تاریخ انتشار : ۰۷ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۳:۴۴  ، 
شناسه خبر : ۹۰۶۱۴

لطف‌الله میثمی
چهارم خرداد، سی و چهارمین سالگرد شهادت محمدحنیف‌نژاد و یارانش

در سال تحصیلی 40ـ1339 انجمن‌های اسلامی دانشجویان ایران وارد مرحله جدیدی شدند: "سازمان‌یافتگی" و "سراسری‌شدن".
این امر ویژگی بارز انجمن‌ها گشت و اما بارزتر از آن ویژگی دیگری بود که دانشجویان را به اصل و سرچشمه دین یعنی قرآن رهنمون می‌کرد و آن تولد نهضت قرآن‌مداری بود. چرا که مرحوم حنیف‌نژاد که خود مبتکر طرح سازمان‌یافتگی و سراسری‌شدن انجمن‌ها بود، اعتقاد داشت قرآن در آموزش‌های جاری مهجور مانده و می‌بایستی احیا و راهنمای عمل گردد.
بنابراین می‌توان گفت مزیت نسبی نهضتی که در انجمن‌های اسلامی دانشجویان آغاز شد بر دو مولفه استوار بود:
الف) قرآن‌مداری و ملی‌کردن دین، عمومی‌کردن فهم قرآن و پیوند با سرچشمه آن.
ب) زنده‌کردن و احیای اجتماعیات قرآن که به مراتب بیشتر از احکام فردی و فرعی مندرج در رساله‌ها بود.
این نهضت قرآنی روز به روز به سمت شکوفایی بیشتر می‌رفت تا بدانجا که علاوه بر جهان‌بینی، خواهان دستیابی به استدلال، روش و متد قرآنی نیز شد. روند مبتنی بر دو مولفه یادشده در 26 اردیبهشت 1340 با تشکیل نهضت‌آزادی ایران به رهبری دینداران سرشناشی چون آیت‌الله طالقانی، مهندس بازرگان و دکترسحابی تحکیم و تقویت شد و پس از عبور از فرازونشیب‌های مبارزه، زندان، محاکمه و دادگاه‌ها، تجربه پانزده خرداد 1342 و... در مسیر تداوم خود در سال 1344 به شکوفایی و نقطه‌عطف جدیدی رسید، چرا که مجاهدین بنیانگذار دریافتند که این نهضت فرهنگی ـ اسلامی از سه کمبود رنج می‌برد:
الف) فقر روش و استدلال و نیاز به دستیابی به متدلوژی و نحوه برخورد درست با مسائل و امور.
ب) فقر راهبردی و نیاز به دستیابی به دانش استراتژیک و استراتژی زمانمند و مرحله‌ای درست.
ج) فقر سازماندهی و نیاز به دستیابی به دانش سازماندهی و نهادینه‌کردن یک سازمان رهایی‌بخش.
آنها کار خود را با دو ویژگی درد دین و درد مردم شروع کرده و حالا در جریان عمل به نیازهای بالاتری رسیده بودند. مرحوم حنیف‌نژاد و یارانش در ادامه این نهضت برای دستیابی به توشه‌گیری روشمند از قرآن، به تدوین کتاب "شناخت" همت گماشتند. حنیف‌نژاد تلاش کرد تا با استناد به آیات قرآن، هم فقر روش و متدلوژی در جنبش اسلامی را برطرف کند و هم راه را بر آیندگان نبندد؛ وی معتقد بود شاید آیندگان فهم و توشه‌گیری بهتری از آیات قرآن داشته باشند، این راه باید باز باشد تا راه جمود و دگماتیسم بسته بماند.
مرحوم سعید محسن در سال 1350 می‌گفت: ما با الهام از قرآن و توشه‌گیری‌های مرحوم طالقانی از اصل حرکت، همبستگی پدیده‌ها، جهش و تضاد اجمالاً به دیالکتیک محصول علم و تجربه بشری رسیده‌ایم. وی می‌گفت ما این فهم قرآنی از دیالکتیک را ارتقا داده و با این دیالکتیک ارتقا یافته دوباره به قرآن برگشته و فهم جدیدی از قرآن پیدا کرده‌ایم و این دور می‌تواند تا ابد ادامه داشته باشد؛ چرا که دیالکتیک و قرآن هر دو اصل حرکت را تأیید می‌کنند و تعامل این دو حتی تا ابد به هیچ‌وجه ما را به بن‌بست نمی‌رساند.
بعد از شهادت مجاهدین بنیانگذار در خرداد 51 باز هم شاهد تلاش‌های سازمان‌یافته و بی‌وقفه‌ای در راستای دستیابی به توشه‌گیری روشمند از قرآن در زندان‌ها بودم؛ پاییز سال 51 در زندان قصر رساله‌ای باعنوان "دینامیسم قرآن" تدوین شد که سعی داشت به ساماندهی بحث محکم و متشابه در قرآن پرداخته و به نوعی کلیدی برای فهم قرآن ارائه دهد؛ اما این‌بار کلید فهمی که از خودِ قرآن الهام گرفته باشد. این رساله به زبان روز و قابل فهم برای عموم مبارزان تهیه شده بود که گرچه گام بزرگی در جهت دستیابی به متدلوژی قرآنی و توشه‌گیری روشمند از قرآن بود با وجود این نمی‌توانست از مفاهیم دیالکتیک تاریخی جدا باشد، به‌طوری‌که آیات محکم به‌عنوان زیربنا و آیات متشابه روبنا تلقی می‌شدند که در این انسجام آیه متشابه تابع آیه محکم می‌شد. این رساله جنب‌وجوشی در درون زندان‌ها و بیرون ایجاد کرد و زمینه‌ای شد برای غور و بررسی بیشتر. در شهریور 1352 بازمانده‌های سازمان در بیرون از زندان به جمع‌بندی جدیدی رسیدند. آنها با درک و مطالعه تفاسیر معروف و رایج متوجه شدند که اولاً: به آیات متشابه قرآن باید ایمان داشت ولی عمل نکرد. ثانیاً: در مورد محکمات نیز 17 نظر بنیاداً متفاوت وجود داشت به‌طوری‌که تعریف دقیق و راهنمای عملی از محکمات ارائه نمی‌شد.
به ‌دنبال این فهم بود که به این نتیجه نادرست رسیدند که قرآن نمی‌تواند راهنمای عمل باشد و بویژه در آن شرایط خاص که سازمان تحت فشارهای ساواک، ضداطلاعات و دربار وابسته به امپریالیسم و صهیونیسم بود نمی‌توانست 17 نظر بنیاداً متفاوت را وارد یک سازمان با مشی مسلحانه کند که نتیجه‌اش دعواهای فرقه‌ای با بار مسلحانه بود. از اینجا بود که قرآن از آموزش‌ها حذف و علم جایگزین آن شد؛ و در مراحل بعد نیز فلسفه علمی و با این اعتقاد که "علم" مساوی با "ماده" است به بیانیه تغییر ایدئولوژی در زمستان 1354 رسیدند.
مرحوم طالقانی که در آن سال‌ها در زندان اوین به‌سر می‌بردند برگه‌های بازجویی یکی از اعضایی را که تغییر ایدئولوژی داده بود، مطالعه کرده بودند. وی گفته بود ما بر ماده متحرک (دیالکتیک مادی) سوار می‌شویم و حرکت می‌کنیم، راه بشر و تجربه بشری را ادامه می‌دهیم، اگر قیامتی بود به راه انبیا می‌رسیم و اگر نه، چیزی از دست نداده‌ایم.
مرحوم طالقانی که در طول زندگی همواره در پیوند با مبارزان زمان خود بودند، این نقصان را به‌خوبی ریشه‌یابی کرده و کمبود تفکر مبارزان مذهبی را دریافته‌ بودند. ایشان با توشه‌گیری از سوره آل‌عمران ره‌گشایی عمیق و روشمندی در بحث محکم و متشابه ایجاد کردند که یکی از نوآوری‌های قرآنی ایشان محسوب می‌شود. به نظر نگارنده این سطور اگر مجاهدین در سال 1352 به چنین دستاوردهایی رسیده بودند دچار ساده‌گزینی‌های بعدی نمی‌شدند. آنان گرچه به کشف نارسایی‌ها در آموزش‌های جاری رسیده بودند ـ که کار بزرگی بود ـ ولیکن با از دست‌دادن هویت قرآنی دچار "اکنون زدگی" گشته و تحت‌تأثیر شرایط زمان گزینش‌های بعدی را انجام دادند و آن فاجعه که در اثر آن هژمونی نسل جوان و نواندیشی دینی از دست رفت، اتفاق افتاد.
نوآوری‌هایی که مرحوم طالقانی در عرصه فهم روشمند از قرآن و "کلید فهم کردن" آیات هفتم(1) و هشتم(2) سوره آل‌عمران انجام داده‌اند می‌تواند گامی در جهت درک روشمندتری از قرآن و رسیدن به افقی بالاتر باشد؛ بویژه که ایشان معتقدند آیه‌های هفتم و هشتم آل‌عمران را نباید در حوزه همین دو آیه محدود کرد بلکه این دو آیه کلید فهمی است برای تسری‌دادن به سراسر قرآن. در اینجا به اجمال آنها را بررسی می‌کنیم و امیدواریم خوانندگان با مراجعه به اصل آن(3) در جهت رشد و شکوفایی فرهنگ قرآنی قدم بردارند.
حضور عنصر زمان در متن دین
به اعتقاد مرحوم طالقانی کسانی که آیات محکم و متشابه را در دو دسته جداگانه طبقه‌بندی می‌کنند دچار اشتباه می‌شوند، چرا که در طول تاریخ این دسته‌بندی‌ها جای خود را تغییر داده، بعضی آیاتِ محکم، متشابه شده‌اند و برعکس. به عبارت دیگر ایشان معتقدند مرز بین آیات محکم و متشابه ـ به لحاظ مفسران ـ درطول زمان سیال و مواج بوده و این دسته‌بندی‌ها و جداسازی‌ها ما را به جایی نمی‌رساند. ایشان در پرتوی از قرآن به نقد دیدگاه‌هایی که درباره تعریف و رابطه محکم و متشابه مطرح شده‌، پرداخته‌ و تأکید می‌کنند آیات محکم و متشابه هر دو ازجانب خدا بوده و از این بابت هر دو محکم‌اند. محکم در متشابه موج می‌زند و این آیه محکم است که در بستر زمان به آیه متشابه تبدیل می‌گردد.
درحالی ‌که برخی بی‌سبب تلاش می‌کنند برای آیات متشابه فلسفه وجودی کشف کنند مرحوم طالقانی استدلال می‌کنند "متشابهات" لازمه نزول تدریجی قرآن و رمز جاودانه بودن آن است. برای تقریب به ذهن می‌توان درک ساده‌شده‌ای از ارتباط محکم و متشابه را در قالب دو نمونه بیان کرد:
1: فرمول آب H2O است. آ‌ب در یک شرایط از فشار و دما به ابر، بخار و در شرایط دیگر به باران، برف، تگرگ، یخ و... تبدیل می‌‌شود. پس آب در بستر زمان و مکان اشکال مختلف و متنوعی به خود می‌گیرد، ولی آب‌بودن آن عوض نمی‌شود و در تمام شرایط دو مولکول ئیدروژن و یک مولکول اکسیژن دارد.
2: شیر در شرایطی از دما و فشار به ماست و در شرایط دیگری به پنیر، سرشیر، خامه، کره و... تبدیل می‌شود ولی در تمامی شرایط حضور دارد. پس شیر در بستر زمان و مکان یعنی درجه حرارت، فشار و... به محصولات شیر تبدیل می‌گردد.
به اعتقاد مرحوم طالقانی حضور عنصر زمان در متن قرآن، رمز جاودانگی قرآن بوده و به همین دلیل می‌تواند راهنمای عمل بشر در تمامی ادوار تاریخ گردد. ایشان در جای دیگر، قرآن را قانون تکامل جهان، و جهان و تکامل آن را عینیت قرآن می‌داند و این‌طور نیست که یک جوینده راه و مومن به قرآن در بستر تحول و تکامل، هویت قرآنی خود را از دست بدهد. روشن است که مرحوم طالقانی با تعمق و تدبر در آیات قرآنی، ابهامات کسانی را که در سال‌های پیش از 1354 مطرح می‌شد، حل کرده‌اند؛ کسانی‌که می‌گفتند قرآن با تحول و تکامل سازگاری نداشته و در بستر تحول، قدسی بودن خود را از دست می‌دهد.
برخی به نقش زمان و مکان در احکام معتقدند درحالی‌که مرحوم طالقانی حضور عنصر زمان را در متن دین و در متن مکتب قرآن مطرح کرده‌اند چرا که نمی‌شود ما تحلیلی ارائه دهیم و بعد آن را در ظرف زمان و مکان ببریم. بدون عنصر زمان تحلیل درستی وجود نخواهد داشت.
به اعتقاد ایشان اصلی‌ترین و اساسی‌ترین حکم قرآن، رشد و گسترش امت‌ واحد می‌باشد و این از محکمات قرآن است که حضور آن را می‌توان در تمامی آیات متشابه دید؛ هر آیه‌ای در سیر نزول تدریجی و به عبارتی در بستر زمان گامی است در جهت تحقق و رشد و گسترش امت واحد.
تأویل در قرآن
مرحوم طالقانی مصدر ثلاثی مجرد تأویل را "اَول" به معنای "بازگشت" و نه بازگشت دادن می‌داند و معتقد است تمامی آیات (اعم از محکم و متشابه) و ما به‌ازای عینی آنها در طبیعت و تاریخ یک سیر بازگشت به خدا دارند و مفسر یا تأویل‌گر واقعی کسی است که از این سیر الی‌الله پرده‌برداری ‌کند. از نظر ایشان مفسر کسی نیست که یک دستگاه معرفتی و ذهنی را به استخدام خود درآورده و از طریق این دستگاه متشابه را به محکم ارجاع دهد.
این نوآوری در عرصه متد، انسان را از هرگونه اصالت ذهن دور کرده و او را به روند تسلیم به حرکت الی‌الله پدیده‌ها نزدیک می‌کند. نوآوری ایشان در این است که خدا را خالق قرآن اعم از آیات محکم و متشابه آن دانسته و به این طریق هر آیه‌ای یک سیر بازگشت به خدا دارد. ایشان برای تأویل، مبدأ مختصاتی قائل‌اند که همان خدای خالق ـ هستی‌ای که نیستی در آن گذری ندارد ـ است و در اینجاست که مرز تأویل مکتبی و غیرمکتبی مشخص می‌شود. از آنجا که طالقانی خدا را خالق آیات محکم و متشابه می‌داند لذا اسیر الفاظ نشده و هر آیه‌ ملفوظ به واقعیت خارجی آن و مبدأ خودش، خداوند، برگشت و تأویل داده می‌شود.
تزکیه و روشمندی
در عرصه متدلوژی یا روش شناخت، روش‌ها مختلف است: منطق ارسطو مبتنی بر اولیات بدیهی، دیالکتیک و انواع مختلف آن، هرمنوتیک و دیگر منطق‌ها در هر کدام از این روش‌ها، فرد می‌تواند با حفظ کردن و سپردن عبارات به حافظه، آنها را به کار برد و برای درک آنها الزاماً نیازی به تزکیه و خودسازی ندارد. اما در روش قرآنی، شیوه متفاوت است؛ از آنجا که خداوند ـ خالق آیات و پدیده‌ها ـ رکن اصلی این متد است و به‌طور مستمر بایستی آیات و پدیده‌ها را در راستای خداوند تأویل نمود بنابراین به کار بردن این متد با تزکیه و خودسازی مستمر همراه است. مرحوم طالقانی این بیان را در فراز "راسخان در علم" و "اولواالالباب" آیه هفتم و همچنین تمامی آیه‌ هشتم آل‌عمران شرح داده است. خداوند در این آیات می‌فرماید که راسخان در علم و اولواالالباب که قدرت تأویل مکتبی دارند آن دسته از انسان‌ها هستند که همیشه از خداوند می‌خواهند رحمت مستمر خویش را از آنها دریغ نفرماید تا مبادا بعد از هر مرحله هدایت، دچار لغزش شوند.
قانون‌اساسی و رژیم حقیقی
یکی از مزیت‌های نسبی قرآن که در دو آیه هفتم و هشتم آل‌عمران مطرح شده ـ و مرحوم طالقانی به توشه‌گیری از آن پرداخته ـ حضور جریان‌های کج‌دل، کج‌اندیش، فتنه‌گر و تأویل‌باف می‌باشد که هیچ قانونی را برنمی‌تابند حتی قانون قرآن با حضور شخصیت عظیمی چون پیامبر اکرم(ص) آن هم در اتصال به وحی.
این بیان به ‌قدری صریح و شفاف است که می‌تواند راهنمای ما در برخورد با هر قانون و قانون‌اساسی‌ای باشد، چرا که در کنار هر رژیم حقوقی یک رژیم حقیقی وجود دارد که وام‌دار منافع خویش است؛ اربابان زر و زور و تزویر که نه‌تنها هر چیزی، بلکه تک‌تک مواد قانون را در راستای منافع خویش تفسیر و تأویل نموده و فتنه‌گری و آشوب برپا می‌کنند. این پدیده را در زمان خودمان می‌توانیم "ابزار قانونی" بنامیم. مرحوم طالقانی معتقد است کج‌دلان، کج‌اندیشان، فتنه‌گران و تأویل ‌بافان نه‌تنها آیات متشابه را در راستای منافع فردی و طبقاتی خویش تأویل و تفسیر و تشابه می‌کنند، بلکه با آیات محکم نیز این‌گونه رفتار می‌کنند. در سیر دعوت انبیا نیز سه طبقه ملأ و مترف و مستکبر رویاروی آنها بودند و از منافع خویش دفاع می‌کردند، این پدیده به بهترین وجه در قرآن بیان شده است.
از سال 1372 به مدت دوسال، یک کار دسته‌جمعی برروی توشه‌گیری‌های مرحوم طالقانی از آیه 7 و 8 آل‌عمران انجام شد که نتیجه آن کتابی بود با نام "محکمِ متشابه و متشابه محکم". این کتاب به تعداد 70 نسخه تکثیر و به‌منظور نظرخواهی برای صاحب‌نظران فرستاده شد. پس از اعمال نظر صاحب‌نظران برای بار دوم به تعداد 100 نسخه تکثیر و برای عده‌ بیشتری ارسال شد. پس از جمع‌آوری مجدد پیشنهادات و اعمال آنها و برگزاری جلساتی جهت مباحثه و نقد و بررسی، این کتاب در حال حاضر آماده چاپ و در پی کسب مجوز برای انتشار است. چشم‌انداز ایران در ارتباط با این مقاله نیز، مثل همیشه از دریافت انتقادات و پیشنهادات خوانندگان عزیز استقبال می‌کند و امیدوار است که این کتاب نیز به‌زودی در دسترس خوانندگان گرامی قرار گیرد.