانستان و عراق بود، به کمک بلر نیازی نداشت، اما بعدها رییس جمهور آمریکا در وجود بلر یک فروشنده زبردست سیاسی و همپیمان معتمدی را دید که عقاید و حرفهایش در شورای امنیت سازمان ملل و اتحادیه اروپا خریدار داشت.
کاش بلر همچنان یک معتقد راستین باقی میماند و نشانهایی از ایمان و اعتقاد را از خود بروز میداد. او در چارچوبی خارج از قاعده و قانون خود را به بوش بست.
بلر از همان ابتدا به لزوم ارایه واکنش محکم و جانانه بر ضد تروریسم و رهایی عراق از نوع رژیم صدام اعتقاد داشت. صدای نخست وزیر انگلیس به عنوان سیاستمداری پیشرو از جناح چپ میانه که با بیل کلینتون تفاهم داشت به گوش مردم نقاطی از جهان رسید که عملا از دسترس بوش خارج بود، از آنجایی که انگلیس شریک جزء آمریکاست لذا ضعف موقعیتی تازه بلر و خروجش از داونینگ استریت (دفتر نخست وزیری) بر نوع رفتار آمریکا در جهان تاثیر آنی نخواهد گذاشت. سوای این حقیقت که گوردون براون به طور اخص به خاطر سردرگمی اتحادیه اروپا در پی رد قانون اساسی جدید آن از سوی مردم فرانسه و هلند و نیز عدم به کار بستن نیروهای لازم جهت حل و فصل کشمکشها، سیاستمداری بدبین نسبت به اتحادیه اروپا و موافق با سیاستهای آمریکا به شمار میآید تاکنون سرنخهایی را از اعتقاداتش پیرامون سیاست خارجی انگلیس در اختیار قرار داده است. تعیین جدول زمانی برای خروج تعداد کم نظامیان انگلیسی از جنوب عراق، تعهد و پایبندی انگلیس به عملیاتهای صلحبانی در افغانستان و نیز مخالفتهای لندن با برنامههای هستهای ایران به طور حتم مواضع پایدار وی برشمرده میشوند.
با این اوصاف در حالی که بلر اقتدارش را در خانه از دست میدهد، از طرف دیگر بوش الزاماً نه فقط فقدان یک همپیمان سرسخت بلکه از دست رفتن یک روح مشترک را احساس خواهد کرد؛ تنهایی فزاینده بوش در خانه بواسطه افزایش تنهاییاش در خارج از مرزهای آمریکا شدت خواهد یافت.
اکومونیست افزوده است: «بوش به تازگی یک دوست اروپایی جدید پیدا کرده است و او کسی نیست جز آنگلا مرکل. صدراعظم آلمان بسیار بیشتر از خلفش (گرهارد شرودر) به نوع تفکر بوش نزدیک است. مرکل به طرز تحسینبرانگیزی رک و بیپرده صحبت میکند به طور مثال در خصوص برنامههای هستهای ایران و تهدیدات آن علیه منافع اسراییل به طور صریح موضعگیری کرده است، هر چند در قبال روسیه تحت رهبری ولادیمیر پوتین رویکردی ضعیفتر پیشه کرده است. این در حالیست که بسیاری از سایر متحدان خارجی بوش نظیر خوزه ماریا آزنار، نخست وزیر اسپانیا و سیلویو برلوسکنی، نخستوزیر ایتالیا اکنون دیگر قدرت را در دست ندارند و هیچ یک از این همپیمانان نتوانستند ائتلافی مستحکمتر از ائتلاف بوش و بلر تشکیل دهند. وقتی زمان آن فرا رسد که بوش مجبور شود بدون یاری رفیق شفیق و محرم اسرارش از خود استقامت نشان دهد، چه بسا بیش از آنکه سربازان انگلیسی، توصیههای اطلاعاتی و رای شورای امنیت را از دست بدهد، الگوی روانشناختی تشویق و دلگرمی متقابل را از دست داده باشد؛ آن انگارهای که با حمایت بلر و بوش از عقاید یکدیگر و درستی اعتقادات جسورانه آنها توام بود.