سرمایهداران و رسانههای جمعی وابسته به آن از گزارش آزمایش هستهای به وسیله کره شمالی به حد جنون رسیدهاند. آنها میخواهند باور کنیم که چون کره شمالی به جهان هستهای قدم گذاشته است، همه در معرض خطر بزرگی قرار داریم. آنها پشنهاد میکنند به سرعت پناهگاههایی ساخته شود و تولید اینگونه سلاحها در ایالات متحده باز هم افزایش یابد.
واقعیت این است که کره شمالی، کشوری با 23 میلیون جمعیت که فقط کمی از ایالت می سی سی پی (یکی از ایالات جنوبی مرکزی ایالات متحده) بزرگتر است، تهدیدی برای کره جنوبی و هر کشور دیگری در آسیا و یا ایالات متحده نیست. کره شمالی از لحاظ دیپلماتیک منزوی شده است و بیش از 50 سال است، ایالات متحده این کشور را تحریم اقتصادی کرده است و در ضمن 28 هزار سرباز آمریکایی در مرزهایش مستقرند. این کشور تنها برای منافع مجتمع صنایع نظامی آمریکا، شرکتهای چندملیتی و بانکهایی که کشورهای آسیای شرقی را زیر نفوذ دارند، میتواند تهدید باشد.
با توجه به این که همه مردم مترقی جهان آرزوی جهانی بدون سلاحهای هستهای را دارند، مهم است که بافت و زمینههای برخوردهای آشکار بین دولت بوش و کره شمالی را مورد توجه قرار دهیم.
کره شمالی و ایالات متحده در سال 1994 با امضای توافقنامه «چارچوب کلی و عمومی» راهی برای برون رفت از بن بستی که ایجاد شده بود، را یافتند و مانع از جنگ قریبالوقوع شدند. طبق این توافقنامه، کره شمالی موافقت کرد برنامه غنی سازی هستهای خود را که تنها برای دستیابی به امکانات انرژی هستهای غیرنظامی ایجاد شده بود، متوقف کند و در مقابل ایالات متحده هم قبول کرد که مناسبات سیاسی خود را با کره شمالی به حال عادی درآورد و هزینه راهاندازی یک رآکتور آب سبک را نیز تقبل کرد. 12 سال بعد هنوز ایالات متحده نه در پیونگ یانگ سفارتخانه دارد و نه مناسباتی را با کره شمالی به حالت عادی در آورده است. دولت آمریکا و به ویژه بوش تنها سیاستی را دنبال کرده که هدفش براندازی کره شمالی بوده است و به تعهد خود در ساختن رآکتور تهیه آب سبک نیز عمل نکرده است. کره شمالی به موافقتنامه ژنرال فریم ورک گردن نهاد، ولی ایالات متحده، این کار را نکرد. هر بررسی و ارزیابی واقعگرایانه در مورد 12 سال گذشته آشکار میکند که حکومت آمریکا و به ویژه دولت بوش مسئولیت کامل شرایط فعلی را بر عهده دارد.
در سپتامبر 1945 وقتی نیروهای آمریکا در مدار 38 درجه وارد کره جنوبی شدند، هدف، کنترل کل شبه جزیره بود. آنها جای ارتش شکست خورده ژاپن را گرفتند که نیم قرن این کشور را در اشغال خود داشت. وقتی جورج دبلیو بوش در ژانویه 2001 به ریاست جمهوری رسید، به سرعت این موضوع را روشن ساخت که تصاحب کامل کره، به عنوان دروازه آسیا، اولویت اول او است. تهدیدهای مکرر دولت بوش به جنگ در راستای همین هدف بوده است.
ایالات متحده دارای بزرگترین نیروی نظامی است که تاکنون جهان شناخته است. بودجه نظامی این کشور برای سال 2007 به طور رسمی 500 میلیارد دلار اعلام شده است. تعداد تاسیسات نظامی این کشور یک هزار مورد است و 25 درصد پرسنل نظامی آن در بیش از 135 کشور در سراسر جهان استقرار دارند. این کشور دست کم 16هزار سلاح هستهای دارد که 500 عدد آن در خارج از مرزهای آن مستقرند.
ایالات متحده تنها کشوری است که تاکنون از سلاح هستهای استفاده کرده است. این کشور استفاده از سلاحهای اتمی را در «شرایط غیرهستهای» و علیه کشوری غیراتمی به کار برده و در سال 2004 استفاده از این سلاح را به طور رسمی از «اصول امنیت ملی» خود قرار داده است.
کره شمالی با روبهرو شدن با تهدیدهای واقعی و فزاینده ایالات متحده، تصمیم گرفت توانایی دفاع نظامی خود را افزایش دهد و به نمایش بگذارد. حکومت کره شمالی پیشرفت خود در دستاوردهای سلاحهای هستهای را پنهان نکرده است.
این کشور این باور خود را روشن ساخته که برنامه ساخت سلاح هستهای برای دفاع از خود لازم است.
عراق نیز با این که سلاحهای کشتار جمعی نداشت، بین سالهای 1991 و 2003 خود را در مقابل همین تهدیدها از طرف ایالات متحده دید. موافقت این کشور با انهدام موشکهای غیرهستهای و سایر سلاحهایش، مانع از تهاجم و اشغال این کشور نشد. همکاری عراق با سازمان ملل، تنها به ایالات متحده کمک کرد که طرح حمله به عراق را بریزد و برای آن خود را آماده سازد. رویدادهای 1991 تا 2003 در عراق ثابت کرد که راهی برای برآورده کردن خواستهای آمریکا وجود نداشت و بحث بر سردستیابی به سلاحهای کشتار جمعی بهانهای برای جنگ بود. اکنون به نظر میرسد در طبقه حاکمه ایالات متحده اتفاقنظر برای «تغییر رژیم» در کره شمالی وجود دارد. کره شمالی به شکلی سیستماتیک و با تبلیغات حساب شده در انظار عمومی به دیوی ترسناک و نفرت انگیز تبدیل شده است تا زمینه برای توجیه امکان تهاجم آینده فراهم شود.
تنها راه برای پایان دادن به این بحران، بیرون آوردن نیروهای آمریکا از کره جنوبی و تعطیل پایگاههای نظامی در این کشور است و همچنین امضای قرارداد رسمی صلح برای پایان بخشیدن به جنگ 1953، 1950 کره و پایان دادن به تحریم اقتصادی این کشور، دو کشور از لحاظ تکنیکی هنوز در حال جنگند، چون ایالات متحده از امضای قرارداد صلح که رسما به مناقشه پایان دهد، امتناع کرده است. تنش روز به روز بالا میگیرد. نیروهای کره شمالی، کره جنوبی و ایالات متحده در بالاترین وضع آماده باش قرار دارند.
حتی اگر همه طرفها بخواهند از این وضع جلوگیری کنند، شرایط طوری پراضطراب و تنش است که گویی صحنه، تنها برای شدت گرفتن آراسته شده است. تا وقتی که ایالات متحده، انگلیس، فرانسه و سایر قدرتها دارای سلاحهای اتمی هستند، این احتمال وجود دارد که کشورهایی که قبلا مستعمره بودهاند و اکنون هدف «تغییر رژیم» هستند، درصدد توسعه سلاحهای لازم برای دفاع از خود برآیند و به نظر میرسد که حق با آنها باشد.