تاریخ انتشار : ۲۶ فروردين ۱۳۸۸ - ۰۷:۳۲  ، 
شناسه خبر : ۹۰۵۴۰

جونیچیرو کوایزومی، نخست وزیر ژاپن، بار دیگر به رغم آگاهی از حساسیت‌های داخلی و خارجی از معبد "یاسوکونی" دیدار کرد.
اما دیدار کوایزومی به دلیل همزمانی آن با روز 15 آگوست، شصت و یکمین سالگرد پایان جنگ جهانی دوم و شکست ژاپن در این جنگ، بیش از 5 دیدار قبلی‌اش، سبب برانگیخته شدن اعتراض کشورهای منطقه بویژه چین، کره جنوبی و نیز احزاب مخالف داخلی گردید. حساسیت‌های منطقه‌ای و حتی داخلی نسبت به معبد یاسوکونی، به دنبال افزایش دیدار مقامات ارشد ژاپن از آن، بویژه از سال 1979 میلادی پس از درج اسامی 14 تن از کسانی که نام آنان در فهرست جنایتکار جنگی به ثبت رسیده، روبه افزایش گذاشته است. این 14 تن از زمره 128 نفری هستند که در جریان تشکیل دادگاه جنگی توکیو بعد از جنگ جهانی دوم، به عنوان جنایتکاران جنگی شناخته شده‌اند.
از این 14 نفر، 7 نفر به مرگ محکوم و مابقی به 20 سال زندان محکوم شده بودند. به هر حال این برای نخستین بار در 21 سال گذشته است که نخست وزیر ژاپن در روز 15 آگوست، از معبد یاسوکونی دیدار می‌کند. آخرین بار "یاساهیرو ناکاسونه" نخست وزیر وقت ژاپن در 15 آگوست سال 1985 میلادی از معبد یاسوکونی دیدار به عمل آورده بود.
کوایزومی در توجیه این دیدار به خبرنگاران گفت که دیدار وی شخصی بوده و با هدف سوگند برای برپانکردن جنگ دیگری از سوی ژاپن و ادای احترام به روح سربازانی که برای سرزمین و خانواده خود جانشان را از دست داده‌اند، انجام شده است.اما اعتراض‌های شدید کشورهای منطقه، انتقادات صریح احزاب مخالف داخلی و حتی رهبر حزب کومیتونوین که هم اینک با حزب حاکم لیبرال دمکرات به رهبری کوایزومی در ائتلاف است، موید آن است که توجیه کوایزومی چون دفعات قبل چندان قابل قبول نبوده است.
کوایزومی از زمان شروع نخست وزیری‌اش در ماه آوریل سال 2001 میلادی تا به امروز 5 بار به طور رسمی از معبد یاسوکونی دیدار کرده و هر بار نیز سبب اعتراض و انتقاد شدید کشورهای چین و کره جنوبی و محافل داخلی شده است.
علت اعتراض‌های صورت گرفته علیه دیدار نخست وزیر ژاپن از معبد یاسوکونی را بایستی از دو جنبه تاریخی و روابط خارجی مورد توجه قرار داد که اعتراض‌های خارجی صورت گرفته بیشتر به مسائل تاریخی و به ماهیت یاسوکونی بازمی‌گردد. معبد یاسوکونی، وقف ژاپنی‌هایی شده است که در جریان جنگ‌های صورت گرفته از سال 1853 میلادی تا پایان جنگ جهانی دوم کشته شده‌اند. بسیاری از ژاپنی‌ها دیدار از این معبد شینتو را سمبلی از احترام به روح کسانی می‌دانند که در راه وطنشان کشته شدند.
معبد یاسوکونی به معنای "سرزمین صلح"، در منطقه‌ای "کودان" واقع در ناحیه "چیودا" در توکیو بنا شده است. در معبد یاسوکونی در حال حاضر، اسامی و اطلاعات مربوط به 2 میلیون و 466 هزار و 532 نفر که در جریان جنگ‌های یاد شده کشته شده‌اند، نگهداری می‌شود. ارتش امپراتوری ژاپن در سال‌های 1937 تا 45، بخشی از خاک چین و از سال 1910 تا 45 میلادی نیز شبه‌جزیره کره را به تصرف خودش درآورد. معبد یاسوکونی در دوران یاد شده علاوه بر جنبه ظاهری و یادبودش، به تدریج به جایگاه معنوی رفیعی نیز دست یافت، گفته می‌شود که در جریان جنگ جهانی دوم سربازان ژاپنی بالاترین افتخار را مرگ در راه وطن و متعاقب آن، رسیدن به مرحله تقدیس در معبد یاسوکونی می‌دانستند چرا که به باور ژاپنی‌ها، هر گاه روح یک جنگجو و رزمنده در یاسوکونی تقدیس می‌شد، وی به مقام "کامه" یا روح خدا می‌رسید.
اما معبد یاسوکونی بعد از جنگ جهانی دوم سرنوشت دیگر می‌یابد و در راستای مبارزه شدید با روح نظامی‌گری ژاپنی‌ها و هر چیزی که به نوعی نمادی از گذشته تجاوزکارانه این کشور داشت، تا دهه‌ها تلاش شد به فراموشی سپرده شود. بر این اساس است که از سال 1945 تا 77 میلادی به دلیل جو موجود، هیچکدام از امپراتوری‌‌های ژاپن از این معبد دیدار به عمل نیاوردند.
این در حالی است که امپراتور "هیروهیتو" تا پایان جنگ جهانی دوم در سال 1945 میلادی، 21 بار از معبد یاسوکونی دیدار کرده بود.
نخست‌وزیران ژاپن نیز برای اولین بار از سال 1975 میلادی، دیدارهای خودشان را از معبد یاسوکونی آغاز کردند. این دیدارها، احساسات داخلی و خارجی را علیه معبد که نام 14 جنایتکار جنگی در آن ثبت شده، برانگیخته است.
از جمله افرادی که اسمش به اسامی موجود در معبد یاسوکونی افزوده شد و مورد تقدیس قرار گرفت، "هیدکی توجو" است که از اکتبر 1941 تا جولای 44 میلادی سمت نخست وزیری ژاپن را در دوران جنگ برعهده داشت. هیدکی توجو در سال 1945 توسط نیروهای آمریکایی که ژاپن را در اشغال داشتند، به عنوان جنایتکار جنگی دستگیر و در دسامبر 1948 میلادی به اعدام محکوم شد.
اهمیت درج اسامی 14 نفر یادشده در معبد یاسوکونی، به این قضیه باز می‌گردد که افراد یادشده، تقدیس یافته و به مرحله کامه می‌رسند که این به معنای نفی حکمی بود که به دلیل نقش آنان در تجاوزات جنگی ژاپن برایشان رقم زده شده بود. در آیین شینتو که آیین بومی مردم ژاپن شمرده می‌شود، قهرمانان و رهبران برجسته جامعه پس از مرگشان جایگاهی رفیع یافته و کامه یا روح خدا تلقی می‌شوند. با توجه به پیشینه تاریخی یاسوکونی است که کشورهای منطقه بویژه چین و کره جنوبی، به صراحت، دیدار مقامات ارشد ژاپن از این معبد را نمادی از ستایش دوران نظامی‌گری و گذشته تجاوزکارانه این کشور محسوب می‌دارند.
بی‌تردید آنها از این مسأله نیز دل‌نگران هستند که این دیدارها ممکن است مقدمه‌ای برای تطهیر گذشته تجاوزکارانه ژاپن و زمینه‌ای برای ظهور مجدد تفکرات ناسیونالیستی افراطی در این کشور باشد. هرچند آنها نظرات و عملکردهای رهبران جدید ژاپن چون جونیچیر و کوایزومی و "شینزوآبه" دبیر و سخنگوی ارشد دولت ژاپن و جانشین اصلی کوایزومی، درباره آینده ژاپن و نقش این کشور را در منطقه و صحنه بین‌المللی، نشانه‌هایی از ظهور این تفکرات به شمار می‌آورند. در این میان برخی از شخصیت‌های سیاسی ژاپنی و نیز حزب کومیتونوین و احزاب مخالف داخلی، دیدار رهبران ارشد ژاپن از معبد یاسوکونی را علاوه بر جنبه منفی تاریخی قضیه، به دلیل تخریب روابط توکیو با کشورهای منطقه مردود می‌شمارند.
به عقیده آنها، روابط و مناسبات خوب و گسترده ژاپن با کشورهای همسایه، جزیی از منافع ملی این کشور شمرده می‌شود و نبایستی با اقدامات تحریک‌آمیز چون دیدار از یاسوکونی، آن را تخریب کرد.
آنها نیز برای حل این مسأله، ضرورت ایجاد یک بنای یادبود ملی برای کشته‌شدگان ژاپن در جنگ‌های گذشته و یا خارج کردن اسامی جنایتکاران جنگی از میان اسامی ثبت شده در معبد یاسوکونی را پیشنهاد می‌کنند. اگرچه برخی از کارشناسان ژاپنی عنوان می‌کنند، که محور قرار گرفتن مسأله یاسوکونی به دلیل گره خوردن آن با آیین شینتو و ملی‌گرایی، سبب گرایش و توجه بیشتر ژاپنی‌ها، خصوصاً نسل جوان، به مبانی نظری این معبد و نهایت ملی‌گرایی افراطی خواهد شد. به گفته آنان؛ اکثر جوانان ژاپنی در حال حاضر غیرسیاسی ولائیک شمرده می‌شوند و برانگیختن حس ملی‌گرایی افراطی در آنان به نظر نمی‌رسد مطلوب هیچ‌کس، از جمله کشورهای همسایه ژاپن باشد.
به هر صورت، دیدار کوایزومی از معبد یاسوکونی، صرف‌نظر از شکل ظاهری آن موید این واقعیت است که نسل جدید رهبران ژاپن، مسیر خود را برای تقویت پایه‌های ناسیونالیستی این کشور انتخاب کرده است، هرچند که به مذاق بسیاری از منتقدان و مخالفان داخلی و کشورهای منطقه خوش نیاید. این مسیر در صورت تداوم آن، بی‌تردید در آینده سبب تنش‌های بیشتر در روابط ژاپن با کشورهای منطقه، از جمله چین که هم اینک راه ابرقدرتی را می‌پیماید، خواهد شد.