در آغاز به قدرت رسیدن جنبش حماس در فلسطین اخباری مبنی بر وجود یک سناریوی خطرناک از سوی جنبش فتح برای براندازی حکومت حماس توسط برخی از رسانههای با نفوذ جهان اعلام و مخابره شد اما به دلیل شرایط موجود این موضوع میان بحبوحههای بحران در منطقه کم رنگ شد و کمکم دیگر کسی این خبر را به صورت جدی دنبال نکرد امروز وقوع برخی اتفاقات بار دیگر نقاب از بسیاری از حقایق پشت پرده بر میدارد و معلوم میکند که دولت حماس نه تنها باید در برابر هجوم دشمنان خارجی ایستادگی کند بلکه باید با هوشیاری کامل در کمین توطئههای دشمنان داخلی بنشیند.
بر اساس این سناریوی خطرناک که از پیش برای به اجرا گذاشتن آن سازماندهیهای لازم انجام شده است مقرر بود بلافاصله پس از براندازی دولت حماس و اعلام ناکارآمد بودن این دولت از سوی محمود عباس (ابومازن) انتخابات مجدد از سوی شورای قانونگذاری تشکیلات خودگردان برگزار شود و بار دیگر قدرت به فتح بازگردانده شود و طرح تشکیل دولت ملی متحد فلسطین به یکباره نقش بر آب شود و اهداف حکومت اسرائیل و آمریکا محقق شود. این سناریو سناریوی بسیار خبیثانه و خطرناکی است اما برای محقق شدن مستلزم مقدمات اولیهای است که اگر این مقدمات مهیا نشود امکان عملی شدن سناریو نیز نخواهد بود.
اولین مقدمه برای عملی کردن این سناریو را طی سه چهار روز گذشته دیدیم. این مقدمه چیزی جز مطرح شدن موضوع استیضاح وزیر کشور دولت حماس با هدف برکناری وی نبود. بر اساس مقدمات اولیه این طرح نمایندگان جنبش فتح در پارلمان فلسطین با ارایه در خواستی به ریاست این پارلمان خواستار برگزاری نشست خاصی از سوی شورای قانونگذاری فلسطین جهت استیضاح وزیر کشور دولت حماس میشوند و پس از آن در مرحله دوم موضوع استیضاح دولت حماس و عملکرد این دولت به میان کشیده میشود و اگر نمایندگان فتح در مرحله دوم نیز موفق عمل کردند دولت حماس پس از این استیضاح مجبور به استعفای دسته جمعی میشود اما در حالت دوم اگر این دولت از پاسخ به درخواست پارلمان و شورای قانونگذاری تشکیلات خودگردان سرباز زند و با این استیضاح مخالفت کند مرحله سوم به اجرا گذاشته میشود و محمود عباس (ابومازن) در این مرحله وارد عمل میشود و با اعلام این مطلب که به درخواست نمایندگان مردم فلسطین از اختیارات ریاست خود استفاده میکند حکم برکناری دولت حماس را صادر خواهد کرد. تا به اینجا سناریو کاملا حساب شده و سازماندهی شده پیش رفته است اما در این میان سوال بسیار اساسی و مهمی وجود دارد که بسیاری از معادلات این طرح را به هم میریزد سوال این است چگونه فتح میتواند موضوع استیضاح یک وزیر از دولت فلسطین را پیش کشد و این طرح را به تصویب رساند در حالی که اکثریت پارلمان در دست نمایندگان حماس است و اکثریت آرا در دست این نمایندگان است.
پاسخ به این سوال نیازی به تامل و تفکر ندارد زیرا پاسخش روشن است پیش از اینکه جنبش فتح به رهبری ابومازن این طرح را به مرحله اجرا گذارد هماهنگیهای خارجی آن با آمریکا و اسرائیل انجام گرفته و زمینه به واسطه دولت اولمرت برای تحقق این امر از پیش در نظر گرفته شده است. اولمرت برای حل این معضل فتح پیش از این 30 تن از اعضا و نمایندگان جنبش حماس در پارلمان فلسطین را دستگیر کرده است و در حال حاضر این افراد در زندانهای اسرائیلی بسر میبرند. دیگر نمیتوان حقیقت ارتباطگیری مقامات مسوولی از فتح چون محمد دحلان وزیر امنیت سابق تشکیلات خودگردان و جبریل رجوب مشاور یاسر عرفات با سازمان امنیت اسرائیل را از کسی پنهان کرد به طوری که این روابط از زمان تاسیس رسمی تشکیلات خودگردان فلسطین پس از توافقنامه اسلو در سال 1994 به وجود آمده است و بالاخره اعضای جنبش فتح به آن زمان رسیدند که بتوانند به سود منافع خود از این روابط نامشروع با سازمانهای امنیتی و اطلاعاتی اسرائیل استفاده کنند. سناریو کاملا مشخص است و اگر بخواهیم مروری بر حوادث اخیر از زمان به قدرت رسیدن جنبش حماس تا به امروز داشته باشیم میبینیم که وجود توطئه براندازی حماس از سوی جنبش فتح یک واقعیت انکارناپذیر است و ابومازن در حال حاضر درصدد آن است که با ارایه تئوریهای غیرواقعی شبهه این اتهام یعنی رهبری توطئه براندازی جنبش حماس را از خود دور کند.
تعداد نمایندگان حماس در پارلمان 74 تن است و تعداد نمایندگان فتح 45 تن است حال با توجه به آنکه اسرائیل 30 تن از نمایندگان حماس را دستگیر کرده است تا اکثریت این پارلمان را از دست این جنبش خارج سازد و دست نمایندگان فتح را برای به تصویب رساندن بسیاری از طرحهایشان باز گذارد تا ابدالدهر تشکیلات خودگردان فلسطین مدیون اسرائیل خواهد ماند و این رژیم تا ابدالدهر از تحقق اهداف خود در مناطق اشغالی اطمینان حاصل خواهد کرد. ابعاد این سناریو از نظر بسیاری از تحلیلگران سیاسی و سیاستمداران منطقه پوشیده نبود و از همان ابتدا مفاد این سناریو برای بسیاری کشف شده بود به طوری که با آغاز به قدرت رسیدن حماس فشارهای خارجی آمریکا به این دولت آغاز شد و از آن طرف تحریمها و محاصرههای اسرائیل نسبت به دولت حماس و تحت فشار گذاشتن مردم فلسطین بواسطه ممانعت از رسیدن هرگونه کمک غذایی و مادی به این مردم نیز آغاز شد. متأسفانه جنبش فتح پس از یک ماه محاصره و سختی که بر دولت حماس و مردم فلسطین از خارج و داخل اعمال شده بود در صدد آن است که از پیامدهای این محاصره علیه حماس استفاده کند و توطئه براندازی دولت حماس را به مرحله اجرا گذارد در حالی که فتح باید انگشت اتهام خود را به سوی متهمان اصلی اعمال تحریمها و فشارها به دولت و ملت فلسطین نشانهگیرد.
درصورتی که سناریوی این توطئه براندازی به اجرا گذاشته شود اسرائیل نتایج تمام تلاشهای چندین ساله خود را به دست خواهد آورد که یکی از این نتایج نفوذ در ساختار تشکیلات خودگردان و تشکیل یک حکومت تقریبا دست نشانده در فلسطین است. در حالی که اسرائیل از تمام قوا و نیروی خود استفاده میکند و به ترورها و دستگیریهای خود در نوار غزه و کرانه باختری ادامه میدهد و در حالی که تانکها و هواپیماهای این رژیم خانههای مردم فلسطین را هدف قرار میدهد جنبش فتح از تمام توان و نیروی خود در جهت براندازی حکومت حماس استفاده میکند و از سیر حوادث جاری در فلسطین چشمپوشی میکند. به هر حال جنبش فتح باید بداند این سناریو در نهایت منجر به برگزاری انتخابات جدید نخواهد بلکه این سناریوی منجر به جنگ داخلی در فلسطین خواهد شد. و این یکی دیگر از اهداف اسرائیل و آمریکا است که در صورت به اجرا گذاشته شدن محقق خواهد شد.