تاریخ انتشار : ۰۹ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۲:۴۴  ، 
شناسه خبر : ۹۰۵۷۵

حسینعلی نوذری
آمریکای لاتین را «سرزمین انقلاب ها» نام گذاشته اند. در کشورهای این قاره حزب مفهوم خاص خود را دارد و 3 نسل از احزاب را به خود دیده است. نسل اول احزاب این گونه پدیدار شدند که گروه های مسلحی پیرامون یک فرد جمع می شدند و حزب تشکیل می دادند. در مرحله دوم گروه های سیاسی حول رهبری واحدی گرد آمدند. نسل سوم احزاب از گروهی متشکل و سازمان یافته با هدف کسب قدرت پدیدار شده است.
نسل سوم احزاب آمریکای لاتین که در خلال سال های دهه 1950 و دهه 1960 پا به عرصه وجود نهاد، تا حدودی از انقلاب چین و انقلاب دیگری که در کشور همسایه نزدیک آن به وقوع پیوست، یعنی انقلاب کوبا، تاثیر پذیرفته بود. این دو انقلاب، به ویژه انقلاب کوبا، تاثیرات زیادی در آمریکای لاتین بر جای گذاشتند. این «دوره معاصر» در تاریخ حیات احزاب سیاسی آمریکای لاتین قویا از پیامدها و نتایج سیاسی ـ اقتصادی حاصله از جنگ جهانی دوم و نیز سال های دشوار پس از جنگ، متاثر شده است.
دلیل ظهور حساسیت تازه نسبت به مسائل بین المللی را بدون تردید می توان در روی کار آمدن طبقه حاکم جدیدی از تکنوکرات های متعددی دانست که از نظر دیدگاه به پوزیتیویست های قرن نوزدهم شباهت داشتند، و به طور حرفه ای به مبارزه بین المللی علیه توسعه نیافتگی علاقه مند بودند. به هر حال گرایشات جدید با تاثیرپذیری از الگوی انقلاب چین و کوبا حیات تازه ای یافتند؛ انقلاباتی که نمایشگر قدرت سیاسی مکنون و در عین حال بسیار عظیم دهقانان در جریان مبارزه انقلابی بودند. وانگهی این بعد اجتماعی جدید در رابطه با فعالیت حزبی، روی بخش های معینی از کلیسا نیز تاثیر بسزایی گذارد، به طوری که منشا حرکت تازه ای از سوی پاپ ژان بیست و سوم و شورای دوم واتیکان شد؛ همچنین بر گروهی از افسران جوان ارتش متاثر از الگوی مصر ناصر نیز تاثیر نهاد. (گرچه این گروه در اقلیت و محکوم به شکست بودند یا حداکثر موفقیتی گذرا در انتظارشان بود).  مهمتر از همه تاثیر آن بر ایالات متحده بود که در آن ایام به کندی سعی در قبولاندن تز «اتحاد برای پیشرفت» خود داشت، اقدامی که به زعم وی برای توسعه آمریکای لاتین ضروری بود. در این مرحله مبارزه علیه توسعه نیافتگی به صورت اصلی ترین مسئله درآمده بود و در این رهگذر خط تمایز میان برخوردهای تاکتیکی مختلف و میان ایدئولوژی های معارض روزبه روز عمیق تر می شد؛ آیا توسعه اقتصادی تحت نظارت و هدایت تکنوکرات ها اولویت دارد و آیا اساسا باید به چنین روندی مجال بروز داد؟  یا اینکه این مبارزه انقلابی و مبارزه ضدامپریالیستی است که در شرایط حاضر از اولویت و تقدم ویژه ای برخوردار است؟ احزاب جدیدی که در این شرایط پا به عرصه حیات سیاسی نهادند همگی مدعی برخورداری از حمایت توده ای و داشتن پایگاه های وسیع در میان اقشار تهیدست محروم و طبقات کارگری بودند؛ لیکن در واقع بیشتر اعضای آنان وسیعا از میان طبقات متخصص و حرفه ای برخاسته بودند. این احزاب را می توان به راحتی براساس موضع گیری هایشان در قبال مسائل روز شناسایی کرد؛ در بعد داخلی تقدم یا عدم تقدم اصلاحات کشاورزی و ملی کردن و در بعد خارجی موضع موافق یا مخالف نسبت به ایالات متحده و انقلاب کوبا.
چشم انداز سیاسی با شکاف دوگانه ای پیچیده تر شد؛ شکاف یا تمایز نخست را باید در بین نیروهای سیاسی متکی بر کاتولیسیم جناح سنتی وفادار به احزاب محافظه کار سال های اولیه یا به عبارتی بهتر وفادار به خطوط سنتی محتاط و محافظه کار در مسائل اجتماعی در یک سمت و در سمت دیگر یک جناح مترقی و حتی انقلابی که ریشه در گرایشات سوسیال مسیحی، مواعظ و آموزش های سوسیالیستی مسیحیت دارد، دید. تمایز و شکاف دوم که مهمترین آن نیز می باشد عبارت است از منازعات جدی و حاد میان جناح ها و دسته های رقیب که در نتیجه بروز شکاف و اختلاف در جهان کمونیست بین وفاداران و پیروان اتحاد شوروی و حامیان خط جدید تندروتر و رادیکال چین به وقوع پیوست. گروه اول به واقعگرایی، انعطاف پذیری ولی در عوض نداشتن «جاذبه سیاسی» مشهور بود، گروه دوم (طرفداران خط چین) نیز امیدوار بودند توده های دهقانان انقلابی با حملات مسلحانه و چریکی مواضع قدرت را از دست طبقات ممتاز شهری بیرون آورند.
فی الواقع این گروه های معارض ضرورتا به انگیزه این، آن قدرت بزرگ رقیب در اردوگاه سوسیالیستی عقیده نداشتند، گرچه گروه دوم به طور مداوم گروه اول را به «رویزیونیسم» یا تجدیدنظرطلبی متهم می ساخت، لیکن حقیقت امر ظریف تر و دقیق تر از این مسائل است. در واقع این، آمادگی شرایط برای مبارزه مسلحانه ـ به عبارت دقیق تر مبارزات مسلحانه چریکی ـ و عدم آمادگی این شرایط است که عملا مارکسیست های آمریکای لاتین را به دو جناح تقسیم کرده است؛ در یک طرف، کمونیست های سنتی که فعالیت خود را بر طبقه کارگر و شیوه های مبارزاتی جاافتاده وی متمرکز ساختند؛ و در سمت دیگر گروه جدیدی از کمونیست های که تمام هم و غم خود را متوجه دهقانان و جنگ انقلابی فوری ساختند.